دانلود پایان نامه

مالکیت صنعتی و پدیدآورنده می تواند عندالاقتضاء از هر دو حمایت به طور توام یا جداگانه برخوردار شود.مثلا اگر طراح صنعتی ، طرح خود را به ثبت نرسانده باشد ، می تواند از مقررات مالکیت ادبی و هنری که هیچ گونه تشریفاتی را برای برقراری حمایت لازم نمی دانند، استفاده کند. از طرف دیگر با پایان مدت حمایت از طرح صنعتی که معمولاٌ مدت کوتاهتری را نسبت به مدت کپی رایت تشکیل می دهد،مالک اثر می تواند برای تداوم حمایت از اثرش به مقررات کپی رایت روی آورد.
حوزه ی دیگر حمایت از مالکیت صنعتی مربوط به طراحی جانمایی مدارهای یکپارچه است. مدارهای یکپارچه در طیف وسیعی از محصولات تولیدی از جمله محصولات دارای کاربرد عمومی مثل ساعت های مچی ،تلویزیون ، ماشین های لباسشویی ،اتومبیل و مانند آنها و همچنین تجهیزات داده پردازی پیچیده کاربرد دارند. از همین رو به طور مستمر و روز افزون طرح های جانمایی جدید به منظور کاهش ابعاد مدارهای یکپارچه و همزمان افزایش کارکرد آنها مورد نیاز هستند.هرچه مدارهای یکپارچه کوچکتر شوند ، مواد اولیه ی لازم برای تولید آنها و فضای لازم برای جای دادن آنها کمتر می شود.
طرح های جانمایی مدارهای یکپارچه معمولاٌ حاصل سرمایه گذاری های گسترده درزمینه های مالی و نیروی انسانی کاملاٌ متخصص است.اما کپی برداری از آنها تنها نیازمند بخشی از این سرمایه گذاری ها و هزینه هاست. کپی برداری معمولاٌ از طریق عکس گرفتن از لایه های مختلف یک مدار یکپارچه و سپس تهیه الگویی برای تولید آن بر مبنای عکس های گرفته شده ،صورت می پذیرد. علت اصلی حمایت قانونی از طرح های جانمایی ، امکان پذیر بودن این گونه کپی برداریها است.
قانون ایران با توجه به تازگی نسبی تکنولوژی مدارهای یکپارچه ، مقررات چندانی در خصوص آنها پیش بینی نکرده است. تبصره ی 2 ماده 62 قانون تجارت الکترونیکی (مصوب 1382) تعریفی را از مدار یکپارچه ارائه داده است:

« مدار یکپارچه یک جزء الکترونیکی با نقشه و منطقی خاص است که عملکرد و کارآیی آن قابلیت جایگزینی با تعداد بسیار زیادی از اجزاء الکترونیکی متعارف را داراست…»
با توجه به آنچه که درمدارهای یکپارچه مطرح است ،موضوع حمایت در این شاخه از مالکیت فکری،نقشه و طرحی است که بر اساس آن عناصر گوناگون مدار یکپارچه به شکلی خاص درکنار یکدیگر قرار می گیرند.
در مورد اسرار تجاری نیز باید بیان کرد کهقدرت رقابت تجاری تاحدزیادی به بهره مندی از فنون خلاقانه و مهارت وتخصص درحوزه های صنعتی و تجاری بستگی دارد.اما این فنون ومهارتها همیشه تحت عنوان اختراع قابل حمایت نیستند ،چراکه ازیک طرف ،حق اختراع فقط به اختراعاتی تعلّق می گیردکه درحوزه تکنولوژی صورت می پذیرد،نه ابداعات ونوآوری های مربوط به حوزه تجارت و مانند آن، ازطرف دیگر برخی از اکتشافات و اطلاعات فنی،در عین حال که امتیاز تجاری باارزشی را برای یک تاجر خاص به ارمغان می آورند،ممکن است برخوردار از شرایط خاص اختراع مانند تازگی یا گام ابتکاری نباشند.همچنین در حالی که صدور گواهی اختراع منوط به افشای آن برای عموم است ، دارنده اسرار تجاری صرفنظر از اینکه تقاضای احتمالی مورد نظر سرانجام منتهی به صدور گواهی اختراع خواهد شد یا نه ، در برابر افشای غیرقانونی اطلاعات مزبور مورد حمایت قرار می گیرد.
تعریف و طبقه بندی اشکال مختلف اطلاعات محرمانه به عنوان اسرارتجاری دارای اهمیت زیادی است. زیرا حمایت از آن بسیاری از اوقات بستگی به این تعریف دارد.آن چیزی که اسرار تجاری را محرمانه می گرداند این واقعیت است که مالک اسرار در حقیقت از مغز خود استفاده و بهره برداری کرده است و حمایت از این اسرار پاداش این بهره برداری است.
اسرار تجاری ، فرمول ، رویه،فرآیند ،طرح،ابزار ،الگو یا مجموعه اطلاعاتی است که در یک کسب و کار برای به دست آوردن مزیتی نسبت به رقبا مورد استفاده قرار می گیرد .اسرار تجاری نوعی مالکیت فکری محسوبوبهصاحبآنحقانحصاریدائمیرادربهرهبرداریازاطلاعاتمذکورمیدهد و این امر بدان معنا است که به محض افشای این اطلاعات ، اشخاص ثالث می توانند مستقلاً از آنها بهره برداری نمایند و این درست در نقطه مقابل حق اختراع که نوعی مالکیت معنوی است قرار دارد که دارای مدت حمایت محدودی است (عموماً ۲۰ سال) وحمایتازآندرقبالافشاءاطلاعاتمربوطنزدعمومبهعملمیآید.به عبارتی اسرار تجاری هر نوع اطلاعات ارزشمندی است که دارای ارزش مستقل اقتصادی باشند بدون آنکه نزد عموم مورد شناسایی واقع شده باشند مشروط به آنکه:
اولاً: این اطلاعات به صاحب خود امتیاز رقابتی در بازار تجاری اعطاء کند و تاجر با استفاده از این اطلاعات بتواند در عرصه رقابت تجاری وزنه را به نفع خود سنگین تر نماید.
ثانیاً: برای حفظ آنها از تهدید افشاء و دستبرد ، اقداماتی بوسیله صاحب این اسرار و اطلاعات صورت گیرد تا از نشر آن نزد عموم یا نزد رقبای تجاری جلوگیری شود.
برخی از نویسندگان اسرار تجاری را درمفهومی گسترده تر مطرح می نمایند و از جمله آن را شامل آثار علمی و ادبی و هنری منتشر نشده نیزمی دانند. تعریفی که ماده 65 قانون تجارت الکترونیکی ایران از اسرار تجاری ارائه داده نیز با این مفهوم موسّع سازگار است و به عنوان مثال در تعریف یاد شده تألیفات منتشر نشده هم در زمره مصادیق اسرار تجاری قرار گرفته است.
اسرار تجاری دارای جنبه هایی است که آن را از سایر انواع مالکیت‌های معنوی متمایز می‌سازد. از جمله اینکه : اسرار تجاری اطلاعات ارزشمندی است که چنانچه افشا شده و مالک آن را متضرر سازد،افشا کننده مسئول خواهد بود.
همچنین اسرار تجاری اطلاعاتی است که در زمینه‌ی تجاری مورد استفاده واقع می شود و صاحب اسرار تجاری باید پخش و انتشار آن را محدود سازد و یا اینکه حداقل استفاده‌ی غیر مجاز را تشویق نکند.همچنین بر خلاف سایر اشکال مالکیت معنوی از جمله کپی رایت و اختراعات که تا زمانی سودمند هستند که مورد استفاده عموم واقع شوند، اسرار تجاری تا زمانی تحت حمایت قرار دارند که وارد حوزه‌ی عموم نشوند.
در تعیین اینکه اطلاعاتی خاص در زمره اسرار تجاری محسوب می شود یا نه ، چند معیار مطرح است. نخست اینکه اطلاعات مورد نظر تا چه اندازه برای عموم یا در یک تجارت یا صنعت خاص شناخته شده است.معیار دیگر مقدار کار و پولی است که صرف توسعه اطلاعات محرمانه ی مورد نظر شده است. شاخص دیگر ارزش آن اطلاعات برای تاجر و رقبای اوست.معیار بعدی میزان اقداماتی که برای حفاظت از سرّی ماندن اطلاعات انجام شده و سهولت یا دشواری دسترسی دیگران به آن اطلاعات است.به عنوان معیاری شخصی ، تاجر مربوط باید نفع قابل ملاحظه ای در حفظ اطلاعات به عنوان اسرار تجاری داشته باشد.همچنین تاجر مورد نظر باید نشان داده باشد که قصد دارد آن اطلاعات محرمانه تلقی شوند. غالباٌ انجام اقداماتی خاص برای سرّی ماندن اطلاعات لازم است و صرف اینکه اطلاعات مزبور به طور محرمانه تولید شده اند ، همیشه کافی نیست. به عنوان معیاری عینی ،باید تنها گروه محدودی از اشخاص از این اسرار مطلع باشند و نباید برای متخصصان یا رقبای آن حوزه ی تجاری شناخته شده باشد.از طرف دیگر برای تلقی شدن اطلاعات به عنوان اسرار تجاری ، سرّی بودن مطلق نیز لازم نیست؛ زیرا ممکن است اطلاعات مزبور مستقلاٌاز سوی اشخاص دیگر نیز کشف شوند.
در ماده ی 65 قانون تجارت الکترونیکی ، اسرار تجاری الکترونیکی چنین تعریف شده است ؛
« اسرار تجاری الکترونیکی ، « داده پیام » است که شامل اطلاعات ، فرمول ها ، الگوها ، نرم افزارها و برنامه ها ، ابزارها و روش ها ،تکنیک ها و فرآیندها ،تألیفات منتشر نشده ، روش های انجام تجارت و داد وستد ،فنون، نقشه ها و فراگردها ، اطلاعات مالی ،فهرست مشتریان ، طرح های تجاری و امثال اینها است ، که به طور مستقل دارای ارزش اقتصادی بوده و در دسترس عموم قرار ندارند و تلاشهای معقولانه ای برای حفظ و حراست از آنها انجام شده است.»

در قوانین ایران حمایت از اسرار تجاری آن طور که باید صورت نگرفته است و تنها برخی از قوانین و مقررات اشاره هایی ضمنی یا صریح به این مقوله داشته اند و همچنان که در فصول آتی بدان اشاره خواهیم کرد،ضمانت اجراهای در نظر گرفته شده در قوانین داخلی نمی تواند به طور مؤثری جلوی تجاوزات به این اسرار را گرفته و نیاز به بازنگری در میزان ضمانت اجراهای موجود و مهم تر از آن نیاز به آوردن فصلی مستقل در قانون ثبت اختراعات 1386 در جهت حمایت صریح از اسرار تجاری در وضع کنونی احساس می شود.
به هر حال،آنچه موضوع حقّ صاحب اسرارتجاری راتشکیل می دهد،اطلاعات ،فرمول ها ، روش ها ،کتابهای منتشر نشده و .. است که برخوردار از شرایط قانونی و از جمله عدم افشاء آنها برای عموم باشند.
2 .مبانی جرم انگاری حقوق مالکیت فکری
واژه مبنا به معنای بنیان ، اساس،ابتدا و پایه به کار می رود. در واقع وقتی بحث از مبنای چیزی به میان می آید ، لزوماٌ به دنبال یافتن ابتدای آن چیز و به عبارت دیگر ریشه وجودی آن چیز هستیم. واژه مبنا هنگامی که درباره قاعده حقوقی یا نظام حقوقی معین به کار می رود،در صدد پاسخ به چرایی اعتبار و مشروعیت آن قاعده یا نظام حقوقی معیّن است ؛ به عنوان مثال در نظام مالکیت فکری وقتی گفته می شود پدیدآورنده اثر فکری دارای حقوق اقتصادی،اخلاقی و انحصاری بر پدیده فکری خویش است، در بحث از مبنای این حق این سؤال مطرح می شود که پدیدآورنده چرا چنین حقوقی را دارد و منشاء مشروعیت نظام مالکیت فکری چیست؟
پاسخ به این سؤال ممکن است به جهت مفروض دانستن قاعده حقوقی باشد یا تلاش شود با مباحث نظری و فلسفی پاسخ قانع کننده ای به سؤال مزبور داده شود که این گونه مباحث نظری و پاسخ هایی که در جواب سؤال مطروحه داده می شود، در واقع مبنای آن قاعده محسوب می شود که مورد سؤال واقع می شود.البته چنین نیست که تمامی پاسخ هایی که به یک سؤال داده می شود به عنوان مبنای آن قاعده شناخته شود، بلکه ممکن است برخی از پاسخ هایی که در بحث از مشروعیت و اعتبار یک قاعده حقوقی داده می شود ، تنها در بسترسازی برای یافتن مبانی آن قاعده مؤثر واقع شود ، بدون آنکه خود مبنایی برای آن قاعده یا نظام حقوقی باشد.
در مورد نظام مالکیت فکری که در بستری از ضرورت ها،نیازها،تلاش ها واندیشه های فکری شکل گرفته،اگرچه اندیشه هایی که به عنوان مبنای این نظام از آن بحث می شود توانسته لبه های تاریک نظام مالکیت فکری را روشن کرده و به گسترش و تعمیم آن کمک کند، اما بدیهی است که تمامی نظام مالکیت فکری نتیجه مستقیم و بلاواسطه این نظریه ها تلقی نمی گردد.
2-1 : مبانی شناسایی و حمایت از مالکیت فکری
در موردبیان ضرورت هایی که می تواند توجیه کننده حمایت کیفری از حقوق مالکیت فکری تلقی شود و به عبارتی بیانگر مبنای حمایت کیفری از مالکیت فکری باشد دیدگاه ها و نظرات متفاوتی بین علماء و حقوق دانان وجود دارد که برخی از آنها مخالف جرم انگاری تجاوزات علیه مالکیت فکری و حتی مخالف مشروعیت مالکیت فکری هستند و برخی دیگر همچنان که مالکیت فکری را برخوردار از مشروعیت شرعی می دانند، دلایلی نیز در راستای حمایت کیفری از مالکیت فکری بیان می کنند.در اینجا به بیان دلایل هر یک از این دو دسته می پردازیم تا مشخص شود که آیا حمایت کیفری از حقوق مالکیت فکری به عنوان یک ضرورت شناخته شده و برخوردار از دلایل محکم و استواری است یا برعکس نیازی به چنین حمایتی وجود ندارد؟
2-1-1: نظریه های توجیه کننده عدم ضرورت حمایت از مالکیت فکری
در این زمینه چند دلیل اقامه شده است که آنها را به اجمال بررسی می کنیم.
2-1-1-1: ناسازگاری مالکیت  فکری با قاعده تسلیط
حضرت امام خمینی در این زمینه می فرماید:
«آنچه نزد بعضی حق طبع نامیده می شود، حق شرعی نیست و سلب تسلط مردم بر اموالشان بدون هیچ گونه عقد و شرطی جایز نیست. بنابراین مجرد طبع کتاب و نوشتن در آن به اینکه حق طبع و تقلید برای صاحب آن محفوظ است، چیزی را موجب نمی شود. و این قرار با غیر شمرده نمی شود، پس برای غیر او طبع و تقلید جایز است و برای کسی جایز نیست که او را از آن منع نماید.آنچه معمول است از ثبت صنعت برای مخترع آن و منع دیگری از تقلید و تکثیر آن، شرعاً اثری ندارد و منع دیگری از تقلید آن و تجارت به آن، جایز نیست و کسی حق ندارد سلطه دیگری را از اموال او و خود او سلب کند.»
بعضی شارحان نظریه فوق، آن را این گونه بسط داده اند:دلیلی بر ثبوت این حق از جانب شارع نداریم و نیز مسئله از موضوعات ارتکازی عقلا نیست تا شارع آن را امضا کند.زیرا عقلا با ارتکازشان این مسئله را تأیید نمی کنند که ناشر تنها به دلیل چاپ کتاب، افزون بر کتاب بیرونی که موجود است و ملک او شمرده می شود، حق دیگری داشته باشد. چنان که عقلاء بازداشتن مردم را از حق تقلید و اقتباس نمی پذیرند. زیرا انسان بنابر حقیقت و فطرتش در تمامی اشیا، اعمال، اختراعات و صناعاتش تقلید می کند. عقلاء تقلید از صنایع و استفاده از ثمرات فکری و اعمال گذشتگان را هرگز تصرف در حقوق مردم نمی شمارند تا برای این تصرفات ناگزیر از اجازه ایشان شوند. چاپ کتاب نیز از این سیره عقلایی جدا نیست.
ایشان ابتدا نادرستی بازداشتن دیگران از تقلید و طبع کتاب را این می داند که چنین بازداشتنی برای مردم مزاحمت است و سیطره آنان را بر نفس و مالشان نادیده می گیرد. عقد و شرطی نیز در کار نیست تا عمومات وفای به عهد، عقد و شرط آن را در بر گیرد. از این رو ثبت عبارت «حق طبع محفوظ است»، حق را نمی تواند پدید آورد و مصداق عقد و شرط نیست.
2-1-1-2 : ناسازگاری مالکیت معنوی با رسالت و قداست علم

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با کلید واژه حقوق بین‌الملل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در میان دانشمندان اهل سنت، بعضی با این استدلال که مالکیت معنوی با رسالت و قداست علم از نظر اسلامناسازگار است، با این مسئله مخالفت کرده اند. به اعتقاد این افراد، معتبر دانستن این حق سبب حصر و حبس آثار علمی و کتمان علم می گردد که مورد نهی قرآن کریم قرار گرفته: « الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی…».
در مقابل این عقیده باید اذعان داشت که شکی نیست که اسلام برای علم و عالم ارزش و منزلت خاصی قائل شده است. ولی این اول کلام است که آیا از نظر اسلام پول گرفتن و کسب درآمد مالی کردن با هر امر مقدسی حرام و غیرجایز است یا خیر. گذشته از این،درست برخلاف سخن ایشان، هدف اصلی نظام مالکیت معنوی، فراهم کردن زمینه گسترش و رونق علم است، به علاوه، کتمان علم با کسب درآمد از طریق کارهای علمی، دو چیز کاملاً متفاوت است.
2-1-1-3 : تلقی اموال فکری به عنوان سرمایه حکومت اسلامی
بعضی اندیشمندان معتقدند: اموال معنوی قابل تملک شخصی نیست، بلکه از سرمایه های عمومی و در اختیار حکومت اسلامی است. انفال از این قبیل است.
استادمطهری درکتاب خود به نام «نظری براقتصاد اسلامی»این دیدگاه رامخصوصاً درمورد اختراعات پذیرفته است،ایشان می گوید:ماشین ازآن نظرکه مظهرترقی اجتماع است ومحصول ماشین رانمی توان محصول غیرمستقیم سرمایه داردانست،بلکه محصول غیرمستقیم شعورونبوغ مخترع است وآثارنبوغ نمی تواندمالک شخصی داشته باشد،پس ماشینهای تولید شده نمی تواندبه اشخاص تعلق داشته باشد.اینهانقضمالکیت فردی نیست،بلکه مالکیت اشتراکی در مواردخاصی است.موجبات آن اقتضا می کند در آن موارد مالکیت اشتراکی و اجتماعی باشد نه فردی.
2-1-2: نظریه های ضرورت حمایت از مالکیت فکری
درمیان ادله نقلی،آیات واحادیثِ دالّ برحرمت استفاده کردن ازمال مردم بدون رضایت آن‌ها،وجوب وفای به پیمان‌ها،اهمیت کسب علم،حرمت غصب وتجاوزبه حقوق دیگران ،نفی ضرر و عسر و حرج بااین فرض که این حق نوعی مال به شمارمی‌رود،ازجمله مهم‌‌ترین مستندات موافقان مشروعیت حق مالکیت فکری است.

از دیگر مستندات موافقان از میان فقهای اهل سنّت، به ویژه از منظر مقاصد شریعت، دلیل مصالح مرسله و نیز عرف است که به‌ویژه درخصوص مشروعیت


دیدگاهتان را بنویسید