دانلود پایان نامه

نماید، البته در چهارچوب قوانین اسلام…. زنان همان طور که قبلاً گفتم می‏توانند در ارتش باشند. آن‌چه اسلام با آن مخالف است و آن را حرام می‏داند فساد است، چه از طرف زن باشد و چه از طرف مرد فرقی نمی‏کند».
امام رأی دادن و رأی گرفتن را نیز حق زن دانسته و وقتی از ایشان سوال شد: نقش زنان در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ آیا مثلاً در امور کشور هم شرکت خواهند داشت؟ برای مثال وکیل و وزیر خواهند شد ـ البته اگر استعداد و لیاقتی نشان دهند؟ امام جواب دادند:
«زنان هم‌چون مردان در ساختن جامعۀ اسلامی فردا شرکت دارند. آنان از حق رأی دادن و رأی گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخیر ایران، زنان ایران نیز سهمی چون مردان دارند. ما همه‏گونه آزادی را به زن خواهیم داد. البته جلوی فساد را می‏گیریم و در این مورد دیگر بین زن و مرد فرقی نیست».
زمانی که از امام سوال شد: به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلاً چیزی روی سر داشته باشند یا نه؟ امام فرمودند:
«شما [زنان] آزادید در کارهای صحیح. در دانشگاه بروید و هر کاری را که صحیح است بکنید؛ و همۀ ملت در این زمینه‏ها آزادند. اما اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملت ـ خلاف ملیت ـ بکنند، جلوگیری می‏شود؛ و این، دلیل بر مترقی بودن است».
امام بر آزادی حضور زنان در دانشگاه‌ها، ادارات و مجلسین نیز تأکید داشته و در جواب سوال خانم جورجی گایر از روزنامۀ لوس‏آنجلس تایمز که از امام پرسید: در مورد مسائل اجتماعی، حضرت آیت‏اللّه‏ حضور زنان را در دانشگاه و یا کار کردن آنان در جامعه چگونه می‏بینید؟آیا برای‏آن‌ها شما محدودیت‌هایی قائل می‏شوید که الآن در جامعه کنونی وجود ندارد. و نظر حضرت عالی در مورد کنترل موالید و تحصیل زنان و مردان در دانشگاه به صورت مخلوط چیست؟ امام فرمودند:
«زنان در جامعۀ اسلامی آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچ وجه جلوگیری نمی‏شود. از چیزی که جلوگیری می‏شود فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند و برای هر دو حرام است. راجع به موالید، تابع آن است که حکومت چه تصمیمی بگیرد».
امام در پاسخ خبرنگار فرانسوی در مورد حجاب اجباری نیز می‌گویند:
«حجاب به معنای متداول میان ما، که اسمش حجاب اسلامی است، با آزادی مخالفتی ندارد؛ اسلام با آن‌چه خلاف عفت است مخالفت دارد. و ما آنان را دعوت می‏کنیم که به حجاب اسلامی رو آورند».
امام در پاسخ نمایندۀ سازمان عفو بین‏الملل که پرسید: از نظر اسلامی، زنان تا چه حد مجازند در ساختمان بنای حکومت اسلامی شرکت نمایند؟ فرمودند:
«زنان از نظر اسلام نقش حساسی در بنای جامعۀ اسلامی دارند و اسلام زن را تا حدی ارتقاء می‏دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی، می‏تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسئولیت‌هایی را به عهده بگیرد».
ایشان هم‌چنین بر لزوم حضور زنان در عرصه سیاست‌گذاری نیز تأکید داشته و می‌فرمودند: «الآن ما مبتلای به قانون اساسی هستیم و خبرگان این قانون اساسی، آن‌هایی که باید این قانون اساسی را تصویب کنند، هرکس هر نظری در قانون اساسی دارد؛ الآن باید این نظر را بدهد و ننشیند تا این‌که دیگران نظر بدهند برای او. هم شما بانوان محترم و هم سایر طبقات، چه از طبقات روحانی باشند یا از طبقات دیگر، نباید مهلت بدهند به دیگران که آن‌ها نظر بدهند و ما بنشینیم صبر بکنیم ببینیم چه خواهد شد. تکلیف فعلی ما این است که نظرهایی که داریم در قانون اساسی آن‌ها را بنویسیم و به آن محلی که باید داد که مجلس سناست بدهیم».
امام برای زنان آزادی را هم‌چون مردان می‌خواستند:
«این آزادی که الآن برای ملت ما هست، برای زن، برای مرد، برای نویسنده‏ها، این آزادی است در کلیۀ اموری که این امور به نفع خود شما هست. شما آزادید بیایید بیرون مطالبتان را بگویید؛ انتقاد از دولت بکنید؛ انتقاد از هرکس که پایش را کج گذاشت بکنید. هیچ کس نیست که به شما بگوید چرا؟ بروید در جهاد سازندگی؛ با ملت خودتان بروید و همراهی کنید آزادید، می‏روید می‏کنید. تمام چیزهایی که در رشد انسان، در رشد خواهرها و برادرها، و این کودک‌های عزیز، دخالت دارد، این‌ها همه آزاد هستند».
تمام این دیدگاه و پرسش و پاسخ‌ها ما را به این نتیجه می‌رسانند که امام خمینی جای‏گاه والایی را برای زنان چه در اقتصاد، چه در سیاست، چه در فرهنگ، قائل بوده و آینده‌ای را نوید داده بودند که در آن زنان به جای‏گاه والای انسانی خویش دست خواهند یافت، به عنوان یک انسان و همپای مردان و حق دارند در همه‌ی عرصه‌های علمی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و مدنی مشارکت و فعالیت کنند و بارها و بارها تأکید داشته‌اند که این حقوق چه برای زنان و چه برای مردان به‌طور یکسان محقق خواهند شد و مکرراً در طی سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و نشست‌های خویش تأکید کرده‌اند که زنان اجازه حضور در همه‌ی عرصه‌ها را برابر با مردان خواهند داشت.
گفتار دوم: دیدگاه تفاوت محور جنسیتی
دومین دیدگاه، دیدگاه تناسب‌محور و به عبارتی دیدگاه تفاوت‌محور می‌باشد. در این دیدگاه زن به تناسب نقشی که در خانواده دارد تعریف میشود و بر نقش او در جای‏گاه یک مادر یا همسر تأکید می‌گردد. و زن به نسبت نقشی که دارد هویت پیدا می‌کند و این نقش مادری و همسری برای یک زن از اهمیت و ارزش بیشتر و پررنگ‌تری برخوردار می‌باشد.
1. سفارش در مورد مادران
امام خمینی در نامه‌ای به مرحوم حاج سید مصطفی خمینی در مورد مادرشان این‌گونه سفارش کرده‌اند:
«مادر خیلی احتیاج به خدمت دارد ، باید از هر حیث، مادی و معنوی رضایت او را به دست آورید، نگذارید نگرانی پیدا کند، راحتی او را فراهم کنید».
2. تأکید بر نقش مادری
امام خمینی می‌فرمایند:
«خواهران من، کوشش کنید که فرزندان خودتان را خوب تربیت کنید؛ کوشش کنید که فرزندان خودتان را با ایمان و با اراده تربیت کنید؛ کوشش کنید که فرزندانی تحویل جامعه بدهید که برای اسلام مفید باشند. فرزندان، از مادران بیشتر حرف را قبول می‏کنند؛ دلبستگی فرزندان به مادران از هر کس دیگر بیشتر است؛ شما بهتر می‏توانید بچه‏ها را تربیت کنید. بچه‏هایی که الآن در دامن شما هستند فردا در جامعه هستند؛ مقررات مملکت ممکن است به دست آن‌ها باشد».

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هم‌چنین ایشان خدمت مادر را بالاترین خدمات عنوان می‌کنند:
«نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه بانوان علاوه بر این‌که خودشان یک قشر فعّال در همۀ ابعاد هستند، قشرهای فعّال را در دامن خودشان تربیت می‏کنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلّم بالاتر است، و از خدمت همه کس بالاتر است. و این امری است که انبیا می‏خواستند. می‏خواستند که بانوان قشری باشند که آن‌ها تربیت کنند جامعه را، و شیر زنان و شیر مردانی به جامعه تقدیم کنند».
«از اول بنابراین بود که نگذارند انسان درست بشود، که مبادا این‌ها منافعشان از دستشان برود. آن‌که می‏تواند منافع را از دست این‌ها ببرد انسان است. انسانی که می‏تواند منافع این‌ها را به باد فنا بدهد آن در دامن فضیلت مادرها تربیت می‏شود. از اینجا شروع می‏شود. مادر و مادر بودن و اولاد تربیت کردن بزرگ‌ترین خدمتی است که انسان به انسان می‏کند. این را کوچکش کردند. این را منحطش کردند. این خیانت را به جامعۀ ما کردند. مادر بودن را در نظر مادرها منحط کردند. در صورتی که اشرف کارها در عالم مادر بودن است و تربیت اولاد. همۀ منافع کشور ما از دامن شما مادرها تأمین می‏شود. و این‌ها نمی‏خواستند بشود…شماها پیش بردید این نهضت را. شماها هستید که می‏توانید مملکت را نجات بدهید با تربیت اولاد. تربیت اولاد را پیش شما کوچک کردند. تربیت اولاد بالاترین چیزی است که در همۀ جوامع از همۀ شغل‌ها بالاتر است. هیچ شغلی به شرافت مادری نیست. و این‌ها منحط کردند این را. این خیانت بزرگی است که به ما کردند، و به ملت ما کردند. مادرها را منصرف کردند از بچه‏داری … بچه‏داری را یک چیز منحطی حساب کردند؛ در صورتی که از دامن همین مادرها مالک اشتر پیدا می‏شود. از دامن همین مادرها حسین بن علی پیدا می‏شود. از دامن همین مادرها اشخاص بزرگ پیدا می‏شوند که یک ملت را نجات می‏دهند. این‌ها این را منحطش کردند. شما را به یک صورتی می‏خواهند حفظ کنند. مادرها را اگر بتوانند به صورت عروسک در آورند. عروسک! که هیچ کار نداشته باشد به سرنوشت ملت خودش. هیچ کاری به این نداشته باشد که سرنوشت این ملت باید چه بشود، و من چه نقشی دارم در سرنوشت این ملت».
ایشان در جمع گروهی از بانوان دارالمؤمنین ساری به سهم زنان در نهضت و نیز پرورش فرزندان اشاره کرده فرمودند:
«شماها که در زمان خود بزرگان را می‏پرورانید؛ شما که وظیفه مادری دارید و این بزرگ‌ترین وظیفه است که اسلام به آن احترام گذاشته است؛ مادرانی که فرزندانی تربیت می‏کنند که آتیه ملت را حفظ می‏کند. شما ـ مادران ـ خودتان در این نهضت شریک بودید؛ و بانوان شریک هستند در این نهضت و در این مبارزه. الآن هم شریک هستند. ما از این به بعد هم محتاج به وجود شما هستیم. و مباهات می‏کنیم به وجود شما که در راه اسلام آن‌طور با تصمیم و عزم راسخ همراهی کردید با اسلام و مسلمین. خداوند شماها را حفظ کند. و من از شما تشکر می‏کنم و به شما دعا می‏کنم».

امام هم‌چنین در حضور جمعی از بانوان قم خطاب به زنان فرمودند:
«تهذیب کنید بچه‏های خودتان را؛ تربیت کنید، تربیت‌های اسلامی. اسلام از شما این معنا را می‏خواهد که بچه‏های خودتان را در دامن‌های خودتان مهذب کنید؛ و دامن خودتان را منوّر کنید به نور این بچه‏های اسلامی که این‌ها فرزندان اسلامند و بعد از این، مقدرات اسلام و مملکت خودتان به دست آن‌هاست. من از شما تشکر می‏کنم از این‌که در نهضت ما کوتاهی نکردید و هم‌دوش با مردها قیام کردید، و از این‌که کمک به مستمندان نمودید. خداوند به شما سعادت و سلامت در دو دنیا عنایت کند».
ایشان شرافت مادری را ارج می‌نهادند و مسئولیت آنان را یادآور می‌شدند:
«بانوان محترم! مسئولید همه؛ مسئولیم همه. شما مسئول تربیت اولاد هستید؛ شما مسئولید که در دامن‌های خودتان اولاد متقی بار بیاورید، تربیت کنید، به جامعه تحویل بدهید. همه مسئول هستیم که اولاد را تربیت کنیم؛ لکن در دامن شما بهتر تربیت می‏شوند. دامن مادر بهترین مکتبی است از برای اولاد. مسئولیت دارید نسبت به فرزندان خود، مسئولیت دارید نسبت به کشور خودتان. و شما می‏توانید بچه‏هایی تربیت کنید که یک کشور را آباد کنند. شما می‏توانید بچه‏هایی را تربیت کنید که حفاظت از انبیا بکنند؛ حفاظت از آمال انبیا بکنند. شما هم خود حافظ باید باشید و هم نگهبان درست کنید. نگهبان، اولاد شما هستند؛ آن‌ها را تربیت کنید. خانه‏های شما باید خانۀ تربیت اولاد باشد. منزل علماست منزل شما؛ و منزل تربیت علمی، تربیت دینی، تهذیب اخلاق. توجه به سرنوشت این‌ها بر عهدۀ پدران است و بر عهدۀ مادرها. مادرها بیشتر مسئول هستند؛ و مادرها اشرف هستند. شرافت مادری از شرافت پدری بیشتر است. تأثیر مادر هم در روحیه اطفال از تأثیر پدر بیشتر است».
«شما خانمها شرف مادری دارید، که در این شرف از مردها جلو هستید؛ و مسئولیت تربیت بچه در دامن خودتان دارید. اول مدرسه‏ای که بچه دارد، دامن مادر است. مادرِ خوب، بچۀ خوب تربیت می‏کند؛ و خدای نخواسته، اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان توی دامن مادر، منحرف بیرون می‏آید. و چون بچه‏هل آن علاقه‏ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند، و در دامن مادر که هستند تمام …آرزوهایی که دارند خلاصه می‏شود در مادر و همه چیز را در مادر می‏بینند، حرف مادر، خُلق مادر، عمل مادر، در بچه‏ها اثر دارد. لامحاله یک بچه در دامن مادر ـ که اول کلاس است ـ این دامن اگر یک دامن طاهر پاکیزۀ مهذب باشد، بچه از همین اول که دارد رشد می‏کند، با آن اخلاق صحیح و با آن تهذیب نفس و با آن عمل خوب رشد می‏کند. بچه وقتی در دامن مادرش هست، می‏بیند مادر اخلاق خوش دارد، اعمال صحیح دارد، گفتار خوش دارد، این بچه از همان جا اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر ـ که از همۀ تقلیدها بالاتر است ـ و به تزریق مادر ـ که از همۀ تزریق‌ها مؤثرتر است ـ تربیت می‏شود.شما این مسئولیت بزرگ را دارید که باید بچه‏های خودتان را که نوزاد هستند، و نفوسشان … تربیت را زود قبول می‏کند، خوب و بد را زود قبول می‏کند، شما از اول که این بچه‏ها در دامان شما بزرگ می‏شوند، مسئول افعال و اعمال آن‌ها هم شما هستید. همان طوری که اگر یک بچۀ خوب تربیت کنید ممکن است که سعادت یک ملت را همان یک بچه تأمین کند، اگر یک بچۀ بد هم ـ خدای نخواسته ـ در دامن شما بزرگ بشود، ممکن است که یک فساد در جامعه پیدا بشود. گمان نکنید که یک بچه است؛ یک بچه گاهی وقت‌ها در جامعه، وقتی که وارد شد، در رأس جامعه واقع می‏شود، و محتمل است که بچۀ یک فقیر، یک‌وقت در رأس جامعه واقع بشود. اگر این بچه‏ای که شما تربیت کردید یک تربیت صحیح باشد و آن‌وقت آن بچه در رأس جامعه واقع بشود، یک ملت را سعادتمند می‏کند؛ و آن شرفش مال شماست؛ یعنی شما این سعادت را برای یک ملت بیمه کردید. و اگر خدای نخواسته به عکس باشد: یک بچه‏ای در[دامن] مادر تربیتش تربیت اسلامی نباشد، تربیت انسانی نباشد، انحراف داشته باشد، این ممکن است که بعدها یک جامعه را به فساد بکشد. خیال نکنید یک آدم است. گاهی یک آدم، یک ده را خراب می‏کند؛ گاهی یک آدم یک شهرستان را خراب می‏کند؛ گاهی یک مملکت را خراب می‏کند. رسالت مادری و معلمی این تربیت هم از دامن شما خانم‌ها باید شروع بشود. از دامن شما باید این مطلب شروع بشود که بچه‏ها را تربیت کنید، یک تربیت صحیح اسلامی. به اینکه خودتان وقتی بچه در دامنتان هست، همراهتان هست، همۀ چشم و گوشش به فعل و قول شماست، از شما دروغ نشنود بعد دروغ‌گو درآید از کار. اگر این دید مادر دروغ می‏گوید، بعد هم دید پدر دروغ می‏گوید، این دروغ‌گو می‏شود. اگر دید مادر آدم صحیحی است، پدر آدم صحیحی است، این صحیح بار می‏آید. این صحیح که بار آمد، شما تحویل مدرسه می‏دهید. اگر معلم یک معلم صحیحی باشد، از مدرسه این افراد صحیح بیرون می‏آیند؛ و یک جامعه صحیح می‏شود. و تأکید داشتند که: «دامن مادر بزرگ‌ترین مدرسه‏ای است که بچه در آن‌جا تربیت می‏شود. آن‌چه که بچه از مادر می‏شنود غیر از آن چیزی است که از معلم می‏شنود. بچه از مادر بهتر می‏شنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت می‏شود تا در جوار پدر؛ تا در جوار معلم. این یک وظیفۀ انسانی است، یک وظیفۀ الهی است، یک امر شریف است؛ انسان درست کردن است».
امام خمینی وظیفۀ مادران را در راستای وظیفۀ انبیا می‌دانستند؛
«انبیا آمده‏اند که انسان درست کنند، انبیا مأمورند که افراد راـ افرادی که بشر هستند و از همین با حیوانات فرق ندارندـ آمده‏اند که این‌ها را انسان کنند؛ تزکیه کنند، مزکی کنند؛ پاکیزه کنند. شغل انبیا همین است و باید شغل مادرها همین باشد نسبت به بچه‏هایی که در دامنشان هست. بچه‏ها را از آن اول که در دامنشان هست تزکیه کنند. آن‌ها با اخلاق خوب، با اعمال خوب در آنجا بچه‏ها بهتر تربیت می‏شوند. در دامن مادر، بچه‏ها بهتر تربیت می‏شوند تا در پیش استاد. آن علاقه‏ای که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و آن چیزی که در بچگی از مادر می‏شنود یا می‏بیند، آن نقش می‏بندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست. مادرها باید توجه به این معنا بکنند که این بچه‏ها را خوب تربیت کنند، مزکّی تربیت کنند؛ یک مدرسۀ علمی ـ ایمانی باشد دامن‌هایشان، و این یک مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها می‏آید. و از کس دیگر نمی‏آید. آن‌قدری که بچه از مادر چیز می‏شنود از پدر نمی‏شنود. آن‌قدری که اخلاق مادر تأثیر دارد در بچۀ کوچولوی نورس و به او منتقل می‏شود از دیگران نمی‏شود، مادرها


دیدگاهتان را بنویسید