دانلود پایان نامه

ه خود دولتی بود که جنگ ﻣﻰنمود.
به هر حال برای سیاستمداران دورهی رنسانس که نظریات دانشمندان حقوق بینﺍلملل را معکوس جلوه دادند راه هموار و آمادهی ساختن شد و معتقد گردیدندکه جنگ از زمانیکه ضرورت پیدا کندعادلانه است.

2/ گروسیوس و دفاع مشروع
او در کتاب مشهورش به نام «جنگ و صلح»، تنها، جنگی را مجاز میداند که در مقام دفاع مشروع باشد. به نظر او جنگ زمانی مشروع است که در پاسخ به یک بی عدالتی باشد. تعیین مصادیق بی عدالتی نیز بر عهده حقوق طبیعی است. هیچ کشوری نمیتواند حقوق بنیادین دیگران را پایمال کند، هرگونه تعرض به حقوق فوق مشروط بر اینکه فاحش باشد اعمال مجازات یعنی جنگ مشروع یا نوعی دفاع علیه دولت خاطی محسوب خواهد شد . وی بر این اعتقاد بود که منشا حق دفاع مشروع در این است که طبیعت هر کس را متعهد به حفظ خود میکند. از نگاه گروسیوس که نماینده مکتب حقوق طبیعی است، درمیان مکتب حقوق موضوعه استقبال چندانی نشد. واتل (1754-1679م) مفسر و نماینده مکتب حقوق موضوعه کلاسیک، در قرن 18، مفهوم جنگ عادلانه را رد نمیکند، اما برای آن تنها قایل به یک تعریف شکلی است. جنگ مشروع و عادلانه در نظر واتل جنگی است که به صداقت و درستی و با اعلان قبلی آغاز شده باشد. به نظر او اگر هدف مشروع باشد، اقدام به هر کاری مجاز است . در اواخر قرن17، به علت ظهور دولتهای سرزمینی بر اساس اصل ملیت، گفته شد؛ در صورتیکه دولتی بر این باور باشد که علت مشروعی برای توسل به جنگ دارد، میتواند به جنگ اقدام نماید. لکن در قرن 18 که رویه دولتها، عرف را منبع نهایی حقوق بینالملل قلمداد میکرد، این عقیده بوجود آمد که دولت حاکم دارای حق توسل به زور میباشد. بنابراین هر دولتی بطور کامل این حق را برای خود به رسمیت میشناخت که بنا بر هر دلیلی به جنگ متوسل شود. اگر چه حقوق بینالملل رفتار در ایام جنگ را تنظیم میکرد، ولیکن در مورد حق توسل به زور از سوی دولتها دخالتی نداشت .
مساله مهمی که در این دوره(قرن18) صورت گرفت، طبقهبندی استفاده از زور بر اساس هدف و کاربرد آن از جانب دولتها بود و در این زمان بود که توسل به زور برای دفاع، در طبقه فوق جای گرفت و مواردی چون؛ نجات اتباع یک کشور یا تلافی در مقابل زیانهای وارده. از طرف دیگر چون اعمال صورت گرفته فوق منجر به جنگ نمیشد، لذا شامل تعهدات مخاصمه نمیگردیدند. بنابراین شاهد شکلگیری مفاهیمی چون؛ دفاع، تلافی و حمایت از اتباع در حقوق بینالملل هستیم که توسل به زور را بدون آنکه منحر به حالت جنگ گردد، توجیه میکرد . از دیگر موارد قابل توجه، فراگیرشدن ایده حاکمیت در این دوره بود. دولتها دارای حاکمیت برابر در این دوره بودهاند؛ بنابراین هیچ دولتی نمیتوانست در خصوص عادلانه بودن دولت دیگر قضاوت کند، در نتیجه توسل به جنگ به عنوان یک حق برای همه دولتها در نظر گرفته میشد و حقوق بینالملل رایج نیز سعی در ابلاغ روشهایی برای هدایت جنگ و تبدیل آن به یک وضعیت قانونی بود تا بتوان براساس آن در یک سری شرایط به زور متوسل شد.

3/ توسل به زور در مبانی قراردادی
در قرن 19 ورود به جنگ کاملا ارادی بود و دولتهای اروپایی بدون هیچ توجیهی مبادرت به جنگ میکردند، اما با شکلگیری کنسرت اروپایی (اتفاق اروپایی که قدرتهای بزرگ اروپایی عهدهدار مسئولیت حل و فصل مسایل سیاسی شدند)، سعی نمودند تا با تشکیل کنفرانسهای نسبتا منظم، نظم و آرامش بینالمللی میان دولتهای اروپایی را حفظ کنند. سیستم اتفاق اروپایی در طی نود سالی که بر جامعه اروپایی حاکم بود توانست نقش مهمی را درزمینهی حفظ صلح و امنیت عمومی در اروپا ایجاد کند، بهطوریکه میتوان کریمه را مهمترین جنگ این دوران به شمار آورد. نخستین تلاشها برای گسترش حقوق جنگ به نیمه سده نوزدهم برمیگردد. اعلامیه پاریس در 1856میلادی در زمرهی نخستین اسناد مهمی بود که به جنگ نوین میپرداخت. پس از آن کنوانسیون ژنو در 1864 کار اعلامیه پاریس را در زمینه زخمیان صحنه نبرد پیگیری کرد.

•کنفرانسهای صلح لاهه
با تشکیل کنفرانسهای صلح لاهه در اواخر این قرن و اوایل قرن20، گامی دیگر در راستای حفظ صلح، منع توسل به زور و قانونمند کردن آیین جنگ برداشته شد. از مهمترین دستاوردهای کنفرانس اول صلح لاهه در 1899 میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
توافق بر سر تاسیس دیوان دایمی داوری به عنوان مرجع صلاحیتدار برای جلوگیری از جنگ از طریق اقدامات اصلاحی، میانجیگری و حکمیت.
امضای کنوانسیون مربوط به قوانین و عرفهای جنگ زمینی.
نتیجه و ثمره کنفرانس دوم صلح لاهه در سال 1907، بازنگری در کنوانسیونهای قبلی و ارایه کنوانسیون مربوط به قوانین جنگ زمینی مشروع به کنوانسیون چهارم گردید. گفتنی است که از مهمترین دستاوردهای کنوانسیون سوم لاهه در 18 اکتبر1907 راجع به گشایش درگیری است. «کنوانسیون مذکور گشایش درگیری را موکول به یک اخطار قبلی و صریح نموده است و با این عمل اصل «اعلانیت» را که در حقوق بینالملل در بسیاری از موارد بهویژه در اشغال سرزمینهای بدون صاحب و در بلوکوس محل اجرا داشت، محترم شمرده است ». از مهمترین دلایلی که باعث اهمیت کنفرانسهای صلح لاهه گردید،علاوه بر وسعت موضوعاتی که در این کنفرانسها به آنها پرداخته شده است، اصول و قواعدی است که یا در این کنفرانسها بیان شده یا اعلان و پرداخته شده است، برگرفته از حقوق بینالمللی موجود در آن زمان میباشند. بیشتر بخشهای اسناد یاد شده، بیانگر قواعد عرفی بودند که حتی بدون رعایت توجه به قابلیت کنوانسیون لا
هه بر همه طرفهای مخاصمه لازمالاجرا بودند.

مبحث دوم: تحولات توسل به زور تا پایان جنگ جهانی دوم
بدون شک دوره بین دو جنگ جهانی که تلاشهای جمعی زیادی در قالب قراردادها و معاهدات به منظور پرهیز از جنگ با استفاده از تجربه جامعه ملل صورت گرفت حائز اهمیت است. به همین دلیل مبحث دوم به تحولات حادث شده بر مفهوم تهدید توسل به زور و کاربرد آن در فاصله زمانی جنگ جهانی اول تا پایان جنگ دوم جهانی و آغاز سازمان ملل متحد، اختصاص داده شده است.

توسل به زور در میثاق جامعه ملل
از نگاه نویسندهگان میثاق، هدف از نگارش آن قبل از هرچیز تدوین یک سند مهم بینالمللی در راستای حفظ صلح و امنیت و جلوگیری از مبادرت به جنگ بود. این ایده با واقعیت جهانی کمتر سنخیت داشت.

1/ بررسی مواد میثاق
میثاق جامعهی ملل در مواردی کشورهای عضو را متعهد میکرد تا از کاربرد زور و مبادرت به جنگ پرهیز نمایند. از جمله آنها؛
الف- در صورتیکه میان آنها اختلافی بروز کند که احتمال قطع رابطه به واسطهی آن ممکن باشد، آنها اختلاف مزبور را به آیین داوری یا قضایی و یا رسیدگی به شورا ارجاع دهند. توسل به جنگ قبل از انقضای یک مهلت سه ماهه پس از تصمیم داوری یا قضایی و یا گزارش شورا ممنوع است. در واقع؛ «تصور ذهنی نویسندگان میثاق این بود که مهلت، نوعی تسکین روحی است و شورا زمان کافی برای تلاش به منظور جستجوی راه حل جدید خواهد داشت ».
ب- درصورتیکه طرفین اختلاف، شیوه داوری یا قضایی را جهت حل اختلاف خود انتخاب کرده باشند باید تصمیمات آن مراجع را با حسن نیت اجرا کنند. مبادرت به جنگ علیه کشوری که به آن تصمیمات تمکین نماید، ممنوع می باشد. (بند4ماده13)
ج- هرگاه گزارش شورا به اتفاق آرا پذیرفته شود (رای طرفین اختلاف پذیرفته نمیشود)، اعضای جامعه متعهد میشوند که علیه هیچیک از طرفین اختلاف که استنتاجات این گزارش را تمکین کرده است، متوسل به جنگ نشوند. (بند6 ماده15)
د- جنگی که هدف و نتیجهاش لطمه به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی اعضای جامعه باشد و منجر به تجاوز خارجی گردد، در صورت تجاوز، تهدید یا خطر تجاوز، شورا وسایلی را تهیه خواهد کرد تا اجرای این تعهد را تامین کند. (ماده10)
از سوی دیگر برخی جنگها طبق اصول کلی حقوقی، مشروع محسوب ﻣﻰشوند:
1- جنگ میان کشورهای غیر عضو جامعه ملل که از حق جنگیدن اعراض نکرده و حقوق عرفی آن حق را برای آنها به رسمیت شناخته است.
2- جنگ تدافعی؛ زیرا دفاع مشروع حق بنیادین و جهانی شناخته شده ﻣﻰباشد، هر چند میثاق صریحاً به آن اشارهﺍﻱ ندارد.
3- جنگ تلافیجویانه؛ چرا که میثاق در این مورد نیز سکوت اختیار کرده است. از جانب دیگر ماده 10 میثاق جامعه ملل مقرر ﻣﻰداشت:
«اعضای جامعه متعهد ﻣﻰشوند که تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کنونی کلیه اعضای جامعه را محترم شمرده و آن را از هر گونه تجاوز خارجی محفوظ و مصون دارند. در صورت چنین تجاوزی و در صورت تهدید یا خطر چنین تجاوزی شوا وسایل تامین اجرایی این تعهد را توصیه ﻣﻰکند. »
درست است که در ماده 10 مذکور حق اعضا دایر بر دفاع مشروح صریحاً مورد شناسایی قرار نگرفته است، لکن چون اعضا از اقدام به جنگ تجاوزکارانه منع شدهﺍند، بنابراین اگر جنگ تجاوزکارانه نبوده و مشروع باشد، مجاز است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ مقاله:مجمع تشخیص مصلحت نظام

2/ میثاق و پیشگیری از جنگ(کاربرد زور)
میثاق در مواد 12 و 13 و 15 اشاره میدارد؛ در صورتیکه هر یک از اعضا بر خلاف مواد مزبور اقدام به جنگ نماید، شورای جامعه بر اساس ماده 16 میثاق مجازاتهایی را به منظور پیشگیری از جنگ و ایجاد محدودیت در استفاده از زور علیه کشور خاطی اعمال میکند.
الف- مجازاتهای اقتصادی. شامل قطع روابط تجاری یا مالی با کشور متخلف، ممنوعیت مناسبات میان اتباع خود و کشورهای متخلف و قطع ارتباطات مالی- تجاری یا شخصی میان اتباع خودی و کشور متخلف است. عضویت یا عدم عضویت کشور متخلف نیز در جامعه ملل تاثیری نخواهد داشت.
ب- مجازات نظامی. شورای جامعه ملل مکلف است علیه کشور متخلف، به دولتهای ذینفع توصیه کند تا در تدارک قوای نظامی، زمینی، دریایی یا هوایی مورد نیاز شرکت کنند.

ج- مجازات اخراج. جامعه میتواند هر عضوی که به واسطه نقض یک تعهد ناشی از میثاق مقصر شناخته شده است را از جامعه بیرون کند. این اخراج بر اساس آرای کلیه اعضای جامعه که در شورا نماینده دارند، اعلام میشود.
با آنکه روح حاکم بر میثاق جامعه ملل، خواستار لغو آیین گذشته در مورد مشروع بودن جنگ و شکلگیری آیین جدید در مورد لغو جنگ بود، لکن در عمل این سازمان بینالمللی نتوانست مانع از وقوع تجاوزات و حتی جنگهای ناقض میثاق گردد. در همان زمان، قدرتﻫﺎی بزرگ که از نقض میثاق، به خاطر قانونی شناختن جنگ آگاهی داشتند، درصدد رفع آن برآمدند. در این راستا در چارچوب جامعه ملل کوششﻫﺎیی به عمل آمد. طرح قرارداد کمک متقابل 1923 میلادی و پروتکل حل مسالمتﺁمیز اختلافات بینﺍلمللی 1924 ژنو از این مقولهﺍند. ولی در نتیجه رویدادهای بینﺍلمللی و ضعف جامعه ملل هیچ کدام از این دو طرح ارایه شده به مرحله عمل نرسید. به موازات کوششﻫﺎی جامعه ملل، در خارج از این سازمان نیز فعالیتﻫﺎیی انجام شد.
از جملهی جنگهای این دوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اشغال ویلنا پایتخت قدیمی لیتوانی توسط لهستان در سال 1920
اشغال جزیره کورفو توسط ایتالیا در سال1923
حمله ژاپن به منچوری در سال 1931 و حمله به چین در سال 1933

حمله آلمان به اتریش و چکسلواکی در سال 1933
اشغال اتیوپی توسط ایتالیا در سالهای 1936-1935
حمله ایتالیا به آلبانی در سال 1939
حمله شوروی سابق به فنلاند در سال 1939
حمله آلمان به لهستان درسال 1939 و به دنبال آن آغاز جنگ دوم جهانی .
در واقع جامعه ملل «از وقوع هیچ جنگ مهمی جلوگیری نکرد و وجود آن در حفظ نظم بینالمللی اثری نداشت، علل شکست این نهاد بینالمللی، نه تنها برتری سیاسی بینالمللی بریتانیا بر فرانسه بود، بلکه عناصری مثل مقولات اساسنامهای، ساختاری و سیاسی نیز دخالت داشتند ».

معاهده پاریس
Brian-Kellogg Pact نام رسمی این پیمان، «پیمان همگانی برای خودداری از جنگ» است. نه دولت در اوت ۱۹۲۸ این پیمان را امضا کردند. پیشگامان آن فرانک کلوگ، وزیر خارجه‌ی امریکا و آریستید برایان، وزیر خارجه‌ی فرانسه بودند و در ۱۹۳۰ کمابیش همه‌ی دولت‌ها آن را پذیرفتند. این پیمان، جنگ را به عنوان وسیله‌ی حل کشمکش‌های بین‌المللی محکوم می‌کرد. ولی برای اجرای تعهد ناشی از پیمان و یا انجام مذاکره میان دولت‌های عضو در موارد شکستن پیمان، چیزی پیش‌بینی نشده بود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پیمان پاریس یا بریان – کلوگ در ۲۷ اوت ۱۹۲۸ که به کوشش وزیران امور خارجه ایالات متحده امریکا (کلوگ) و فرانسه (برایان) میان کشورهای آلمان، امریکا، بلژیک، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، ژاپن، لهستان و چکسلواکی منعقد شد و بعد از آن تاریخ تعداد زیادی از کشورهای دیگر نیز به این معاهده ملحق شدند.
امضاء کنندگان معاهده مزبور، جنگ را به عنوان وسیله تعقیب سیاست ملی در روابط با یکدیگر تحریم کرده و متعهد شدند که اختلافات خود را تنها با وسایل مسالمت آمیز حل و فصل نمایند.
مساله «تحریم جنگ» از دید حقوق بین‌الملل شایان توجه خاصی است، زیرا قبل از انعقاد میثاق پاریس، مبادرت به جنگ یکی از مظاهر استقلال و حاکمیت کشورها محسوب می‌شد و حتی جامعه ملل نیز جنگ را تحریم نکرده و فقط اقدام به آن را مبتنی بر شرایطی دانسته‌ است. اما متاسفانه این پیمان نتوانست مانع حمله ژاپن به منچوری و بندر پرل هاربر گردد.
مبحث سوم: تحولات توسل به زور پس از جنگ جهانی دوم
در گیرودار جنگ جهانی دوم، دول متحد برای غلبه بر دشمن، همکاری کامل داشتند و زمامداران ایشان بهخصوص رییس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس و روسیه بطور دایم در تماس بودند و کنفرانسﻫﺎی متعددی به منظور تبادل نظر در مسایل بینﺍلمللی و اخذ تصمیمات لازم برای رفع خطر مشترک و حصول به پیروزی نهایی تشکیل دادند. در این راستا، کنفرانس واشنگتن به پیشنهاد دولت انگلیس با شرکت رییس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس و سفیر کبیر روسیه در دسامبر 1941 تشکیل شد. یکی از اقدامات اساسی این کنفرانس، تنظیم اعلامیه ملل متحد است که در اول ژانویه 1942 به امضای 26 دولت که با آلمان و متحدینش در جنگ بودند، رسید. در این اعلامیه، دول متحد ضمن تایید اصول منشور آتلانتیک، متعهد شدند که از همه وسایل و منابع نظامی و اقتصادی خود برای غلبه بر دشمن مشترک استفاده نمایند و جنگ را تا پیروزی نهایی ادامه دهند و هیچیک بطور جداگانه پیمان متارکه یا عهدنامه صلح منعقد نکنند.
در کنفرانس مسکو 1943 که با شرکت وزرای خارجه دول بزرگ تشکیل شد و راجعبه ایجاد جبهه دوم و پیاده کردن قشون در فرانسه در بهار سال1944 و مورد تقاضای روسیه بود سران سه دولت در تهران تصمیماتی گرفتند و همچنین نمایندگان دول شرکتکننده اعلام کردند که برای حفظ صلح و امنیت بینﺍلمللی تشکیل یک سازمان جهانی که متکی بر اصل حاکمیت کشورها اعم از بزرگ و کوچک باشد ضرورت دارد.
اما شالوده اساسی تشکیل سازمان ملل متحد در کنفرانسﻫﺎی دمبارتن اوکس ریخته شد. این کنفرانسﻫﺎ عبارتند از دو کنفرانس که یکی از 21 تا 28 سپتامبر 1944 با شرکت نمایندگان دول آمریکا، انگلیس و روسیه و دیگری از 29 سپتامبر تا 17 اکتبر با شرکت نمایندگان آمریکا، انگلیس و چین در دمبارتن اوکس واقع در واشنگتن تشکیل گردید و راجع به اساسنامه سازمان ملل متحد که منشور ملل متحد نامیده شده است، مذاکراتی نموده و طرح مقدماتی آن را تهیه کردند. پس از تبادل نظر لازم نمایندگان، دول شرکت کننده توافق کردند که سازمان ملل متحد مرکب از یک مجمع عمومی، یک شورای امنیت، یک دبیرخانه، یک شوران اقتصادی و اجتماعی باشد و دول آمریکا، روسیه، انگلیس، چین و فرانسه به عنوان اعضای دایمی شورای امنیت باشند. ولی در این کنفرانس راجع به وجود یا عدم وجود حق وتو بین اعضا توافقی نشد و موضوع به بعد موکول گردید.
بعد از اظهار نهایی سران سه دولت در کنفرانس یالتا به تاریخ 25 آوریل 1945 در کنفرانس سانفرانسیسکو که با شرکت نمایندگان پنجاه دولت تشکیل شده بود بالاخره منشور ملل متحد به تصویب رسید. این منشور در 26 ژوئن 1945 به امضای


دیدگاهتان را بنویسید