مسلمانان مساوی بودند، پس تخصیص حضرت علی( وجهی نداشت. اگر مراد محبت و نصرت مخصوصی باشد که بالاتر و برتر از دیگران باشد، مانند وجوب متابعت و امتثال اوامر و تسلیم شدن در برابر او، این همان معنای امامت است، به خصوص بیانی که برای علی( به کار رفته است، شبیه بیانی است که برای نبی اکرم( به کار رفته است؛ “من کنت مولاه” و تفکیک بین آن دو در یک سیاق جایز نیست.
حالت سوم: رسول اکرم( به مردم خبر دهد که بر علی( واجب است که به مردم محبت و نصرت داشته باشد.
این حالت نیز مردود است، زیرا در این صورت لازم بود که نبی اکرم( به خود علی( بفرماید نه این که همه مردم را نگه دارد و آنها را خطاب قرار دهد.
حالت چهارم: وجوب محبت و نصرت مردم را به علی( انشا کند.
این احتمال نیز جایز نیست، زیرا در این صورت پیامبر اکرم نیازی به آن همه اهتمام و سفارش به مردم و مخاطب قرار دادن مردم نداشت…”215.
7-2-1-3. پاسخ به شبهه مراد بودن “اولویت در قرب” به پیامبر اکرم(
1.در این که حضرت علی( از مقربین و خواص پیامبر اکرم( بودند تردیدی نیست، چون حضرت علی( از کودکی در دامان پیامبر خدا پرورش یافتند و همواره در محضر رسول خدا( بودند. حضرت علی( در خطبه قاصعه نهج البلاغه در این باره میفرماید:
“شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا( در خوشاوندی نزدیک در مقام و منزلت ویژه می‌دانید؛ پیامبر مرا در اتاق خویش می‌نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می‌گرفت و در بستر مخصوص خود می‌خوابانید. بدنش را به بدن من می‌چسباند و بوی پاکیزه خود را به من می‌بویاند و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می‌گذارد. هرگز دروغی در گفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت و من همواره با پیامبر بودم؛ چونان فرزند که همواره با مادر است. پیامبر( هر روز نشانه تازهای از اخلاق نیکو را برایم آشکار میفرمود و به من فرمان می‌داد که به او اقتدا نمایم. پیامبر( چند ماه از سال را در غار حراء میگذراند. تنها من او را مشاهده میکردم و کسی جز من او را نمیدید. در آن روز‌ها در هیچ خانهای اسلام راه نیافت، جز خانه رسول خدا( که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنها بودم. من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را می‌بوییدم. من هنگامی که وحی بر پیامبر فرود میآمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم: ای رسول خدا! این ناله کیست؟گفت: شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود: “علی تو آن چه را من می‌شنوم می‌شنوی و آن چه را که می‌بینم می‌بینی جز این که تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من هستی و به راه خیر می‌روی”216.
2.در جریان غدیر خم، دو آیه تبلیغ و اکمال نازل شد. همان گونه که پیش از این نیز بیان شد، این دو آیه تنها با معنای امامت و خلافت سازگار هستند.
8-2-1-3. پاسخ به شبهه عدم منافات این حدیث با خلافت خلفای سه گانه:
این اشکال وارد نیست، زیرا:
1.با حدیث غدیر وجود نص از سوی پیامبر اکرم( بر امامت علی بن ابی طالب( ثابت می‌شود و چون بالاجماع چنین نصی بر خلافت ابوبکر نیست و بیعت یا اجماع نمی‌تواند با نص معارضه کند، امامت حضرت علی( اثبات و امامت هر کسی غیر او نفی می‌شود217.
2.ظاهر از “من کنت مولاه فعلی مولاه” عموم اوقات است. زمان حیات رسول خدا( به حکم عقل بیرون است، بقیه اوقات در تحت این عام باقی می‌ماند218. از این رو پس از رسول خدا( تا زمانی که حضرت علی( زنده است، او امام است.
3.این سخن با تبریک عمر به حضرت علی( منافات دارد، زیرا عمر به حضرت علی( گفت: “اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه” در این تبریک عمر تصریح می‌کند که علی( مولای اوست.

2-3. فصل سیزدهم:
حدیث منزلت

یکی از احادیثی که شیعه و سنی از نبی اکرم( روایت کرده‌اند، حدیث منزلت است. در این حدیث پیامبر اکرم( به حضرت علی( می‌فرماید:
“انت منی بمنزله هارون من موسی الّا انّه لا نبیَ بعدی”.
ای علی تو برای من همانند هارون نسبت به موسی هستی، جز این که نبیی بعد از من نخواهد بود.
علامه حلی میفرماید: “این حدیث بین همه مسلمانان متواتر است و همه آن را نقل کردهاند. تنها در دلالت این روایت بر امامت با هم اختلاف دارند”219.
از منظر محقق طوسی یکی دیگر از نصوصی که بر امامت بلافصل حضرت علی( بعد از نبی اکرم( دلالت می‌کند، حدیث منزلت است که از احادیث متواتر می‌باشد220.
1-2-3. بیان استدلال:
کلمه منزلت اسم جنس مضاف است و اسم جنس مضاف مفید عموم است. استثنا نیز گواه عام بودن آن است، زیرا مستثنی منه باید عام باشد و چون تنها مرتبه نبوت استثنا شده است، در نتیجه بقیه مراتب در تحت عام باقی می‌ماند. از جمله مراتبی که تحت عام باقی مانده است، خلیفه بودن برای حضرت موسی( و بعد از او تدبیر عموم مردم را در اختیار داشتن است221.
2-2-3. ایرادهای قوشچی222:
1.این حدیث متواتر نیست، بلکه خبر واحد است.
2.در مقابل این حدیث اجماع قرار گرفته است.
3.در این حدیث عامی وجود ندارد تا با استفاده از آن همه مقامات هارون را برای حضرت علی( اثبات کرد، زیرا:
اولا؛ عبارت “منزله هارون” عام نیست، بلکه نهایت چیزی که میتوان ادعا نمود، اطلاق است، زیرا اسم مفرد مضاف به علم، اطلاق را فایده می‌دهد و حتی چه بسا ادعا شود که اطلاق را نیز نمی‌رساند و دلالت بر فرد معین می‌کند؛ مانند اضافه غلام به زید در ترکیب غلام زید.
ثانیا؛ استثنا در این حدیث استثنای متصل نیست، بلکه منقطع و به معنای لکن است، پس از طریق استثنا نمی‌توان عمومیت را اثبات کرد.
شاهد دیگر بر عدم وجود عمومیت در این حدیث این است که از منازل هارون نسبت به موسی اخوه است که برای علی( ثابت نیست، مگر این که جواب داده شود، انتفاء اخوه روشن بوده است و به علت وضوح در حکم مستثنی و خارج است.
4.خلافت از منازل هارون نبوده است و آیه شریفه “اخلفنی فی قومی”223 بر خلافت هارون دلالت نمیکند، بلکه موسی( با این سفارش خود، هارون را بر رعایت و مواظبت احوال قومش تاکید می‌کند.
5. این حدیث بر بقای خلافت پس از مرگ موسی( دلالت نمی‌کند به عبارت دیگر خلافت هارون تنها در زمان حیات موسی ثابت می‌باشدو انتفای خلافت به سبب موت موسی( عزل یا نقص شمرده نمی‌شود.
6. تصرف و نفوذ امر هارون بعد از موسی به خاطر نبوتش است نه به خاطر امامت او.
7. این حدیث بر فرض دلالت بر امامت حضرت علی(، امامت و خلافت ائمه سه گانه پیش از او را نفی نمی‌کند.
1-2-2-3. نقد و بررسی:
حدیث منزلت در اماکن مختلف و با بیان‌های متفاوتی از رسول اکرم( روایت شده است که لازم است در آغاز به این اماکن و زمان‌های متعدد صدور این حدیث پرداخته شود.
3-2-3. مواقع و موقعیت‌های صدور حدیث منزلت:
بسیاری از اهل سنت می‌کوشند محل صدور این حدیث را به جریان جنگ تبوک منحصر بکنند تا در سایه این شأن صدور، به دل خواه خود آن را معنی و تفسیر نمایند و حال آن که حتی با مراجعه به منابع اهل سنت روشن می‌گردد که این حدیث تنها در جریان غزوه تبوک صادر نشده است، بلکه پیامبر اکرم( در مناسبت‌های مختلفی این حدیث را خطاب به حضرت علی( بیان داشته‌اند. اینک به این مناسبتها از منابع اهل سنت اشاره می‌گردد.
1.پیمان برادری بین اصحاب
هنگامی که پیامبر اکرم( بین اصحاب خود پیمان برادری بست، حضرت علی( عرض کرد:
“یا رسول الله ذهب روحی و انقطع ظهری حین رأیتک فعلت ما فعلت بأصحابک غیری فان کان هذا من سخط علی فلک العقبی و الکرامه”.
ای رسول خدا قالب تهی کردم و کمرم شکست آن گاه که دیدم شما بین اصحاب خود جز من پیمان برادری بستی پس اگر خشم شما از من باعث شده که مورد توجه قرار نگیرم شایسته سرزنش هستم و بزرگواری از آن شماست.
پیامبر اکرم( پاسخ داد:
“والذی بعثنی بالحق ما أخرتک لنفسی و أنت منی بمنزله هارون من موسی غیر أنه لانبی بعدی و أنت أخی و وارثی”224.
سوگند به خدایی که مرا به حق پیامبری مبعوث کرد، تو را فقط برای خود برگزیدم و تو برای من همانند هارون برای موسی هستی جز این که پیامبری پس از من نیست و تو برادر و وارث من هستی
2. هنگام ولادت امام حسن و امام حسین(
دومین مورد بیان این حدیث به هنگام ولادت امام حسن و امام حسین( است.جابر بن عبد الله در ضمن حدیثی می‌گوید: به هنگام ولادت امام حسن( جبرئیل به پیامبر خدا( فرود آمد و به پیامبر اکرم( عرض کرد: “ان علیا منک بمنزله هارون من موسی” به راستی که علی برای تو همانند هارون برای موسی است.
در منابع بسیار ی از اهل سنت روایت شده است که رسول خدا( در جریان نام گذاری امام حسن و امام حسین( و محسن فرمود: “انما سمیتهم باسم ولد هارون شبر و شبیر و مشبر”225 همانا من این سه تن را به نام فرزندان هارون شبر و شبیر و مشبر نامیدم.
اگر فرزندان حضرت علی( مانند فرزندان هارون باشند، پس خود حضرت علی( نیز به منزله خود هارون خواهد بود.
3. در خطبه غدیر خم
در جریان خطبه غدیر خم نیز رسول خدا( این حدیث را بیان فرمود.
4. در ماجرای بستن در خانه‌های اصحاب به مسجد
ابن مغازلی در مناقب امام علی( نقل کرده است که رسول خدا در ماجرای بستن در خانه‌های اصحاب به مسجد فرمود: “و ان علیا منی بمنزله هارون من موسی”.
جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: ما در مسجد خوابیده بودیم که پیامبر خدا( آمد و فرمود:
“أ ترقدون بالمسجد؟ انه لا یرقد فیه”.
آیا در مسجد می‌خوابید؟ مسجد جای خوابیدن نیست.
حضرت علی( نیز همراه آنان بود، رسول خدا( رو به علی( کرد و فرمود:
“تعال یا علی انه یحل لک فی المسجد ما یحل لی أما ترضی أن تکون منی بمنزله هارون من موسی الا النبوه”226.
ای علی! نزدیک بیا آن چه در مسجد برای من حلال است، برای تو نیز روا است. آیا راضی نیستی که برای من همانند هارون برای موسی باشی مگر در مقا م نبوت.
5. تقاضای عمر بن خطاب
ابن عباس نقل کرده است که روزی عمر بن خطاب گفت: دیگر از علی بن ابی طالب سخن نگویید، زیرا من از پیامبر اکرم( درباره او شنیدم که اگر یکی از آنها برای من بود، از آن چه آفتاب بر آن می‌تابد برای من بهتر بود. من، ابوبکر، ابوعبیده بن جراح و یک نفر از اصحاب پیامبر نزد آن حضرت بودیم، رسول خدا( بر علی بن ابی طالب تکیه کرده بود تا این که دستش را بر شانه‌های علی زد و گفت:
“یا علی أنت أول المؤمنین ایمانا و أولهم اسلاما و أنت منی بمنزله هارون من موسی و کذب من زعم أنه یحبنی و یبغضک”227.
ای علی! تو نخستین مؤمنی هستی که ایمان آوردی و نخستین فردی هستی که اسلام آوردی. تو برای من همانند هارون برای موسی هستی. دروغ می‌گوید هر کس گمان می‌کند که مرا دوست میدارد، در حالی که با تو دشمنی می‌ورزد.
6. در جریان دختر حمزه(
هنگامی که دختر حضرت حمزه از مکه به مدینه آمد، حضرت علی( جعفر و زید برای سرپرستی او اختلاف پیدا کردند. نزد رسول خدا( رفتند تا داوری کند. پیامبر خدا( فرمود:
“اما انت یا علی فانت منی بمنزله هارون من موسی الا النبوه”
این روایت در مسند احمد بن حنبل228 و السنن الکبری بیهقی229 نقل شده است.
7. در حدیث ام سلمه

پیامبر خدا به همسرش ام سلمه فرمود:
“یا ام سلمه ان علیا لحمه من لحمی و دمه من دمی و هو منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی”230.
ای ام سلمه! گوشت علی از گوشت من، خون او از خون من و او برای من همانند هارون برای موسی است، مگر آن که پس از من پیامبری نیست.
بنابراین روشن شد که حدیث منزلت تنها در جریان جنگ تبوک از رسول خدا( صادر نشده است، بلکه رسول خدا( در مناسبت‌ها و زمان‌های متعددی این حدیث را درباره حضرت علی( بیان کردند.
یکی از ویژگیهای مهم حدیث منزلت این است که این حدیث در صحیحین نیز روایت شده است.قوشچی به این مطلب و این که صحیحین در پیش اهل سنت چه منزلت و جایگاهی دارد، اشاره نمی‌کند، لذا لازم است در این بخش به کتب صحیحین از منظر اهل سنت پرداخته شود.
4-2-3. صحیحین از منظر اهل

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع مقاله دربارهجایگاه، نمایش، صندلیها
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید