تحقیق رایگان درمورد حق تعیین سرنوشت

جهات تصریح شود عیبى ندارد. چون مردم کشور ما به خصوص خواهران ما از نظر تبلیغاتى که آن زمان شده است، در شبهه هستند. بنابراین ما صراحت بیشترى به کار مى‏بریم و مى‏گوییم زن و مرد از حقوق سیاسى، اقتصادى، ادارى، فرهنگى و مدنى و تمام شئونش با در نظر گرفتن زمینه طبیعى و زمینه روحى بر برخوردارند و همان‌طور که خواهرمان خانم گرجى بر این مطلب اعتراف کردند، منصب قضاوت و زعامت در شرع اسلام به زن داده نشده است که ما فکر مى‏کنیم، روى زمینه عاطفى و روحى و استعداد خود زن است.
ایشان در توضیح قید «حقوق کامل» در این اصل مى‏گوید:
زن مى‏تواند انتخاب کند، مى‏تواند منتخب باشد؛ یعنى مى‏تواند وکیل شود و هم چنین به مجلس خبرگان بیاید. این‌ها حقوق سیاسى است که براى زن و مرد مساوى است. همین حالا کارى که شما انجام مى‏دهید یک کار سیاسى است که خواهرمان هم انجام مى‏دهد. پس حق سیاسى، هم شما دارید و هم ایشان و هم من دارم و هم خواهران مملکت‏مان دارند؛ یعنى هم من مى‏توانم براى مجلس شوراى ملى وکیل انتخاب کنم و هم خواهرمان، که این‌ها حقوق سیاسى است. پس از نظر سیاسى، زن و مرد یکسانند و از نظر اقتصادى هم همین طور «للرجال نصیبٌ ممَّا اکْتسبوا و للنساء نصیبٌ ممَّا اکْتسبنَ». هر کارى که شما از نظر اقتصادى مى‏خواهید بکنید، تا آن‌جا که مشروع و انسانى است، همان کار را هم زن مى‏تواند در مملکت انجام دهد، مثلاً زن مى‏تواند مالک سرمایه‏هاى شرعى در صنایع خصوصى که مالکیت آن را در اصول قانون اساسى محترم شمرده‏ایم، باشد و از خود امام هم مستقیماً سؤال کردم، گفتند: «مالکیت محترم است». مثلاً فرض بفرمایید مرد مى‏تواند یک کارخانه صنعتى خصوصى داشته باشد، زن هم همین‏طور، مى‏تواند مالک آن باشد، مرد مالک اجرت کارش است و زن هم همین‏طور. در مسائل ادارى هم همین‏طور؛ مثلاً فرض بفرمایید شما کارمند اداره مى‏شوید، زن هم مى‏تواند کارمند اداره بشود. منتها چه تکلیفى نسبت به حجاب خودش دارد، آن مساله دیگرى است، ولى از نظر ذات کار بلامانع است و زن و مرد تفاوتى ندارند».
عده‏اى از نمایندگان معتقد بودند:
عبارت: «از حقوق کامل سیاسى» با قید: «با رعایت موازین شرعى» سازگارى ندارد و به قول آقاى فاتحى: «وقتى در اسلام شهادت دو زن برابر یک مرد است، شما چطور مى‏خواهید بگویید زن و مرد از جمیع جهات برابر هستند» و یا آقاى موسوى تبریزى در مقابل پرسش آقاى سید محمد خامنه‏اى که: شما چرا «در برابر» را برداشته‏اید و این «حمایت» چه مزایایى دارد؟ گفت:
یکى از قوانین الهى مساله قاتل است: «و لکم فى القصاص حیوهٌ یا اُولى الْألباب لعلّکم تتّقون» قاتل عمدى را ولىّ مقتول مى‏کُشد. آیا مى‏دانید قتل زن یا مرد و قصاص بر زن یا مرد، از نظر شرع تفاوت دارد؟ این دو، برابر قانون جزاى قتل، مساوى نیستند.
در ادامه مذاکرات باهنر در توضیح عبارت «از حقوق کامل سیاسى» بیان داشت:
مگر ما معتقدیم آن‌چه را که اسلام به هر فرد داده ناقص است و یا هر نوع حقى را که براى هر فردى و یا براى هر قشرى قائل شده است، کمبود دارد؟ ما معتقدیم آن چه را که اسلام داده است، حقوق کامل است؛ بنابراین از حقوق کامل سیاسى…مخصوصاً این که در پایان این جمله هم هست «که طبق مقررات شرع…» بنابراین مفهوم حقوق کامل سیاسى اسلامى و یا حقوق کامل اقتصادى اسلامى، یعنى وقتى مقررات شرع را در آخرین جمله آورده‏ایم، معنایش این مى‏شود که زن و مرد از حقوق کامل اقتصادى شرعى و حقوق کامل ادارى شرعى برخوردار هستند و هیچ منافاتى با هیچ مساله‏اى ندارد.
اصل بیست و یکم
«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:
ایجاد زمینه‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او…»
بنا بر همین اصل دولت مکلف به ایجاد زمینه‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او می‌باشد، اما در اصطلاح حقوقی، شخصیت یعنی چه؟
تعریف شخصیت: شخصیت از نظر حقوقی عبارت است از: وصف و شایستگی شخص برای این که طرف و صاحب حق و تکلیف باشد و موجودی دارای شخصیت است که از خود اراده داشته باشد و بتواند تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند… واضح است زنان ایرانی که نصف یا بیشتر جمعیت و ملت ایران را تشکیل می‌دهند چه نقشی مساله ساز در مشروعیت بخشی و مقبولیت نظام و حاکمیت ایران دارند.
محمد یزدى در جلسه بررسی نهایی قانون اساسی بیان داشت: به نظر من این عبارت: «ایجاد زمینه‏هاى مساعد براى رشد شخصیت زن»، یک شعار است و باید حذف شود، چون در بند دو به بعد، همان مطلب را دارد و عبارت بند یک، جز شعار هیچ چیز دیگرى در بر ندارد.
اصل بیست و دوم
«حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند».

اصل بیست و هشتم
«هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی برای احراز مشاغل ایجاد نماید».
ظاهر این اصل نیز در اشاره به برابری می‌باشد ولی ناگفته نماند که در ایران برخی مشاغل عمومی خاص مردان است و زنان حق تصدی آن را ندارند:
1- «زنان را بر مردان ولایتی نیست» حتی اگر زنی به درجه اجتهاد هم برسد، نمی‌تواند مرجع تقلید یا پیش نماز مردان گردد، بنابراین امام جمعه و امام جماعت برای زنان ممنوع است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2- زنان نمی‌توانند رییس جمهور شوند، زیرا برابر اصل یکصد و پانزدهم از قانون اساسی، رییس جمهور باید از رجال سیاسی و مذهبی باشد.
3- تاکنون هیچ زنی به عضویت فقها یا حقوق‌دانان شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، رهبر یا شورای رهبری، شورای عالی امنیت ملی، ریاست قوه قضاییه و مقننه، ریاست دیوان عالی کشور و ریاست سازمان صدا و سیما راه نیافته یا نایل نشده اند، هرچند در بعضی از این ابواب منع قانونی وجود ندارد.
4- در شورای خبرگان رهبری هم به طور صریح زنان حق عضویت نداشته‌اند، زیرا یکی از شرایط عضویت داشتن درجه اجتهاد است.
مشارکت سیاسی و اجتماعی:
اصل مشارکت سیاسى و اجتماعى زنان و حق تعیین سرنوشت براى زنان در اصول متعددى از قانون اساسى به رسمیت شناخته شده و در مذاکرات مربوط به آن‌ها نیز هیچ تردیدى در اصل این مساله توسط هیچ یک از نمایندگان ایجاد نشده است؛ فقط حدود شرعى آن از نظر بعضى از علما حساس بوده است. نسبت به دو موضوع: احراز منصب حکومت و قضاوت از سوى زنان و اختلاط بین زن و مرد در حضور اجتماعى این حساسیت بیشتر بوده است. حائرى یزدى یکى از کسانى است که این قیود را تذکر داده است:
موضوع دیگر مربوط به زن‏ها است که از مطاوى احکام اسلامى چنین معلوم مى‏شود که نماز جمعه و جهاد از زن برداشته شده و یا این که نماز خواندن در مسجد ثواب بسیار زیادى دارد، حتى خواندن هر نمازى در مسجدالحرام ثواب یک میلیون نماز دارد. طبق روایتى که در عروه‌الوثقی است که خود بنده آن را دیده‏ام؛ اگر زن نماز را در منزل خودش بخواند، افضل از مسجد است. یکى از علماى قم یک نامه‏اى براى بنده نوشته است و نامه‏اى هم از مدرسین خارج رسیده است که شصت روایت جمع کرده که زن‏ها حق تصدى امورات و ولایت و حکومت و این کارها را ندارند و خواستار این است که بیش از این به اختلاط زن و مرد کمک نکنند و سپس توضیح می‌دهند که ما هر دو زمان را درک کرده‏ایم. در سابق که زن‏ها در منزل بودند، دیدیم که چه جور خانه را اداره مى‏کردند، چه صفایى بود، بچه‏ها خوب تربیت مى‏شدند، ملاحظه رفاقت و دوستى بچه‏ها مى‏شد، ملاحظه نشست و برخاست بچه‏ها مى‏شد که دروغ نگویند و مرتکب کارهاى بد نشوند. حالا خانم به اداره مى‏رود و مرد هم سر کار خود مى‏رود، در این میان بچه بدون سرپرست مى‏ماند. بنده کسى را خداى نکرده متهم به بى‏عفتى نمى‏کنم؛ ولى قهراً اتفاق مى‏افتد، چون زن‏ها مختلف هستند و خوب و بد در همه هست. شما وضع خانواده را نگفتید. اساس خانواده بر زن نهاده شده و او هم کار زیادى به عهده‏اش مى‏باشد، بی کار نیست، نه این که اسلام به زن‏ها ظلم کرده باشد. مثلاً مردى که از صبح تا شب براى تهیه مایحتاج زندگى تلاش مى‏کند، این تلاش براى زن و بچه‏اش مى‏باشد و دلش براى زن و بچه‏اش بیشتر از خودش مى‏سوزد. در موقع رأى دادن مگر ملاحظه مصالح زن و بچه‏اش را نمى‏کند؟ اسلام نخواسته که اختلاط بین زن و مرد باشد و اصولاً اختلاط بین زن و مرد خوب نیست.
صدوقى (شهید) نیز با چنین نگاهى به مناصب سیاسى اجتماعى زنان اشاره‌ای تاریخی کرده و می‌گوید:
از اوّل پیدایش اسلام تا زمان محمدرضا خان و دو سه دوره پیش از آن‌ها، روز ورود رسول خدا در مکه که روز تاریخى است، چه جمعیت‏هایى به سرپرستى اشخاصى وارد مکه شدند، جمعیت ششصد نفر تحت پرچم فلان، پانصد نفر تحت پرچم فلان، هزار نفر بر تحت پرچم فلان، گویا پانزده، شانزده گروه بودند…آیا به گوش یکى از شماها خورده که یک نفر زن فرستاده باشند، یا یک سرلشکرى را؟ آیا شنیده‏اید که زن قرار بدهند و گفته باشند که برو فلان جا را سرپرستى کن و امیر سپاه باش؟ ما هرگز در تاریخ ندیده‏ایم، هیچ تاریخى نشان نمى‏دهد و اگر بگوید که قابلیت و صلاحیت برایشان نبوده، این هم اشتباه است. زن‏هایى بودند در صدر اسلام در دوران خلفا و بعد که این‌ها تمام صلاحیت‏ها را داشتند و اگر کسى بگوید یکى از این‌ها صلاحیتش از بعضى از این امراى لشکر و امراى سپاه آن دوره کمتر بوده، گزاف گفته است. «خوله خواهر ضرار» همین طور که «ضرار» در جنگ‏ها شهامت داشت و شجاعت داشت و به یک حمله دویست نفر را کشت، دید یک نفر هم دوش به دوشش دارد مى‏جنگد، نگاه کرد دید «خوله» خواهرش مى‏باشد. همان‌طور که «ضرار» آن روز دویست نفر را به خاک انداخته بود، «خوله» هم دویست نفر را به خاک انداخته بود. چه زن‏هاى بزرگ و شجاع و از هر جهت کاملى! چه شد که نه در زمان رسول خدا و نه در دوران خلفا، نه در دوره عباسى و نه در هیچ دوره‏اى، هیچ وقت نشد که در هیچ جنگى و غزوه‏اى ببینیم زن را مأمور کرده باشند که تو فلان جا برو و فاتح باش و سرپرستى داشته باش و حاکم فلان جا بشو!؟ آیا صدیقه طاهره (س)، صلاحیت و شایستگى نداشتند؟ آیا در دوران حضرت امیر، زینب کبرا صلاحیت نداشتند؟ چه شد که اصلاً نامى از زن در همه دوران اسلامى نبود براى این که این‌ها حاکم بشوند یا استاندار بشوند یا امیر سپاه بشوند؟ از طرفى حق ندارند قضاوت کنند و پیشوایى امام جماعت را، زن حق ندارد امام جماعت بشود و مرد پشت سرش اقتدا بکند و همه این‌ها از زن برداشته شده است. یکى از رفقا مى‏گفت که همان طور که زن مى‏تواند ولىّ صغیرش بشود، پس مى‏تواند رییس‏جمهور هم بشود. حالا این چه حسابى است، چون مى‏تواند بچه را باز بکند و پاکش بکند و از کثافت برکنارش بکند و پستان در دهانش بگذارد، پس مى‏تواند رییس‏جمهور یا نخست‏وزیر بشود؟ من گمان نمى‏کنم که این قیاس، قیاس صحیحى باشد. شما را به خدا کار را بر رهبر دشوار نکنید، و براى او زحمت ایجاد نکنید و به علاوه هنوز مردها کار ندارند و بیشترشان بی کار هستند، حالا بیایید و فرماندارى به زن بدهید؟ چطور شده آقاى محترم از اوّلى که خشت دنیا را برپا گذاشتند، این همه ساختمان و این همه قنات، این همه اختراعات، تمامش به دست مرد بوده، در یزد ما قناتى است که یک‌صد و هفتاد متر طناب مى‏خورد تا برسد به آب، تمام این قنوات که در حدود بیست و چهار هزار قنات در یزد وجود دارد، آیا کلنگ کدام یک از این قنات‏ها را زن زده است؟ کدام یک از این ساختمان‏ها را زن درست کرده؟ حالا چطور شد که پشت میز نشستن را حق داشته باشد، ولى کارهاى سنگین را حق نداشته باشد، یعنى چه؟ اگر مى‏خواهند دوش به دوش ما کار کنند، بیایند همراه ما بنایى کنند و همراه ما قنات درست کنند و همراه ما کارهاى دیگرى بکنند. چطور کارهاى سنگین براى ماست، ولى نشستن پشت میز از آن آن‌ها باشد؟ حالا آمدید یکى از این زن‏هاى شایسته کامل را به مقام رییس‏جمهورى یا نخست‏وزیرى منصوب‏شان کردید، یک روز صبح مى‏رویم و مى‏بینیم که نخست‏وزیرى تعطیل است، چرا؟ براى اینکه دیشب خانم زایمان کردند. این‌ها براى ما ننگ و عار است؛ یعنى چه، شما را به خدا این را جزو قانون نیاورید و چون همه‏تان اعتراض‏تان به من هست، دیگر مطالبم را خاتمه مى‏دهم. همه را به خدا مى‏سپارم.
پس از اعتراض پرورش به بخشى از سخنان صدوقى، رییس مجلس (منتظرى) با اشاره به سخنان صدوقى اظهار داشت:
ایشان مطالبى به نظرشان رسیده بود و فرمودند، در عین حال ما همگى احترام به زنان قائل هستیم و اگر چنان‏چه گفته شد که در بعضى از مناصب، زن‏ها دخالت نکنند، نه از باب این است که حقى از زن گرفته شود، بل‏که از جهت اینکه مسئولیت آن زیاد است، و بار سنگینی است و نمى‏خواهند که بار سنگین بر دوش خانم‏ها گذاشته شود و الا حرمت زن‏ها محفوظ است و اصلاً اگر زن‏ها نبودند، مردها نبودند.
ایشان در مباحث مربوط به شرایط ریاست‏جمهورى نیز می‌گویند:

مساله حکومت و ولایت حق نیست بل‏که وظیفه و مسئولیتی سنگین و خداوند متعال نخواسته مسئولیت سنگینی بر دوش زنان بگذارد، این هتک حرمت به زن‏ها نیست و ادامه دادند که در فقه اسلام، مساله ولایت و مساله قضاوت را گفته‏اند که مخصوص مردها است و چون مسئولیت خیلى سنگینى است که عواقب زیادى دارد… غیر از ابوحنیفه، بقیه ائمه چهارگانه اهل سنت ولایت را مى‏گویند منحصر به مرد است و قضاوت را هم آن سه نفر غیر از ابوحنیفه، حجت مى‏دانند و در فقه شیعه در همه اعصار اتفاق علماى شیعه است.
در مقابل، خانم گرجى با این استدلال که مناصبى مثل ریاست‏جمهورى با وجود ولىّ فقیه، امامت محسوب نمى‏شود که در اسلام ممنوع باشد، با شرط مرد بودن رییس‏جمهور مخالفت کرده و:
لزومی بر ابراز این قید نمی‌بیند زیرا با توجه به این‌که اگر احیاناً زن‏ها به این مرحله از تکامل و پویایى برسند، باز در مرتبه رهبریت و امامت نیستند؛ بل‏که یک قدرت اجرایى است که از طریق رهبر اگر لیاقتش را داشته باشند، یعنى داراى امانت و تقوا و حُسن سابقه و مؤمن به مبانى اسلام باشند، مى‏توانند احراز کنند.
علاوه بر مباحث گذشته، یکى از نمایندگان به امر آموزش نظامى بانوان نیز حساسیت نشان داده است. صافى ذیل اصل یکصد و پنجاه و یک اظهار داشت:
آموزش نظامى براى زنان و بانوان، سابقه قبلى ندارد و اگر این امر، امر مستحسن و لازمى بود، حضرت رسول اکرم (ص) هم حضرت زهرا (ع) را آموزش نظامى مى‏دادند. این یک بدعت تازه‏اى بود که در زمان طاغوت براى از بین بردن هتک صیانت زنان این مملکت، به وجود آمد.
رشیدیان در پاسخ صافی این گونه جواب داد:
زن‏ها در مبارزات اخیر، نقش اساسى را ایفا کردند و با تأیید امام و مراجع، زنان در تظاهرات خیابانى که نوعى مبارزه و جهاد است، شرکت کردند و این یک وظیفه است که زن و فرزند را براى دفاع آماده کنیم، بنابراین آموزش نظامى براى دفاع، زن و مرد ندارد.
خزعلى نیز در موافقت با رشیدیان بیان داشت:
دولت اسلامى باید روز خطر را در نظر بگیرد که اگر در درون کشور رخنه کردند و خواستند مانند آندلس به کلّى مردم را از بین ببرند، زن و مرد باید دفاع کنند…اگر امکانات فراهم بکنند که همه مردم توانایى دفاع مسلحانه داشته باشند، چه ایرادى دارد؟ و اشاره می‌دارند که هیچ فقیهی و آیه‌ای هم در مخالفت با این امر وجود ندارد.
اصل بیست و نهم
«برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بیسرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی».
اصل سی‌ام
«دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *