است. ممکن است بروز پدیده مرگ سازمانی به علت عدم وقوع یکباره آن، از سوی مدیران عالی سازمانها احساس نشود. لکن مطالعات نشان می‌دهد فقدان نظام کسب بازخورد امکان انجام اصلاحات لازم برای رشد، توسعه و بهبود فعالیتهای سازمان را غیر ممکن می‌نماید، که سرانجام این پدیده مرگ سازمانی است(عادلی، 1384، ص125).

2-3-1- نقش حسابداری مدیریت در محیط در حال تغییر
حسابداری مدیریت شامل طراحی و استفاده از حسابداری در داخل سازمان است. حسابداری مدیریت را نمی‌توان مجموعه‌ای از قواعد ثابت به حساب آورد. بلکه روشهای حسابداری مدیریت به منظور دستیابی به هدفهای سازمان از طریق بهبود تصمیم‌گیری توسط مدیران و کارکنان آن است. نظر به این که سازمانها دارای هدفهای مختلف می‌باشند و ترکیبی از اعضای مختلف محسوب می‌شود، نمی‌توان قواعد کلی و یکنواختی را برای کلیه سازمانها تدوین کرد. بنابراین، حسابداری مدیریت باید خود را با ویژگیها و نیازمندی‌های سازمان مربوط تطبیق دهد.(شباهنگ، 1390، ص 3)
حسابداری مدیریت که نوع پیشرفته حسابداری صنعتی است که شامل مباحث بسیار گوناگون و متنوعی است تا بتواند به استفادهکنندگان داخلی اطلاعات مالی، به ویژه مدیران، درانجام وظایف خودبه نحوی مطلوب وکارا کمک نماید(نمازی،1384(
حسابداری مدیریت یا حسایداری مدیریتی با تهیه و بکارگیری اطلاعات حسابداری برای مدیران درون سازمان در ارتباط است تا مفاهیمی به آنها ارائه دهد که مدیران اجازه یابند در وظایف مدیریتی و کنترلی خود بهتر تجهیز شده و تصمیمات رسمی و تجاری بگیرند.
بر طبق نظر انستیتو حسابداران مدیریت چارترد(CIMA)114حسابداری مدیریت عبارتست از : فرآیند شناسایی،جمع آوری، تجزیه و تحلیل، آماده سازی، تفسیر و تبادل اطلاعات که برای برنامه ریزی، ارزیابی و کنترل درونی و همچنین برای اطمینان از استفاده مناسب و مسئولانه بوسیله مدیران مورد استفاده قرار میگیرد .حسابداری مدیریت همچنین شامل ، آماده سازی گزارشهای مالی برای گروههای غیر مدیریتی همچون سهامداران ، ذینفعان ، سازمانهای حکومتی و اداره مالیات میشود .
برای انجام اهداف حسابداری مدیریت ، ابزارها و تکنیک های متعددی به جهت موفقیت در بازار موجود است)حسنی،1391) .

2-3-2- هدفهای اصلی حسابداری مدیریت
با توجه به موارد مشروح بالا، هدفهای اصلی حسابداری مدیریت را می‌توان به شرح زیر برشمرد:‌
– تأمین اطلاعات مورد نیاز مدیران برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی،
– کمک به مدیران در رهبری و کنترل فعالیتهای عملیاتی،
– انگیزش مدیران و کارکنان برای فعالیت در راستای هدفهای سازمان، و
– سنجش و ارزیابی عملکرد واحدهای تابعه، مدیران و سایر کارکنان سازمان.
در تصمیم‌گیریهای با اهمیت، مدیران واحدهای انتفاعی عملاً بر اطلاعات حسابداری مدیریت115 اتکا می‌کنند. بنابراین، درک ارتباط فرایند تصمیم‌گیری با اطلاعات حسابداری مدیریت حائز اهمیت بسیار است. (تأمین اطلاعات مورد نیاز مدیران برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزیدر تصمیم‌گیری‌های با اهمیت، مدیران واحدهای انتفاعی عملاً بر اطلاعات حسابداری مدیریت اتکا می‌کنند. بنابراین، درک ارتباط فرایند تصمیم‌گیری با اطلاعات حسابداری مدیریت حائز اهمیت بسیار است (شباهنگ،1390).

2-3-3-ویژگی‌های اطلاعات حسابداری مدیریت
اطلاعات حسابداری مدریت باید ویژگیهای مشروح زیر را در بر داشته باشد:‌
• مربوط بودن: یکی از ویژگی‌های بااهمیت اطلاعات حسابداری مدیریت، مربوط بودن است. یعنیاین اطلاعات بایدبامسئلهیاتصمیمدردستبررسیمرتبطباشد. اگر چه این ویژگی در اطلاعات حسابداری مالی نیز مطرح است اما، در تهیه اطلاعات حسابداری مدیریت بیشتر مورد تأکید قرار می‌گیرد.
• به موقع بودن: اطلاعات حسابداری مدیریت باید به هنگام تهیه شود و به موقع در اختیار استفادهکنندگان قرار گیرد زیرا، با گذشت زمان ممکن است اطلاعات ارزش خود را از دست بدهد. حسابداری مدیریت از این لحاظ اهیمت دارد که این اطلاعات غالباً برای کنترل عملیات روزمره بکار گرفته می‌شود. حتی ممکن است در برخی موارد، دسترسی به موقع به اطاعات تقریبی به مراتب بهتر از دریافت دیرتر اطلاعات دقیق باشد.
• صحیح بودن: ‌اطلاعات حسابداری مدیریت باید صحیح باشد زیرا به موقع‌ترین اطلاعات در صورت صحیح نبودن، ارزش چندانی ندارد. مثلاً برآورد نادرست مطالبات مشکوک الوصول ممکن است مدیران را در تصمیم‌گیری در مورد سیاستهای اعتباری گمراه سازد. بنابراین، صحیح بودن، یک پیش شرط با اهمیت برای اطلاعات مربوط و به موقع حسابداری مدیریت است( همان منبع، 1390،ص 4).

2-4-تکنیک ها و ریکردهای حسابداری مدیریت
تکنیک های حسابداری مدیریت که برای ارائه در این تحقیق جمع آوری شده اند عبارتند از:

2-4-1-روش ارزیابی متوازن (BSC)116
روش ارزیابی متوازن یکی از معیارهای غیر مالی است که جهت ارزیابی عملکرد مدیران استفاده میشود. پارهای از معیارهای غیرمالی، که در برنامهریزی وکنترل عملیات مدیران ممکن است مورداستفاده قرارگیرند، عبارتنداز:
-مواداولیه کمکی وغیرمستقیم.
-انرژی مصرفی.
-زمان بکارگیری ماشین آلات درتولیدمحصولات.
-کنترل کیفیت وضایعات.
-میزان رضایت مشتریان.
برای تجزیه و تحلیل دقیق عملیات شرکت وتعیین مسئولیت مدیران استفاده ازمعیارهای مالی به تنهایی کافی نیست، و باید با معیارهای
غیر مالی مهم ومربوط همراه گردد. این مطلب تحت عنوان “ارزیابی متوازن ” در حسابداری توسط نویسندگان خارجی (کپلن و نورتون، 1992، 1996) و داخلی (نمازی، 1382) مطرح شده است (نمازی، 1384، ص150).
روش ارزیابی متوازن یک سیستم حسابداری مدیریت و در سیستم مدیریت استراتژیک بر پایه ارزیابی شاخصهای عملکرد کلیدی در طی تمام جنبه ها و نواحی یک شرکت از جمله، مالی، مشتری، فرآیندهای درونی و آموزشی و رشد میباشد (حسنی، 1391)
یکی از مشهورترین و شناخته شده ترین مدلهای سیستم ارزیابی عملکرد مدل «کارت امتیازدهی متوازن»117است که توسط «کاپلن و نورتن2» در سال 1992 ایجاد و سپس گسترش و بهبود یافته است. این مدل پیشنهاد می‌کند که به منظور ارزیابی عملکرد هر سازمانی بایستی از یک سری شاخصهای متوازن استفاده کرد تا از این طریق مدیران عالی بتوانند یک نگاه کلی از چهار جنبه مهم سازمانی داشته باشند. این جنبههای مختلف، پاسخگویی به چهار سوال اساسی زیر را امکان پذیرمیسازد:
1–مدیران به سهامداران چگونه می نگرند؟ (جنبه مالی)
2–مزیتها وبرتری های درونی بنگاه اقتصادی کدامند؟ (جنبه داخلی کسب و کار)
3– مشتریان از بنگاه اقتصادی چه میخواهند ؟ (جنبه مشتریان)
4– چگونه میتوانیم به بهبود و خلق ارزش ادامه دهیم؟ (جنبه یادگیری، نوآوری ورشد).
کارت امتیازدهی متوازن شاخصهای مالی118 را که نشان دهنده نتایج فعالیتهای گذشته است در بر میگیرد و علاوه بر آن با در نظر گرفتن شاخصهای غیر مالی119 که به عنوان پیش نیازها و محرک عملکرد مالی آینده هستند آنها را کامل میکند. «کاپلن و نورتن» معتقدند که با کسب اطلاع از این چهار جنبه، مشکل افزایش و انباشت اطلاعات از طریق محدود کردن شاخصهای مورد استفاده از بین میرود. همچنین مدیران مجبور خواهند شد تا تنها بر روی تعداد محدودی از شاخصهای حیاتی و بحرانی تمرکز داشته باشند. به علاوه استفاده از چندین جنبه مختلف عملکرد، از بهینهسازی بخشی جلوگیری میکند (سجادی،1388،ص37-63).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه درموردآداب و رسوم

2-4-2- مدیریت به موقع موجودیها 120(JIT)
درسیستمهای سنتی تولید، موجودیهایی ازموادخام وقطعات، کالاهای نیم ساخته وکالای آماده فروش نگهداری میشود تادرمقابل امکان دردسترس نبودن اقلام موردنیاز، ایمنی لازم وجودداشته باشد. امادرسالهای اخیر مدیران واحدهای صنعتی پی بردهاند که نگهداری موجودیهای ایمنی هزینههای قابل توجهی را در بردارد. زیرا نگهداری موجودیها موجب مصرف منابع ارزشمند میشود و هزینههای مخفی را ایجاد میکند.بنابراین بسیاری از واحدهای تولیدی درکشورهای صنعتی، نحوه تولیدومدیریت موجودیهای خودراتغییرداده واستراتژی جدیدی رابرای کنترل جریان وفرآیندتولیدبه موقع اجراگذاشتند که مدیریت به موقع موجودیها نامیده میشود ( شباهنگ،1390، ص255).
مدیریت به موقع موجودیها یک فلسفه مدیریتی است که تلاش مینماید منابع اتلاف تولید و هزینه را از طریق تولید بخش درست، در مکان صحیح و در زمان درست را حذف نماید.
مدیریت به موقع موجودیها یک رویکرد مدیریتی پنج مرحلهای میباشد که منابع را از قبیل افراد و ماشین آلات ، پیرامون جریان فرآیند تجاری سازماندهی میکند و واحدها را از طریق این فرآیندها و در پاسخ به سفارشات مشتری به حرکت در میآورد و نتیجه آن شامل موجودیهای کمتر ، قصور حداقل، جلوگیری از هدر رفتن تلاشها و پاسخدهی به مشتریان در زمانی سریعترمیباشد (حسنی،1391).

2-4-3- هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)121
سیستم هزینهیابی برمبنای فعالیت یکی از سیستمهای نوین هزینهیابی محصول است. این سیستم جانشین هزینهیابی سفارش کار یا مرحلهای نیست، بلکه میتواند همراه آنها به کارگرفته شودتا اطلاعات دقیقتری را درباره هزینهها و در نهایت تصمیمگیریهای اقتصادی مدیریت فراهم کند. یکی از ویژگیهای هزینهیابی بر مبنای فعالیت که آن را ازسیستم سنتی متمایز میکند، این است که به پدیدههای نوین تولید و اثرات فنآوری حاکم بر صنایع امروز توجه میکند ودر حدامکان این اثرات رابه طور کمی جذب محصولات و خدمات میکند.( سجادی،1388،ص67)
سیستم هزینهیابی بر مبنای فعالیت برای حذف عوامل عمده در ایجاد انحرافات، بسط و گسترش یافته است.سیستمهای مدیریتی هزینهیابی بر مبنای فعالیت، از روش دو مرحلهای مشابه، اما عمومی‌تراز سیستم هزینه یابی سنتی استفاده میکنند.

در زیر مقایسه بین این دو سیستم آورده شده است(کپلن و نورتن، 1998، ص56):
*هزینه یابی بر مبنای فعالیت
*هزینه یابی سنتی
– برای تخصیص هزینهها، از فعالیتها استفاده میکند.
– برای تخصیص هزینهها، از مراکز هزینه استفاده میکند.
– در رابطه با اینکه چه فعالیتهایی برای تخصیصتولید محصول نیاز است تحقیق میکند.
– در رابطه با اینکه چه مقدار از مبنای(معمولا حجم تولید) در قسمت تولید به مصرفرسیدهاست، پرسوجو میکند.
– هزینه منابع مصرفی بر اساس اینکه در تخصیصهر فعالیت به چه مقدار مصرف شدهاند، شناسایی میشوند.
– هزینههای بخش خدماتی براساس مبنای بخش تولید، به بخش تولید سرشکن میشود.

هزینهیابی بر مبنای فعالیت یک سیستم هزینهیابی است که فعالیتهای مختلف انجام شده در شرکت را شناسایی و محرکهای هزینه چندگانه (محرکهای غیر حجمی به خوبی محرکهای هزینه بر اساس حجم) را برای تخصیص هزینههای سربار (یا هزینههای غیر مستقیم) در تولید بکار می‌گیرد(حسنی،1391).
روشهای بکار گرفته شده در این سیستم، دومرحلهای است که منتج به تخصیص هزینه سربار به محصولات یا خدما
ت تولیدی میشود. در مرحله اول، فعالیتهای عمده شناسایی وبه تناسب منابعی که درهرفعالیت مصرف میشود، هزینه سربار ساخت به آن فعالیتها تخصیص مییابد. سربارساخت تخصیص یافته به هرفعالیت باعنوان “هزینه انباشت فعالیت”122 شناسایی میشود.
پس ازتخصیص سربارساخت به هزینه انباشته فعالیتها در مرحله اول، محرکهای هزینه مناسب ومربوط به هریک از فعالیتها تشخیص داده میشوند. سپس، درمرحله دوم، هزینه سربارساخت مربوط به هر یک از فعالیتها به نسبت مقدارمصرف محرکهای هزینه123 در هریک از خطوط تولید به این خطوط تخصیص داده میشود (شباهنگ، 1388، ص20).
روش هزینهیابی برمبنای فعالیت میتواند درسیستمهای استانداردنیز به کارگرفته شود. ازنظرعملی، ABC روابط علی بین ایجاد هزینهها و فعالیتهای لازم جهت تولید محصول یا خدمت راکه برای شرکت ارزش اقتصادی ایجاد میکنند، مشخص میسازد. بنابراین، ABC اطلاعات و جزئیات بیشتری در مورد سربار متغیر فراهم میسازد و انحرافات اجزاء سربار را دقیقتر نشان میدهد. این امر باعث میشود که تصمیمگیری مدیریت بر مبنای اطلاعات بیشتر و دقیقتر قرار گرفته، و

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید