کورکورانه را به شدت نفی می‌کند. ایشان برطبق آموزه های وحیانی،حیات انسانی را حیاتی فکری معرفی می کند421،اما معتقد است نباید عقل را بر خداوند متعال حاکم نمود و ذات مطلق او را مقید ساخت422.وی حیطه‌ی عقل نظری را از عقل عملی تفکیک کرده، وظیفه‌ی عقل نظری را تشخیص حقیقت هر چیز، و وظیفه‌ی عقل عملی را تشخیص حسن و قبح اعمال می‌داند.ایشان در تشخیص و قضاوت‌های عقل نظری درباره‌ی معارف مربوط به خداوند،قائل به عدم خطاست423 و احکام عقل عملی را که منشعب از احساسات باطنی و قوای شهویه و غضبیه است، خطابردارمی داند.424 مرحوم علاّمه ارتباط بین عقل و وحی را تلازم دانسته،تقابل قراردادنشان را خطای بزرگی می داند.425
توحید غیر عددی خداوند ازشواهد آشکاری است که علامه با تبیین عقلانی به دفاع ازدین پرداخته است . استدلال عقلی علاّمه در نفی وحدت عددی حق تعالی چنین است: “قرآن در تعالیم عالیه‌ی خود، وحدت عددی را از خداوند (جل ذکره) نفی می‌کند؛ چرا که این وحدت تنها وقتی محقق می‌شود که یک “واحد” از “واحد” دیگری تمیز پیدا کند و این تمییز همراه با محدودیت و مقدوریتی است که بر شیء “واحد” احاطه پیدا کند”426. بنابراین، وحدت عددی صفت موجودات محدود و ناقص است و واجب الوجود منزه از وحدت عادی است.نمونه‌ دیگری که علامه ، ارتباط جدایی ناپذیرعقل و دین را مکشوف می سازد، تسبیح موجودات است که در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته (یسبح لله ما فی السماوات والارض وان من شیء الاّ یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم(‌427 علامه به کمک برهان عقلی ثابت می کند تسبیح تمام موجودات حتی جمادات، حقیقی و نه مجازی است428.برهان بدین صورت است که هر موجود ممکن، محتاج و نیازمند به خدای تعالی است. نیازمندی و احتیاج موجودات حاکی از وجود موجودی مستقل و بی‌نیاز است. تمام ممکنات حتی جمادات، به حسب درجه‌ی وجودی خود دارای علم و ادراکند. تسبیح چنان‌چه از سوی موجودات دارای علم و ادراک واقع شود و از بی‌نیازی (تنزیه) خداوند حکایت کند، حقیقی خواهد بود.ازدیگر شواهدی که علامه عقل را موید ونه منفک دین محسوب می کند، تبینی عقلانی جایگاه شیطان در نظام آفرینش است که در قرآن مطرح شده ونظر علامه در این باره نسبت به پیشینیان مبتکرانه،منسجمانه و ارزشمند است؛علامه وجود نفسی هر چ1÷یزی را که به وجود آمده و یا ممکن است به وجود آید، خیر می داند و ازآنجا که تمام اجزای عالم خلقت، زنجیروار به یک‌دیگر متصلند، معتقد است اگر شیطانی نبود، نظام عالم انسانی هم نبود، و وجود شیطانی که انسان را به شرّ و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است.429
از جمله ویژگی‌های فکری علاّمه عقل‌گرایی است که تبیین‌های عقلانی ایشان در تفسیر گران‌قدر المیزان کاملاً مشهود است. مؤلف توانای المیزان مدعی است که به گونه‌ای “عقل” را درخدمت “وحی”، و “برهان” را در خدمت “قرآن” درآورده که پیشینیان بدین گونه عمل نکرده اند. و این جزو ابتکارات ایشان در کلام اسلامی محسوب می شود و از آنجا که بحث عقل و دین در کلام جدید مطرح می گردد، ذکر دیدگاه علاّمه در این فصل ضروری است.
ایشان در تفسیرالمیزان معتقد است که قرآن کریم در موارد زیادی،‌ انسان‌ها را به تدبر و تعقل در آیات دعوت کرده و تأکید فراوانی نیز بر به کارگیری “عقل” در فهم قرآن و شناخت هستی دارد، به گونه‌ای که نزدیک به سیصد مورد به مسأله‌ی تعقل و تفکر و تذکر و تدبر اشاره شده است که در این‌جا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:
(انا انزلناه قرآنا عربیا لعلّکم تعقلون(‌430 (کذلک یبیّن الله لکم الآیات لعلّکم تعقلون(‌431 (أفلا یتدبّرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا(‌‌432 (وأنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للناس ما نزّل الیهم ولعلّهم یتفکّرون(‌433.
لغویان و واژه‌پردازان عرب در این باره می‌گویند: “سمّی العقل عقلا لانه یعقل صاحبه عن التورط فی المهالک ای حبسه”434.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع تحقیق درموردفیبرینوژن، اکسیژن مصرفی، حداکثر اکسیژن مصرفی، متغیر مستقل
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید