دانلود پایان نامه

پرداخت و درمورد تناسب میزان مجازات آن مورد با شدت جرم بحث خواهیم کرد.جهت شاخت بیشتر تناسب میزان مجازات با شدت جرائم ارتکابی به بیان حمایتهای بین المللی از حقوق مالکیت فکری که در قالب موافقتنامه ها و قرارداهای بین المللی ظاهر شده اند،خواهیم پرداخت. همچنین به تناسب بحث،ضمانت اجراهای کیفری مقرر درحقوق آمریکا درجهت حمایت از مالکیت فکری آورده خواهد شد.دربخش پایانی به بیان اشکالاتی که در قوانین ایران در جهت حمایت از حقوق مالکیت فکری وجود دارند،از جمله نبود قانونی کامل و جامع درجهت حمایت از اسرار تجاری و همچنین عدم حمایت بین المللی از آثار ادبی وهنری مؤلفان و هنرمندان با توجه به عدم الحاق ایران به موافقت نامه های بین المللی موجود در سطح جهان اشاره ای خواهیم داشت و پیشنهاداتی نیز به تناسب هر مورد و با توجه به اهمیت موضوع ارائه خواهد شد.
البته اشاره به قوانین جزایی آمریکا و قراردادهای بین المللی به دلیل اهمیت این شاخه حقوقی و گستردگی روزمره آن می باشد که با آشنایی با قوانین کشورهای دیگر و بهره گیری از موافقت نامه های بین المللی که حاصل خرد جمعی اکثر کشورهای جهان می باشد، می توان خلاء های قوانینی داخلی را برطرف نمود. البته در این زمینه باید تفاوتهای فرهنگی ، آداب و رسوم ،توجه به عواطف و احساسات ملی ،اخلاق و تفاوتهای مذهبی در نظر گرفته شود ؛ چرا که امر قانونگذاری بدون توجه به این عوامل امری مردود و ناموفق خواهد بود.
فصل اول
کلیات
1- مفاهیم مالیکت فکری
همانطور که می دانیم هدف حقوق مالکیت فکری حمایت از پدید آورندگان کالاهای فکری از طریق اعطای حقوقی مخصوص و مقیّد به زمان آنان است. این حقوق نه بر محمل اثر یعنی شئ فیزیکی که آفرینش فکری در آن ملحوظ است ،بلکه بر خود اثر فکری اعمال می شود.منظور از اثر فکری نیز نه ایده و اندیشه صرف ، بلکه بیان و نمود عینی است.
ظاهراٌ نخستین چیزی که موضوع مالکیت فکری قرار گرفت، اثر مکتوب بود. از آن زمان به بعد با تحولات گوناگونی که هم در عرصه ی علم و تکنولوژی و هم در حوزه مباحث حقوقی پدید آمده ،گستره ی مالکیت فکری بسیار وسیع تر گردیده است.در واقع روند گسترش دائمی حوزه ی موضوعات مالکیت فکری را باید یکی از ویژگیهای برجسته آن دانست. قرن بیستم شاهد افزوده شدن پی در پی موضوعات جدید به حوزه ی مالکیت فکری بوده است.چنان که حمایت از نرم افزارهای کامپیوتری به عنوان آثار ادبی (کپی رایت ) یا قبلیت ثبت میکرو ارگانیزم ها به عنوان اختراع را می توان از جمله نمونه هایی از گسترش حوزه ی مالکیت فکری نام برد.این روند گسترش آن چنان پیوسته و بی وقفه ادامه دارد که برخی از حقوق دانان آن را صفت طبیعی مالکیت فکری می دانند که هیچ نشانه ای از توقف نیز در آن دیده نمی شود.
بدین ترتیب این حوزه همچنان روبه گسترش است ومرزهای کنونی آن الزاماٌ پایدار نخواهد ماند.با این حال برای شناخت مالکیت فکری چاره ای جز اکتفا به حدودی که امروزه به طورعام مورد پذیرش قرارگرفته نداریم.ازآنجاکه مالکیت فکری به طورسنتی به دوشاخه مالکیت صنعتی ومالکیت ادبی –هنری تقسیم می شود ، ما نیز در این بحث از این تقسیم بندی سنتی پیروی کرده و در قالب دو عنوان مجزا به تعریف مالکیت فکری در قالب مالکیت ادبی و هنری و مالکیت صنعتی و نیز مصادیق هر یک از این دو شاخه گسترده می پردازیم.
قبل از پرداختن به بحث اصلی لازم است اشاره ای به مصادیق مالکیت فکری در کنوانسیون تاسیس سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) بکنیم و با ذکر مقدمه ای مختصر به بحث اصلی وارد شویم.
بندهشتم ازماده 2کنوانسیون تاسیس سازمان جهانی مالکیت فکری ،مالکیت فکری را شامل موارد زیرمیداند :
– آثار ادبی و هنری و علمی
– اجرای نمایش توسط هنرمندان بازیگر و پخش های رادیویی و تلویزیونی
– اختراعات در تمام حوزه های کوشش بشری
– اکتشافات علمی
– طرح های صنعتی
– علائم تجاری ،علائم خدماتی ،نام ها و عنوان های تجاری
– حمایت علیه رقابت غیر منصفانه
– تمامی حقوق دیگری که از فعالیت های فکری در حوزه های صنعتی، علمی ،ادبی یا هنری ناشی می شوند.
درمقایسه مصادیق ذکر شده در کنوانسیون تاسیس سازمان جهانی مالکیت فکری با دسته بندی سنتی مالکیت فکری به دوشاخه بزرگ مالکیت ادبی و هنری و مالکیت صنعتی ،آثار ادبی و هنری در شاخه کپی رایت قرار دارند .همچنین اجرای نمایش توسط هنرمندان یا پخش های رادیویی و تلویزیونی نیز ذیل عنوان حقوق جانبی یا حقوق مرتبط با کپی رایت قرار گرفته و بنابراین داخل در دسته مالکیت ادبی و هنری میشوند.همچنین اختراعات و اکتشافات علمی ،علائم تجاری و خدماتی،نام های تجاری و همچنین گونه های جدید گیاهی و جغرافیایی شاخه ی مالکیت صنعتی را تشکیل می دهند.
بدین ترتیب ملاحظه می شود که مالکیت فکری امروزه دایره ی وسیعی از شاخه های گوناگون را در بر می گیرد.اما باید توجه نمود که مواردی مانند گونه های جدید گیاهی یا حمایت در برابر رقابت غیر منصفانه ،اگرچه به لحاظ برخی شباهت ها با شاخه های مالکیت فکری ،از جمله جنبه حمایتی آن ها،در برخی اسناد بین المللی مربوط به مالکیت فکری در شمار شاخه های مالکیت فکری تلقی شده اند،اما بنا به دلایلی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد از دایره بحث مادر این تحقیق و مفهومی که در این تحقیق از مالکیت فکری انتظار می رود، خارج هستند.بنابراین در این تحقیق به این موضوعات پرداخته نخواهد شد :
1 – در این موارد عموماٌ اثری مستقل ومتعین که حاصل کار فکری یا خلاقیت باشد در میان نیست ،در حالی که موضوع بحث اصلی ما در این تحقیق مصادیقی از مالیکت است که بتوان آن اثر را مستقلاٌ به شخص نسبت داد ولی در اینجا چنین اثر مستقلی قابل تصور نیست.
2- در این موارد شخص معینی که اثر قابل انتساب به شخص باشد وجود ندارد.اما مالکیت فکری موضوع بحث ما آن دسته از مواردی که دارای صاحب یا به عبارتی دیگر مالک مشخص بوده و بتوان از صاحب این فکر و اندیشه حمایت نمود.
اکنون با ذکر این مقدمه در ادامه به بیان تعریف مالکیت فکری پرداخته و سپس در دو مبحث مستقل به بیان شاخه های مالکیت فکری در دو قالب کلی مالکیت ادبی و هنری و مالکیت صنعتی می پردازیم.
در مورد تعریف حقوق مالکیت فکری نیز بین اندیشمندان و نظریه پردازان این شاخه اتفاق نظر وجود ندارد.در کتاب راهنمای وایپو مالکیت فکری چنین تعریف شده است:
« مالکیت فکری در معنای وسیع آن عبارت است از حقوق قانونی ناشی از فعالیتهای فکری در حوزه های صنعتی ،علمی ،ادبی و هنری»
این تعریف چیز زیادی را روشن نمی کند و درعین حال فاقد جامعیت و مانعیت است. از فعالیت های فکری ،حقوق قانونی گوناگونی حاصل می شود که الزاماٌ در دایره ی مالکیت فکری قرار ندارند.به عنوان مثال کسی که در چهارچوب رابطه ی استخدامی برای یک کارفرما کار می کند، از نظر مادی تنها استحقاق دستمزد مقرر را دارد و حقوق مالکیت فکری به او تعلق ندارد. در حالی که واضح است که حق دریافت دستمزد را نمی توان مالکیت فکری دانست. از طرف دیگر این تعریف حقوق کارفرمای مورد نظر در مثال بالا را هم که در واقع مالک اثر فکری است شامل نمی شود و بدین ترتیب از جامعیت هم برخوردار نیست.اشکال دیگر وارد بر این تعریف آن است که برخلاف آنچه از مفاد تعریف مزبور بر می آید،همه ی اموال فکری حاصل فعالیت های فکری نیستند. به عنوان مثالی بارز می توان از علائم تجاری نام برد که در واقع ارزش خود را از فعالیت های تجاری دارنده ی علامت کسب می کنند و نه از فعالیت های الزاماٌ فکری او یا از فعالیت فکری طراح علامت.بنا براین ، تعریف یاد شده از این جهت هم فاقد جامعیت است.
بعضی از حقوق دانان در تعریف مالکیت فکری گفته اند :
« مالکیت های فکری یا معنوی حقوقی است که دارای ارزش اقتصادی و داد و ستد است ولی موضوع آن شیء معین مادی نیست.»
این تعریف بیشتر توصیف مالکیت فکری و بیان صفت با ارزش بودن ان و غیر مادی بودن موضوع آن است و از ویژگیهای لازم برای تعریف یک مفهوم برخوردار نیست.از آن گذشته فاقد مانعیت است.به عنوان مثال دین را هم می توان مشمول این تعریف دانست ،در حالی که هیچکس دین را در شمار حقوق مالکیت فکری قرار نمی دهد.دین حقی است مالی اما موضوع آن شی ء معین نیست ،بلکه مال کلی یا عملی است که بر عهده ی مدیون است و در عین معلوم بودن ، تا زمانی که دین ایفا نشده معین نمی شود.
در تعریف دیگری از مالکیت فکری گفته شده :
« حقوقی است که به صاحب آن اختیار انتفاع انحصاری از فعالیت و فکر و ابتکار انسان را می دهد.»
این تعریف هم علاوه بر آنکه منشأ مالکیت فکری را بیان نمی کند ، دارای دقت لازم در بیان موضوع مالکیت فکری نیست.موضوع مالکیت فکری محصول فعالیت و فکر و ابتکار انسان یعنی اثر فکری است ، نه خود فعالیت یا فکر و ابتکار .
یکی دیگر از تعاریفی که در مورد مالکیت فکری می توان بدان اشاره کرد تعریفی است که به موجب آن مالکیت فکری عبارت است از «رابطه ی خاص حقوقی پدیدآورنده ی اثر فکری با اثر خود که به موجب آن وی می تواند از آن بهره های اقتصادی یا معنوی ببرد.»
در تعریف ارائه شده دیگری آمده است :
«حق مالکیت فکری عبارت است از رابطه ی حقوقی موجود بین اثر فکری یا آفرینه ی ذهنی و پدید آورنده ی آن که به موجب قانون ،صاحب اثر حق بهره برداری مالی و معنوی از آن را پیدا می کند.»
در این تعریف از رابطه ی حقوقی میان اثر فکری با پدید آورنده سخن به میان آمده است .اما چگونه می توان میان انسان با شیء رابطه ی حقوقی را تصور نمود ؟رابطه ی حقوقی میان انسان هاست که برقرار می گردد ، اما موضوع رابطه ممکن است شیء مادی یا فکری باشد. اشکال دیگر این تعریف آن است که مالکیت فکری را به پدید آورنده منحصر کرده است. در حالی که می دانیم چنین نیست و هرچند بسیاری اوقات نخستین مالک اثر پدید آورنده ی آن است ، اما در مواردی که اثر فکری در نتیجه ی استخدام یا قرار داد خلق می شود ،چنین نیست.ضمن اینکه در جایی هم که پدید آورنده مستقلاٌ به خلق اثر می پردازد ، ممکن است مالکیت او بر اثر ، به طور قراردادی یا قهری به دیگری منتقل شود.
از دیگر تعاریفی که در خصوص حقوق مالکیت فکری بدست داده شده ، می توان به این دیدگاه اشاره داشت که این حقوق را به عنوان آن دسته از مخلوقات ذهنی انسان تعریف می کند که یک کشور برای حمایت از آنها ، یک سری حقوق انحصاری در مدت زمان معین به منظور احتراز دیگران از بهره برداری غیرمجاز از این حقوق به افراد اعطا می کند.در اینجا نه با مالکیت عینی و محسوس مانند مالکیت نسبت به یک اتومبیل روبرو هستیم و نه با مالکیت غیرعینی (غیرمادی) و نامحسوس مانند مالکیت نسبت به یک قطعه موسیقی.به عبارت دیگر حقوق مالکیت فکری نوعی سلیقه قانونی است که به موجب آن ،صاحب حق می تواند از منافع و شکل خاصی از فعالیت یا اندیشه ابراز شده خود،به طور انحصاری استفاده نماید.
بنابراین و با توجه به آنچه در نقد تعریف های گوناگون بیان شد، و نیز با توجه به این نکته ی مهم که تعریف مالکیت فکری باید متضمن دو عنصر اصلی یعنی عنصر حق و عنصر شی ء موضوع حق باشد ، در تعریف ان می توان گفت :
«مالکیت فکری عبارت است از حق ناشی از پدید آوردن یک آفریده ی فکری یا یک شیء غیرمادی مستقل دیگر،که به موجب آن شخصی که خودش یا از طریق به کار گیری دیگری موجب خلق آن شده یا شخصی که این حق به او منتقل شده ، می توانند به طور انحصاری از بالاترین حقوق و اختیارات قانونی ممکن نسبت به آن بهرمند شوند.»
این تعریف در عین جامعیت و مانعیت از اشکالاتی که در تعریف های دیگر وجود داشت و به آنها اشاره شد تا حدود زیادی به دور است .ویژگیهای تعریف مزبور را می توان چنین خلاصه نمود:
1 – در این تعریف با اشاره به حق ناشی ازپدید آوردن ، در واقع منشأ حق مورد توجه قرار گرفته است.
2- اشاره به «شیء غیرمادی » در کنار «اثر فکری » ، مواردی مانند علائم تجاری را نیز که الزاماٌ ماحصل کار فکری نیستند و اثر فکری به معنای دقیق کلمه به شمار نمی روند،داخل در تعریف می کند.
3 – وصف «مستقل» برای شیء غیرمادی ،مواردی را که خود غیر مادی هستند ، اما فاقد استقلال بوده و از حیث وجود و بقاء وابسته به شیء مادی می باشند ، مانند سرقفلی و حق کسب و پیشه ، یا مواردی که از حیث ارزش مالی وابسته به اموال مادی هستند مانند طلب ، اسناد تجاری و سهام شرکتها، از دایره مالکیت فکری خارج می سازد.
4 – تعریف مزبور همه ی صاحبان اثر فکری اعم از پدید آورنده ی مستقیم اثر ، شخصی که از طریق دیگران ( بوسیله استخدام یا قرارداد ) اثری را پدید آورده و نیز شخصی که اثر فکری قهراٌ یا به صورت قرار دادی به او منتقل شده را در بر می گیرد.
5 – عبارت« بالاترین حقوق و اختیارات قانونی ممکن» بیانگر تمام حقوق و اختیارات قانونی نسبت به اثر فکری با لحاظ قیود و محدودیت های قانونی است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درمورد قصد مجرمانه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

6 – اشاره به« انحصاری بودن» حقوق شخص بر اثر نیز بیان کننده ی خصیصه ای مهم در مالکیت فکری است که بدون و جود آن نمی توان از مالکیت سخن به میان آورد.
7 – بالاخره اینکه تعریف مزبور شاخه هایی مانند علائم جغرافیایی را که مالکیت فکری در معنای اخص آن نیستند، از دایره ی بحث خارج می کند وآن را کاملاٌ از حقوق مالکیت فکری مورد نظر در این تحقیق متمایز می گرداند.

برای تبیین مفهوم مالکیت فکری و بیان حمایت های قانونی موجود در این زمینه، نیازمند بیان موضوعات این شاخه حقوقی هستیم تا به طور واضح مشخص شود چه موضوعاتی داخل در قلمروی حقوق مالکیت فکری می باشد و برای حمایت از این موضوعات چه ضمانت اجراهایی در قوانین داخلی وجود دارد.لذا در ادامه بحث به بیان اهم موضوعات حقوق مالکیت فکری می پردازیم تا مشخص شود موضوعات حقوق مالکیت فکری از چه ویژگیهایی برخوردارند و مشمول حمایت قرار می گیرند.
1-1 . مالکیت ادبی و هنری
مالکیت ادبی و هنری یکی از بخش های تشکیل دهنده مالکیت فکری است که در آن از گونه های آثار ادبی و هنری مثل کتاب،مقاله،رساله،نمایشنامه ،شعر،ترانه،سرود،موسیقی،آثار سینمایی و … و حمایت از پدیدآورندگان آنها بحث می شود.حق مؤلف نیز که به حقوق ناشی از مالکیت ادبی و هنری اشاره دارد که از ان تعاریف گوناگونی توسط حقوقدانان ارائه شده است:
– «مجموعه حقوقی است که قانون برای آفریننده(خالق اثر) نسبت به مخلوق اندیشه و هوش او می شناسد.این حقوق عبارت است از حق انحصاری بهره برداری ازآفرینه(اثر) برای مدت محدود به سود آفریننده آن و پس از مرگ برای ورثه او».
– «حق مؤلف عبارت است از سلطه و اختیارات مؤلف بر اثرش که آن را خلق کرده یا به وجود آورده است.»

آثار ادبی و هنری و علمی به شاخه ی کپی رایت مالکیت ادبی و هنری تعلق دارد و اجرای نمایش توسط هنرمندان و بازیگران و پخش های رادیویی و تلویزیونی تحت عنوان حقوق جانبی مورد مطالعه قرار می گیرد.در نظام کامن لو میان حق مؤلف و حقوق جانبی تفکیک قائل نمی شوند و هردو را تحت عنوان کلی کپی رایت مطالعه می کنند و از همین رو این نظام به نظام کپی رایت شهرت دارد، درحالی که در نظام های حقوق نوشته که به نظام حق مؤلف معروف هستند بین این دو تفکیک قائل می شوند و حق مؤلف را ازحقوق اجرا کنندگان و تولید کنندگان آثارهنری به طور جداگانه مورد توجه قرار می دهند، اما در واقع نمی توان مرز مشخصی بین این دو عنوان قرار داد و بهتر است هر دو تحت عنوان حقوق کپی رایت مورد مطالعه و بحث قرار گیرند.
حقوق کپی رایت از حق برآثار هنری و ادبی در برابر کسانی حمایت می کند که این آثار را به طور غیرمجاز تکثیر می کنند.در پرتو این حق است که به صاحب حق اجازه داده می شود که در مورد چاپ یا عدم چاپ اثر ادبی، خودش یگانه مرجع تصمیم گیرنده باشد و تعرض هر شخص اعم از حقیقی و حقوقی منع گردد.ضمن اینکه ای


دیدگاهتان را بنویسید