دانلود پایان نامه

چرا که نگهبان محله در این مناطق باعث افزایش ترس می‌شود، اگر چه در محله‌های واقع در منطقه ای که میزان جرم بالا و میزان ترس از جرم کم است، نگهبان محله مخصوصاً می تواند یک پاسخ مناسب باشد، زیرا ممکن است به طور همزمان به کاهش جرم کمک کند و باعث محتاط تر شدن ساکنان شود و همچنین در مناطقی که میزان جرم وترس بالا است، پتانسیل کاهش جرم و کاهش ترس آن می تواند سودمند باشد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در سال 2001 بالغ بر 150 منطقه شهرداری در هلند دارای نگهبان محله می‌باشند. نگهبان محله در هلند بر روی پیش گیری از جرم و رفتارهای ضد اجتماعی متمرکز شده اند. وظیفه نگهبانان محله عبارت است از :
حضور آشکار؛
مهار کردن رفتارهای ضد اجتماعی؛
عمل کردن به عنوان چشم و گوش سایر سازمانهای اجتماعی.
نگهبان محله از طریق برخورد با حوادث خُرد و کم اهمیت به پلیس کمک می‌کند که بیشتر وقت و نیروی خود را صرف پاسخ گویی به جرایم جدی کند. افراد جامعه معتقدند که حضور نگهبان محله تأثیر موثر و پایداری بر کاهش ترس از جرم آن‌ها داشته است.
بند سوم ) اطلاع رسانی
انجام تدابیر پیشگیرانه صرف توسط پلیس، اثر محدودی در زمینه پیشگیری از جرم دارد، اما در صورتی که پلیس در کنار این اقدامات، اطلاع رسانی انتظامی را در دستور کار خود قرار دهد و به جامعه منتقل کند، اثرات پیشگیرانه اقدامات پلیس تشدید شده و طیف وسیعی از مردم را تحت پوشش قرار خواهد داد.
پلیس از طریق برگزاری جلسات اجتماعی برای گفت و گو با ساکنان محله و فراهم کردن اطلاعات جنایی برای عموم مردم از طریق اینترنت، نقشه‌های جرم و بروشورها این امکان را فراهم می‌کند که آنها بهتر بتوانند از خودشان محافظت کنند.
بسیاری از ادارات پلیس تاکنون آموزش‌های پیشگیرانه از جرم برای تجار در مورد نحوه محافظت از کار و کسب شان در برابر جرایم بازرگانی، باری ساکنان محله در مورد محافظت از منزلشان در برابر سرقت، برای مقامات مجتمع‌های مسکونی در مورد نحوه مداخله در مورد بی نظمی، برای کودکان و نوجوانان در مورد نحوه برخورداری از امنیت و غیره را برگزار کرده اند.
یک مثال امیدوار کننده از برنامه پلیس جامعه محور در ایالت بالتیمور است. جسدی در محله کشف می‌شود و ساکنان به سرعت نگران و مضطرب می‌شوند. تحقیقات محلی نشان داد که آن شخص در واقع در جایی دیگر به قتل رسیده و شخص مرده هیچ ارتباطی با محله نداشته و ظاهراً به طور تصادفی در آن جا رها شده بوده است. افسران جامعه محور فوراً به درب منزل‌ها رفته تا این اطلاعات را به آگاهی ساکنان محله برسانند و به نظر رسید از شدت ترس‌ها کاسته شد. این سرعت عمل در رویکرد فرد محور احتمالاً بسیار موثر تر از آن بود که پلیس موضوع را از طریق مطبوعات انتشار می داد یا این اطلاعات را در ماهنامه بعدی می گنجاند.

بند چهارم ) حمایت از بزه دیدگان
بررسی‌ها نشان می دهد که بزه دیدگی سابق تأثیر مثبتی بر ترس از جرم دارد. در زمینه نوع بزه دیدگی از حیث مستقیم و غیر مستقیم باید بیان داشت که تجربه بزه دیدگی مستقیم می تواند اضطراب فرد را بالا ببرد، چرا که رویدادهای جنایی در روان فرد به عنوان یک واقعیت ملموس جلوه می‌کند و از این رو منجر به افزایش ترس از جرم می‌شود. در بیش تر موارد بزه دیدگان نزدیکان خود را از تجربه خود آگاه می‌کنند. این مهم به ویژه در جرایم خشونت آمیز باعث افزایش ترس از جرم نزدیکان بزه دیده خواهد شد.
در نتیجه گفت و گو و اطلاع از جرائم به ویژه جرائم خشونت آمیز باعث گسترش ترس در بین اطرافیان بزه دیده می‌شود، چرا که چنین اطلاعاتی در تصور فرد از دنیای پیرامون موثر بوده و در نتیجه باعث بالا رفتن ترس و نگرانی آن‌ها از جرم می‌شود.
به این دلیل بزه دیده که در اثر جرم دچار آسیب‌های گوناگون مادی و معنوی می‌شود و ابتدا به پلیس مراجعه می‌کند، نیازمند آن است که اولین نهادی که با او سروکار دارد، در جهت حمایت از او وکاستن از دامنه آسیب‌هایی که از ناحیه جرم متوجه او شده است، اقدامات شایسته ای انجام دهد. پلیس نقش مهمی در کاهش آسیب‌های مادی و معنوی بزه دیده و حمایت قانونی از او دارد. این حمایت می تواند به صورت توجه به حقوق و کرامت انسانی بزه دیده، توجه به نگرانی و آلام بزه دیده، ابراز همدردی با او، شناسایی و دستگیری مجرم و حمایت قانونی از بزه دیده متجلی شود.
پلیس می تواند از طرق زیر نسبت به حمایت از بزه دیدگان اقدام نماید :
ارجاع افراد و خانواده‌های در معرض خطر به نهادهای مناسبی مانند مسکن، ترک اعتیاد به الکل و مواد مخدر، مداخلات اوان کودکی، برنامه‌های مرتبط به والدین، ارائه مشاوره برای افراد مورد سوء استفاده جنسی. در کبک 15 سازمان عمومی وجود دارد که به عنوان مراکز کمک به بزه دیدگان نامیده می‌شوند که خدمات مستقیم و فوری به بزه دیدگان، خانواده آنها و شاهدان جرم ارائه می‌کنند. مراکز حمایت از بزه دیدگان از نزدیک با مأموران پلیس، دادگستری و شبکه خدمات بهداشتی، اجتماعی و سازمان‌های عمومی همکاری می‌کند.

برقراری سیستم ویژه ای برای حمایت از بزه دیدگان در درون اداره پلیس به عنوان راهی برای پاسخگویی به نیاز بزه دیدگان در ادارات پلیس. در فرانسه از سال 1990 تاکنون مددکاران اجتماعی در ادارات پلیس در شهرهای معین حضور دارند آنان خدماتی شامل کمک اولیه به بزه دیدگان خاص، برقراری ارتباط میان بزه دیدگان و ارائه خدمات اجتماعی و. . . را به بزه دیدگان ارائه می دهند.
از آنجا که پلیس نمی تواند لایه محافظتی را برای هر قربانی مستعد جرم فراهم کند، یک رویکرد حمایت شده از سوی پلیس جامعه محور به دنبال همکاری با نگهبانانی است که نسبت به قربانیان مکرر جرم دارای تعهد و مسئولیت هستند. نگهبانان می توانند افرادی همچون والدین، فرزندان، همسران، معلمان، مربیان و افراد دارای نقش‌های رسمی و غیر رسمی‌باشند که می توانند از افراد آسیب پذیر حمایت کنند.
در خصوص رابطه بین پلیس جامعه محور و کاهش ترس از جرم تحقیقات متعددی انجام شده است و اکثر آن‌ها به این نتیجه رسیدند که پلیس جامعه محور نقش مهمی در کاهش ترس از جرم و افزایش احساس امنیت شهروندان دارد. اخیراً ژائو و همکارانش تمام مطالعات پژوهشی در زمینه کاهش ترس از جرم پس از انجام استراتژی‌های امور پلیسی جامعه محور صورت گرفته است را مورد بررسی قراردادند. از 50 پژوهش بررسی شده، چنین یافت شد که 31 راهبرد انجام شده منجر به کاهش ترس شده، 18 مورد از راهبردها در کاهش ترس تأثیری نداشته است و تنها یک مورد از راهبردها منجر به افزایش ترس شده است. آنها اظهار داشتند چنان چه پلیس مداخله فعالانه و مشارکت مداری با جامعه محلی داشته باشد، در کاهش ترس از جرم بسیار موثر است.

مبحث دوم : پلیسی گری مکان محور، مبانی نظری و برنامه‌های عملی آن با هدف کاهش ترس از جرم
افرادی که در مناطق جرم خیز زندگی می‌کنند، نگرانی ویژه ای از جرم و بی نظمی در محل زندگی خود دارند و به طور دلهره آمیزی از جرم میترسند. به این ترتیب در سالهای اخیر متخصصان علوم پلیسی و جرم شناسان بر متمرکز کردن اقدامات امنیتی بر نقاط جرم خیز تأکید کرده اند. منطقی به نظر میرسد که پلیس برای مهار روند رو به رشد جرایم و برقراری امنیت در میان شهروندان، منابع خود را در نقاطی که بیشترین جرایم در آنها رخ میدهند، متمرکز کنند. در این صورت جرایم و مشکلات ناشی از آن در اینگونه مناطق، کاهش چشمگیری خواهد داشت.
در این مبحث پس از بررسی مفهوم مکان‌های جرم خیز و تبیین رویکرد مکان محوری در سازمانهای پلیس، این امکان فراهم خواهد شد تا راهبردهای مورد استفاده در این مدل را تشریح نماییم.
گفتار نخست:کانون‌های جرم خیز و تاریخچه پلیسی گری مکان محور در سازمانهای پلیس
بند نخست) مفهوم کانون‌های جرم خیز
اصطلاح «کانون‌های جرم خیز» که معنای لغوی آن به انگلیسی «نقاط داغ» است، از علم زمین شناسی اقتباس شده است و به محل‌هایی اطلاق می‌شود که محل خروج ماگما و مواد مذاب آتشفشانی است. این واژه برای اولین بار توسط شرمن، کارتین و برگر در سال 1989 برای تحلیل مکانی بزهکاری استفاده شد. این واژه بیان گر یک مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بسیار بالا است. حدود این مکان می توان بخشی از یک شهر، یک محله، چند خیابان مجاور هم یا حتی ممکن است یک خانه یا یک مجتمع مسکونی باشد. شرمن اعتقاد دارد در گره‌های شهری مانند پایانه‌های مسافر بری، ایستگاه‌های حمل و نقل و برخی گذرگاه‌ها و معابر و یا برخی مناطق حاشیه ای شهر احتمال شکل گیری کانون‌های جرم خیز بیش تر است.
مرکز کاهش بزهکاری متعلق به وزارت کشور انگستان، کانون جرم خیز را به شرح ذیل تعریف کرده است :
«یک ناحیه جغرافیایی که در آن وقوع بزه از حد متوسط بالاتر است یا ناحیه ای که وقوع بزهکاری در آن نسبت به توزیع جرم در کل ناحیه متراکم تر است. » مطابق این تعریف کانون جرم خیز محدوده‌های مشخص و معینی است که سهم زیادی از کل جرایم در کل محدوده مورد مطالعه به خود اختصاص داده است.
تعاریف دیگر کانون‌های جرم خیز به شرح ذیل است:
محدوده جغرافیایی کوچکی است که جرم در آن متمرکز شده است. مثل چهارراه، گذرگاه‌های بن بست، پارکها و نقاط کور.
چنان چه محدوده ای از نظر مقیاس و ابعاد جغرافیایی کوچک باشد اما از نظر وقوع جرایم در زمان، دارای جرائم بیش تری نسبت به محدود پیرامونی خود باشد به این محدوده کوچک «ابرکانون جرم خیز » اطلاق می‌شود.
هریس در کتاب خود سه معیار برای تشخیص و تعیین حدود نقاط جرم خیز بیان می‌کند. وی فراوانی بزه، کوچک بودن محدوده محل وقوع جرائم و محدودیت زمانی برای تکرار بزه را از جمله معیارهای تعیین کننده محدوده جرم خیز ذکر نموده است. گفتنی است که میان دانشمندان بر سر تعداد و فراوانی بزه در مکان‌های جرم خیز وحدت نظر وجود دارد اما بر سر وسعت محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی اختلاف نظر وجود دارد. وسعت مکان‌های جرم خیز تابعی از جمعیت انسانی و شرایط وضعی است. گوایدی و همکارانش معتقدند که اندازه معمولی مکان‌های جرم خیز بسته به شرایط وضعی، جمعیت و فعالیت روزمره میان 100 تا 300 متر است. برخی دیگر معتقدند که برای شناخت مکان‌های جرم خیز بهتر است که به جای معیار وسعت جغرافیایی، از معیار نرخ جرم استفاده شود. اما معیار نرخ جرم بدون مشخص کردن این که جرایم در چه وسعتی از مکان واقع شده است، نامفهوم می نماید. به این دلیل به نظر می رسد بهتر است از هر دو معیار استفاده شود.
برخی محدوده جرم خیز را یک ساختمان و برخی وسعت آن را یک مایل مربع یا یک محله دانسته اند. در تعریف دوره زمانی نیز از یک هفته تا یک سال اختلاف نظر است.
اصطلاحات فرعی دیگری نیز در ارتباط با کانون‌های جرم خیز ارائه گردیده است که عبارتند از :
نقاط جرم خیز: به محدوده‌های مشخص با ابعادی کوچک تر از مکان‌های جرم خیز اطلاق می‌شود. در واقع این واژه به تمرکز جرم در برخی از مکان‌های شهری اشاره دارد و نشان دهنده آن است که در برخی نقاط مشخص (مثلاً یک مغازه) به دفعات عمل مجرمانه تکرار می‌شود.
مسیرهای جرم خیز : به محدوده‌های وسیعتری از نقاط جرم خیز گفته می‌شود و دلالت بر تمرکز بزهکاری در طول یک خیابان یا مسیر عبور و مرور دارد.
نواحی جرم خیز : منطقه ای جغرافیایی که نوعاً وسعت بیش تری از مکان جرم خیز دارد. نمونه ای از منطقه با نرخ بالای جرم را می توان در پروژه‌های مسکن عمومی، پارک‌ها و مناطق تجاری که نسبت به مناطق مشابه، نرخ جرم بالاتری را به خود اختصاص داده اند، مشاهده کرد. تحقیقات میدانی نشان می دهند که مناطق با نرخ جرم بالا دارای نرخ چشمگیری بزه دیدگی مکرر هستند.
در این زمینه بند‌های 10 و 14 ماده 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1369 با بیان عبارت «مراقبت و کنترل مرز‌های جمهوری اسلامی ایران» و «نظارت بر اماکن عمومی» می تواند تا حدودی توجه قانون گذار را به این گونه مسیرها و اماکن نشان دهد.
با در نظر گرفتن تعاریف فوق می توان دریافت تحلیل جغرافیایی کانون‌های جرم خیز؛ فرآیند نمایش، شناسایی و تعیین حدود محدوده‌های تراکم و تمرکز بزهکاری در سطح شهر‌هاست و به این طریق سعی می‌شود ضمن شناسایی عوامل این تمرکز اقدام به ارائه راهبردها و سیاست‌های مناسب جهت حذف و یا کاهش اثر این عوامل، از وقوع بزه در این محدوده‌ها در آینده پیشگیری شود. بخش دیگر این فرآیند تعیین اولویت‌ها و نحوه تحصیص بهینه منابع اعم از نیروی انسانی و تجهیزات و امکانات پلیسی جهت کاهش بزهکاری دراین محدوده‌ها می‌باشد.
چند دلیل عمده وجود دارد که چرا رویکرد مکان محوری در امور پلیسی بهره وری دارد :
تحقیقات طولی و مقطعی در شهرهای متعدد، تمرکز بالای جرم را در مکان نشان می‌دهد، این مسأله بیان‌گر آن امر مهم است که پلیس در مکان‌های ویژه باید نیروی خود را متمرکز کند تا این که بخواهد منابع خود را در سراسر چشم انداز شهر پخش کند؛
تا حدود زیادی جرم در طی زمان و در کانون‌های جرم خیز ثبات دارد و چنین مکان‌هایی می تواند هدف مناسبی برای پلیس باشد؛
با توجه به ثبات مکانی، نیاز نیست که پلیس مجرمان را پیشگیری کند بلکه می تواند در مکان وقوع جرم، منتظر مجرمان باشند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله با موضوع داوری آنسیترال

بند دوم) تاریخچه بهره گیری از مدل پلیسی گری مکان محور در سازمان‌های پلیسی
مطالعه تحولات پلیسی گری نشان می دهد که در اوایل تشکیل نهاد پلیس، اقدامات پلیسی به صورت یک شکل و با توزیع مساوی در سطح شهر به اجرا گذارده می شد. در دهه 1970 توزیع یکسان گشت‌های پلیس با انتقادات مقامات رسمی مواجه شد و در ادامه، شناسایی و کنترل قربانیان، مکان‌ها و اموال و رویدادهای پر خطر از اهمیت خاصی برخوردار شد. دلایلی به دست آمد که پلیسی گری متمرکز بر خطرات و متغیرهای پدید آورنده بزهکاری می تواند کاهش چشم گیر نرخ جرم در مناطق جرم خیز را در پی داشته باشد. ایده پلیس گری نقاط جرم خیز می تواند از انتقاد‌های اخیر به نظریه سنتی جرم شناسی نشأت گرفته باشد. اکثر جرم شناسان در برداشت خود از جرم بر اشخاص و جوامع متمرکز شده بودند، در حالی که برای وقوع جرایم تنها وجود شخص بزهکار کافی نیست، بلکه وجود یک آماج جرم مناسب و فقدان محافظان کارآمد نیز لازم است. یکی از نتایج طبیعی این دیدگاه این بودکه جاهای به خصوصی که جرم در آن‌ها واقع می‌شود به کانون توجه محققان پیش گیری از جرم تبدیل شود از نیمه دهه 1980 تا پایان آن گروهی از جرم شناسان شروع به بررسی نحوه توزیع جرم در مکان‌های کوچک نمودند. اگر چه پلیس در طی تاریخ به اهمیت تمرکز تلاش نیروهای خود بر نواحی با میزان بالای جرم و جنایت پی رده بودند، ظهور دیدگاه امور پلیسی نقاط جرم خیز از لحاظ تئوری، تجربی و عملی به سال 1980 و 1990 بر می گردد.
به طور مشخص پژوهش در این زمینه را شرمن، کارتین و برگر در سال 1989 انجام دادند. شرمن و همکارانش در مطالعه شهر مینیا پلیس آمریکا دریافتند 50% تماس‌های تلفنی درخواست کمک از پلیس تنها از 3/3 درصد از سطح شهر انجام گرفته است. این پژوهش در سال‌های بعد مورد توجه سایر پژوهشگران قرار گرفت و موجب شد که تحقیقات زیادی در مورد شهرهای دیگر جهان به ویژه کشور‌های توسعه یافته صورت گیرد. تمام مطالعات صورت گرفته، کانون‌های جرم خیز شرمن و همکارانش را مورد تأیید قراردادند.
امروزه امور پلیسی نقاط جرم خیز یک روش مطلوب سازمان‌های پلیسی برای کاهش جرم و ترس از جرم می‌باشد. در سال 2006 پیمایش صورت گرفته از سوی سازمان پلیس ایالت متحده آمریکا نشان داد که از هر ده سازمان پلیسی، نزدیک به هفت سازمان از راهبرد تمرکز بر کانون‌های جرم خیز جهت برخورد با جرایم خشونت آمیز در حوزه عملیاتی خود استفاده می‌کنند.

گفتار دوم : تبیین نظری مدل پلیسی گری مکان محور در پرتو نظریه‌های جرم شناسی
طیف گسترده ای از تئوری‌های برجسته جرم شناسی از قبیل پیشگیری وضعی

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید