مقاله – تصحیح انتقادی کتاب دستورالوزاره یا وصایای خواجه نظام الملک طوسی- قسمت ۲۲

. ت: حسن میمندی. ↑
. د: میکائیل؛ س، ن: میکال؛ ت: منکالی؛ ع: – خواجه حسنک متکانی. ↑
. ن: خدمت. ↑
. د: + مضرّت و. ↑
. ج: – دختر خان ترکستان بود، هیچ منقضت بدو نمی رسید و حرم نورا. ↑
. د: حرم نو را از روی تعظیم ↑
. ج، س: خدم. ↑
. س: ایمن. ↑
. ج: + بگذرانید. ↑
. د: حواشی و خدمه او نسبت به خواجه در مقام امداد آمده، خواجه روزگاری به اعانت او از همه وقایع و حوادث ایمن و سالم می گذرانید و التونتاش. ↑
. ع: پسندیدند. ↑
. ن: خواجه. ↑
. الف(اصل): مقیم؛ د: – مخیّم؛ متن مطابق است با: الف(حاشیه)، ب. ↑
. ت، س، ن: – که اردوی. ↑
. د: از جمله وقتی که اردوی سلطان. ↑
. الف(تکرار): + پیش او عرضه داشتند که کاروانی جهت بعضی از مهمّات سلطنت به غزنین آمد. ↑
. ج: کابل بود تجّار از. ↑
. د: – جهت آوردن قماش مونیه. ↑
. د: زمستان. ↑
. الف: مونسیه نیز خوانده می شود؛ د: ملبوس. ↑
. ت، س، ن: همان. ↑
. د: بیع و شری به او داد که به شرح راست نیاید و همان روز نمّامان به. ↑
. د: هیچ ماده جهت الزام او ازین بهتر نیست. چنانچه هر روز بدین. ↑
. ع: می کرد. ↑
. ت، ج: می فرستد. ↑
. ت: صد؛ ج: موجب. ↑
. د : همین خجالت او را بس باشد. ↑
. ج، ت، س: نسبت به. ↑
. ج: با خبر نبودی. ↑
. ع: دارد. ↑
. ج، ت: + آن. ↑
. الف(حاشیه): + رفت. ↑
. د: – به والده و اخوات. ↑
. ت: باید نمود. ↑