دانلود پایان نامه

د مشخصی از سهام با قیمتی از پیش تعیین شده که حداکثر تا زمانی از پیش تعیین شده اعتبار دارد را میدهد.
قیمت علنی کردن اختیار8: قیمتی است که در قرارداد اختیار قید شده است و سهام در صورت عملی کردن اختیار با آن قیمت به فروش میرسد (همان قیمت از پیش تعیین شده).
قیمت اختیار9: قیمت بازار قرارداد اختیار است که در بازار اختیارات معامله میشود.
تاریخ انقضاء10: تاریخی است که قرارداد اختیار حداکثر تا آن روز اعتبار دارد و یا زمان عملی کردن اختیار در آن روز است.
2-3- تحلیل اختیارات حقیقی
در تحلیل RO تئوری اختیار معاملات مالی برای دارایی‌های غیرمالی توسعه داده شده است و روشی برای برقراری ارتباط بین امور مالی سازمان (غالباً کمی) و برنامه ریزی استراتژیک (غالباً کیفی) می‌باشد. فاکتورهای کمی را می‌توان به صورت اعداد و رقم نشان داد، در حالیکه فاکتورهای کیفی یا قابل سنجش نیستند و یا به صورت مبهم می‌توان آنها را مورد سنجش قرار داد. در هر دو صورت فاکتورهای انتخاب شده لزوماً فاکتورهای درست و دقیقی نیستند. تصمیم گیرندگان هم داده‌های کمی و هم داده‌های کیفی را در تصمیماتشان دخالت می‏دهند و RO می‌تواند این انواع داده ها که با یکدیگر سازگاری ندارند را در کنار هم قرار دهد تا تصویر کاملی را برای تصمیم گیری فراهم آورد. یک اختیار حقیقی اجازه می‌دهد تا تصمیم‏گیرنده با رسیدن اطلاعات جدید در آینده در سرمایه‏گذاری تغییراتی را به وجود آورد. داراییهای غیرمالی با داراییهای مالی متفاوت هستند، زیرا دارایی‌های مالی ملموس هستند و طبق نظر دیکزیک وپیندیک سرمایه‏گذاری‌های غیر قابل تغییر می‌باشند (1994،Dixit & Pindyck). جدول2-2 تفاوت‏های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی را نشان می‌دهد.
بیشتر سرمایه‏گذاریها به مثابه اختیار خرید یک سهام هستند که در آن سرمایه گذار حق اعمال سرمایه‏گذاری را در قبال دریافت پروژه دارد. ارزش این پروژه به طور تصادفی در نوسان است و بیشتر گزینه‌های سرمایه‏گذاری (یا فرصتهای سرمایه‏گذاری) یک فرصت “حالا یا هرگز”11 نیستند. گاهی انتظار سرمایه‏گذاری نیز دارای ارزش است. تنها زمانی Option (اختیار و نه اجبار) اعمال می‌شود که پروژه کاملاً سودآور باشد.
تصمیم گیرندگان می‌توانند انواع اختیارات را در اختیار داشته باشند تا قدرت انتخاب داشته باشند. همین‏طور می‌توانند این اختیارات را به صورت موازی یا متوالی در تصمیم گیری استفاده کنند. گسترش، کاهش، پایان و تعویق گزینه‏های معمول در تصمیم گیری هستند که تصمیم‏گیرنده می‌تواند آنها را اجرا کند. این تکنیک ارزشی را بدست می‌دهد که هیچیک از روش‌های NPV سنتی، 12IRR و یا تحلیل نسبت BC13 ایجاد نمی‌کنند.

جدول2-2 تفاوت‌های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی (2007،Rivey).
اختیار معاملات مالی
اختیارات حقیقی
دارای دوره بلوغ کوتاه مدت معمولاً چند ماه
دارای دوره بلوغ طولانی معمولاً چند سال و یا حتی چند دهه
متغیرهای اساسی که ارزش آن را تعیین می‌کنند قیمت سهام یا داراییهای مالی هستند. تغییرپذیری با استفاده از سوابق قیمت‌های بازار قابل محاسبه هستند.
متغیرهای اساسی جریانات نقدینگی آزاد هستند که براساس رقابت، نیاز و مدیریت بدست می‌آیند. در واقع تغییرپذیری یک حدس و گمان بدون وجود سوابق و داده‏های قیمت‏هاست.
ارزش اختیار را نمی‌توان با دستکاری در قیمت کالاها کنترل کرد.
ارزش استراتژیک اختیار را می‌توان با تصمیمات و انعطاف‏پذیری مدیریت افزایش داد.
ارزش هر اختیار معمولاً ‌اندک است که وقتی جمع می‌شوند میلیون ها و میلیاردها می‌شود.
در طی تنها یک اختیار و یک تصمیم استراتژیک امکان دارد میلیون ها و میلیاردها دلار بدست آید.
بیش از سه دهه است که معامله می‌شوند (اختیارات مالی برای اولین بار در بازار اختیار معاملات شیکاگو در سال 1973 معامله شدند.)
از سال 1990 استفاده از آنها در تصمیمات در سازمان ها توسعه یافت.
استفاده از معادلات دیفرانسیل و شبیه سازی برای کاهش عدم قطعیت قابل محاسبه است.
با استفاده از معادلات و درخت‌های دو جمله ای همراه شبیه سازی متغیرهای اساسی قابل محاسبه است. یا می‌توان ارزش اختیار را از تفریق NPV سنتی و NPV فعال و انعطاف پذیر بدست آورد.
اوراق قرضه و سهام با اطلاعات در مورد قیمت‏گذاری و قیاس قابل فروش و معامله هستند.
طبیعتاً قابل فروش و معامله نیستند.
فرضیات و عملکرد مدیریت در ارزش یابی تاثیری ندارند.
ارزش اختیارات حقیقی ناشی از تصمیم گیری مدیریت است.

2-3-1- اختیارات حقیقی در مقابل اختیارات مالی
همانطور که قبلا نیز گفته شد، نظریهی اختیارات حقیقی بر گرفته از نظریهی اختیارات مالی است. در حل مسائل اختیارات حقیقی از روشهایی که برای حل مسائل اختیارات مالی ارائه شده است استفاده میشود، بنابراین بایستی با ایجاد نوعی تناظر بین اختیارات حقیقی و اختیارات مالی، پارامترهای مسائل اختیارات حقیقی را به پارامترهای متناظر در اختیارات مالی تبدل کرد و از راهحلهای مسائل اختیارات مالی برای ارزشگذاری اختیارات حقیقی بهره جست. جدول زیر برخی تناظرهای موجود بین اختیارات مالی و اختیارات حقیقی را نشان میدهد.
جدول2-3 برقراری تناظر بین متغیرهای نظریهی اختیارات مالی و نظریهی اختیارات حقیقی (2004،Dias).
اختیارات مالی
اختیارات
حقیقی
اختیار خرید سهام
اختیار سرمایهگذاری
قیمت سهام
ارزش خالص فعلی پروژه
قیمت عملی کردن اختیار
ارزش خالص فعلی هزینههای سرمایهگذاری
تاریخ انقضاء
تاریخ انقضاء
نرخ بدون ریسک
نرخ بدون ریسک
واریانس قیمت سهام
واریانس ارزش پروژه
سود دورهای سهام
جریان نقدینگی پروژه
2-3-2- تفاوت روش اختیارات حقیقی با روشهای تحلیل مالی سنتی
در بیان ساختار نظری روشهای مبتنی بر نظریهی اختیارات حقیقی، لازم است که ابتدا تفاوتهایی که ما بین روشهای سنتی با روشهای مبتنی بر اختیارات حقیقی وجود دارد، توضیح داده شود.
روشهای سنتی و شاخصهایی که در این روشها مبنای تحلیلهای سرمایهگذاری قرار میگیرند دارای تعدادی مفروضات، نقطهی شروع تفاوت بنیادی روشهای سنتی با روشهای اختیارات حقیقی است.
در روشهای سنتی فرض میشود:
نرخ تنزیل ارزشهای آتی برابر با نرخ ریسک ذاتی سرمایهگذاری است.
پروژه هیچ نوع انعطافی در مواجه با شرایط ناشناخته ندارد.
نرخ تنزیل درآمدها و یا هزینههای مطمئن، همان نرخ ریسک سرمایهگذاری نامطمئن است.
مهمترین و پرکاربرد ترین روش سنتی، روش DCF است. لازم به ذکر است در برخی متون از روشNPV در نامیدن روش DCF استفاده میشود و بهتر است برای جلوگیری از اشتباه، به جای استفاده از کلمهی اختصاری NPV، در همه جا، از کلمهی اختصاری DCF در معرفی روش سنتیDCF استفاده کرد. در واقع NPV شاخصی است که مفروضات ذکر شده در بالا هویت این شاخص را تشکیل میدهند و باید بین شاخص NPV و روش DCF تفاوت مفهومی قائل شد، چه بسا در روشهای اختیارات حقیقی نیز، شاخص NPV با مفروضات برگرفته از نظریهی اختیارات، همچنان معیار اصلی در تصمیمگیری است. از اینجا به بعد برای بیان تفاوتهای روشهای سنتی و روشهای اختیارات حقیقی از روش DCF به عنوان نمایندهی روشهای سنتی، استفاده میشود.
در روش DCF، آنچه معیار تصمیمگیری در سرمایهگذاری است، مقدار NPV است، که مقدار مثبت آن به معنای مناسب بودن پروژه برای انجام سرمایهگذاری است. در این روش ارزش خالص فعلی جریانهای نقدی آتی مورد انتظار پروژه محاسبه میشود. تبدیل کردن ارزشهای آتی به ارزش فعلی با نرخ تنزیلی مناسب صورت میگیرد که این نرخ تنزیل به نرخ ریسک تعدیل شده موسوم است. این نرخ، به نحوی در نظر گرفته میشود که در آن ریسک ناشی از ذات پروژهی سرمایهگذاری انعکاس یابد و در نهایت در تحلیلها اعمال شود. هرچه ریسک سرمایهگذاری پروژه، ‌از نگاه سرمایهگذاران بیشتر باشد، نرخ ریسک – تعدیل شده که در تنزیل مقادیر آتی و تبدیل آنها به ارزش حال استفاده میشود، بزرگتر است.
2-4- انواع اختیارات:
اختیارات را می توان به دو دسته ی اختیارات ساده و اختیارات مرکب طبقه بندی کرد:
2-4-1- اختیارات ساده
اختیار گسترش، کوچک سازی، تعویق و تعطیلی، نمونه ای از اختیارات ساده می باشند. اغلب این اختیارات از نوع آمریکایی هستند چرا که این اختیارات در موعد سررسید و یا در هر زمان قبل تر از آن قابل اجرا می باشند. اختیار خرید به شما این حق را می دهد که در پروژه سرمایه گذاری کنید. این در حالی است که اختیارات فروش به شما اجازه می دهد تا دارایی پروژه را به فروش برسانید.
1. اختیار تعطیلی
اختیار تعطیلی در هر پروژه ای وجود داشته و ویژگی های یک اختیار فروش را دارد. تصمیم مشروط در این اختیار تعطیلی پروژه است، در صورتی که بازده مورد انتظار پروژه پایین تر از ارزش فروش آن باشد، می توان تعطیلی را اعمال کرد. به عبارت دیگر تصمیم مشروط در این اختیار، تعطیلی پروژه است. بررسی این اختیار زمانی که ارزش خالص فعلی ناچیز بوده ولی احتمال زیادی برای زیان وجود دارد، ارزشمند خواهد بود (1996،Samis&Poulin).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود تحقیق در موردنمایشنامه، ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری

2. اختیار گسترش
اختیار گسترش به ویژه برای پروژه های بلند مدت ارزش قابل توجهی را می تواند در پی داشته باشد. پروژه با عدم قطعیت بالا ممکن است در ابتدا ارزش خالص فعلی ناچیز و حتی منفی داشته باشد، اما به جهت پتانسیل بالای رشد در آینده ارزش سرمایه گذاری را در زمان حال داشته باشد. بررسی اختیار گسترش در پروژه هایی با رشد بالا به خصوص زمانی که اقتصادی رو به شکوفایی است، بسیار معمول است. هزینه اعمال اختیار برای گسترش پروژه میزان سرمایه گذاری شرکت برای اجرای اختیار یعنی گسترش پروژه می باشد. این اختیار در صورتی اعمال می شود که بازدهی مورد انتظار از گسترش پروژه بیش تر از هزینه اجرای آن باشد. اختیار گسترش یکی از اختیارهای خرید است(1996،Samis&Poulin).
3. اختیارات کوچک سازی
اختیار برای کوچک سازی در بازار رقابتی امروز بسیار مرسوم است. این اختیار در جایی ارزش دارد که متناسب با تغییر شرایط بازار، نیازمند کاهش سریع مقیاس تولید خود باشند. سازمان ها با به کارگیری استراتژی کوچک سازی می توانند خود رادر برابر شرایط نا مساعد بازار مصون کنند. اختیار برای کوچک سازی ویژگی های یک اختیار فروش را دارد، چرا که ارزش اختیاربا کاهش ارزش بازده دارایی افزایش می یابد(1996،Samis&Poulin).
4. اختیار انتخاب
اختیار انتخاب از چند اختیار مجزا که با یکدیگر ترکیب شده اند، تشکیل می شود. اختیارات ترکیب شده می تواند اختیارهای تعطیلی، گسترش و کوچک سازی را شامل می شود. دلیلی که این اختیار، اختیار انتخاب خوانده می شود این است که مدیریت می تواند ضمن حفظ اختیار، پروژه را با روال قبلی ادامه داده با یکی از اختیارات تعطیلی، گسترش و یا کوچک سازی را برای اجرا انتخاب کند. مهمترین مزیت این اختیار، حق انتخ
اب بین چند گزینه است. اختیار انتخاب یک اختیار منحصر به فرد است چرا که بسته به انتخابی که صورت می گیرد. می تواند یک اختیار فروش یا یک اختیار خرید باشد. مثلاً اگر اختیار تعطیلی یا کوچک سازی انتخاب شود، اختیار انتخاب یک اختیار فروش و اگر اختیار گسترش انتخاب شود، اختیار یک اختیار خرید خواهد بود (1996، Samis&Poulin).
5. اختیار انتظار
اختیار انتظار یا تعویق، معمولاً در هر پروژه ای وجود دارد. این اختیار عموماً یک استراتژی آموزشی منفعل را بازنمایی می کند. یک شرکت ممکن است تصمیم گیری درباره ی سرمایه گذاری در پروژه ای را که درحال حاضر ارزش خالص فعلی منفی یا حاشیه ای نشان می دهد، ولی باتوجه به عدم قطعیت موجود، ممکن است در آینده ارزش پیدا کند، به تعویق بیاندازد. هدف از انتظار و به تعویق انداختن تصمیم گیری، روشن شدن عدم قطعیت در طول زمان است. اختیار تعویق در پروژه هایی ارزشمند است که صاحبان آن دارای تکنولوژی انحصاری آن پروژه بوده ولی به دلیل عدم قطعیت حاکم بر بازار شرایط را برای سرمایه گذاری مساعد نمی بیند. این شرکت ها به جهت برخورداری از حق انحصاری نگران ورود رقبا نبوده و از این منظر


دیدگاهتان را بنویسید