بسی خون به طشت طلا، رنگ خورد همان‌جا گیر می‌آورد و از پشت به او تیر می‌زند(90)
گورستان جوان‌آباد: در آخرین صفحه‌ی رمان، جنازه‌ی یوسف را در زیر نور یک چراغ بادی در گوری که از قبل در آن‌جا آماده شده بود می‌گذارند. به نظر می‌آید نام این گورستان جنبه‌ای نمادین دارد. مزاری که به صورتی نامنتظر از جوانان ـ و نه پیران ـ آباد شده است و اشارتی روشن به مبارزانی دارد که جان در سرکار آزادی ‌کردند.
مزار سید حاجی غریب: این مزار در محله‌ی دروازه کازرون فعلی قرار دارد که به آن تاج‌الدین غریب هم می‌گویند و در لحن عوام جنوب شهر “سیداجه غریب” تلفظ می‌شود. زری که قصد داشت جنازه‌ی شوهر را برای طواف به شاه چراغ ببرد، بعد از آن همه کشمکش و نزاع، سرانجام جنازه‌ی یوسف را شبانه به قصد طواف از جلو مزارسید حاجی غریب می‌گذراند.(33)
به طور کلی در این رمان مکان‌های مذهبی ـ عرفانی از جایگاه مهمی برخوردارند و در اکثر صحنه‌های کلیدی از آن‌ها یاد شده است. همان‌طور که دیدیم بیش‌تر این مکان‌ها در خاطرات و کابوس‌های زری پس از قتل یوسف نمایان می‌شوند که با آرامش‌بخشی و نیز مبارزه در راه آزادی نسبت می‌یابند که دو جنبه‌ی ستوده‌ی مذهب در این رمان‌نند. در ذهن زری این مکان‌ها و شخصیت‌های مقدس درست در هنگامی تداعی می‌شوند که از سویی در جستجوی تسلایی عرفانی است و از سویی یوسف را در شمار این مبارزان شهید و قدیس می‌یابد.
ب. بناهای تاریخی
بخش دیگری از مکان‌های یاد شده در سووشون به بناهای تاریخی اختصاص دارد. اشاره‌های این‌جا و آن‌جا به این مکان‌ها در روایت غالباً با تأکیدی ظریف و معنادار همراه است. از یک سو به ترسیم حال و هوای فرهنگی و سنتی شیراز یاری می‌رساند و از سویی حس نوستالژیک و خاطره‌انگیز اثر را افزون‌تر می‌کند. مهم‌ترین این مکان‌ها عبارتند از: 1ـ دروازه قرآن 2ـ حافظیه 3ـ ارگ کریم‌خانی 4ـ خانه‌ی عزت‌الدله 5ـ آب‌انبار وکیل
1ـ دروازه قرآن: دروازه‌ی قرآن شیراز در اصل دروازه‌ای زیبا و محکم با دو اتاق در هر سو و به جای مانده از زمان آل بویه بود که در سال 1315 به دلیلی نامعلوم به دست حاکم شیراز با خاک یکسان شد. در بالای این بنای با شکوه باستانی دو قرآن بزرگ که نزد عوام به قرآن هفده من معروف بود، گذارده بودند. مردم شیراز بر این باور بودند که اگر روز اول ماه قمری به این دروازه بیایند و از زیر این قرآن بگذرند، تا آخر ماه در پناه قرآن در برابر بلایا بیمه خواهند شد. این دو قرآن پس از تخریب دروازه به موزه‌ی پاریس منتقل شدند. نسخه‌شناسان کتابت آن‌ها را به سلطان ابراهیم نوه‌ی شاهرخ تیموری نسبت می‌دهند.14
سال‌ها بعد به همت بازرگانی دوستدار شیراز، به نام حاج اعتمادالتجار ایگار دروازه‌ی کنونی در محل دروازه‌ی قرآن سابق ساخته شد که به همان نام خوانده می‌شود.
در سووشون در خلال آخرین سخنان و اعتراضات یوسف به دلال زینگر که از زبان پیشکارش سید محمد نقل می‌شود، با دروازه قرآن آشنا می‌شویم. یوسف با لحنی انتقادی از ویرانی دروازه‌ی قرآن سخن می‌گوید و به گونه‌ای نامستقیم آن را با تاراج گندم توسط بیگانگان و قحطی و گرسنگی مردم پیوند می‌دهد. گویی تمام این اتفاقات در شهری بی در و پیکر ـ بی‌دروازه ـ می‌تواند رخ دهد: “در همدان مردم دکان‌ها را بستند و نگذاشته یک دانه گندم از دروازه‌ی شهر خارج بشود، این‌جا دروازه‌ی قرآن را خراب کردند.”(251)
2ـ حافظیه: آرامگاه حافظ یکی از بناهای با شکوه و زیبای تاریخی بازمانده از دوران حکومت کریم‌خان زند است. البته سلاطین و حکام پیش از کریم خان نیز بناهای یادبودی بر فراز قبر این شاعر بزرگ ساخته بودند که همگی در طول تاریخ از میان رفت. تا این‌که کریم‌خان زند عمارتی زیبا و تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه و بلند برای آن ساخت و باغ بزرگی در جلو تالار احداث کرد و سنگ مرمر بزرگی روی قبر گذاشت که دو غزل از شاه‌غزل‌های حافظ با خط نستعلیق روی آن کنده شده بود.15
دکتر عبدالله‌خان، پیر روشنگر و راهدان سووشون از “گروه حافظیون” شمرده می‌شد. به روایت خود سووشون این گروه “هر شب جمعه بر سر مزار حافظ احیاء می‌گیرند و شعر می‌خوانند و شراب می‌خورند و روی قبر حافظ می‌ریزند و ساز و تنبور هم دارند.”(287)
ظاهراً در منابع مربوط به شیراز نشانی از این گروه و رسوم آن نیست. ممکن است راوی بر پایه‌ی سنتی کهن که در شعر حافظ به آن اشاره شده، قلندرانی را ترسیم کرده است که به نشانه‌ی حیات و سرمستی خواجه‌ی شیراز بر سر تربت او باده می‌نوشند و خاک‌جای او را از شراب سیراب می‌کنند و دست به ساز و طنبور می‌برند.16
3ـ ارگ کریم‌خانی: در چهارسوی این ارگ اتاق و تالار و ایوان ساخته شده که توسط یک حصار آجری محکم و مرتفع، چهار برج در چهار گوشه محصور شده است.
“اتاق‌ها اغلب با سنگ‌های مرمر ازاره بندی گردیده و به نقاشی‌های ظریف، کار هنرمندان عهد زندیه مزین و منقش بوده که متأسفانه اکنون اثر کمی از آن مشهود است. همان حوض‌های بزرگی که در سایر بناهای کریم‌خان زند دیده می‌شود، در ارگ کریم‌خانی نیز احداث گردیده و به حال خود باقی مانده است.”17
در سردر ورودی ارگ کریم خانی، مجلس کاشی‌کاری زیبایی نقش بسته است که رستم را در نبرد با دیو سپید نشان می‌دهد. درون ارگ نیز با کاشی‌کاری‌های زیبای دیگری که نقش خدمتکاران دوران زندیه و طرز لباس آن‌ها را می‌نمایاند تزیین شده است. خدمتکارانی با دستا
ر و عمامه و ظروف پر از میوه‌ای که در دست دارند.
در فصل سوم سووشون از ارگ کریم‌خانی نام برده می‌شود. زری پا به پای خدیجه کلفتشان و عمه خانم خرما لای نان گذاشته و حالا از پشت پنجره صدای عمه خانم را می‌شنود که با طبق‌کش‌ها هم‌صحبت شده است. “طبق کش اولی که مخاطب بود جواب داد کجا باید بروم؟ عمه خانم گفت: “ارگ کریم خانی ـ دوساقخانه”†(31)
از ارگ کریم خانی چند سالی به عنوان زندان شهربانی استفاده می‌شد. گویا در سووشون با همین دوره سروکار داریم. زری در حرف‌هایش با عزت‌الدولـه صریحاً به این نکته اشاره می‌کند و می‌گوید که خوراکی‌های نذری را که هر هفته برای زندانیان می‌برد، در زندان زنان خود بین زن‌ها تقسیم می‌کند اما خوراکی مردهای زندانی را به زندان کریم خانی می‌برد و به دفتر زندان تحویل می‌دهد.
(163)
4ـ خانه‌ی عزت الدولـه:از دیگر بناهای تاریخی سووشون خانه‌ی عزت‌الدولـه است که “واقعاً از دیدنی‌های شهر بود و محال بود خارجی مهمی به شهر بیاید و به تماشای آن خانه نرود”(159) خانه‌ای که بچه‌های مدرسه‌ای را برای گردش علمی و دیدار بناهای تاریخی، به آن‌جا می‌برند. خانه‌ای زیبا و با شکوه که هرچند به نظر نمی‌آید خانه‌ای معین باشد اما می‌تواند نمونه‌ای از خانه‌های قدیمی اشراف زادگان شیراز باشد که تخیلات راوی در ترسیم آن دخالت داشته است.
خانه‌ای منقش به نقوش سنتی که سربنیه‌ی حمام آن تا نیمه مرمر سفید بود و روی نیمه‌ی دیگر حتی سقف نقاشی شده بود و در اتاق ارسی “سرتاسر سقف با تصویرهای سر یک زن و یک مرد در کنار هم نقاشی شده بود.”(159) و روی دیوارهایش صحنه‌ای از داستان شیرین تصویر شده بود که لخت کنار چشمه‌ای نشسته بود و گیس بلند سیاهش را شانه می‌کشید و خسرو که کلاه خسروانی بر سر و سبیل پرپشت داشت و سوار اسب بود و پرده‌ی پا در هوایی او را از شیرین جدا می‌کرد.(160)
کنار حمام زورخانه‌ای بود که نقش رستم را با ریش دو شاخش بر دیوارهای آن کشیده بودند که ببر بیان بر تن داشت و اکوان دیو را کشته و پوست کنده بود.(161)
معماری خانه‌ی عزت‌الدولـه به عنوان سنتی رو به زوال با لحنی حسرت‌بار وصف می‌شود. عزت‌الدولـه از آخرین نسل‌هایی است که در خانه‌ای با چنین معماری و سنتی می‌زیسته‌اند. نسل پس از او این خانه‌ها را به چشم موزه و آثار باستانی می‌نگرند که در خوش‌بینانه‌ترین حالت باید از آن‌ها محافظت شود تا به عنوان میراث فرهنگی به نسل‌های بعدی منتقل شوند.
5ـ آب‌انبار وکیل: از بناهایی که در زمان فرمانروایی کریم‌خان زند ساخته شده است، یکی آب‌انبار وکیل است. کریم‌خان در بیرون از شهر شیراز آن روزگار و جایی که امروز بازار وکیل و موزه‌ی پارس و ارگ قرار گرفته است، طرح بناهای مفصل و عظیمی را ریخت و در جوار کاخ مجلل سلطنتی خود، ساختمان یک مسجد جامع بزرگ و بازار و حمام و آب‌انبار و دارالحکومه و کاروان‌سرا و.‌.. را بنا نهاد که تا سال 1300 به همان شکل بر جای مانده بودند اما از آن پس به ادارات پست و تلگراف و تلفن و کتابخانه‌ی ملی و بانک و.‌.. تبدیل شدند. تنها مسجد و بازار و آب انبارها به شکل قدیم خود باقی ماندند8 که همگی با نام وکیل خوانده می‌شوند. آب انبار محفظه‌ی سر پوشیده‌ای در زیر زمین است که در آن آب خوشگوار و پاک ذخیره می‌کنند و در قدیم عمده‌ی نیاز آب مردم از آن‌ها برآورده می‌شد. از همین رو وقتی در سووشون بیماری تیفوس شیوع پیدا می‌کند مردم دلیل آن را ناپاکی آب‌انبار وکیل می‌دانند و می‌پندارند قشون خارجی نطفه‌ی این بیماری را در این آب انبار ریخته و آن‌ها را مسموم کرده است.(31)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه درموردافغانستان، آداب و رسوم، خانواده گسترده، رسول اکرم (ص)

ج. باغ‌ها و تفریح‌گاه‌ها: شیراز از دیرباز به باغ‌های بزرگ و زیبایش زبان‌زد بوده است. با “وضع بی‌مثال” و آب و هوای معتدل و آفتاب شیراز چنین باغ‌هایی چندان مایه‌ی شگفتی نیست. هرچند در سال‌های اخیر و با تحولات و تغییراتی که دامن‌گیر شیراز شده است بسیاری از این باغ‌ها از میان رفته و جز نامی از آن‌ها نمانده است.
از آن سموم که از طرف بوستان بگذشت
عجب که رنگ گلی هست و بوی نسترنی
فضای سووشون آکنده از عطر خوش باغ‌ها و نارنجستان‌های روزگاران پیشین است. در این رمان در کنار مکان‌های مذهبی و تاریخی می‌توان با باغ‌های دلگشا و مزارع صیفی‌کاری، گندم کاری و حتی تریاک‌کاری شیراز آشنا شد: 1ـ باغ تخت 2ـ باغ رشک بهشت 3ـ باغ‌های مسجد وردی 4ـ باغ خلیلی 5ـ مزارع
1ـ باغ تخت: این باغ از بناهای زمان اتابکان است که در سال 480 هجری به دست اتابک قراچه در شمال غربی شیراز در دامنه‌ی کوه شمالی ساخته شده است و دارای ساختمان‌های مفصل و مصفایی در دامنه‌ی کوه بوده است که به مرور زمان ویران شده است. 19
به روایت سووشون اولین روزی که طیاره به شیراز آمد “همه‌ی خلق خدا قالیچه برداشتند و از صبح سحر رفتند باغ تخت، تماشا.”(73) باغ تخت هنوز هم جزء یکی از باغ‌های نامبردار شیراز است.
2ـ باغ رشک بهشت: این باغ از جمله باغ‌هایی است که امروزه جز نامی از آن باقی نمانده و تبدیل به خانه شده است. در گذشته خارج از شهر شیراز بوده و حدود سه کیلومتر با شهر فاصله داشته است. در این باغ است که مجتهد جامع‌الشرایط شهر میهمانی می‌دهد و سودابه را که تازه از هند آمده، دعوت می‌کند. سودابه که خیلی هم زیبا نبوده آن‌قدر می‌رقصد تا از شدت گرما سر آبنما می‌نشیند و پاهای لختش را در آب می‌کند و حاج آقا بادش می‌زند. (73-72)
3ـ باغ‌های مسجد وردی: باغ وردی د
ر نزدیکی آرامگاه حافظ بنا شده است و
“تنها در حدود 6260 متر مساحت دارد و قسمت‌های غربی و شرقی آن نارنجستان و بین آن‌ها خیابان وردی است که بیست و دو متر عرض دارد. در وسط این خیابان باغچه‌های گل‌کاری احداث شده است. طرفین خیابان وردی باغچه و در وسط هر باغچه حوض مستطیل شکلی به سبک حوض‌های کریم‌خانی با فواره‌های سنگی ساخته شده است.20”
یوسف وقتی میهمانی دارد و نمی‌خواهد کسی مزاحمشان شود، به غلام دستور می‌دهد مینا و مرجان را بر ترک مادیان بنشاند و خودش هم پشتشان سوار شود و با خسرو، سوار بر سحر، به باغ‌های مسجد وردی بروند.(191)
4ـ باغ خلیلی: این باغ یکی از باغ‌های نوساخته‌ی شیراز است که به همت یکی از بازرگانان با ذوق شیراز به نام محمد خلیل خلیلی بنا نهاده شده و هم اکنون در شمار بهترین و زیباترین باغ‌های شیراز است. در این باغ انواع گل‌هایی که می‌توانند خود را با آب و هوای شیراز وفق دهند، از کشورهای جهان وارد شده است. هرچند وسعت این باغ نسبت به باغ‌های دیگر شیراز کم‌تر است اما تنوع گل‌ها و درخت‌های میوه‌ی فراوان آن، این کاستی را

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید