درمان های رایج برای افسردگی

درمان های ضد افسردگی به دو دسته کلی دارویی و غیر دارویی تقسیم می­شوند.

1-13-2-درمان دارویی

داروهای ضد افسردگی مغز افراد مبتلا به افسردگی را به تولید مواد شیمیایی که فاقد آن هست وادار می­کند. در موارد شدید استفاده از داروها بهترین گزینه درمان است. داروهای متعددی برای درمان افسردگی پیشنهاد شده است. از جمله داروهای سه حلقه­ای، مانند ایمی پرامین، آمی تریپتیلین و نورتریپ تیلین.

نخستین علائمی که پس از مصرف این داروها بهبود می­یابد، خواب و اشتها است که پس از حدود دو هفته شروع می­شود. دسته دیگر داروها مهار کننده اختصاصی باز جذب سروتونین هستند، همچون فلوکستین و سیتالوپرام (کاپلان و سادوک، 1389، ترجمه رضاعی).

2-13-2-درمان های غیر دارویی

شوک درمانی، نورو فیدبک و روان درمانی از جمله درمان های غیر دارویی مورد استفاده در اختلال افسردگی هستند.

شوک درمانی به هنگامی که بیمار قادر به تحمل دارو نباشد و در صورت شدت بیش از اندازه علائم افسردگی به ویژه افکار خود کشی مورد استفاده قرار می­گیرد. در این روش جریان الکتریکی را به سر شخص وارد می­کنند و حمله تشنجی ایجاد می­شود (همان).

نوروفیدبک جز روش های جدید درمان افسردگی است که به تحریک مغناطیسی مغز بیمار می­پردازند (همان).

روان درمانی انواع گوناگون دارد که اساس همه آنها گفت گو با بیمار است. رایج ترین آنها عبارتند از شناخت درمانی، رفتار درمانی و روانکاوی.

در روانکاوی به جهت دهی بینش بیمار درباره ریشه های بیماری می­پردازند یا آگاهی فرد را از انگیزش ناخودآگاهش افزایش می­دهند. و اما در شناخت درمانی و رفتار درمانی تمرکز بر تغییر فرایند های اندیشه و تغییر رفتار مرجع است (همان).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف CRM

از جمله رویکرد های جدید در شناخت درمانی ذهن آگاهی می­باشد که اساس آن از تمرین های مراقبه بودائیسم گرفته شده است که ظرفیت توجه و آگاهی که فراتر از فکر است را افزایش می­دهد. و به عنوان شیوه “بودن” و “فهمیدن” که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است (بائر[1]، 2003). همچنین می­توان آن را نوعی آگاهی بدون قضاوت در مورد تجربه شخصی در نظر گرفت که این آگاهی لحظه به لحظه آشکار می­شود (روبینز[2]، 2002). همچنین کابات-زین در 1990 ذهن آگاهی را به عنوان آگاهی قضاوتی لحظه به لحظه تعریف می­کند و در سال 1994 توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و به صورت غیر قضاوتی را ذهن آگاهی می­داند و در سال 2003 تعریف خود را کامل تر کرده و ذهن آگاهی را نوعی از آگاهی می­داند که از طریق توجه به اهداف واقعی و بودن در زمان حال، بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار می­گردد (کابات-زین، 2003).

در واقع ذهن آگاهی مهارتی است که به ما اجازه می­دهد که در زمان حال حوادث را کمتر از آن میزان که ناراحت کننده اند دریافت کنیم. وقتی ما نسبت به زمان حال آگاه هستیم دیگر توجه ما روی گذشته یا آینده درگیر نیست این در حالی است که بیشتر مشکلات روانی ناشی از تمرکز بر گذشته خود است (کابات-زین، 2002).

آموزش ذهن آگاهی مستلزم یادگیری فراشناختی و استراتژی های رفتاری جدید برای متمرکز شدن روی توجه است و باعث گسترش افکار جدید و کاهش هیجانات ناخوشایند می­شود (آذرگون، کجباف، مولوی و عابدی، 1388).

 

1 Bear

2 Robins