دانلود پایان نامه

می‌خواهد عملیات صورت بگیرد، مرتبط می‌شود و خود مداخله در آینده سیاسی کشور تاثیر گذار می‌باشد. در چنین مواقعی، مرزبندی بین این که مداخله بشردوستانه بوده یا نبوده، مشکل است و نکته دیگر این که هر دولتی که مداخله می‌کند، مدعی است نیت خیرخواهانه دارد و لذا خودش نمی‌تواند تعیین کند که مداخله‌اش بشردوستانه است، بلکه حتما باید نهادی وجود داشته باشد تا این اقدام را تجویز کند یا اجماعی باید بین کشورها به وجود بیاید که این مداخله را از باب بشردوستانه بداند..
در زمینه مداخله بشردوستانه، ابهامات مفهومی وجود دارد و مشکل است که بشود این مفهوم را به درستی فهمید و به صورت عینی برایش معیار تعیین کرده و مصادیقش را مشخص کرد. اکنون با توجه به وضعیت سوریه ،نیجریه،لیبی و بحرین،یمن که تعاریف متعددی از وضعیت مردمان این کشور ها از سوی دول مختلف ارائه می گردد فهم ما را از مفهوم مداخله بشر دوستانه پیچیده‌تر هم می نماید .

بحث‌های تئوریک در رابطه با مداخله بشردوستانه، در قرون 16 و 17 وجود داشته است. مثلا اگر به نظرات پوفندروف و سوارز، حقوقدانان قرن 16 و 17 و گرسیوس و بقیه که بحث جنگ عادلانه و غیرعادلانه را مطرح می‌کنند، نگاه کنیم،یکی از مواردی را که جنگ عادلانه می‌دانند، مداخله برای نجات افرادی می‌دانند که حاکم مستبد کشورشان بر آنها ظلم می‌کند و نمی‌توانند خودشان را نجات بدهند[].البته در آن موقع صرفا بحث‌های نظری مطرح بوده و هیچ گاه حقوق بین الملل به این صورتی که در اواخر دهه 80 به بعد با آن درگیر شده، نبوده است. مثلا عراق و قضیه سرکوب کردها بعد از جنگ عراق علیه کویت از آن جمله است. صدام حسین شروع به سرکوب نیروهای داخلی‌اش کرد تا عملیات ایجاد منطقه امن در شمال عراق را انجام دهد. مداخله آمریکا در آن کشور، بشردوستانه تلقی شد. شورای امنیت در مورد عراق قطعنامه 688 را صادر کرد. نمونه دیگر، یوگسلاوی سابق بود که جنایات فراوانی در آن اتفاق افتاد و شورای امنیت برای مداخله در آن کشور قطعنامه 779را صادر کرد. مبنای این مداخلات، شورای امنیت است و خارج از مجوز شورای امنیت نمی‌شود وضعیت توسل به زور را توجیه کرد و به آن، عنوان بشردوستانه داد..
موارد توسل به زور مشخص است که یا دفاع مشروع است یا مجوز شورای امنیت. شورای امنیت ممکن است هر عنوانی به دخالت خود بدهد که آن مهم نیست،وقتی شورای امنیت توسل به زور را مجاز می‌داند باید احراز کند در جایی صلح بین‌المللی یا امنیت جهانی به خطر افتاده و این خطر می‌تواند از طریق سرکوب مردم یک سرزمین توسط حاکم دیکتاتورش صورت گیرد. شورای امنیت درباره ‌هائیتی قطعنامه‌ای صادر کرد و حکومت کودتاچیان را به رسمیت نشناخت و آقای آرستیت را به حکومت بر‌گرداند.ویا در حال حاضر، شورای امنیت به گونه‌ای غیر مستقیم – یا به تعبیری مستقیم- در ساحل عاج، توسل به زور را برای به قدرت رساندن شخصی که جامعه جهانی او را به عنوان برنده انتخابات ریاست جمهوری به رسمیت می‌شناسد، به کار می‌گیرد.
لذا معیار خاصی در این مورد وجود ندارد. برخی اوقات در صحبت‌های حقوقدانان یا در دکترین به عنوان یک نظریه این گونه مطرح است که وقتی یک عملیات می‌تواند مداخله بشردوستانه تعریف شود که منطبق باشد بر فعالیت‌هایی که صلیب سرخ جهانی انجام می‌دهد، چون صلیب سرخ جهانی صرفا برای نجات جان انسان‌ها، بدون هیچ چشم‌داشت سیاسی و بدون هیچ گونه مداخله در اراده حاکمیت کشورها وارد عملیات می‌شود. بنابراین هیچ معیار حقوقی روشنی وجود ندارد که بتوانیم بگوییم مثلا در لیبی، مداخله بشردوستانه باید صورت گیرد و در بحرین ویا سوریه نباید صورت بگیرد. متاسفانه در برخی موارد پشت تصمیمات شورای امنیت، ارزیابی‌های سیاسی قرار می گیرد. و برداشت خود را از مداخلات بشر دوستانه به منافع خود ویا هم پیمانان خود گره می زنند واین نوع برخورد با مداخله بشر دوستانه دوگانگی استاندارد در تعریف شناسایی آن ایجاد می کند.و یا پنج دولت عضو شورای امنیت باید شرایط را آنقدر خطرناک و فاجعه بار بدانند که برای برون‌رفت از آن شرایط، توسل به زور را مجاز بدانند و آنهم باز اگر به منافعشان گره نخورد.
4-3-1 ) شورای امنیت و مداخله بشر دوستانه

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رشته حقوق در مورد :شرکت های سهامی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مثل خیلی از مباحث وگفتمان های حقوقی چه در حوزه حقوق داخلی و چه در حوزه حقوق بین المللی در مورد نحوه برداشت و چگونگی ورود و برخورد شورای امنیت درمواردی که جواز مداخله بشر دوستانه صادر می شود،مخالفان و موافقان خود را دارد. مخالفان،ورود شورای امنیت را در مواردی که در داخل یک کشوری نقض حقوق بشر و دیگر مصادیق آن رخ می دهد و شورای امنیت در قالب مداخله بشر دوستانه مجوز صادر می کند را نمی پذیرند و معتقدند در چنین مواردی صلح وامنیت جهانی نقض نمی شود که شورای امنیت بخواهد جواز مداخله بشر دوستانه را صادر نماید . موضوع در ارتباط با امور داخلی یک دولتی است که خود صلاحیت ورود و برخورد را دارد. و جواز شورای امنیت را مداخله در امور داخلی دولت ها تلقی میکنند .این طیف به بند هفتم ماده 2 منشور استناد می نمایند، که سازمان ملل متحد را از «دخالت در اموری که اساساً در صلاحیت داخلی دولت ها است»، باز می دارد. این نگرش ، حقوق بشر را موضوعی صرفاً داخلی تلقی کرده و تعهد اعضای سازمان ملل در خصوص حقوق بشر را طبق منشور، تنها یک تعهد کلی و همکاری برای افزایش احترام به حقوق بشر می داند. این گروه از کشورها نگران حاکمیت خود بوده و مسایل حقوق بشری را نمی پذیرند ویا در نظر آنها از اهمیت چندانی برخوردار نیست .اصل حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی دولت ها را سنگر دولت های ضعیف تر در قبال دول قدرتمندی می داند که مایلند به بهانه های مختلف، منافع سیاسی و اقتصادی خود را دنبال کنند. از این دیدگاه، «مداخله بشردوستانه» ابزاری در خدمت منافع قدرتمندان است.
  از طرف دیگر درموافقان دخالت شورای امنیت در قالب مداخله بشر دوستانه ، به ماده 39 منشور ملل متحد اشاره می نمایند که مطابق آن،« شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح، و یا عمل تجاوزرا احراز و توصیه هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح وامنیت بین المللی به چه اقداماتی بر طبق مواد 41 و42 باید مبادرت شود.» مطابق این نوع نگرش اوضاعی که بر اثر نقض گسترده حقوق بشر در یک بحران داخلی، یا ناشی از سیاست سرکوب به وسیله هر یک از دولت ها بوجودمی آیدنقض صلح وامنیت بین المللی را به همراه دارد و اگر توجه کافی نشود نقض فاحش حقوق بشر چنان گسترده می شود که سکوت جامعه جهانی فجایع انسانی تاسف باری بوجود می آورد مانند اقدام صربها علیه مسلمانان بوسنی وکوزو یا جنایت رواندا. ، در این برداشت حقوق بشردیگر مسأله ای داخلی نیست؛ چرا که تأکید منشور ملل متحد بر «پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر» به عنوان یکی از اهداف ملل متحد و متعاقباً تعدادی از کنوانسیون ها و اعلامیه های مربوط به حقوق بشر و «عرفی شدن» برخی از آن ها، حقوق بشر را به صورت یکی از هنجارهای قطعی و اصول مسلم حقوق بین الملل درآورده و حمایت بین المللی از آن به عنوان یک تعهد الزامی نسبت به جامعه بین المللی در آمده است.


دیدگاهتان را بنویسید