دانلود پایان نامه

مخالفت را می بستنداما روشهای جدلی که مخاطب راملزم به پذیرش مینمود بیشتردرمواردی بکار می رفت که فرد مقابل از روی غرور وتکبر برای اثبات ادعای باطل خود به مناظره می آمد ودرروشهای تجربی ووجدانی نیز بااستفاد ازآنچه که خودشخص تجربه نموده یاوجداناقابل انکاربرای کسی نمیباشد استفاده نموده وبه اثبات حقایقی که از دید آنها دور مانده بود می پرداختند.

بخش اول: کلیات
فصل اول: مفهوم شناسی
فصل دوم: آداب و آفات و اقسام مناظره
فصل سوم:تأثیرات مناظرات امام صادق و امام رضاعلیهما السلام
فصل چهارم: زمینه های مناظره امام صادق وامام رضاعلیهما السلام

بخش اول :کلیات

فصل اول : مفهوم شناسی
گفت وگو، مناظره و احتجاج از همان آغاز آفرینش، از اساسی‌ترین ابزارهای ارتباط جمعی انسان‌ها برای تفهیم و تفاهم بوده است. تاریخ ادیان توحیدی نشان می‌دهد که پیامبران بزرگ الهی نیز همواره در موقعیت‌های گوناگون تبلیغی از این ویژگی عمومی و فطری بشر بهره‌های فراوان برده‌اند. احتجاج حضرت نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط، شعیب، موسی و عیسی(علیهم‌السلام) با کافران قوم و مخالفان فکری خود، در قرآن منابع تاریخی و حدیثی گزارش شده است. چنان‌که احتجاج‌های پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) با مشرکان عرب، مسیحیان نجران، یهودیان، ماده‌پرستان و منکران معاد در بسیاری از آیات و منابع حدیثی انعکاس یافته است پس از پیامبر، اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) نیز تداوم‌گر این سیره بوده‌اند. مناظره امام علی(علیه السلام) با دانشمندان یهود درباره خدا و صفات او، گفت‌وگوی امام حسن و امام حسین(علیهم‌السلام) با معاویه و دیگر شامیان، گفت‌وگوی امام باقر(علیه السلام) با خوارج، از این قبیل است.
امّا در این میان، مناظره‌ها وگفت‌و‌گوهای نغز و ژرف امام صادق(علیه السلام) و شاگردان ایشان با زندیقان وامام رضا(علیه السلام) با مخالفان، به‌ویژه عالمان یهود و نصارا، زرتشتی، صابئی، متکلّمان نامدار و دیگران، که با پیشنهاد مأمون عبّاسی برگزار گردید، بسیار شنیدنی و مثال‌ زدنی است. ایشان از راه گفتگو و مناظره، به مقابله با مخالفان پرداختند و سؤالات و چالش‌های زندیقان و اشکالات دگراندیشان در حوزه عقاید اسلامی و شیعی را پاسخ گفتند.

1- معنای مناظره
الف: معنای لغوی:

معناى لغوى مناظره، واژه‌اى عربى و از ریشه نظِرَُ نظَرا، منْظَرا، منظَرَهً است. اصل معناى «النَّظَرَ» دیدن با چشم مى باشد.صاحب مقاییس اللغه ضمن اشاره به این معنا، اضافه مى‌نماید که این کلمه توسعه معنایى یافته است .و در نتیجه همین توسعه معنایى، به مفهوم تدبّر و تفکّر در یک امر نیز به‌کار رفته است .
مناظره در ادب فارسى به معنى «جدال کردن»، «باهم بحث کردن»، «باهم سؤال و جواب کردن»، «باهم نظر کردن؛ یعنى فکر کردن در حقیقت و ماهیّت چیزى»،«مجادله و نزاع با همدیگر» و نیز »بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیّت چیزى» به کار رفته است.
ب . معناى اصطلاحى
مناظره، مکالمه وگفت‌وگوی دو طرف است که هریک با استدلال و ارائه براهین سعى مى‌کند برترى و فضیلت خویش را بر دیگرى به اثبات برساند . مناظره نیز مانند مفاخره، در اساس، حماسه است؛ زیرا در آن، بین دو چیز بر سر برترى و فضیلت خود بر دیگرى، نزاع و اختلاف لفظى درمى‌گیرد و هر یک با استدلالاتى خود را بر دیگرى ترجیح مى‌دهد و سرانجام یکى مغلوب یا مجاب مى‌شود.
در لسان العرب آمده است:
(المناظره أن تناظر أخاک فى أمر اذا نظرتُما فیه معا کیف تأتیانه)
(( مناظره این است که به برادرش نشان بدهدمسئله ای را که اگر هر دو با هم نگاه میکردند چگونه میدیدند)) .
مؤلف کشاف که این اصطلاح را از دید منطقى بررسى و تعریف کرده است، از کلمه «مطلوب » استفاده مى‌کند تا شامل موضوعات مختلف بشود:
هى علم یُعرف به کیفیه آداب اثبات المطلوب، نفیه او نفى دلیله …
(( علمیست که شناخته میشود به وسیله آن چگونگی مقدمات و راههای اثبات مطلوب که به وسیله رد کردن خصم یا به وسیله رد کردن دلیل او …))
راغب اصفهانى درباره مناظره مى‌گوید:
المناظره المباحثه و المُباراه فى النّظر و استحضار کلّ ما یراه ببصیرته ، و النّظر البحث و هو اعمّ من القیاس لانّ کلّ قیاس نظر و لیس کلّ نظر قیاسا
(( مناظره عبارت است از گفت و گو و نکته بینى طرفینى رو در رو، و به میان آوردن هر آنچه به آن معتقد است. او نظر را عبارت از کاوش مى‌داند و مى گوید نظر نسبت به قیاس اعم است ؛ زیرا هر قیاسى، نظر است ولى هر نظرى ، قیاس نیست)).
صاحب اقرب الموارد نیز مى‌گوید:
مناظره علمى است که به‌وسیله آن، آداب طرق اثبات مطلوب و نفى آن، یا نفى دلیل آن با خصم، شناخته گردد یا علمى است که در آن قوانین مباحثه مندرج است .

صاحب نفایس الفنون در تعریف دیگرى مى‌نویسد:
مناظره، نظر است به بصیرت از جانب مستدل به وسایل، در نسبت واقعه میان دو چیز از براى اظهار صواب
در ادامه این تعریف مى‌نویسد:
نظر را به بصیرت قید کردیم؛ چرا که نظر به چند معنى دیگر آمده است، و قید اظهار صواب را آورده‌ایم تا مجادله و مغالطه از این تعریف خارج شود؛ چرا که مجادله و مغالطه براى الزام خصمند نه چیز دیگر و اگر بخواهند که مناظره همه این موارد را در بربگیرد، باید قید الزام خصم را در تعریف بیاورند.
این نوع مناظره از قدیم الایام در میان فارسى زبانان معمول بوده و به ویژه بعد از اسلام رواج بیشترى یافته است. براى به سامان آوردن آن و پرهیز از مغالطه‌ها و سفسطه‌ها از میان ایرانیان‌، دانشمندانى چون ابوعلى سینا و خواجه نصیر‌الدین طوسى به تنظیم قواعد علم منطق اهتمام ورزیدند.
مناظره به این معنى که ما آن را مناظره واقعى (حقیقى) مى‌نامیم، از قدیم الایام بین صاحبان ملل و نحل هم وجود داشته است و همچنان که اشاره شد، کتاب‌هایى که درباره منطق تألیف شده، به منظور پیشگیرى از خطا در مباحث، تدوین گردیده است و در تاریخ علوم، مناظرات زیادى در هر علمى، به ویژه در علوم مذهبى و کلامى، گزارش شده است.
ج :مناظره کلامی:
مناظرات کلامی شیعه، طبق تعلیم اهل بیت، به بحث دفاعی از اصول ومعارف اعتقادی اسلامی که درآن به بحث وگفتگو درمورد مسائل کلامی چون خداشناسی ونبوت وامامت ومعاد و مباحثی چون جبر و اختیار و قضا و قدر با منطق صحیح و حجّت عقل و استفاده از کلام وحی وسنّت اهل بیت درصدد اثبات مدعای خود می‌باشد گفته می‌شود. بنابراین به آن دسته از مناظراتی که محور بحث وگفتگو در آن‌ها مسائل اعتقادی و کلامی باشد مناظرات کلامی نامیده می‌شود بر خلاف آن دسته از مناظراتی که محور اصلی درآن مباحث مسائل فقهی و فلسفی وحتی اخلاقی می‌باشد.
2- روش شناسی
الف: معنای لغوی:
روش شناسی یعنی اصول تجزیه و تحلیل، روش‌ها و مقررات اعمال شده توسط تخصص خاص در جستجو و بررسی نظریه» در واقع روش‌شناسی یعنی شناخت و تحلیل وبررسی اصول و قوانین حاکم در هر علم می باشد کما اینکه گفته شده «روش‌شناسی مجموعه طرق، شیوه‌ها و روش‌هایی است که در زمینه‌های مختلف دانش‌ها و علوم جهت شناخت ویژگی‌های قوانین حاکم بر پدیده‌ها به‌کار برده می‌شود. روش‌شناسی فن درست‌اندیشیدن و شیوهء تحقیق و اسلوب علمی‌ بررسی امور و پدیده‌ها است.» فیلیپس شاله در تعریف روش‌شناسی می‌گوید: «فلسفه‌ی علمی را منطق عملی یا متدلوژی (شناخت روش) نیز می‌توان نامید. این فلسفه قسمت مهم منطق است که خود، مطالعه حقیقت و علم قوانین استدلال است. متدلوژی، یعنی مطالعه‌ی نفسانیات عالم با روش صحیح. متدلوژی علمی است دستوری؛ زیرا برای فکر، قواعدی مقرر می‌دارد و تعیین میکند که انسان چگونه باید حقایق را در علوم جستجو کند». بنابراین روش‌شناسی به معنای شناخت راه و اصول وطریق در هرعلم است روش‌شناسی به معنای شناخت ابزار، فنون و طرق تحصیل معرفت دریک حوزه معین. در اینجا می‌توان روش را به حوزه معین معرفتی نیز نسبت داد.
ب: معنای اصطلاحی:
معنای روش‏شناسى غیر از روش است. روش مسیرى است که دانشمند در سلوک علمى خود طى مى‏کند، و روش‏شناسى دانش دیگرى است که به شناخت آن مسیر مى‏پردازد. روش همواره در متن حرکت فکرى و تلاش‏هاى علمى یک دانشمند قرار دارد. و روش‏شناسى دانشى است که از نظر به آن شکل مى‏گیرد، و به همین دلیل روش‏شناسى همواره یک دانش و علم درجه دوم است. در واقع روش‏شناسى شناخت شیوه‏ه اى اندیشه و راه‏هاى تولید علم و دانش در عرصه معرفت بشرى است . پس روش‌شناسی علمی است که در آن روش دستیابی به معرفت بررسی می‌ شود. یعنی علمی که در آن از روش بحث می شود
3ـ شبهه
الف:معنای لغوی:
شبهه دراصل از ماده شبیه شبهه می‌باشد که بنا به اعتراف لغویین همان‌طورکه از لفظ آن مشخص است به معنای تماثل و تشابه و شبیه شدن چیزی به چیز دیگر می‌باشد. چنان‌چه که راغب می‌گوید: شبهه: آن است که چیزى از دیگرى که میانشان همسانى و شباهت است، تمیز داده نشود . قاموس القرآن آمده شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده شود و در لسان العرب که در حقیقت برداشتی ازهمه کتب لغت عربی است نیز شبهه را همان مشابهت و مماثلت داشته و فرموده الشبهه هو الالتباس .و دهخدا نیز شبهه را به این معنا گرفته است و می‌گوید: شبهه اسم است از اشتباه و آن در اموری است که جواز و حرمت و فساد و حق و باطل اشتباه شده باشد.(ذیل واژه شبهه) بنابرین معنای شبهه را عموم لغویین پوشیدگی حقیقت و باطل را حق و حرام را حلال پنداشتن است.
ب: معنای اصطلاحی:
دکتر سید جعفر سجادی در فرهنگ و معارف اسلامی میگوید : ((آنچه که به‌نظر می‌آید اصطلاح شبهه دو کاربرد داشته باشد یکی درعلم کلام و دیگری در علم اصول است امّا آنچه درعلم کلام آمده است به معنای پرسش، اشکال، وسوال باطل وفاسد است و این به دلیل همان مخلوط شدن حق و باطل است یعنی چون حق وباطل بر هم پوشیده می‌شود ایجاد پرسش و اشکالات فاسد در ذهن می‌شود. در فرهنگ دین و در اصطلاح دینی، شبهه یعنى هر اشکال، پرسش یا ابهامى که در برداشت‏ها، تحلیل‏ها، تصمیمات و رفتارهاى مرتبط با سعادت فرد یا جامعه سبب ایجاد خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد؛ به عبارت دیگر، شبهه خود را شبیه به حق مى‌‏نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشکل، و افراد را دچار شک و تردید مى‏کند)) .
و امّا آن اصطلاحی که از شبهه در علم اصول کاربرد پیدا کرده است به معنای شک و تردید است همان‌طور که در شبهات حکمیه و مفهومیه و موضوعیه و….به همین معنا است امّا آنچه درعلم فقه به‌کار برده می‌شود به همان معنای لغوی آن است.
ج: شبهه کلامی:
باتوجه به این‌که شبهه قرائت و گفتاری نزدیک یا مستند به برخی حقایق است که به صورت بسیار ظریف، دروغ و باطلی را بیان می‌کند به آن ایرادات واشکالاتی که در اصول اعتقادات و باورهای دینی افراد که مربوط به مسائل کلامی چون توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد می‌باشد شبهات کلامی گفته می‌شود که مخالف در این مسیر، از شگردهای مختلف نظیر طرح سؤال‌های متعدد و پشت سر هم، بدون اجازه دادن به مخاطب در مورد فکر کردن دقیق در مورد صحت و سقم مطالب بیان شده و یا درک جزئیات آن‌ها و یا طرح ادعاهایی که اثبات و یا رد کردن آن‌ها نیازمند زمان است و تا زمان پاسخ گفتن به آن‌ها، تاثیر منفی خود را خواهد گذاشت و یا مطرح نمودن مغالطه‌های خود با ظاهر و صورت استدلالی در میان اقشاری که قدرت علمی مناسب جهت فهم و درک مغالطه آن‌ها را ندارند استفاده می‌کند بنابراین آن دسته از باطل‌های حق‌نما که معارف عقیدتی رامورد حمله قرار داده است و در آن‌ها ایجاد شبهه و ایراد می‌کند را شبهات کلامی می‌نماییم.
4 – برهان
الف:معنای لغوی:
لفظ برهان مصدر است از ماده بره یبره مانند غفران و عدوان و به معنای راه روشن و روشنائی می‌باشد و به همین دلیل به دلیل روشن می‌گویند برهان در قاموس القرآن آمده« بُرهان: دلیل روشن‏ بعد می‌گوید به حجه نیز دلیل گفته می‌شود ولی فرقشان در این‌است که حجه به معنای قصد است و لذا دلیل را به‌واسطه دلیل برمقصود حجت می‌گویند درحالی که برهان را به‌خاطر روشنی و بیان آن دلیل می‌گویند» در این رابطه ابن منظور می‌گوید:
«البرهان: بیان الحجه و اتضاحها»
(( برهان بیان دلیل و روشن ساختن آن است ))
ودر دایره المعارف جامع اسلامی این‌چنین آمده است که«برهان:حجت وبیان واضح،دلیل قاطع است» و دهخدا نیز باز برهان را به بیان واضح و روشن معنا کرده است (ذیل واژه برهان) بنابراین به آن دلیلی که بیان روشن و واضحی در ارائه مطلب داشته باشد که جای هیچ‌گونه ابهام و انکار راباقی نگذارد، به آن دلیل برهان گفته می‌شود.
ب: معنای اصطلاحی:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   متن کامل پایان نامه هزینه نگهداری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برهان یا استدلال عقلی در اصطلاح قیاسى است که مقدمات آن یقینى باشد، به خلاف سایر صناعات پنج‌گانه منطق که مقدماتش از مشهورات و مسلمات و… است، و سرّ مطلب این است که مقصود اساسى در برهان رسیدن به حقیقت به طور جزمى و یقینى است و این هدف جز با مقدمات یقینى میسر نمى‌شود. بنابراین آن قیاسی که ازیقینیات ترکیب شده باشد و حد وسط علت اکبر برای اصغر باشد را برهان می‌گویند علامه مظفر در المنطق میفرمایند :
«البرهان: قیاس مؤلف من یقینیات ینتج یقیناً بالذات اضطراراً»
((برهان قیاسی است که از مقدمات یقینی تشکیل که شده نتیجه آن نیز بالذات و بالضروره یقینی میباشد))
پس به آن قیاسی که منتج یقین باشد برهان گفته می‌شود البته ناگفته نماند که از آنجایی که معنای لغوی برهان بیان واضح است طبیعتاً قیاس برهانی نیز قیاسی واضح وبیانی روشن و واضح باید باشد.
ج: روش برهانی
در روش برهانی که برجسته‌ترین نقشْ در آن‌ها از آنِ عقل است؛ قبول یا رد گزاره‌ها و نظریه‌ها فقط بر اساس استدلال عقلى صورت مى‌گیرد؛ و فقط با روش منطقى، یعنى استدلال عقلى ـ که از مقدمات بدیهى یا نظرى از پیش اثبات شده، در قالب یکى از شکل‌هاى معتبر تشکیل شده است ـ پیش مى‌رود. علوم عقلى چنین ، پژوهش هم از نظر صورت و شکل و هم از نظر مادّه و محتوا فقط بر عقل و فهم عقلى استوار است؛ مثلاً براى اثبات آنکه «الف، ب است» لازم است پژوهشگر دو مقدمه الف ج است، و ج ب است را در قالب شکلى معتبر از قیاس (در اینجا شکل اول) کنار هم قرار دهد، تا به نتیجه الف ب است، برسد. اما براى اینکه این استدلال، استدلال عقلى معتبر و درستى باشد، هم شکل استدلال و هم مقدمات آن باید درست باشد. شکل این استدلال، شکل اول قیاس حملى است، که انتاج آن بدیهى است. اما مقدمات این استدلال نیز باید یقینى و صادق باشند: یا بدیهى اولى باشند، یعنى عقل با تصور نسبت طرفین هر یک از آن‌ها، آن را تصدیق کند و نیاز به استدلال نداشته باشد، یا نظرى امّا معلوم یقینى باشند، یعنى از طریق استدلال معتبر عقلى و با استفاده از مقدمات یقینى (بدیهى یا منتهى به بدیهى) دیگر اثبات شده باشند. در همه علوم عقلى مانند منطق، حساب، هندسه و فلسفه این روش حاکم است: هم شکل استدلال باید شکل معتبر منطقى باشند، و هم مادّه آن ماده معتبر.
معیاردرروش برهانی، عقلى بودن مقدمات به کار رفته در آن است. منظور از عقلى بودن مقدماتْ آن است که عقل بدون توسل به حجت معتبر غیر عقلى، به آن یقین داشته باشد؛ به عبارت دیگر، آن مقدمات یا بدیهى اولى باشند یا به بدیهیات بیانجامند؛ یعنى اگر بدیهى نیستند، عقل با استدلال و با استفاده از مقدمات یقینى بدیهى یا منتهى به بدیهى آن‌ها را تصدیق کند، نه از طریق تقلید یا تعبد. آن استدلالى که حتى یکى از مقدمات آن این شرط را نداشته باشد، و مثلاً نقلى باشد، استدلال عقلى نخواهد بود، و گرچه ممکن است استدلال معتبر و منتج باشد، امّا عقلى نیست؛ چرا که استدلال عقلى غیر از استدلال معتبر است.
5 – تجربه
الف:معنای لغوی:
تجربه از ماده (ج ر ب) و از ریشه جرّب یجرّب، تجریبات، تجربه می‌باشد. لغویون آن را به آزمایش یا امتحان کردن معنا کرده‌اند. دهخدا معنای تجربه را آزمون آزمایش و امتحان می‌داند و ب

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید