عوامل موثر در خستگی

۲-۴-۱- عوامل فیزیولوژیکی

مکانیسم آسیب شناسی فیزیولوژیکی در خستگی سرطان به طور کامل مشخص نشده است (گوتستین[1]، 2001). به احتمال زیاد اختلال در نظم سیستم‌های مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی در CRF درگیر است و شامل مکانیسم‌های محیطی و مرکزی می‌باشد. خستگی محیطی سرچشمه در عضلات و بافت‌های مرتبط، در حالی که خستگی مرکزی از سیستم عصبی مرکزی نشات می­گیرد و نتیجه آن در ناتوانی انتقال تکانه‌های تحریک عصبی است(ریان[2] و همکاران، 2007). مکانیسم‌های مطرح در CRF شامل‌ بی‌نظمی در سیتوکین‌ها[3]، اختلال عملکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA)، بی‌نظمی در انتقال دهنده پنج هیدروکسی تریپتوفان (5-HT)، اختلال ریتم شبانه روزی، تغییرات در آدنوزین تری فسفات (ATP)، تغیرات متابولیسم عضله و ​​فعال شدن عصب واگ آوران[4] است (بارسویک، زویندرمن و هالیارد، 2010؛ ریان و همکاران، 2007).

۲-۴-۲- بی نظمی سیتوکین‌ها

سیتوکین‌های پیش التهابی (مانند اینترلوکین[5]، فاکتور نکروز تومور (TNF)) به عنوان نشانگر خستگی مرتبط با سرطان مورد ارزیابی قرار گرفتند. بازماندگان سرطان پستان با 2 سال یا بیشتر از 2 سال خستگی مداوم پس از درمان، افزایش سطوح مارکرهای ایمنی مرتبط با فعالیت سیتوکین پیش التهابی داشتند (بوور و همکاران، 2003). دیگر تغییرات در سیستم ایمنی افراد CRF شامل سطوح پایین‌تر تعداد سلول‌های طبیعی کشنده و همراه با افزایش فعالیت سلول‌های طبیعی کشنده بود (باور، جانز، عزیز و فاهی، 2002).

سرطان و درمان آن با افزایش سیتوکین‌های پلاسمایی در ارتباط است (ریان و همکاران، 2007). برای تشخیص سرطان‌های مختلف، افزایش سطح گردش سیتوکین‌ها و گیرنده‌های آنها (شایع ترینIL-6) در تشخیص اولیه و بعد از آن در تشخیص متاستاز مشاهده‌ می‌شود (بارسویک، زویندرمن و هالیارد، 2010).

این سیتوکین‌ها می‌تواند در کم خونی، سوء هاضمه، بی‌اشتهایی، تب، عفونت و افسردگی تاثیر داشته و همه اینها در خستگی مشارکت‌ می‌نمایند. بعلاوه فعالیت عامل رشد تومور، بخصوص سیتوکین­ها ممکن است از طریق گذرگاه‌های خاص در خستگی مشارکت نمایند. نشان داده شده IL-1 و IL-6 و TNF خونسازی را سرکوب کرده که نتیجه آن کم خونی است (کارزروک[6]، 2001). کاشکسی[7] در از دست رفتن بافت و در نتیجه خستگی، و اینترفرون[8] با ایجاد نوراستنى [9]، باعث خستگی‌های عصبی‌ می‌شود (کوسادا، 1986 به نقل از بارسویک[10]، زویندرمن[11] و هالیارد[12]، 2010). به خصوص IL-6، نیز با افسردگی در ارتباط بوده، و خستگی آشکار ساز آن است (مسلمان و همکاران، 2001 به نقل از بارسویک، زویندرمن و هالیارد، 2010)

۲-۴-۳- اختلال در محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال

محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال (HPA)، انتشار کورتیزول در پاسخ به استرس فیزیکی یا روانی اجتماعی را کنترل می‌کند (ریان و همکاران، 2007). سطوح پایین کورتیزول با خستگی در ارتباط بوده و ممکن است نتیجه سرکوب مستقیم محور HPA توسط درمان سرطان یا تغییرات در 5-HT (سروتونین) باشد. نتایج نشان‌ می‌دهد که تغییرات فعالیت محور HPA،‌ می‌تواند بر خستگی تاثیر بگذارد. فرضیه دیگر هم این است که افزایش سطح 5-HT در مغز و یا بی‌نظمی گیرنده 5-HT به دلیل سرطان و یا درمان سرطان در خستگی موثر است (ریان و همکاران، 2007).

۲-۴-۴- تغییرات در آدنوزین تری فسفات

تغییرات در آدنوزین تری فسفات (ATP)، اختلال در نظم ATP به عنوان منبع عمده انرژی عضله،‌ می‌تواند منجر به خستگی محیطی شود. فرض بر این است که، سرطان و یا درمان آن، بی‌اشتهایی، یا کاشکسی‌ می‌تواند منجر به نقص در توانایی بازسازی ATP در عضلات اسکلتی شود. این امر ممکن است از طریق مکانیسم تغییر یافته متابولیسم پروتئین عضله باشد (ریان و همکاران، 2007). تحقیقات بررسی سندرم خستگی مزمن، نقص در سنتز و سوخت و ساز ATP را نشان می‌دهد. مدارک و شواهد از بی‌نظمی  ATPدر بیماران مبتلا به سرطان محدود است. با این حال، به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی، تزریق ATP برای سرطان ریه پیشرفته بیماران منجر به بهبود قدرت عضلانی و کاهش خستگی شده است. (آگترش، 2000 به نقل از از بارسویک، زویندرمن و هالیارد، 2010)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   راهنمای سفر به ترکیه

۲-۴-۵- فعالیت عصب واگ آوران

سرطان یا درمان آن ممکن است باعث انتشار محیطی عوامل فعالیت عصبی[13] شود که فعال فیبرهای عصب واگ آوران با سرکوب فعالیت عضله پیکری و القاء رفتار خستگی در حیوانات شد. اگرچه شواهد کمی برای حمایت از این فرضیه وجود دارد اما مطالعه ریان و همکاران (2007) که برحیوانات انجام شده بود، از این مکانیسم پشتیبانی‌ می‌کند.

۲-۴-۶- ژنتیک

در حال حاضر پیشرفت در فن آوری‌های مولکولی و ژنتیکی استفاده از روش‌های مختلفی برای شناسایی ژن‌های مربوط به خستگی سرطان را مقدور ساخته است. به احتمال زیاد علائم سرطان تحت تاثیر تجمعی از چند ژن پلی مورفیسم قرار‌ می‌گیرد. همچنین، ژن‌هایی که کنترل علائم دیگر مرتبط با سرطان (مانند افسردگی و یا درد) را دارند، تحت تاثیر خستگی قرار می­گیرد (ریس جیبی[14] و همکاران، 2008). اسکن گسترده‌ای ژنوم در شناسایی ترکیبات ژن‌هایی که کنترل خستگی را بر عهده دارند مفید است.

۲-۴-۷- عوامل روانی

در مطالعه حقیقت و همکاران (1387) که بر عوامل موثر خستگی در مبتلایان به سرطان پستان انجام شده بود خستگی جسمانی، عاطفی، شناختی و نیز خستگی کلی بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت. در این ارزیابی عوامل روانی در هر سه بعد خستگی جسمانی، عاطفی، شناختی دخیل هستند .

۲-۴-۸- افسردگی

از آنجا که افسردگی باعث خستگی مزمن‌ می‌شود (زورن، رولند و واریکچیو، 2002) وجود ارتباط بین خستگی و افسردگی دو از انتظار نیست. همچنین در معیارهای اندازه گیری خستگی (استین، مارتین، هان و جاکوبسن 1998؛ اکویاما و همکاران، 2000 به نقل از حقیقت و همکاران، 1387) و افسردگی BDI-II (بک[15]، استر[16] و براون[17]، 1996) برخی سوالات مشابه مشاهده‌ می‌شود. لذا این مسئله نیز‌ می‌تواند دلیلی بر همراهی نسبتا بالای این دو پدیده باشد. همچنین یکی از ملاک‌های تشخیصی افسردگی در DSM-IV-TR احساس خستگی یا از دست دادن انرژی در بیشتر ساعات روز است، که این نیز می‌تواند دلیلی برای پیش بینی‌کنندگی خستگی در افراد سرطانی باشد. در مطالعه حقیقت و همکاران (1387)، افسردگی به عنوان قویترین عامل روانی پیش بینی کننده خستگی سرطان (P = 0.003) شناخته شد. نول و همکاران (2011) نیز اعلام کردند که افسردگی در سرطان، عاملی برای ایجاد خستگی در دراز مدت است. لازم به توجه است که علی‌رغم مباحث ذکر شده، در مطالعه‌ای عدم ارتباط علیتی بین افسردگی و خستگی جسمانی را نشان داده‌‌اند (موک[18] و همکاران، 2000). در هر صورت موارد تایید ارتباط افسردگی و خستگی در مطالعات بسیاری ذکر شده است (کورت، 2001؛ باور[19] و همکاران، 2000؛ پاین[20] و همکاران، 1999؛ فورست و آسبرگ، 2001).

۲-۴-۹- اضطراب

وجود اختلالات اضطرابی افراد سرطانی در مطالعات متعددی نشان داده شده است (عاقبتی، محمدی و پور اسماعیل، 1389؛ ویتاکر[21]، 2008؛ تاپا[22]، راوال[23] و بیستا[24]، 2010؛ بادگر[25] و همکاران، 2007). حتی در DSM-IV TR (2000) به اختلال اضطراب پس از حادثه (PTSD) در برخی افراد سرطانی اشاره دارد. در مطالعه یاسری، مرادی و شهرآرای (2006)، PTSD افراد سرطانی را 2 سال پس از درمان تایید و اضطراب بالای این افراد را عاملی در کاهش عملکرد حافظه نشان دادند. علاوه بر این در پژهش‌های بسیاری، وجود اضطراب افراد سرطانی را عاملی در خستگی دانسته‌اند (حقیقت و همکاران، 1387؛ گودندورپ[26]، 2012؛ اسپیک[27]، کورنیا[28]، ماس[29]، دووال[30] و شمیتز[31]، 2010؛ ویتاکر، 2008، فوسا[32]، داهل[33] و لاگ[34]، 2003).

[1] . Gutstein

[2] . Ryan

[3] . sytokines

[4] . vagal afferent activation

  1. interleukin

 

 

[6] . Kurzrock

[7] . Cachexia

[8] . interferon

[9] . neurasthenia

[10] . Barsevick

[11] . Zwinderman

[12] . Halyard

[13] . neuroactive

[14] . Reyes-Gibby

[15] . beck

[16]. Steer

[17]. Brown

[18] . Mock

[19] . Bower

[20] . Payne

[21] . WHITAKER

[22] . Thapa

[23] . Rawal

[24] . Bista

[25] . Badger

[26] . Goedendorp

[27] . Speck

[28] . Courneya

[29] . Masse

[30] . Duval

[31] . Schmitz

[32] . Fossa

[33] . Dahl

[34] . Loge