تحقیق رایگان درمورد علوم ارتباطات

محرومیت او از حقوق خود نیز می شود . زیرا هر فردی حق دارد بداند پدر واقعی او چه کسی است و آباء و اجدادش کیستند ؟ و نیز حق دارد تربیت و ارث از والدینش کسب کند . البته پزشکان و پرسنل مراکز درمانی تلقیح مصنوعی احتمالاً صاحب نطفه را می شناسند ولی معرفی نمی کنند ؛ زیرا به علل مختلف از جمله پشیمانی پدر قانونی یا شوهر مادر ! ناچار به مخفی کردن هستند . چون ممکن است بعد از مدتی این افراد ( زن و شوهری که نطفه به آنها هدیه می شود ) پشیمان شوند و کودک را به صاحب اصلی اش برگدانند که متأسفانه این مسائل باعث می شود آن آرامشی که خانواده به دنبال آن بود که فرزند دار شود تا به آن برسد ، نه تنها بدست نمی آید بلکه مخاطره ای بس عظیم گریبان آنها را می گیرد . اکنون در این برهه از زمان که روز به روز بر تکنولوژی و علوم ارتباطات و تکنیها افزوده می شود و فاصله بین دو نسل حتی بین فرزنذدان حقیقی و پدر بسیار ززیاد است و در اکثر اوقات سبب می شود والدین در پیش مختصصان تربیتی و مشاوران از عدم درک متقابل شکایت کنند . بدون پرده و اغزاق باید گفت پدری که فرزنزد متولد از نطفه خود اوست گاهی بقدری به تنگ می آید که بارها پسرش را تهدید به بیرون انداختن از خانه و راندن از زخود می کند . سند و مدرکش هم دارالتأدیب ها و مکان های باز پروری اطفال و نوجوانان است که اکثراً علت بزهکاریهایشان همین بوده ، یا بعضی از بچه های خیابانی که از خانه فرار می کنند . حال این پدر خوانده ها( قیمان همان نطفه ها یا پدران قانونی این بچه ها ) با این اطفال بی گناه بخاطر عدم درک متقابل و تفاهم چه خواهند کرد ؟ در این خانواده ها چنین مخاطراتی به علت ناهمگونی ژن و خون و هورمون با والدین بیشتر است . این عمل نوعی فرزند خواندگی است ، با این تفاوت که در فرزند خواندگی ، کودک بعد از تولد در خانواده ای راه پیدا می کند ولی با تلقیح مصنوعی از زمان پیدایش نطفه . پس می شود به این عمل نطفه خوانده یا جنین خوانده به جای فرزند خوانده گفت . و اگر بگوییم ممکن است تخمک از مادر باشد و اسپرم اهدایی ( البته الان ممکن است اهدایی باشد ، چه بسا بعدها و به تجارت و محل درآمد تبدیل شود ) در این صورت نیز با مشکل مدتها پیش غربیها مواجه شویم که همانا تک والدی است . در اسلام تک والدی سابقه دارد ، منتها در مورد « لعان » و «ظهار » که بین زن و شوهر طلاق ابد صادر می شود . فرزند ملحق به مادر می شود که صورت خوشی ندارد (امامی 1376:439). و اما راه حل به نظر نگارنده این است که توسعه اختیارات بشر در خارج از اوامر و نواهی خالق حکیم و ورود به عرصه شبهات بویژه با توجه به بیان بعضی از علتها و فلسفه احکام و پذیرش تقدیر الهی در اینکه « یهب لمن یشاء اناثاً و یهب لمن یشاء الذکور او یزوجهم ذکراناً و اناثاً و یجعل من یشاء عقیماً» ( شوری ، 48 -49 ) ، ما را بر آن می دارد که در برخورد با مشکلات و محدودیتها و احیاناً مورادی که از دیدگاه ما نقصان محسوب می شود ، حق مدارانه حرکت نماییم و بدانیم که در کنار هر محرومیت و نقیصه ای در زندگی ، نعمت و رحمتی از سوی حق نهفته است که خداوند جبار جبران آن خلأ را به بهترین صورت ممکن خواهد نمود . اگر چه انسان در مقابله با نقایص باید تمام تلاش خود را به کار بندد و در رفع معلولیت بکوشد و لیکن نباید خود را به هر دری بززند و به آب آتش بیندازد . زیرا حکمتهای خداوند بر همگان معلوم نیست مثلاً وقتی اطفالی در اثر سانحه ای مثل سیل ، زلزله ، تصادف ، بیماری و هر اتفاق دیگری والدین خود را از دست می دهند تا آخر عمر یا حداقل تا زمان بلوغ و بزرگسالی از داشتن نعمت خانواده پدر و مادر محروم بوده اند و با پذیرفتن سرپرستی این گونه بچه ها غرایز خود را ارضا کرده اند و از ثواب الهی نیز بهره مند شده اند ؛ ایا اطفالی که خدای نکرده پدر و مادرشان آنها را رها کرده اند که اصطلاحاً لقطه یا بچه های سر راهی نامیده می شوند که بر ملتقط در بعضی موارد کفالت آن طفل واجب است ، و یا بچه هایی که خانواده آنها در فقر کامل به سر می برند و توانایی بزرگ کردن و پرورش آنها را ندارند و از عهده مخارج آنها بر نمی آیند و اکنون بعد از گذراندن مراحل قانونی در آغوش خانواده های با تربیت ، مؤمن و متمکن قرار گرفته اند . اگر چه قبول کردن و گرفتن این اطفال از مراکز مختلف مشکلاتی دارد ولی احتمالاً از این همه دغدغه های بیمارستانی هم راحت تر است و هم ارزانتر .
یکی دیگر از حکمتهای خداوند در باب تولد توالد و تناسل ، تداوم و بقای خانواده است ؛ از این جهت که اگر حکم جواز تلقیح مصنوعی مرد اجنبی به زن اجنبیه باشد ؛ لازمه آن حکم به جواز تلقیح نطفه پدر به دختر و پسر به مادر و خواهر و سایر محارم است ؛ زیرا در شمول اباحه ظاهریه فرقی بین محارم و غیر محارم نیست ؛ و شاید هم اسپرم کافر به مسلمان تلقیح شود که قطعاً با آثار ژنتیک اندیشه اسلامی مخالف است « افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقاً لایستوون » ( سجده ، 11 ) ، در حالی که شم فقاهتی از تجویز آن ابا دارد و موجب جمع بین عنوان اخ و ابواب و جد و عنایونی از این قبیل می شود و نسب از بین می رود(میر هاشمی ،24:1382) .
بالاخره اگر حکم به جواز نطفه و تخمک از مرد و زن اجنبی بدهیم ، این امر موجب تشتت و پراکندگی و پراکندگی کانون خانوادگی است و آرامش خانواده ها را برهم می زند . چون نفس مزواجت و زندگی همسری که حاصل آن داشتن فرزند و تحکیم رابطه زن و شوهر است ، علاوه بر مصالح دیگر از اغراض مهم است . و اعمال آن چیزی که سبب میل و علاقه مفرط به آن می شود ، یعنی غریزه جنسی و میل به داشتن فرزند ، از غیر طریق ازدزواج با همه این مقاصد در تنافی است (همان).
آن جا که قرآن می فرماید « المال و البنون زینه الحیواه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر » ( کهف ، 46 ) مال و فرزند زینت دنیا هستند لیکن هدف نهایی از زندگی باقیات و صالحانی که با حفظ ارزشها و ویژگی های مشروع ممکن و مقدور می شود . خداوند دنیا و انسان را خلق کرده است و انسان را امر به ازدواج نمود تا چرخه هستی ادامه پیدا کندد . از همین رو پیغمبر (ص) تأکید زیادی داشتند که با زنان زایا ازدواج کنید بنابراین تناسل دارای منشأ اسلامی و امر دینی است . لذا از برخی روایات بر می آید که ، هر راهی که منجر به تعطیلی فروج و از بین رفتن سببیت نکاح در مسأله نسب گردد ، مرددود است . به تعدادی از این روایات اشاره می شود :
الف- روایت اول
– ابوعلی طبرسی از امام صادق (ع) روایت کرده است که « زندیقی از زامام صادق (ع) پرسید : چرا خداوند زنا را حرام کرده است ؟ امام صادق (ع) فرمودند : به سبب این که فساد از بین رفتن میراثها و قطع نسبت را در پی دارد .
در زنا ، زن نمی داند که چه کسی او را باردار کرده ، فرزندی که به دنیا می آید ، چه کسی پدر او است ؛ ارتباط رحم (صله رحم ) قطع می شود و قرابت فامیلی شناخته نمی شود .سپس زندیق پرسید : چرا خداوند لواط را حرام کرده است ؟ امام (ع) فرمود : برای اینکه اگر لواط حلال گردد ، مردان از زنان بی نیازی می جویند که نتیجه آن قطع نسل و بسته شدن فروج است و تجویز ، آن فساد بسیاری به بار می آورد » ( الحر العاملی ، 1414ه ).
ب- روایت دوم
محمد بن سنان از امام رضا (ع) روایت کرده است که امام (ع) در پاسخ به پرسششهای وی نوشت « خداوند زنا را به سبب فسادی که بر آن مترتب می شود ، نظیر قتل نفس از بین رفتن نسب ها ، ترک شدن تربیت کودکان ، فاسد شدن میراث ( ترکه ) و فسادهای مشابه دیگری حرام کرد » ( همان ) .
روایت سوم
ابوعلی طبرسی از امام صادق (ع) روایت دیگری را نقل کرده است :

« زندیقی از امام پرسید : چرا خداوند دخول کردن حیوانات را حرام کرد ؟ امام فرمودند در اباحه آن فساد زیادی است … خداوند برای مردان ، زنان را خلق کرد تا با ایشان انس بگیرند و به وسیله آنها آرامش یابند . و زنان ، جایگاه شهوتشان باشند و همانا مادران فزندانشان باشند » ( الحر العاملی ، 251:1414 ) .
در این جا منظور از این روایات جمع آوری شواهد و مؤیدات و زمینه سازی نوعی احتیاط از مجموع دلایل است ، لذا اقتضا دارد که تولید مثل از راهی بیرون از رابطه زوجیت ترک گردد ؛ یعنی این شواهد مبنای احتیاط و جوبی گردند . از نظر اسلام ، ازدواج در نظام یک جامعه متکامل وجوب عینی ندارد ، اما وجود این برنامه و علاقه افراد به آن مورد نظر تام و تمام شارع مقدس است و باید اعمال غریزه جنسی و طلب فرزند فقط از این طریق و این پیمان که به آن وجهه معنوی و شرافتمندانه می دهد ،اعمال شود .
اگر این حصر نباشد و راه های دیگر مجاز شود ؛ رغبتها به این پیمان کم می شود و بتدریج جامعه از استقامتی که اسلام در نظر دارد ، خارج می گردد . اگر مسأله در حد ضرورت مطرح شودو به عنوان رفع ضرورت اقتصار به موارد خاصی باشد ممکن است مشکل یک خانواده از طریق تلقیح بهتر از موارد دیگر حل شود . در این صورت تشخیص یا بررسی ابعاد مختلف که آیا آوردن یک فرزند بهتر است یا خانواده ای که هیچ راهی برای محرومیت ندارد و می تواند از طریق تلقیح مشکل را حل کند راه حلی است اما این تشخیص هم تخصص لازم را طالب است(میر هاشمی ،39:1382) .
در این جا سخن این است که دلیل جواز این کار یعنی اصاله الاباحه اگر حاکم باشد ، عام المشمول است و مقصود بر موردی که مرد اختلال جسمی مانع از تولید مثل داشته باشد ، نیست . و انجام این عمل در بین همه مردها و زنهای اجنبی مجاز معرفی می شود . بنابراین می توانیم بگوییم شمول اصاله الاباحه در این مورد ، مستقیماً موجب نقض اغراض مهم شارع مقدس و تقویت مصالح بزرگ خواهد شد و حتماً جایز نیست . هر چند آیه و روایتی صریحاً در حرمت آن نباشد و اطلاقات و عموم لفظی نداشته باشیم(همان :41) .
اما علمای عظام با شم فقاهتی که دارند ، حرمت آن را درک می کنند . از این رو ممکن است مردی هرگز نخواهد ازدواج کند و مسؤولیت همسری را بپذیرد ، لکن لذت مادری را به خود بچشاند . لذا لازم است بخاطر از بین بردن این گونه مفسده ها در این زمینه احتیاط بیشتری می شود(همان).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-4- مقتضای قاعده احتیاط یا برائت :
از آنجا که فروج مردان و زنان منشاء تکون انسان است و بی مبادلاتی در حفظ آنها منجر به اختلاط نسب اشخاص می گرد ، در اسلام به تنظیم احکام ناظر بر آن توجه خاصی شده است فقهای امامیه هم با آنکه عمدتاً به هنگام شک در وجوب یا حرمت امری ، بر اجرای اصل برائت و اباحه پای می فشارند ، ولی درپاره ای مواضع از جمله « حفظ فروج » از این قاعده عدول و از لزوم احتیاط و دوری کردن از امور مشکوک الحرم حمایت می کنند . این اهتمام را می توان به روشنی در مباحث مربوط دلایل نکاح ، طلاق ، عده ، فرزند ناشی از شبهه و حدود مشاهده نمود ( میر قاسم جعفر زاده ، شماره 6 ، سال 1377 ) به عبارت دیگر از مباحث گوناگونی که فروج و دماء و بلکه به نسب بر می گردد چنین بر می آید که مذاق شرع ، عنایت ویژه و مراقبت خاص بر فروج و دماء بی هیچ تجری و تساهلی به طوری که این حقیقت از دلیل های نکاح طلاق ، عده ، و ناشی از شبهه و حدود ( که در همه آنها جانب احتیاط رعایت شده است )به خوبی مستفاد می گردد (یزدی ، 152:1378) چنین دیدگاهی ریشه در روایاتی دارد که از ائمه (ع) بر جای مانده است ( وسایل الشیعه،ج19: 163 ) .
فقال ابوعبدالله (ع) ،الفرج و امرالفرج شدید منه یکون الولد و نحن نحتاط فلا ینزو جها» ترجمه :مسئله فرج در بین امت و موضوع فرج مسئله مهمی است و سزاوار آن است که در آن احتیاط شود زیرا در نکاح مسئله فرج مطرح است و از آن ولد به وجود می آید (همان).
همانطور که ملاحظه کردیم در این روایات تاکید شده است که فرج مسئله مهمی است که از آن طفل متولد می گرد لذا باید در این موارد احتیاط کرد .
مخالفان A.I.D استدلال می نماید که در نصوص و فتاوی برای فروج اهمیت خاصی قائل شده اند و کوچکترین شبهه را در آن مانع ازدواج داشته اند ، بنابراین مجرد احتمال حرمت ، در وجوب کف و احتیاط کفایت می کند . اگر جواز تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه مورد شک قرار بگیرد نمی توان به اصل برائت استناد کرد بلکه مرجع در اینجا اصاله الاحتیاط است ( خلیل قبله ای ، 124:1388) .
گروهی دیگر نیز بر این عقیده اند که اگر چه نصّ خاص و اطلاق و عمومی از قرآن و سنت بر حرمت استفاده از به کارگیری A.I.D به نظر نمی آید ولی مقتضای قاعده احتیاط لزوم و ترک کاربرد A.I.D است (روحانی 1398ق:119 ؛حرم پناهی ، 1423ق:148 ) .
بنابراین در صورت شک در جواز تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه ، راهی برای اجرای اصل برائت و اباحه وجود ندارد بلکه به مقتضای عموم علت ( لزوم احتیاط در مبدأ تکون انسان ) رعایت احتیاط در اینگونه موارد لازم است و باید با احتیاط عمل نمائیم و مقتضای احتیاط در این خصوص نیز عدم جواز و ممنوعیت عمل تلقیح با نطفه مرد اجنبی است (علوی قزوینی ،172:1374 ) .
به طور کلی دیدگاه مخالفان A.I.D این است که در امور مربوط به فرج و نسب و در مواردی از این قبیل « احتیاط » مطلوب شارع است لذا در هر موردی که شک در جواز یا حلیت نمودم باید احتیاط را معمول داریم . بر این اساس در خصوص A.I.D آنچه اصل است همان احتیاط است بنابراین اگر حکم را به کمک دلایل روشن ثابت نمودیم ، همان را می پذیریم و اگر نتوانستیم حکم آن را به کمک دلایل اجتهادی از کتاب و سنت پیدا کنیم ، در صورتی که قائل به جایز بودن نشویم ، دست کم احتیاط را باید بپذیریم (یزدی ، 52:1378).
موافقان جواز A.I.D اظهار می دارند که احتیاط در همه جا امری پسندیده نیست و چه بسا در بسیاری از موارد خود بر خلاف احتیاط می باشد . خداوند در قرآن کریم می فرماید : « قل أذن لکم ام علی اله افترون » ( سوره یونس آیه 59 ) . برخی از فقهیان در تضعیف استدلال به این قاعده ادعا می کنند که چه بسا حکم به منع عملی و باز داشتن مردم از انجام کاری که صریحاً ممنوع نشده است بر اساس قاعده احتیاط ، از مصدایق آیه شریفه شود (جعفر زاده ،ش62: 1377 ) به عبارت دیگر اینان بر این عقیده اند که حکم به جایز نبودن یا باز داشتن مردم از آنچه حلال است ، آن هم به استناد احتیاط ، می تواند مصداقی از این آیه باشد موافقان جواز ، عقیده به جریان اصل برائت و قاعده اباحه داشته و بر این نظرند که اصل در اینجا اباحه و جواز است و مادامی که دلیلی صریح بر منع و حرمت عملی یافت نشود ، آن عمل مجاز و حکم آن حلیت است ( یزدی،198:1375 ) چرا که خداوند بندگان خویش را در گشایش گذاشته و آن سان که می دانید ، دشواری را بر آنان ننهاده است ( همان:52) .
تکیه گاه اصلی مخالفان بر قاعده احتیاط در موضوع A.I.D تعدادی روایت است که از لحن آنها توصیه به احتیاط در امر فروج و نکاح استنباط می شود . در اصلی ترین روایت مورد استناد اینان ، سخن امام صادق (ع) است که می فرماید : « و نحن نحتاط ( ما احتیاط می کنیم ) . در پاسخ می توان گفت که با توجه به آوردن صیغه جمع و انتساب احتیاط به خودشان استنباط می شود که منظور از احتیاط ، احتیاط مستحبی است (حرم پناهی ، 143:1423).علاوه بر آن ، این احتمال که منظور روایات از احتیاط در نکاح و نسب ، اعلام این امر است که تنها راه قانونی تشکیل نطفه نکاح می باشد ولد تنها از راه نکاح بدست می آید، نیز قابل رد است چرا که اولاً مفهوم فوق جدا از اصل احتیاط می باشد و این برداشت ، غیر از قاعده احتیاط است ثانیاً با توجه به این که فرض تلقیح مصنوعی زن در زمان صدور روایات حتی در تصور هم نمی گنجیده است لذا از این روایات نمی توان ممنوعیت عمل تلقیح مصنوعی زن با اسپرم بیگانه را استنباط نمود ( نائب زاده ،55:1380 ) .
نتیجه:
اندام تناسلی مردان و زنان به طور مشترک منشاء پیدایش اطفال اند و از آنجا که قانون گذار اسلام به تنظیم احکام ناظر بر آن توجه خاصی داشته است هر چیزی مثل موضوع بحث ما که تنظیم احکام خانواده را بر هم زند ، ممنوع است علاوه بر این

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *