تأکید بر استفاده از منابع محلی، ‌‌‌سهولت مدیریت، ‌‌‌نداشتن نقش تخریبی، ‌‌‌تعامل میهمان و میزبان و در نظر گرفتن منافع هر دو گروه دارند؛ هر چند تفکرات این گروه پاسخ گوی گردش گری انبوه نیست (معصومی، ‌‌‌1384،‌‌‌ صص 95-87). صنعت گردش گری با رشته‌هایی نظیر روا ن شناسی، ‌‌‌جامعه‌شناسی، ‌‌‌انسان‌شناسی، ‌‌‌جغرافیا و اقتصاد مرتبط است و به‌نظر می‌رسد که این روابط در واقع نشان دهنده نوعی تعریف از این صنعت است. اما، ‌‌‌علی رغم وجود ارتباط میان گردش گری و سایر رشته‌های علمی افرادی نظیر لیپر (1981) معتقدند که واژه گردش گری را باید به عنوان یک موضوع مستقل و منحصر به فرد تعریف نمود. لیپر بیان می‌دارد که برای تعریف این واژه باید از روشی استفاده کرد که اصول گردش گری را در حول و حوش یک ساختار صنعتی بنا نهد. وی صنعت گردش گری را سیستم بازی در نظر می‌گیرد که پنج عنصر موجود در آن با محیط زیست دارای واکنش متقابل هستند. این عناصر عبارتند از:
1. انسان متحرک
2. منطقه تولید
3. منطقه انتقال
4. منطقه مقصد
5. صنعت گردش گری
تعریف لیپر شبیه تعریفی است که وال و ماتیسون (1982) از واژه گردش گری بیان نموده‌اند. آنها‌گردش گری را شامل سه عنصر اصلی می‌دانند که عبارتند از:
1. عنصر فعال که شامل مسافرت به قصد مورد نظر است.
2. عنصر ایستا یا غیر فعال که شامل توقف در مقصد است.
3. یک عنصر مهم که از دو عنصر بالا نتیجه می‌شود، ‌‌‌به تأثیرات گردش گران بر سیستم‌‌های اقتصادی، ‌‌‌اجتماعی و فیزیکی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم با آنها در ارتباط هستند، ‌‌‌مربوط می‌شود.
موریس و میل در سال 1985 گردش گری را به‌عنوان شبکه‌ای از بخش‌های مرتبط تعریف کرده‌اند. این شبکه شبیه لانه عنکبوتی است که با دست زدن به یک قسمت از آن ارتعاش حاصله در تمام سطح شبکه احساس می‌گردد. آنها معتقدند که گردش گری از چهار جزء اصلی تشکیل شده است:
1. بازار (دستیابی به بازار)
2. مسافرت و سیاحت (خرید محصولات)
3. مقصد (شکل تقاضا)
4. بازاریابی (‌فروش محصولات)
اسمیت (1990( با تأکید بر دشوار بودن ارائه تعریفی جامع از واژه گردش گری بیان می‌دارد که واقع‌گرایانه‌ترین روش برای تعریف این واژه پذیرش تعاریف مختلف گردش گری است. که هر یک هدف خاصی را دنبال می‌نمایند. تجربه نیز ثابت نمود که این روش می‌تواند عملی‌ترین روش برای تعریف گردش گری به حساب آید (رضوانی، ‌‌‌1378، ‌‌‌ص23).
2-8-1-نظریه کرامپتون:
کرامپتون (1979) از روی کردی روان شناسانه – جامعه شناسانه استفاده کرده تا به توصیف انگیزه‌های گردش گران برای گذران تعطیلات بپردازد. از دید او هفت عامل اصلی می‌تواند انگیزه سفر قلمداد شوند؛
– خودشناسی و ارزیابی خویشتن
– استراحت
– رهایی از محیط یک نواخت و کسل کننده
– پرستیژ
– بازگشت به عقب
– تقویت روابط نزدیک
– تسهیل ارتباطات تعامل اجتماعی
نکته اصلی و مهم در نظریه کرامپتون آن است که پیش از انجام سفر نوعی عدم تعادل در نیازهای فرهنگی، ‌‌‌اجتماعی و روان شناختی فرد وجود دارد و وظیفه تعطیلات بازگردانیدن شرایط فرد به حالت تعادل و طبیعی آن است. درست از همین رو مطالعه نیازهای روان شناختی فرد( از جمله خودشناسی، ‌‌‌تعامل اجتماعی، ‌‌‌انگیختگی جنسی و هیجان). مقدم بر تأکید جاذبه‌ها و خصوصیات مقصد است. پس باید نیاز‌های اجتماعی بازار بالقوه هدف تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
2-8-2-نظریه اشمیت هاوزر:
اشمیت هاوزر (1989) مهم ترین کارکرد‌های اجتماعی گردش گری را مورد شناسایی قرار داده است. از نظر او این کارکردها به قرار زیر هستند:
– جبران کمبودهای حاصل از یک نواختی‌های زندگی. این کمبودها به مواردی از قبیل نیاز‌های اجتماعی، ‌‌‌شرایط آب و هوایی، ‌‌‌فعالیت‌های ورزشی، ‌‌‌نزدیکی به طبیعت، ‌‌‌لذت بردن از مناظر، ‌‌‌مشارکت در فعالیت‌های خارج محیط بسته، ‌‌‌مشاهده ی چیزهای جدید و ایجاد تغییر، ‌‌‌تفاخر و کمبود آزادی باز می‌گردد.
– نیاز به بهبود و رهایی از استرس‌های جسمی
– گسترش افق دید فرد، ‌‌‌ارضاء نیاز کنجکاوی و شناختی ارزش‌های خویشتن
– حس احترام به خود.
2-8-3-نظریه‌های اوپی دیک، ‌‌‌وان وین و ورهالن:
اوپی دیک، ‌‌‌وان وین، ‌‌‌و ورهالن سبک زندگی را به عنوان عامل مؤثر بر انتخاب مقصد در نظر گرفتند. ایشان تأکید دارند که مطالعه متغییرهای جمعیت شناختی و اجتماعی- اقتصادی برای توصیف و درک رفتار مصرفی گردش گران کافی نیست و بنابراین لازم است گردش گران را به گروه‌های متجانس دسته‌بندی نمود. به دیگر سخن موقعیت اجتماعی فرد و سن او تصویر کاملی از اینکه چرا او مقصد معینی را برای سفر انتخاب کرده به دست نمی‌دهد. به همین دلیل انجام تحقیقی بازاریابی با تأکید بر جنبه‌های روان شناسانه لازم است تا به کمک آن بتوان افراد را به گروه‌هایی با سبک زندگی متفاوت دسته‌بندی کرد. در چنین نگرشی منظور از سبک زندگی، ‌‌‌رفتارهای متمایز افراد است. و نحوه پوشش، ‌‌‌پول خرج کردن، ‌‌‌غذا خوردن، ‌‌‌تأکید روی ورزش و سلامتی و مواردی از این دست نمادهایی از سبک زندگی به حساب می‌آیند.
2-8-4-نظریه‌های کوهن:
کوهن (1972) گردش گران را به چهار گروه تقسیم می کند. این گروه‌ها بر روی طیفی قرار گرفته‌اند که یک سوی آن آشنایی و شناخت قبلی و سمت دیگر آن نوجویی است. این گروه‌ها عبارتند از؛ گردش گران انبوه سازماندهی شده، ‌‌‌گردش گران منفرد بازار انبوه گردش گری، ‌‌‌کاشفان و تنوع طلب‌ها. جدول 2-5 مشخصه‌های این گروه‌ را بیان می‌کند.
جدول شماره 2-5 تقسیم‌بندی کوهن از گردش گران
نوع گردش گر
میزان اتکا به شناخت قبلی یا نوجویی
گردش گران انبوه سازماندهی شده
تأکید فراوان بر شناخت و اطلاعات قبلی و حد اقل نوجویی
گردش گران منفرد در بازار انبوه
اتکا به شناخت قبلی و حدودی از نوجویی
کاشفان
نوجویی محور با حفظ روش زندگی آباء و اجدادی
تنوع طلب‌ها
تأکید کامل بر نوجویی و فاقد هرگونه توجه به شناخت و اطلاعات قبلی
Cohen, E (1972) PP.18-35
2-8-5-نظریه‌ پلاگ:
پلاگ (1987) شخصیت افراد را با رفتارها و ترجیحات ایشان در سفر پیوند زد. او نیز طیفی از افراد را در نظر می‌گیرد که در یک سمت آن شخصیت‌های درون‌گرا و در انتهای دیگر طیف شخصیت‌های برون‌گرا قرار دارند.
از دید پلاگ درون‌گرایان بر مسائل جزئی زندگی تأکید دارند و به محل خاصی وابسته هستند. در حالی که برون‌گرایان از اعتماد به‌نفس بالایی برخوردارند و به تنوع در زندگی معتقدند و به دنبال موارد و محل‌های جدید و سبک‌های نوین می‌گردند. پلاگ بر آن تأکید دارد که بعد شخصیت باید در تحقیقات مربوط به سفر مد نظر قرار گیرد و با لحاظ این بعد در بررسی از دید پلاگ با هشت گروه مختلف گردش گران مواجه هستیم این گروه‌ها عبارتند از:
– گروه ماجراجو
– گروه خوش گذران
– گروه خون سرد و بی تفاوت
– گروه دارای اعتماد به نفس
– گروه با برنامه
– گروه با خصوصیات مردانه
– گروه متفکر
– گروه مردم گرا
ماجرا جویان کسانی هستند که مایلند در دیدار از اماکن و محیط‌های نو پیشگام باشند. خوش گذرانان راحتی و جنبه‌های اشرافی زندگی و از جمله محل اقامت، ‌‌‌سرگرمی‌ها و اسباب حمل و نقل را مدنظر قرار می‌دهند. بی تفاوت‌ها بدون فکر و برنامه‌ریزی قبلی اقدام به سفرمی کنند. آن ها که دارای اعتماد به نفس بالا هستند. طیف گسترده‌ای از مقاصد و فعالیت‌های گردش گری را در گزینه‌های سفر خویش مورد لحاظ قرار می‌دهند. گردش گران با برنامه، ‌‌‌تنها از بسته‌های سفر استفاده می‌کنند و سفر آنها کاملاً برنامه‌ریزی شده است. آنها که دارای خصوصیات مردانه هستند به دنبال‌فعالیت‌هایی از قبیل احداث کمپ، ‌‌‌شکار و ماهی گیری می‌باشند. برای گروه متفکر جنبه‌های فرهنگی- تاریخی سفر جذابیت دارد و سرانجام آنچه برای گردش گران مردم گرا اهمیت داردایجاد ارتباط با مردم سرزمین مقصد است.
2-9- مدیریت گردش‌گری:
صنعت گردش‌گری‌به مجموعه ای از فعالیت ها اطلاق می شود که همواره در سطوح و بخش های‌مختلف یک جامعه جریان دارد.معمولاً این فعالیت ها در سه سطح قابل بررسی و تحلیل هستند که عبارتند از سطوح دولتی،‌‌‌ سطوح سازمان ها و موسسات و سطوح موسسات و تشکیلات حمایتی در سطح نخست‌،‌‌‌ متولیات دولتی با تدوین سیاست ها،‌‌‌ استراتژی ها و تنظیم برنامه‌،‌‌‌ چهارچوب کلی فعالیت های مربوط به گردش‌گری‌را ترسیم می کند مانند داغلب سازمان های ملی گردش‌گری‌.در سطح دوم سازمان ها‌،‌‌‌ نهاد ها و موسسات مختلفی وجود دارند که اجرای عملیات سطح اول را به عهده دارند مانند مراکز اقامتی،‌‌‌ جاذبه های تاریخی و فرهنگی و شبکه حمل و نقل. در سطح سوم موسسات و سازمان هایی وجود دارند که در راستای فعالیت های توریستی خدمات حمایتی ارائه می کنند مانند بانک ها،‌‌‌ رسانه ها و نیرو های امنیتی.
وظیفه عمده مدیریت گردش‌گری ایجاد هماهنگی،‌‌‌ کنترل و هدایت این فعالیت ها در سطوح یاد شده است.
معمولاً در اغلب کشور ها مدیریت فعالیت های گردش‌گری‌بر عهده دولت ها می باشد که از آنها به عنوان دستگاه دولتی متولی گردش‌گری‌(Government Tourism Administration)یاد می شود.
داس ویل معتقد است که عمده ترین وظایف (GTA)عبارتند از:
– تعیین الویت های بخش گردش‌گری.
– تعیین اندازه و مقیاس بخش گردش‌گری کشور و سطح توسعه آن.
– میزان تمرکز مدیریت و برنامه ریزی و نقش دولت در قبال بخش خصوصی.
– ارتباط با دیگرسازمان ها و وزارت خانه های دولتی و میزان هماهنگی موجود(داس ویل،‌‌‌ 1378،‌‌‌ ص122)
بنابراین میتوان گفت که برنامه ریزی، ‌‌‌سازمان دهی، ‌‌‌هدایت، ‌‌‌هماهنگی،‌‌‌ کنترل، ‌‌‌بازبینی و اصلاح برنامه ها‌،‌‌‌ عناصر اصلی چرخه مدیریت گردش‌گری می باشد.در واقع مدیریت،‌‌‌ سنجش عملی برنامه ریزی گردش‌گری را شامل می شود که در طی آن می بایست با استفاده از ابزار های مناسب به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابد (Elliott,1997,p116)البته در دهه های اخیر کنترل و ارزیابی تاثیرات مختلف صنعت توریسم در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی جامعه،‌‌‌ از مهمترین وظایف مدیریت گردش‌گری محسوب‌‌‌‌ می‌شود. گارتنر و هاوکینگز معتقدند که در حال حاضر افزون بر ساماندهی و هدایت برنامه ها،‌‌‌ تنظیم مدیریت توسعه پایدار و کنترل تاثیرات زیست محیطی فعالیت های گردش‌گری در سایت های طبیعی و فرهنگی تبدیل به مهمترین عملکرد های مدیریت گردش‌گری‌شده است ‌ (Gartner‌ and Hawkinz,2002,p2).
برای ایجاد توسعه پایدار و مناسب صنعت گردش‌گری وجود یک مدیریت توانا و منسجم و هماهنگی بین بخش دولتی و بخش خصوصی بسیار حائز اهمیت می باشد. دولت معمولاً چندین مسئولیت بر عهده دارد از جمله: هماهنگی سیاست ها، ‌‌‌برنامه ریزی، ‌‌‌تهیه آمار و انجام پژوهش، ‌‌‌تعیین استانداردها و مقررات صنعت گردش‌گری، ‌‌‌ایجاد انگیزه سرمایه گذاری، ‌‌‌انجام برخی خدمات بازاریابی، ‌‌‌برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی برای گردش‌گری،‌‌‌ ساخت و گسترش تأسیسات زیربنایی، ‌‌‌بخش خصوصی نیز مسئول توسعه تجاری و احداث و اداره محل اقامت گردش‌گران و ارائه تسهیلات و دیگر خدمات گردش‌گری و بازاریابی برای این اماکن و تسهیلات است (سازمان جهانی جهان‌گردی، ‌‌‌1379: 61). با توجه به آنکه یک سازمان واحد برای اداره صنعت گردش‌گری ضروری می باشد(Kerr & Barron & Wood ,1999,p 649).
مدیریت کارآمد گردش‌گری نیازمند توجه به چند عنصر نهادی است که عبارت است از:
الف) ایجاد ساختار مناسب سازمانی به ویژه برای دفاتر گردش‌گری دولتی و اتحادیه های گردش‌گری بخش خصوصی بر اساس شرایط خاص هر کشور یا منطقه.
ب) قوانین و مقررات مربوط به گردش‌گری، ‌‌‌از قبیل تعیین استانداردها و صدور مجوز برای هتل ها

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود تحقیق در مورد هتروزیگوت، ۱-۷-۴-هتروزیس۲۳، (فضلآبادی،، میآید،
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید