که کمترین همکاریش با مبارزین، تبعات خطرناکی را برای شیعه، به دنبال خواهد داشت، خود و یارانش کشته خواهند شد و باقیمانده نیروهای تشیع از بین میروند، بدون آنکه نتیجهای حاصل شود.
بنابراین، حفظ اقلیت شیعه برای آیندهی حرکتها و فعالیتهای شیعی که امام در سر داشتند، حضرت را از شرکت در چنان قیامی بازمیداشت از طرفی هم با حضور زبیریان و فعالیت آن‌ها در این قیام، حرکت مزبور از ماهیت اصیل شیعی برخوردار نبود امام سجاد با این گونه ملاحظات، از ابتدا در قیام شرکت نکرد و به همراه خانواده خود، از شهر خارج شده و در نُیبُع اقامت گزید. حضرت از روی غیرت و مردانگی و بزرگواری بنا به خواهش مروان، خانواده وی را پناه داد و از گزند شورشیان در امان نگاه داشت و با این عمل نشان داد که بین ظلم یزیدیان و بیپناه بودن خانواده آنان، باید تفاوت قائل شد.230
طبری مینویسد:
هنگامی که یزید، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد بدو گفت: «علیبن الحسین در کار شورشیان دخالتی نداشته است. دست از او بردار و با وی به نیکوئی رفتار کن» چون علیبن الحسین نزد مسلم رفت، مسلم گفت: «اهلاً و مرحبا» سپس وی را بر تخت و مسند خود نشاند و گفت «این خبیثها! (مردم مدینه) نگذاشتند به کار تو برسم.
یزید سفارش تو را به من کرده بود و پس از لختی درنگ گفت: شاید کسان تو ترسیده باشند؟ علیبن الحسین فرمود: «آری» مسلم دستور داد چهار پای او را زین کردند و او را سوار کرده و به خانه بازگرداند231
«مسعودی» مینویسد:
مسلم از مردم مدینه‌اینگونه بیعت گرفت که «برده یزید هستند» و هر کس که نپذیرفت، کشته شد جز علیبن الحسین و علیبن عبدالله بن عباس.232
مؤلف کشف الغمه مینویسد:
مسلم، علیبن الحسین را حرمت نهاد و استر خویش را برای او زین کرد و گفت تو را ترسانیدم؟
علیبن الحسین او را سپاس گفت و چون از خانهی وی بیرون رفت، مسلم گفت: این مرد علاوه بر خویشاوندی که با رسول خدا دارد خیری است که در او شر نیست.233
به نظر میرسد مهمترین دلایلی که میتوان برای رفتار دور از خشونت عمال یزید در مورد امام ارایه کرد، عدم همکاری امام با قیام کنندگان و پناه دادن به اهل و عیال مروان بن حکم و همچنین منع بنی هاشم از ورود در شورش مردم مدینه دانست که‌این موضع به موقع و بجای امام منجر به حفظ شیعه، از خطرهای رخدادهی قیام حره بر سر مردم مدینه بود.
2. قیام توابین ( 61-65 ه. ق)
نهضت توابین که پس از حادثه جانگداز کربلا به صورت پنهانی شروع شده بود، در سالهای 65 و 60 هـ.ق. به اوج فعالیت های خود رسیده و به تهدید جدی برای حکومت و قاتلان کربلا تبدیل شده بود.
رهبری این حرکت را «سلیمانبن صرد خزاعی»، از اصحاب برجسته پیامبر و امام علی، به عهده داشت و چندی از بزرگان شیعه و شخصیتهای مورد اعتماد و صاحب نفوذی، مانند مسیببن نجبه فزاری، عبدالله بن سعد نفیل و رِفاعه بن شدّاد بجلی، از دیگر پایهگذاران تشکیلات توابین بودند.234
سلیمان بزرگ شیعیان کوفه و صحابی رسول خدا و یار باوفای امیرالمؤمنین بود. او از شجاعان عرب و دارای قوت جنگی و عقیدتی بود و در جنگ صفین فرماندهی جناح راست پیاده نظام را به عهده داشت. با توجه به‌این سابقه درخشان بود که توابین، همگی فرماندهی وی را قبول کردند.235
سلیمان در سخنانی خطاب به یاران خود، با اعتراف به خیانت و ارتکاب گناه بزرگ خود در یاری نکردن فرزند پیامبر تنها راه حل این بحران روحی – روانی را جهاد با قاتلان امام حسین و کشتن یا کشته شدن در این راه میدانست.236
سرانجام در صبح روز چهارشنبه، بیست و دوم جمادی الاولی سال 65 هجری، بعد از قرار گرفتن دو سپاه در مقابل هم، با وجود اینکه نیروهای سلیمان به شهادت میاندیشیدند و ترس از مردن نداشتند. اما به علت رسیدن نیروی کمکی به جبهه شامیان در روزهای دوم و سوم نبرد، و در نتیجه برتری توان نظامی دشمن، جنگ به نفع شامیان خاتمه یافت و توابین به آنچه میخواستند، یعنی کشته شدن برای قصوری که نسبت به واقعه کربلا داشتند، رسیدند.237
رابطه امام سجاد با توابین و موضع حضرت نسبت به آن
بیتردید نهضت توابین یک قیام شیعی محض بود آنان از معتقدان به حق اهل بیت و از محبان و شیعیان علی بودند و نسبت به فاجعه کربلا در خود احساس گناه شدید کرده، به دنبال توبه و جبران تقصیر بودند.
گرچه ادعا شده که رهبر توابین، امامت علیبن الحسین را پذیرفته بود238 ولی در منابع کهن، هیچ رابطه آشکاری بین امام سجاد و توابین ثبت نشده است. آنچه مهم به نظر میرسد این است که در مجموع توابین این هدف را دنبال میکردند که در صورت پیروزی، حکومت را به اهل بیت واگذار کنند و طبعاً از نسل فاطمه  کسی جز علیبن الحسین شایسته‌این کار نبود سخنگوی توابین برای دعوت مردم به قیام در این زمینه چنین میگفت:
ما شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر و خونخواهی اهل بیتش و جنگ با قاسطین و مارقین فرا میخوانیم. پس اگر در این راه کشته شدیم آن چه خداوند در جهان آخرت برای پاکان فراهم آورده بهتر است و اگر پیروز شدیم حکومت و رهبری جامعه را به اهل بیت پیامبرمان باز میگردانیم.239
بنابراین گرچه دلیل و روایت خاصی دال برتأیید این نهضت از جانب امام سجاد وجود ندارد، اما بدون تردید، قیام توابین مورد تأیید ایشان بوده است، زیرا قیام آنان مانند قیام مختار، در راه خونخواهی امام حسین بوده و این حرکت – که در قسمت بعد به آن اشاره میکنیم – مورد تأیید امام بود
ه است.
3. قیام مختار (66-67 ه ق)
مختار، فرزند ابوعبیده ثقفی، از کسانی بود که به خاطر قیام علیه قاتلان امام حسین، شهرتی تاریخی یافت. او قبل از قیام امام حسین، از شیعیان معروف کوفه بود و وقتی مسلمبن عقیل فرستاده امام حسین، به کوفه رفت، در منزل او اقامت کرد.240
مختار وقتی که خبر شکست توابین را شنید در زندان بود. وی ضمن نوشتن نامه تسلیتی برای رفاعه بن شداد، یکی از رهبران باقی مانده توابین، بر سلیمان درود و رحمت فرستاد و با تمجید از او، از بازماندگان قیام خواست تا آماده قیامی جدید و محکمی بر علیه قاتلان کربلا باشند. از آن‌ها را به کتاب خدا، سنت پیامبر، خونخواهی اهل بیت، دفاع از ضعیفان و جهاد با کسانی که حرمت اسلام را شکسته فرا خواند.241
مختار خود را نماینده محمدبن حنفیه معرفی میکرد و با این عنوان، مردم را به سوی خویش دعوت میکرد. برخی از شیعیان کوفه درباره ادعا و نیت وی از این قیام، تردید داشتند، به همین خاطر، گروهی را نزد محمدبن حنفیه فرستادند. محمد با کوفیان خدمت امام سجاد رسید و جریان را باز گفت و نظر امام را جویا شد. امام فرمودند: «ای عمو! اگر برده سیاهی نیز جانب ما اهل بیت را بگیرد، بر مردم یاری او لازم است و من در این مورد شما را ولی و سرپرست قرار دادم. آن چه میخواهی انجام بده242»
چون پیام امام به کوفیان رسید، آنان در پیوستن به مختار، دیگر تردیدی نکردند و بدین گونه یاران مختار زیاد شدند.243
مختار عقیده خود را برای قیام این چنین اعلام کرده بود که: «از دین ما نیست کسی که قاتلان امام حسین، را رها بکند تا آنان بتوانند آسوده در روی زمین زندگی کنند. »244
یاران مختار خانه به خانه دنبال قاتلین امام حسین میگشتند و آنان را دستگیر کرده و نزد مختار میآوردند. او هم دستهای گروهی و پاهای گروه دیگر را قطع میکرد، تا این که تعدادی از آن‌ها را به قتل رساند. از جمله: شمربن ذیالجوشن، خولیبن یزید، عمربن سعد، مره بن منقذ قاتل حضرت علی اکبر، حرمله بن کامل زننده تیز به گلوی علی اصغر و مجدل بن سلیم قطع کننده انگشت امام حسین.245
با قلع و قمع قاتلان امام حسین در کوفه، ابراهیم بن اشتر روانه جنگ با عبدا… بن زیاد شد و در موصل با سپاه شام درگیر شد در این جنگ ابراهیم و یارانش در مقابل سپاه عظیم شام پیروز شدند و تعدادی از فرماندههان بزرگ شام را از جمله عبیداله بن زیاد را کشتند.246
ابراهیم، سر ابن زیاد و دیگر فرماندهان سپاه را به نزد مختار فرستاد و مختار نیز سرها را به نزد امام سجاد و محمدبن حنفیه فرستاد. گفتهاند: تنها در آن روز بود که امام سجاد را خندان دیدند.247
تعدادی از اشراف کوفه و قاتلان امام حسین مثل شبث بن ربعی و محمدبن اسعث بن قیس که از دست مختار فرار کرده بودند. به بصره، نزد مصعب بن زبیر رفته و او را بر علیه مختار تشویق کرده تا بدین وسیله کوفه نیز زیر سلطه زبیریها قرار بگیرد. مصعب در اثر وسوسههای آنان، تصمیم به جنگ با مختار گرفت و لشکر آرایی کرد. علاوه بر اینها، آن‌ها افرادی را فرستادند تا بر علیه مختار تبلیغ سوء بکنند و مردم را از حمایت او باز دارند و از سوی دیگر هم ابراهیم اشتر که اکنون در موصل حاکمیت یافته بود حاضر به بازگشت به کوفه برای حمایت از مختار نشد.248
در نتیجه سپاه مختار در مقابل با زبیریان شکست خورده، مختار در دارالاماره کوفه در محاصره قرار گرفت وی به یارانش پیشنهاد خروج از قصر را داد که تنها تعداد کمی از آن‌ها قبول کردند. مختار به سپاه ابن زبیر یورش برد و جنگید تا کشته شد بقیه یاران مختار، که در قصر مانده بودند پس از تسلیم به دست افراد مصعب کشته شدند.249
موضع امام سجاد در برابرقیام مختار
چنین نقل شده است که مختار، پس از آن که موفق شد در کوفه شیعیانی را به سوی خود جذب کند، برای پیشرفت قیامش، به امام سجاد نامهای نوشت و از آن حضرت یاری طلبید. ولی حضرت پاسخ مثبت ندادند. مختار چون از همکاری امام مأیوس شد، نامهای به محمدبن حنفیه نوشت و همان درخواست را کرد. محمد درخواست مختار را قبول کرد و مختار به عنوان نماینده او، مردم را به سمت خویش دعوت میکرد.250
چنین موضعی از جانب امام با توجه به شرایط و اوضاع سیاسی و اختناق شدید عصر آن حضرت کاملاً منطقی ودرست بود، زیرا امام در آن شرایط خاص نباید، اقدام به کاری میکرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد. بنابراین امام رابطه مستقیم با این حرکت را به مصلحت ندید. بلکه با تأییدکلی نهضت، رهبری آن را به محمدبن حنفیه واگذار کرده و در اینباره او را جانشین خود ساخت، چنانکه حضرت فرمود: «ای عمو! گر بردهای زنگی هم به پشتیبانی از ما اهل بیت خروج کند حمایت او بر مردم لازم است و در این مورد شما را ولایت دادم، هر گونه صلاح میدانی عمل کن»251
4. ارزیابی کلی موضعگیری امام سجاد در مقابل با قیامها و شورشها
با توجه به آنچه در مورد اوضاع و احوال عصر امام سجاد گفتیم در مییابیم که، «امام چهارم پس از حادثه عاشورا بر سر یک دوراهی دشوار قرار گرفته بود: یا میبایست با ایجاد هیجان و احساسات که کسی چون او به سهولت قادر بود در میان جمع معتقدان و علاقهمندان خود به وجود آورد، به یک حرکت تند و عمل متهورانه دست زند، پرچم مخالفتی برافرازد، و حادثهای شورانگیز بیافریند، ولی براثر آماده نبودن شرایط لازم برای پایداری و اقدام عمیق، چون شعلهای فرو بخوابد و میدان را برای تاخت و تازهای بنیامیه در میدان فکر و سیاست خالی کند و یا میبایست ا
حساسات سطحی را به وسیله تدبیری پخته و سنجیده مهار کند. نخست مقدمهی لازم کار بزرگ خود را فراهم آورد، اندیشه راهنما و نیز عناصر صالح برای شروع به کار تجدید حیات اسلام و باز آفرینی جامعه اسلامی و نظام اسلامی – را تأمین کند، عجالتاً جان خود و تعداد بسیار معدود یاران قابل اتکای خود را حراست نماید و میدان را در برابر حریف رها نکند، تا زنده است و تا از چشم جستوجوگر و هراسان دستگاه بنیامیه پنهان است، در این جبهه، جبهه سازندگی افراد صالح و تعلیم اندیشه راهنما – به مبارزهای بیامان ولی پنهان مشغول باشد و آن‌گاه ادامه این راه را که بیگمان به سر منزل مقصود بسی نزدیکتر بود، به امام پس از خود بسپارد. شک نیست که راه نخست، راه فداکاران است، ولی یک رهبر مسلکی که شعاع تأثیر عمل او نه تنها دایره محدود زمان خود، بلکه سراسر عمر تاریخ را در بر میگیرد، کافی نیست که فداکار باشد، بلکه علاوه بر آن باید ژرفنگر و دوراندیش و پر حوصله و سخت با تدبیر نیز باشد. و این

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه ارشد با موضوععالم برزخ، عالم ماده
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید