دانلود پایان نامه

مجازات می باشد.
2- موجب سر درگمی و بلاتکلیفی افراد جامعه خواهد شد و با توجه به اینکه مصادیق عمل حرام مشخص نشده، افراد هر لحظه خود را مجرم پنداشته و در ارتکاب رفتارهای خود دچار شک و تردید و استرس خواهند شد. 3- می توان زمینه ساز صدور احکام متعارض ، تشتت آراء گردیده و پراکندگی رویهها در موارد مشابه را منجر گردد. 4- زمینه دستاویزی برای تفسیر به رأی، قرائتهای مختلف و تبعیضهای متفاوت خواهد بود و موجب استبداد رأی و خودکامگی قضات می شود.
از طرف دیگر حتی عملی که فاقد عنوان مجرمانه در قانون باشد، را قابل مجازات دانسته که این امر تعرض آشکار به اصل بدیهی و مسلم حقوق یعنی اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها باشد. اگر چه مجازات چنین عملی مشروط به آن شده که نفس آن عمل موجب جریحهدار شدن عفت عمومی شود اما این عبارات و اصطلاحات مبهم، عام و دو پهلو میتواند زمینه اعمال سلیقههای شخصی و تفسیر به رأی گردد که عواقب سوء چنین امری بر هیچ اهل فنی پوشیده نیست.

مبحث دوم : امکان بزه دیده زایی قانون در پرتو عدول از اصل حمایت
یکی از ثمرات مکتب کلاسیک برقراری اصل تساوی واکنش اجتماعی است. با برقراری این اصل پیشینه تبعیض آمیز نظام کیفری جوامع مختلف، البته در بعد تقنینی در آستانه افول قرار گرفت و اصل حمایت یکسان قانون از کلیه افراد جامعه جای خود را در مهم ترین قوانین کشورها پیدا نمود. بدین ترتیب کلیه تبعیض هایی که در طول تاریخ به اعتبار موقعیت اجتماعی یا شخصیت بزهکار و یا به لحاظ موقعیت و شخصیت بزه دیده معمول بوده است از قوانین کیفری جوامع مختلف حذف و اصل تساوی واکنش کیفری که مطابق فطرت و عقل سلیم هر انسانی است جایگزین آن گردید. بنابراین یکی از اصول بنیادین حقوق جزا شکل گرفت که بر مبنای آن همه افراد جامعه در برابر قانون یکسان هستند. بدین معنا که علاوه بر تساوی مجرمین در تحمیل کیفر نسبت به تخطی از محدوده های قانونی اساسی، همه افرادی که به نوعی در معرض تعرض وتجاوز قرار گرفته اند بایستی از حمایت کیفری یکسانی برخوردار باشند. اصل بیستم قانون اساسی مقرر می دارد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حما یت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام بر خوردارند». اما اصل تساوی افراد در برابر قانون کیفری خواه در مورد اصل تساوی مجازاتها و خواه در ارتباط با حمایت کیفری یکسان از افراد در برابر تعرضات مجرمانه، مطلق نبوده و با توجه به دلایل و واقعیت های علمی – جرم شناسی و اجتماعی از حالت انتزاعی و حقوقی صرف خارج و تا حدود زیادی منعطف و با استثنائاتی روبرو گردیده است. اصل تساوی مجازاتها که به موجب آن در مورد بز هکارانی که در شرایط مشابه، مرتکب جرم مشابه شده اند و باید دارای مجازات یکسانی باشند، به خاطر هدف « فردی کردن کیفرها» در عمل محدود شده است. در واقع تحت تاثیر یافتههای جرم شناسی مشخص گردید که افراد تحت تاثیر علل و عوامل مختلف شخصی و محیطی مرتکب جرم می شوند و لزوم توجه به شخصیت بزهکار در اعمال واکنش های اجتماعی علیه او احساس گردید. بدین ترتیب اصلاح مجرم و سازگاری مجدد او با جامعه به عنوان یکی از اهداف اساسی مجازاتها مطرح شد که فردی کردن مجازاتها به عنوان یکی از راهکارهای اساسی برای نیل به هدف فوق وارد حقوق کیفری بسیاری از کشورها گردید. اجرای عدالت وا نصاف نیز اعمال واکنش های متفاوت در برابر مجرمین مختلف را ایجاب می نماید. در مورد اصل حمایت کیفری یکسان از افراد نیز باید گفت که برای این اصل هم باید استثنائاتی را قائل شد .
مقتضای عدالت و انصاف ایجاب میکند که اگر بزه دیده در فرایند ارتکاب جرم نقش موثری داشته و با تحریک یا اغواگری خویش زمینه تحقق آن را فراهم نموده و یا با کوتاهی خود وقوع جرم را تسهیل کرده است، عملکرد او مورد توجه قرار گرفته، از میزان مجازات بزهکار کاسته شود. در واقع در اینجا رفتارهای خود بزه دیده سبب می گردد که از حمایت کیفری کمتری نسبت به سایر افراد جامعه بر خوردار گردد. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا آسیب پذ یری بعضی از طبقات می تواند دلیلی بر حمایت افتراقی ویژه از آنها در برابر اعمال مجرمانه باشد؟ یا به عبارتی آسیب پذیری این طبقات می تواند استثنایی بر اصل حمایت کیفری یکسان باشد؟ بعضی طبقات همچون زنان و کودکان به دلیل عوامل خاص زیست شناسی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن را دارند و بر اساس یافتههای جرم شناسی، بزهکاران بالقوه قربانیان خود را غالبا از میان افرادی انتخاب میکنند که ارتکاب جرم بر روی آنها دارای خطر و هزینه بالایی نباشد. بنابراین زنان به عنوان افراد بالقوه آسیب پذیر تر از مردان ، آماجهای مطلوبی برای آنها محسوب می شوند. بنابراین اتخاذ یک سیاست کیفری افتراقی در پیشگیری از بزهدیدگی این طبقات مورد توجه قانون گذاران کیفری قرار گرفته است. در این مبحث به بررسی ضرورت حمایت کیفری بیشتر از افراد آسیب پذیر تر مانند زنان و کودکان میپردازیم و همچنین رویکرد قانون کیفری ایران دراین مورد بررسی کرده و مشخص می کنیم آیا قانون گذار کیفری ایران در این زمینه به یافتههای جرم شناسی و بزه دیده شناسی توجه کرده است یا بدون توجه به این یافتهها ی علمی ، نه تنها افراد فوق را از حمایت کیفری بیشتری بر خوردار ننموده بلکه با عدول منفی از اصل تساوی، آنها را از حمایت کیفری کمتری برخوردار کرده و امکان بزه دیده زایی آنها را فراهم نمودهاست؟

گفتار اول: نظریههای جرم شناسی و اتخاذ سیاست کیفری افتراقی در حمایت از زنان
در حقوق کیفری تمرکز بر روی پدیده جنایی و ماده اصلی تشکیل دهندهی یک پرونده کیفری و ارتکاب آن از سوی مجرم است و مطالعهی علل وعوامل جرم زا، انگیزه مجرم و اوضاع واحوال حاکم بر ارتکاب جرم و شخصیت مجرم به فراموشی سپرده میشود. بدین ترتیب برخورد حقوق کیفری با پدیده جنایی، یک برخورد انتزاعی است. زیرا در این طرز تفکر بزهکار و بزهدیده هر دو وانهاده میشوند. اما با ظهور جرم شناسی علمی، مطالعات این علم حول محور بزهکار و شخصیت وی قرار گرفت. بدین ترتیب حقوق کیفری از حالت انتزاعی خارج شده و تحت تأثیر یافتههای جرم شناسی به سمت عینیت و واقعیت در برخورد با پدیدهی جنایی تمایل پیدا کرد. کمتر از یک سده پس از تولد جرم شناسی، عدهای از جرم شناسان که در مقام حل معمای بزه کاری و علت شناسی جرم مطالعاتی را داشتند، پژوهشهای خود را بر کنش دیگر بزهکاری یعنی «بزه دیده» متمرکز کردند. تا سهم، نقش و شخصیت وی را در تکو ین جرم برآورد نمایند. این دیدگاه جدید نسبت به جرم ، تحولات عمیقی را ایجاد کرد که حاصل آن تولد رشته جدیدی به نام «بزه دیده شناسی » بود. بزه دیده شناسی علمی عبارت است از مطالعهی نحوه و فرآیند بزهدیدگی یک فرد از نظر فردی و اجتماعی به منطور پیشگیری از بزهدیدگی دوباره. پس غایت بزه دیده شناسی علمی نیز پیشگیری از جرم است ولی از طریق مجنی علیه و اقدام حول زندگی او. پس یکی از آوردهای بزه دیده شناسی علمی بحث پیشگیری وضعی است. پیشگیری وضعی یعنی اتخاذ اعمال و تدابیری در باره اوضاع و احوال ما قبل بزهکاری و بر هم زدن معادلهی جرم. با اتخاذ و اعمال این اقدامات هدف آن است که هزینه روانی، جسمانی و کیفری جرم برای شخص بزه کار تا حداکثر ممکن بالا رود و لااقل خود بزه دیده به عنوان عنصری از وضعیت ما قبل بزهکاری یا وضعیت پیش جنایی، زمینه جاذبه را برای بزهکاران فراهم نیاورد . بنابراین پذیرش یک سیاست کیفری ویژه در قبال بزه کارانی که قربانی خود را از بین زنان انتخاب میکنند، بر پایه یک سری تئوریهای جرم شناسی و به ویژه شاخه نسبتاً جدید آن یعنی بزه دیده شناسی استوار است . در این گفتار به بررسی نظریههای جرم شناسی موجود در این زمینه و راهکارهای تقنینی موجود در رابطه با حمایت کیفری ویژه از زنان می پردازیم و درادامه به رویکرد قانون کیفری ایران خواهیم پرداخت.

الف) نقش بزه دیده در فرآیند جنایی
جرم شناسی نظری شاخهای از جرم شناسی است که موضوع آن تبین عمل جنایی و بررسی عوامل و فرآیندهای عمل مجرمانه است. فرآیند جرم، حرکت و طی طریق به سوی جرم را معین میکند؛ در این فرآیند، هدف توصیف مراحلی است که بر اساس آنها، این حرکت جریان پیدا میکند.

بدین سان فرآیند جنایی، فرآیندی است که به موجب آن و در نتیجه روابط، تعامل و کنش های متقابل میان عوامل مختلف، گذراز اندیشه به فعل مجرمانه و در نتیجه طی طریق به سمت ارتکاب عمل مجرمانه پس از پشت سر گذاشتن مراحل مختلف تحقق می یابد .
« بزه دیده » به عنوان یکی از عوامل پیش جنایی می تواند نقش مهمی در فرآیند جنایی بازی کند، چرا که او علاوه بر تسریع فرآیند گذر از اندیشه به فعل مجرمانه از طریق تحریک ، ترغیب ، اغوا، …. ممکن است به خاطر خصوصیات آسیب شناسی، فرصت ارتکاب عمل را برای بزهکاران بالقوه فراهم نماید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه حقوق درباره : مسئولیت کیفری

1 ـ بزه دیده به عنوان رکن اساسی وضیت ماقبل جنایی
وضعیت ماقبل جنایی ،مجموعه اوضاع و احوال خارج از شخصیت بزهکار است که بر عمل مجرمانه مقدم هستند و سبب تدارک عمل مجرمانه می شوند و به قسمتی که توسط شخص محسوس هستند اطلاق می شوند .
در هر وضعیت ماقبل از جنایی باید دو عنصر اساسی را تشخیص داد: واقعهای که شکل گیری نقشه و طرح جنایی را در ذهن بزهکار موجب شده است و اوضاع و احوالی که تدارک و اجرای جرم را در بر گرفته است و برای بزهکار در آینده مطلوب هستند و او را در وضعیتی قرار می دهند تا نقشه جنایی خود را تحقق بخشد . در میان عواملی که به عنوان وضعیت پیش جنایی، زمینه ساز تحقق جرم هستند، بررسی بزه دیده جرم و تأثیر نقش وی در تحقق پدیده مجرمانه از مهم ترین عوامل است. بنابراین به شخصیت، صفات زیستی روانی، خصوصیات اجتماعی و فرهگی بزه دیده و روابط او با بزهکار و در نهایت نقش و سهم او در تکوین جرم توجه می شود. بزه دیدگی اغلب معلول عوامل مختلفی چون ضعف جسمی، عدم تعادل روحی و روانی، فقدان موقعیت اجتماعی و عدم مراقبت محیطی بوده و میزان بزه دیدگی برخی از افراد به لحاظ ویژگی های خاصی که دارند بیش از سایرین است. بنابراین می توان این گروه از بزه دیدگان را مستعد و بالقوه آسیب پذیر معرفی کرد . بنابراین یک قربانی با شرایط مناسبی که برای ارتکاب جرم بر روی او دارا میباشد از مهمترین وضعیت های ما قبل جنایی محسوب می گردد و نقش مهمی در به جریان انداختن چرخ فرآیند جنایی ایفا مینماید. وجود افرادی آسیب پذیرتر از سایرین که برای بزهکاران بالقوه مطلوب بوده و آماج و اهداف مناسبی برای آنها محسوب می شوند، می تواند چه در مرحله شکل گیری « اندیشه مجرمانه » و چه در مرحله عملی کردن آن موجب تسریع حرکت فرآیند جنایی گردد .
جرمی بنتام معتقد است فردی که تصمیم به ارتکاب جرم می گیرد، در عمل همچون یک اقتصاددان « با سبک و سنگین» کردن معایب یا منا فع و رنجهایی که ممکن است از جرم نصیبش شود، رفتار می کند. او قاضی منافع خود است. انسان بزهکار، انسانی آزاد ، باهوش و با تحمل است که به طور واقعی دست به محاسبه دقیق می زند و در واقع به این اصل حسابگری جزایی می گویند .
در واقع او مجرم را محاسبه گر می پندارد و بنا بر عقیدهی او ، بزهکار نتایج مطلوب و خطرناک را محا سبه کرده و تصمیم به ارتکاب جرم یا عدم ارتکاب آن می گیرد. فاربی بکر نیز عمل مجرمانه را یک نوع عمل اقتصادی میداند . به نظر او مجرم یک فرد بیمار نیست بلکه مانند هر فرد دیگر، موجودی است منطقی و استدلالی که بر حسب فایدهای که از نتیجه فعالیت مجرمانه خود انتظار دارد، انتخاب می کند و تصمیم می گیرد. بنابراین مجرم مانند یک بازاری و تاجر تلقی می شود که به دنبال سود است .

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از دیدگاه فلسون و کوهن جامعهشناسان آمریکایی، بزه دیدگان و سبک زندگی روزمره آنها در شکل گیری عملیات مجرمانه موثر میباشد . بنابراین بر اساس تئوریهای فوق میتوان گفت که ، بزهکار بالقوه مانند هر انسان دیگری موجودی عقلانی است که با انگیزه به دست آوردن فایده و سنجیدن این که منافع عمل مجرمانهای که در نظر دارد از مضار آن بیشتر است دست به ارتکاب جرم می زند . سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا قربانیان جرائم بر اساس گزینش و انتخاب قبلی ، فرد بزهکار قربانی می شوند یا اینکه آنها بدون انتخاب قبلی قربانی می شوند؟ بزه دیده شناسان معاصر با بیان اینکه در اکثر موارد، قربانیان جرایم با دقت و احتیاط توسط مجرمان انتخاب میشوند این فرضیه که آنها بر حسب تصادف قربانی میشوند را معقول نداستهاند .
البته این تئوری همیشه مطلق نبوده و بر همه مجرمین صادق نیست، بلکه برخی از مجرمین به دلیل اختلالات روانی و بیماری های روانی، محاسبه گرانه عمل نمیکنند و به طور اتفاقی قربانیان خود را انتخاب می نمایند. بنابراین با توجه به حسابگر بودن بزهکار، که مستلزم ارزیابی منافع و مضار حاصل از ارتکاب جرم است ، «خطر و هزینههایی که ممکن است به خا طر حمله به هدفی معین بر او تحمیل شوند. در سلسه محاسبات او از جایگاه والایی بر خوردارند و خطری که ممکن است از جانب بزه دیدهی احتمالی و
واکنشهای بعدی جامعه متوجه او شود ، عامل بسیار مهمی در شکل گیری نقشه جنایی و به فعلیت رساندن آن محسوب میشود .» به هر حال در مورد آن دسته از بزهدیدگانی که مورد انتخاب بزهکاران واقع می شوند باید این نکته را ذکر کرد که آنها دارای شرایطی چون جذابیت، قابلیت کنترل ، امکان دسترسی آسان، ضعف جسمانی، کم خطر بودن هستند.
به بیان دیگر میان بزهکاری و بزه دیدگی ارتباط و تشابه عمیقی وجود دارد . بنابراین همه افراد جامعه به طور یکسان در معرض آسیب و خطر بزه دیده واقع شده نیستند و افرادی که دارای شرایط آسیب پذیر هستند در معر ض بزه دیده واقع شدن و انتخاب بزهکاران برای ارتکاب جرم قرار دارند. بزهکاران بالقوه قربانیان خود را غالباً از میان افرادی انتخاب می کنند که ارتکاب جرم بر روی آنها دارای خطر و هزینه بالایی نباشد.

ب) معیارهای آسیب پذیری بیشتر افراد با تأکید بر عامل جنسیت

بعضی طبقات همچون زنان ، کودکان ، جوانان و سالمندان ویژگیها و شرایط و استعداد لازم برای بزه دیده واقع شدن را دارند. این اشخاص ویژگیهایی از خود بروز می دهند که ناخودآگاه در نقش بزه دیده می توانند ظهور پیدا کنند. بنابر این در کنار عوامل زیست شنا ختی نظیر سن که غالباً اطفال و نوجوانان و سالمندان را آسیب پذیر می سازد و عوامل روان شناختی در بیماران و مجانین ، جنسیت افراد را میتوان به عنوان یکی از عوامل مهم آسیب پذیری بیشتر افراد نام برد که زنان را در جامعه آسیب پذیرتر از مردان می کند. استعداد یا پیش زمینه بزه دیدگی زنان را می توان هم در درون خانه و هم بیرون از آن بررسی کرد. در بیرون از خانه به خاطر خصوصیات زیست شناختی که آنها را آماجهای مناسبی برای بزهکاران بالقوه قرار میدهد، ممکن است در معرض تعرضات جسمی و جنسی قرار بگیرند. در محیط های خصو صی خانوا دگی و دور از نظارت دولت به دلیل بالا بودن رقم سیاه بزهکاری و نامکشوف بودن خشونت علیه زنان در بسیاری از موارد ضریب بزه دیدگی آنها را به شدت افزایش داده است . خشونت علیه زنان در ابعاد جسمی ، جنسی و روحی آن امری فراگیر است که بیتوجهی به آن به معنای چشم پوشیدن بر واقعیتی سیاه و خشن است که هر روزه در زندگی زنان تولید می شود. حرمت و حریم خصوصی خانواده ها یکی از دلا یل اصلی است که زنان و کودکان از بیان و اعلام خشو نت خانگی علیه خود اجتناب می کنند چرا که نگرانی آنها این است که محیط ایدهآل خانوادگی را شکست خورده بدانند، لذا خشونتهای خانگی به دلیل حرمت خانواده مخفی نگه داشته میشود. ضمن اینکه شوهری که به دلیل خشونت علیه همسر بازداشت شده است به مجازات محکوم میشود، پس از آزادی خشونت بیشتری راعلیه زن اعمال میکند. طبق گزارشهای FBI در سال 1992، 20 درصد

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید