تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی در بحرین- قسمت ۱۱

از سرداران علی† در جمل و رئیس سیصد نفر از عبدالقیس بوده است و در همین پیکار به شهادت رسید.[۳۳۶]
شیخ طوسی نام او را در «باب من روی عن امیرالمؤمنین†» آورده است.[۳۳۷]
از سوی خلیفۀ سوم به امامت سِند منصوب شد ولی از مُکران به مدینه بازگشت.[۳۳۸]
علی بن مجاهد بن مسلم بن رفیع کابلی کندی عبدی رازی ـ قاضی ری ـ را مولی حکیم بن جَبَله دانسته‌اند.[۳۳۹]
۴ـ زید بن صوحان عبدی
از بزرگان صحابه پیامبر[۳۴۰] و اصحاب خاص امیرالمؤمنین‡ است. او در جمل به شهادت رسید. شیخ طوسی او را از اَبدال[۳۴۱] به شمار آورده است.[۳۴۲] ابن سعد او را با عبارت «کان ثقه قلیل الحدیث»، توصیف کرده است.[۳۴۳]
اساتید:
امیرالمؤمنین علی†، خلیفۀ دوم، سلمان فارسی، اُبیّ بن کعب.
شاگردان:
ابو وائل، سالم بن أبی الجعد، هلال بن قیس.[۳۴۴]
او از وطن خود به عُمان، مدینه و در نهایت کوفه هجرت کرد.[۳۴۵] مدتی نیز به دستور عثمان از کوفه به شام تبعید شد.[۳۴۶]
از امیرالمؤمنین علی† از پیامبر اکرمˆ روایت شده که فرمود:
«من سرَّه أن ینظر إلی مَن یسبقه بعض اعضائه إلی الجنه فلینظر إلی زید بن صوحان».
دست چپ او در جنگ نهاوند در فتح ایران قطع شد و بیست سال بعد، در جمل در جمادی الاولی سال ۳۶ق به شهادت رسید.[۳۴۷]
مرقد او امروزه در بصره و در منطقۀ کوت الزین معروف است.[۳۴۸]
در کوفه نیز مسجدی به نام او وجود دارد که دارای ادعیۀ مخصوصی است.[۳۴۹]
او با سلمان فارسی الفت مخصوصی داشت و در امارت سلمان بر مدائن به این شهر سفر کرد و خطبه خواند.[۳۵۰]
۵ـ جَوَیریه بن مُسهِر عبدی
از امیرالمؤمنین† روایت دارد[۳۵۱] و در رکاب ایشان به شهادت رسید.[۳۵۲]
اساتید:
علی†.
شاگردان:
أبی المقدام[۳۵۳]، اُم المقدام الثقفیه[۳۵۴]، رجل.[۳۵۵]
او راوی حدیث رد الشمس است که شیخ صدوق به سند خود، این روایت را آورده است.[۳۵۶]
۶ـ الأشرف بن جَبَله
برادر حکیم بن جبلۀ عبدی است. شیخ طوسی او را در باب «من روی عن علی†» آورده است.[۳۵۷]
طبری الأشرف بن حکیم بن جبله را از شهدایِ جمل نام برده است. ممکن است با آنکه شیخ نام برده یکی باشد.[۳۵۸]
۷ـ رَعل بن جَبَله عبدی
شیخ او را در «باب من روی عن امیرالمؤمنین†» آورده است.[۳۵۹]
او در جمل به همراه برادرش حکیم به شهادت رسید.[۳۶۰]
۸ـ عبدالله بن حُکَیم بن جَبَله
شیخ او را در «باب من روی عن امیرالمؤمنین†» آورده است.[۳۶۱]
و همچنین در اصحاب امام حسین† نیز عبدالله بن حکیم را نام برده و ظاهراً در برخی نسخه های رجال به «ابن جبله» وصف نکرده است. چنانکه محقق خویی نقل نمودهاند.[۳۶۲]
۹ـ ابو نضره العبدی
شیخ او را در «باب من روی عن امیرالمؤمنین» ذکر کرده است.[۳۶۳]
او همان منذر بن مالک بن قطعه عبدی عُوقی بصری[۳۶۴] است.
ابن سعد میگوید: «کان ثقه، إن شاء الله کثیر الحدیث ولیس کلّ أحد یحتج به، قیل: مات قبل الحسن بقلیل».[۳۶۵]
او از رجال صحیح مسلم و تعالیق بخاری و بقیۀ سنن و مورد وثوق محدثان عامه است.[۳۶۶]
اساتید:
أنس بن مالک، سمره بن جندب، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، ابیذر غفاری، ابی سعید خدری، ابوهریره، ابوموسی اشعری و…
شاگردان:
ایاس بن دغفل، حمید الطویل، قتاده بن دعامه و… .[۳۶۷]

 

 

  1. راویان دیگر ائمه‰

 

۱ـ ابان بن أبی عیاش عبدی بصری، ابو اسماعیل
نام او فیروز یا دینار و از موالیان عبدالقیس و از اصحاب امام مجتبی تا امام باقر† بوده است. او را تابعی ضعیف خواندهاند و ابن غضائری میگوید: اصحاب وضع کتاب سُلیم را به او نسبت دادهاند، که بحث آن خارج از حوصلۀ این نوشتار است.
اساتید:
ابراهیم بن یزید نخعی، أنس بن مالک، حسن بصری، سعید بن جبیر…
شاگردان:
از خاصه: ربیع بن بدر علیله البصری، فرات بن سلیمان، ابراهیم بن عمر الیمانی و عمر بن أذینه.
از عامه: حفص بن جمیع، حفص بن عمر (قاضی حلب)، سفیان ثوری، فضیل بن عیاض، ابو حنیفه نعمان بن ثابت… .[۳۶۸]
۲ـ ابراهیم بن نعیم عبدی، ابوالصباح کنانی
از اجلاء و بزرگان اصحاب است و در طبقۀ اصحاب امام باقر، امام صادق و امام کاظم‰ قرار دارد. بناء نقل نجاشی امام صادق† او را به «میزان» توصیف نموده است.
اساتید:
امام باقر†، امام صادق†، اصبغ بن نباته، جابر بن یزید جُعفی، یحیی ابو بصیر اسدی.
شاگردان: