تصحیح انتقادی کتاب دستورالوزاره یا وصایای خواجه نظام الملک طوسی- قسمت ۵

. الف: علی البرید؛ د: علی اکبر؛ متن مطابق است با: ت. ↑
. ع: نموده. ↑
. ج: بالتمام. ↑
. س: واصل. ↑
. ن: فاقد. ↑
. ج: رسانید؛ س، ت: + سلطان. ↑
. ت، ع: + یاد. ↑
. ب: سوگند نمی خورم. ↑
. د: او گفت: اکنون سوگند یاد نمی کنم کرّقی دیگر از اولاد و اخفاد و محارم؛ ج: غارم. ↑
. الف: ضعایف؛ متن مطابق است با: ب. وصایف؛ در حاشیه ب کسی نوشته: ” باید لفظ وظایف صحیح باشد” و کسی دیگر:”همان وصایف صحیح است یعنی غلام و کنیز” ↑
. ت، ج: – باقی. ↑
. ج،ب، د: مغلظه. ↑
. د: بیرون. ↑
. ج: سر و جان؛ ن: مترتّب. ↑
. د: پادشاه قسم خورد. ↑
. ج: – دیار. ↑
. ن: + علی خویشاوند. ↑
. د، ت، ج: خیانت. ↑
. د: – و به دولت سلطانْ. ↑
. س: جنایت. ↑
. د: بی واسطه. ↑
. ج: – من. ↑
. ج: ثابت شد. ↑
. س: صورت؛ ن: – قول. ↑
. ج: بدل. ↑
. ج: حواله. ↑
. ن: – به شرط آنکه. ↑
. ع: نشود؛ ن: گردد. ↑
. س: حال. ↑
. ج، د، ع: + سلطان. ↑
. ن: – در این وقت. ↑
. د: ظرفیّت. ↑
. ت: + مبادا. ↑
. ج: پنهان. ↑
. ج: + با خود. ↑
. د: فرستاد. ↑
. ج: قدح و خنجر. ↑
. ج: بیاورد. ↑
. ت، ج: تکلیف. ↑
. ج: است که. ↑
. ت، الف(حاشیه): است که؛ س، ن:+ که. ↑
. د: خدمت. ↑
. ج: و او در اخفا کوشیده. ↑
. س، ج: وجه که توانی. ↑
. س، ج: وجه. ↑
. س: + تا. ↑