منابع و ماخذ تحقیق مناظره‌کننده

مثل و فحاشى صحیح نیست، بلکه باید با اخلاق نیکو و پرهیز از درگیرى‌ها طرف مقابل را متقاعد کرد تا اگر تفاهم حاصل نشد، دورى و تنازع هم ایجاد نشود. باید از کلمات محبت‌آمیز استفاده شود و مناظره با طرف مقابل محترمانه و مؤدبانه صورت گیرد.
مناظره‌کننده باید پیوسته از الفاظ محکم و قوى بهره گیرد و از به کارگیرى الفاظ ناشایست بپرهیزد، باید از عبارات رکیک و کنایات اهانت بار و امثال آن که موجب برانگیخته شدن انواع حساسیت و کینه‌توزى مى‌گردد اجتناب نماید؛ چرا که در این صورت مناظره از حالت «اَحسن بودن» خارج شده و به ستیزه جویى و دشمنى مى انجامد.
مناظره‌کننده در هنگام بحث و گفت‌و‌گو صدایش را از حالت متعارف و معمول بلندتر نکند؛ زیرا این کار نشانه ضعف و مغلوبیت است. باید همواره با لحنى آرام و متین سخن بگوید تا گفتار او تأثیر بیشترى در طرف مقابل داشته باشد.
رعایت ادب و نزاکت در مناظرات اقتضا مى کند که به سخنان یکدیگر دقیقاً گوش فرا داده و کلام همدیگر را قطع نکنند. ولو این که مقصود او را قبل از تمام شدن کلامش بفهمد. اخلاق مناظره ایجاب مى‌کند طرفین به یکدیگر مجال سخن گفتن بدهند و تا مطلب طرف مقابل تمام نشده، کلامش را قطع نکند، تا هم مقصود او را کاملا بفهمد و هم این که محترمانه برخورد کرده باشد. دور از ادب و نزاکت است که انسان در بین کلام دیگرى حرف بزند. چه بسا ممکن است گفتار طرف مقابل مجمل و مبهم بماند و پاسخ با پرسش ، تناسب پیدا نکند.
تا بحث درباره یک موضوع به جایى نرسیده ، وارد مبحث دیگرى نشوند؛ چرا که در این صورت بحث ها با هم مخلوط شده و نتیجه‌اى حاصل نمى شود .
6. اجتهاد مناظره کننده
بعضى معتقدند که مناظره‌کنندگان باید در فن مناظره کارشناس باشند ، ولى گروهى پا را فراتر گذاشته و اظهار داشته اند که باید مجتهد و صاحب نظر باشند تا در همه مسائلى که پیش مى‌آید بتوانند نظرات خود را بیان نمایند. لیکن حقّ این است که مناظره‌کننده در شیوه مناظره باید اجتهاد داشته باشد و در موضوعى که به مناظره گذاشته مى‌شود تا سر حدّ اجتهاد پیش ‍ رفته باشد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

براى شرکت‌کنندگان در مناظره لازم است توان خود را در آوردن تمثیل و تشبیه تقویت نمایند، از اشعار و متون دینى، فلسفى، علمى و کلمات بزرگان و حوادث تاریخى نیز بهره گیرند. مناظره کنندگان باید بر محتواى بحث مسلط بوده و پیش از شرکت در جلسه، درباره موضوع بحث تحقیق کرده باشد و با ابعاد مختلف آن آشنا باشد تا در مقام گفت و گو به معضل مبهمى گرفتار نگردد و در سیر بحث متوقف نشود. مناظره آگاهى و مایه هاى علمى لازم دارد و گرنه به بن بست کشیده مى‌شود. به همین جهت امام صادق علیه‌السّلام بعضى از اصحابش را از مناظره کردن نهى مى کرد .
دوم . آفات و نتایج سوء مناظره نادرست
در این قسمت به آفات مناظره نادرست و نتایج سوء آن مى پردازیم تا روشن شود که مجادله به غیر اَحسن چگونه موجبات شکست در بحث و گفت و گو را فراهم مى کند. مناظره‌اى که به منظور غلبه بر دیگران، فضل فروشى و مباهات صورت پذیرد، سرچشمه رفتارهایى است که از نظر خداوند متعال، ناستوده و از دیدگاه شیطان ، پسندیده است .
اگر حس علاقه به غلبه بر دیگران است و آن‌ها در مناظره و نیز جاه طلبى و مباهات، بر روحیه کسى مستولى گردد، این گونه تمایلات وى را به اظهار و ارتکاب علنى تمام پلیدى‌ها سوق مى‌دهد که به عنوان آفات و نتایج سوء مناظره هاى نادرست تلقى مى گردد. برخى از این آفات عبارتند از:

1. نپذیرفتن حقّ
یکى از آفات مناظره، نپذیرفتن حقّ، کراهت از آن و حرص و تمایل شدید به مبارزه با آن از طریق جدال و ستیزه است. در این صورت براى مناظره‌کننده از این که حقّ بر زبان طرف مقابل وى ظاهر گردد بسیار ناخوشایند است و در این صورت با توسل به تلبیس و نیرنگ به منظور انکار حقّ مى‌کوشد مناظره ادامه یابد تا این که حقّ را پایمال سازد.
از این رو، مبارزه و ستیزه جویى به صورت عادت و طبیعت ثانوى او مى‌گردد و براى اظهار فضل و خرده گیرى از خصم، نسبت به هر سخنى که به گوشش مى رسد، اعتراض مى‌کند؛ گر چه طرف مقابل او بر حقّ باشد.
در نظر خداوند متعال، کسى که حقّ را تکذیب مى‌کند و کسى که به او افترا مى‌بندد، یکسانند و از نظر جرم و گناه روحى و اخلاقى با هم برابرند و در این باره مى‌فرماید:
و من أظلم ممّن افترى على اللّه کذبا أو کذّب بالحقّ لمّا جاءه ألیس فى جهنّم مثوى للکافرین
آیا از کسى که بر خداوند دروغ بست و با آنکه حقّ به او رسیده ، آن را تکذیب کرد، ستمکارتر هست ؟
اگر مباحثه و جدال صرفاً براى غلبه و اسکات خصم باشد، نه تنها موجب نیل به اهداف مقدس نخواهد شد، بلکه باعث ظهور تکبر، غرور، حسد و خود باختگى مى‌شود. خصلت جاه طلبى ، عجیب و غرور را در غلبه‌کنندگان زنده کرده و روحیه یأس، شکست و انحطاط را در طرف مغلوب به‌وجود مى‌آورد. جاه طلبى و مباهات بر دیگران، سرچشمه بسیارى از پلیدى‌هاى اخلاقى است . پس عدم پذیرش حق و تکذیب آن، استکبار است و جدال نیز مستلزم چنین حالتى است؛ یعنى این که انسان را وادار مى کند زیر بار حقّ نرود و آن را تکذیب نماید.
از ابى درداء، وائله و انس روایت شده که گفتند روزى پیامبر بر ما وارد شد در حالى که بر سر یک مسئله دینى بحث و مجادله داشتیم . رسول خدا آن چنان سخت غضبناک شد که تا آن زمان چنین خشمى از او ندیده بودیم . سپس فرمود:
ملّت هاى قبل از شما به علت مجادله و ستیزه جویى، گرفتار انحطاط و نابودى شدند. از مراء و جدال دست بردارید؛ زیرا یک فرد با ایمان با کسى به مجادله بر نمى‌خیزد و ستیزه‌گر، سخت زیانکار است. من در روز قیامت از ستیزه‌گران شفاعت نمى‌کنم و اگر کسى دست از مجادله بردارد با این که مى‌داند حقّ با اوست، براى چنین شخصى سه قصر در بهشت ضمانت مى کنم . خداوند متعال پس از شرک ، مرا از مجادله نهى فرموده است
امام صادق علیه السّلام در حدیثى مى‌فرماید:
سه گروه هستند که وقتى خداوند را ملاقات مى‌کنند به آن‌ها مى‌فرماید از هر درى که مى‌خواهید وارد بهشت شوید. آن سه دسته عبارتند: از کسى که خوش اخلاق است، کسى که در آشکار و نهان از خداوند بترسد، و کسى که مراء را ترک کند اگر چه بر حقّ باشد.
2. تظاهر و ریاکارى
یکى دیگر از آفات مناظره، ریا و تظاهر نسبت به مردم ، سعى و تلاش براى به‌دست آوردن دل آنان و جلب توجه آن‌ها به خود مى‌باشد تا به این وسیله رأى و نظر او را تأیید نموده و او را در برابر طرف مقابل در مناظره یارى نمایند. ریا، نوعى بیمارى است که انسان را به بزرگ‌ترین گناهان فرا مى‌خواند و مناظره‌کننده‌اى که ریاکار باشد، هدفش خودنمایى و جلب ستایش مردم نسبت به خود است و در روایتى آمده است :
ریا کار سه مشخصه و نشانه دارد: آنگاه که مردم را مى بیند با نشاط مى گردد، هنگامى که تنها است کسل و بى حال است و دوست دارد مردم او را در تمام کارهایش بستایند.
در روز قیامت شخص ریاکار با چهار اسم خوانده مى شود: اى کافر، اى گناهکار، اى فریبکار متظاهر، و اى زیانکار. عمل و رفتار تو نابود شد و اجر و پاداش تو تباه گشته است. امروز هیچ راه نجاتى ندارى.

پس باید اجر و پاداشت را از کسى مطالبه کنى که به خاطر او عمل مى کردى .
شخص ریاکار و کسى که اهل تظاهر و فضل فروشى باشد، هدفش جز غلبه و اسکات خصم و کسب شهرت و شخصیت اجتماعى نیست و با چنین روحیه‌اى نمى‌توان در دل ها نفوذ کرد و حقّ را به پیروزى رسانید؛ زیرا شهرت طلبى ، کسب موقعیت اجتماعى و ریاکارى براى همیشه مخفى نمى‌ماند، بلکه از فحواى کلام و لحن مناظره کنندگان کاملاً معلوم مى‌گردد و حتى از این که بگذریم باعث فساد روح و اخلاق مى شود و در نتیجه مناظره به هدف هاى صحیح و نتایج مطلوب نمى رسد.
3. خشم و غضب
غالباً مناظر‌کننده نمى‌تواند خود را از تیررس خشم و غضب دور نگه دارد به ویژه اگر به سخن او ایراد و اشکال وارد نمایند، گفتار و سخن او را رد کنند و استدلال او در مقابل مردم غیر قابل قبول تلقى گردد. خشم و غضب مناظره کننده، گاهى به حقّ و گاهى نادرست و نارواست. خداوند متعال و رسول گرامى او، خشم و غضب را، به هر کیفیتى که صورت پذیرد، نکوهش ‍ کرده‌اند.
روایت شده که شخصى به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله عرض کرد: مرا به عملى راهنمایى و توصیه فرما که مختصر و سودمند باشد. حضرت فرمودند: خشمگین نشود. آن مرد دوباره همان درخواست خود را تکرار کرد، باز هم حضرت فرمودند: خشمگین نشو.
خشم و غضب آفت مناظره است. آنان که مورد اعتراض قرار مى گیرند و دلایلشان را به حقّ و یا ناروا نقض مى‌نمایند، ناگهان بر مى‌آشوبند و فضاى مناظره را به جنگ و جنجال مى‌کشانند.
مناظره باید بر اساس خیر خواهى و هدایت صورت گیرد تا آنجا که خداوند در قرآن مى فرماید:
فقولا له قولا لیّنا لعلّه یتذکّر او یخشى
و با او با آرامى و نرمى سخن بگویید شاید او متذکر شود و یا از خدا بترسد.

گفتار نرم از قلب رئوف برمى‌خیزد و اصولا محبت دل‌ها را نرم و براى پذیرش حقّ آماده مى‌سازد. کلماتى که به کینه و غضب‌آلوده شود، نمى‌تواند راهگشا و هدایت‌گر باشد، اقتضاى موعظه حسنه و مجادله اَحسن این است وگرنه مناظره دچار آفت مى شود.
در فضاى مناظره باید صفا و محبت حاکم باشد؛ زیرا با کینه و دشمنى هرگز نمى‌توان حقّ را به کرسى نشاند. حربه عاطفه بسیار قاطع و برنده است. چون غرض اصلى ارشاد و راهنمایى است، لازم است در قدم اول با محبت، قلب طرف مقابل را صید کرد و عقل او را با استدلال خاضع نمود و او را با عاطفه به اعتراف وادار کرد. لذا خشم و غضب در این امر موجب شکست در بحث‌ها و گفت و‌گوها مى‌شود.
4. کینه توزى و حسد
از نتایج سوء خشم و غضب، حقد و کینه است. وقتى انسان به خاطر عدم توانایى بر اِعمال غضب، خشم خویش را فرو مى‌نشاند، این حالت به‌صورت حقد در دل او جاى مى‌گیرد. مقصود از حقد این است که قلب انسان با احساس بغض و نفرت همراه باشد. حقد و کینه که ثمره غضب و خشم است، امور زشت و حالات ناپسندى را براى انسان به ارمغان مى‌آورد که عبارتند از حسد، ناسزاگویى در برابر حوادث ناخوشایند، عزلت و کناره‌گیرى از مردم، به زبان آوردن سخنان ناروا و زشت از قبیل دروغ، غیبت و… که همه این امور نکوهیده و ناپسند از نتایج و آثار سوء حقد و کینه‌توزى مى‌باشد. تمام این حالات درونى و روانى، درجه و پایه دین و ایمان انسان را به انحطاط و سقوط مى‌کشاند.
فرد کینه توز در صورتى که قادر به مجازات طرف مناظره خود باشد، مى‌تواند سه حالت را در پیش بگیرد:
1. حقّ طرف خود را به طور کامل و بدون کم و کاست ادا نماید، که این کار عین «عدل» و عدالت خواهى است . این رفتار، اوج مرتبه و درجه انسان هاى صالح و شایسته‌اى است که افراد مؤمن باید با چنین خصلتى خو بگیرند.
2. از طریق عفو و گذشت نسبت به او احسان کند، که چنین گذشتى همان «تفضّل» است که راه و رسم صدیقین و افراد راستین مى باشد.
3. به طرف مقابل ستم کند بدون آن‌که مستحقّ ظلم باشد، که چنین عملى را «جور» گویند، که این شیوه اراذل و انسان‌هاى پست است
از دیگر آفات و عوارض مضرّ مناظره، حسد است که نتیجه و ثمره حقد مى‌باشد. غالبا مناظره‌کننده از حسد نسبت به طرف مقابل خود در امان نیست؛ زیرا گاهى برطرف خود، غالب و گاهى در برابر او مغلوب مى‌گردد. آنگاه که غلبه با او نباشد و یا سخنش مورد ستایش دیگران قرار نگیرد، آرزو مى‌کند که کاش غلبه و پیروزى از آنِ او بوده و طرف مقابل او از آن محروم باشد، که این گونه آرزو و تمنّا عین حسد است. چون علم و دانش از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى الهى است. پس وقتى مناظره‌کننده آرزو کند که چنین غلبه و پیروزى و لوازم آن، از آنِ او باشد و طرف مقابل از آن محروم ماند، در حقیقت نسبت به او حسد ورزیده است. چنین حالتى به هر مناظره‌کننده‌اى دست مى‌دهد و دچار چنین روحیه ناستوده‌اى مى‌گردد.
ابن عباس مى‌گوید:
علم و دانش را در هر جایى که یافتید، فراگیرید و گفتار برخى از فقها درباره برخى دیگر را نپذیرید.
چون اختلاف آن‌ها در نتیجه تفاوت آرا و نظراتشان مى باشد.
5. سخنان ناروا و گفتارهاى حرام
به زبان آوردن سخنان ناروا و زشت از قبیل دروغ، غیبت و… از نتایج مناظره نادرست مى‌باشد؛ زیرا مناظره نادرست، از نقل سخنى که به منظور نکوهش و توهین به طرف‌هاى مقابل است، عارى نیست. بنابراین مناظره‌کننده ناگزیر دچار غیبتى خواهد شد که خداوند آن را به «أَکل میته» تشبیه نموده است.
گاهى مناظره‌کننده سخنان طرف مقابل را تحریف کرده و در نتیجه مرتکب دروغ و افترا مى‌گردد و گاهى نیز نمى‌تواند زبانش را حفظ کند و آشکارا به او نسبت حماقت، جهالت، نادانى و کم فهمى مى‌دهد، که در نتیجه این اعمال فرد آبرومندى را بى‌آبرو مى سازد و حرمت او را از بین مى‌برد.
6. تکبّر و خود بزرگ بینى
تکبّر و خود برتربینى نسبت به دیگران از دیگر آفات مناظره مى باشد. امام صادق علیه السّلام مى‌فرمایند:
من تواضع للّه رفعه اللّه و من تکبّر وضعه اللّه
هر کس تکبّر ورزد خداوند او را خوار مى‌گرداند و هر کس تواضع و فروتنى نماید، خداوند او را بالا مى‌برد.
ممکن است بحث و مناظره، با تکبّر و اظهار برترى نسبت به دیگران همراه باشد. هرگاه مناظره در محفلى صورت پذیرد، در این صورت انسان سعى دارد زیر بار سخن حقّ دیگران نرود و سعى مى‌کند آرا و نظرات آن‌ها را نپذیرد، ولو این که حقانیت سخن آن‌ها بر مناظره‌کننده کاملاً ثابت و روشن گردد؛ زیرا بیم غلبه و پیروزى آنان بر خود را دارد و حتى اگر اشتباه او کاملاً محرز و آشکار هم باشد، حاضر نیست به اشتباه خویش اعتراف نماید. چنین روحیّه‌اى، نمایانگر کبر و خودبزرگ بینى، یعنى همان صفت رذیله‌اى است که پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در نکوهش آن مى فرماید:
لا یدخل الجنّه من فى قلبه مثقال ذره من الکبر
حتى اگر به مقدار ذرّه‌اى کبر و غرور در قلب کسى باشد، به بهشت وارد نمى شود.
همچنین در حدیث قدسى آمده است :
العظمه إ زارى و الکبریاء ردائى فمن نازعنى فى شى ء منهما قصمته
شکوه و عظمت پوشش من و کبریا و بزرگى ، رداى من است . اگر کسى در این دو صفت با من به نزاع برخیزد، او را در هم شکسته و نابود مى سازم .
7. تجسس و کنجکاوى در عیوب طرف مناظره
پیگیرى و تجسس در عیوب و زشتى‌هاى افراد از دیگر آفات مناظره مى‌باشد. شخص مناظره‌کننده، در صدد یافتن و جستجوى لغزش و زبانى و یا دیگر لغزش‌هاى طرف مقابل خود مى‌باشد تا از آن به عنوان حربه‌اى براى تحکیم سخنان، و پاکى کاذب خویش به کار ببرد و احیاناً کمبود و نقایص خود را به آن وسیله جبران نماید.
گاهى مناظره‌کننده با تحقیق و کنجکاوى به احوالات درونى اشخاص و عیوب و نواقص طرف مقابل خود دست مى‌یابند و از آن عیوب به عنوان دستاویزى براى کوبیدن طرف مقابل استفاده مى‌نمایند و از این که او را به این وسیله بى‌آبرو و شرمسار نموده‌است، اظهار خوشحالى و سرور مى‌نماید. خداوند این قبیل افکار و رفتار ناستوده را نهى کرده و فرموده است: «و لا تجسّسوا ؛ در حالات و کیفیات رفتار و گفتار مردم تجسس نکنید».
همچنین در گفتار معصومین علیهم السّلام نیز این امر نکوهش شده و در این باره به عنوان مثال آمده است :
نزدیک‌ترین راهى که انسان را به مرز کفر مى‌رساند، این است که فردى با شخص دیگر بر اساس دین طرح دوستى بریزد و درصدد تحقیق و برشمردن لغزش‌هاى او برآید تا به آن وسیله در موعد مورد نظر، او را سرزنش و ملامت نماید.
8. شادمانى از اندوه دیگران و نارضایتى از شادمانى دیگران
یکى از آفات مناظره این است که مناظره‌کننده از بیچارگى و اندوه دیگران احساس شادى نماید و از خوشحالى و سعادت آن‌ها رنجور و اندوهگین گردد. این حالت غالباً در قلوب کسانى راه دارد که به اسکات افراد علاقه‌مند هستند و حس اشتیاق به اظهار فضل نسبت به برادران ایمانى شان بر قلب آن‌ها چیره شده است.
طبق روایاتى که از ائمه اطهار علیهم‌السّلام رسیده است، ساده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *