دانلود پایان نامه

بگیرد به امید آن که خداوند فرزندی را نصیب او کند تا زمین را به لاالهالاالله سنگین نماید.22
و نیز از صدوق با اسناد خود از حضرت اماممحمدباقر(ع) روایت است که رسول خدا(ص) فرمود: هیچ بنایی در اسلام محبوبتر از بنای تزویج در نزد خداوند عزوجل پایهگذاری نشده است و نیز از صدوق در خصال در حدیث از امیرالمؤمنین(ع) وارد است که فرمود: «ازدواج کنید زیرا که ازدواج سنت رسول خدا(ص) چون او چنین میگفت کسی که دوست دارد از سنت من پیروی کند بداند که از جمله سنت من ازدواج است و دنبال پیدا کردن بچه باشید زیرا که من در فردای قیامت با شما امت مسلمان میخواهم تعداد امتم را از سایر امتها بیشتر کرده باشم. متوجه باشید که از شیر زن زناکار و زن دیوانه به بچههای خود ندهید زیرا که شیر اثر میگذارد و از آن زن به طفل سرایت میکند. از این مطلب معلوم شد که دین مقدس اسلام تا چه اندازه در امر ازدواج و نکاح اهتمام دارد و تا چه اندازه در تهذیب نفس و زیادی اولاد ترغیب و تشویق به عمل آورده است.23

بخش چهارم: بررسی ادله فقهی طرفداران کاهش جمعیت
2-4 ادله طرفداران کاهش جمعیت
در عصری که محدودیت منابع طبیعی و کمبود منابع غذایی جهان بههمراه بیعدالتیها و تبعیضها رشد بیسابقه جمعیت را به فاجعهای بزرگ و انفجاری غیر قابل کنترل منجر کرده است. توصیه سیاستمداران و اقتصاددانان غربی به جای سامانبخشی به نحوه توزیع ثروت در جهان توصیه به باروری کنترل شده جمعیت است.
این گروه و پیروانشان نوع سیاستی را که برای کاهش جمعیت دنبال کردهاند رویکرد به مسائل مادی و امکانات طبیعی و اجتماعی در وهله اول و به مسائل فرهنگی جامعه در نگاهی دوردست است. آنها بر این عقیدهاند که برای جلوگیری از فقر، گرانی، قانونشکنی و انواع مفاسد از قتل، غارت، تجاوز، ناامنی و فتنهانگیزی به جان و مال افراد نیاز به کنترل موالید و جلوگیری از زاد و ولد برنامهریزی نشده با بهرهگیری از روشهای مدرن است. روشهایی که معرفی آن به آحاد جامعه ضروری است.
در کشور های اسلامی نیز عدهای با رویکرد دینی به طرفداری از این نظریه ترغیب شدهاند. اگرچه برخی به صراحت نظر خود را اعلام نکردهاند اما با تشریح اشکالات و انتقادات آنها و تعقیب سخن و نوشتههای آنان میتوان بر وفاداری به این اندیشه حکم کرد. به این ترتیب متفکران دینی در این باره چه موافق و چه مخالف هر یک با تمسک به مبانی فقه و ادله عقلی و نقلی در صدد اثبات نظریات خویش برآمدهاند.
عمده دلایل موافقان کنترل جمعیت بر محور آیات و روایات است. از جمله آیاتی که میتواند مورد توجه موافقان کنترل جمعیت قرار بگیرد عبارت است از «هُنَا لِکَ دَعَازَکَرِیا رَبَهُ قَالَ رَبِ هَب لِی مِن لَدُنکَ ذُرِیَهً طَیِبَهً اِنَکَ سَمِیعُ الدُعَا»24 در آنجا بود که زکریا (بامشاهده آن شایستگی در مریم) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد خداوندا از طرف خود، فرزند پاکیزهای (نیز به من عطا فرما) که تو دعا را میشنوی.
علامه طباطبایی در بخشی از این تفسیر مینویسد: «ذریه طیبه آن فرزند صالحی است که مثلا صفات افعالش با آرزویی که پدرش از یک فرزند داشت مطابق میباشد پس انگیزه زکریا از این که گفت «رب هب لی من لدنک ذریه طیبه» این بود که در این درخواست کرامتی بود که از خدای تعالی درباره خصوصیات مریم مشاهده کرد کرامتی که دلش را پر از امید کرده اختیار از دستش ربود و وادارش کرد که چنین در خواست عظیم و کرامت مهمی بکند.
از این رو باید گفت منظورش از ذریه طیبه فرزندی بوده که نزد خداکرامتی شبیه به کرامت مریم و شخصیتی چون او داشته باشد بر این اساس میتوان موافق با کنترل جمعیت به آیه استدلال کرد. در آیه عبارت «ذریه طیبه» دلالت به قلت و مفرد دارد نه جمع و کثرت. در نتیجه این عبارت بر وجود اولادی دلالت دارد که مایه خوشدلی و رضایت و طیب خاطر پدر و مادر باشند. فرزندانی صالح که دارای صفات و افعالی پسندیده و خوب هستند بیشک داشتن فرزند صالح آرزو و مایه اطمینان خاطر هر خانواده است و این آرزو در خانواده کمجمعیت و تربیتیافته تحقق مییابد نه در خانوادهای با فرزندان بسیار که مورد تربیت و توجه قرار نگرفتهاند.
«وَالَذینَ یَقُولُونَ رَبَنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ ذُریاتِنا قُرَهَ اَعیُنٍ وَ اجعَلنا لِلمُتَقینَ اِماماً»
«و کسانی که گویند پروردگارا ما را از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار داده و ما را پیشوای پرهیزگاران بنما.»25
آیه شریفه از چند جهت میتواند دلالت بر مطلوبیت قلت جمعیت داشته باشد. اول اینکه اعین صیغه جمع قله است و جمع قله در علم صرف دلالت بر افراد یعنی فرد فرد دارد نه بر کثرت برخلاف عیون.
دوم اینکه کاربرد کلمه متقین مقید مطلوبیت قلت جمعیت است. رسیدن به مقام تقوا و طی مدارج ایمان و عمل کار هر کسی نیست و افراد با تقوا نسبت به بیتقوا از نظر کمی در اقلیتاند و افراد باتقوا مایه چشمروشنی و رضایت و شادمانی پدر و مادرند نه افراد بیتقوا.
نتیجه آن که واژههای «هب لنا»، «قره اعین» و «للمتقین اماما» در آیه شریفه که مورد در خواست مؤمنان است دلالت دارد بر فرزندان خاص و محدود که مایه سرور و خوشحالی است.
فرزندانی که پدر و مادر از عهده تربیت آنان به نحو احسن در آمدن.
خداوند در آیه 233 سوره مبارکه بقره میفرماید: «وَ الوَالِدَاتُ یُرضِعنَ اَولاَدَهُنَ
حَولَینِ کَامِلَینِ لِمَن اَرَادَ اَن یُتِمَِ الرَضاعَهَ وَ علَی المَولُودِ لهَُ رِزقُهُنَ وَ کِسوَتُهَُنَ یِالمَعرُوفِ لاَ تُکَلَفُ نَفسٌ اِلاَ وُسعَهَا لاَ تُضَارَ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَ لاَ مَولُودٌ لَهُ بِولَدِهِ وَ عَلَی الوَارِثِ مِثلُ ذَلِکَ فَاِن اَرَادَ فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا و اِن اَرَدتُم اَن تَستَرضِعُوا اَولاَدَکُم فَلاَ جُنَاحَ عَلَیکُم اِذَا سَلَمتُم مَا اتَیتُم بِالمَعرُوفِ وَ اتَقُوا اللهَ وَ اعلَمُوا اَنَ اللهَ بِمَا تَعمَلُونَ بَصِیرٌ»26
«و مادران اولاد خودشان را به دو سال تمام شیر بدهند برای آنکه بخواهد تمام شیر دهد.
روزی و جامه مادران به اندازه معروف بر کسانی است که فرزند برای آنها زاییده شده. هیچ نفسی به اندازه گنجایش طاقت او تکلیف نمیشود. مادر به فرزندش زیان نرساند و آن که فرزند برایش زاییده شده یعنی پدر نیز به فرزندش زیان نرساند و بر گردن وارث پدر نیز همین وظیفه است پس اگر از روی تراضی و مشورت پدر و مادر اراده فصال نماید باکی بر آنها نیست و اگر بخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید که آن ها را شیر دهند «بزه » بر شما نیست هرگاه تسلیم کنید به اندازه معروف هر چه دادهاید و از نافرمانی خدا بپرهیزید به درستی خدا به آنچه میکنید بیناست.
این آیه از مفهومی عمیق و پر محتوا برخوردار است و این که اگر خانواده از موضع سلامت یا از لحاظ اقتصادی دچار زیان شده و پدر و مادر زیر فشارهای مختلف مالی قرار خواهند گرفت صلاح نیست که بچه به دنیا بیاورند یعنی پدر در فقر و مادر بیمار باشد مسلماً این باروری موجب تشدید بیماری مادر شده و سلامتی او را به خطر میاندازد.
سوره منافقون آیه 9: «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک ههم الخاسرون » «ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند و هر س از یاد خدا غافل شود از زیانکاران خواهد بود.»27
از مفهوم آیه شریفه و امثال آن استفاده میشود که فرزند زیاد در صورتی که انسان را از یاد خدا غافل نکند و انسان بتواند وظایف تکلیف دینیاش هم نسبت به خود و دیگران عمل کند بسیار مطلوب است. این تحلیل از مفهوم آیه به صراحت قابل استفاده است.
آیه 20 سوره حدید: «اعلَمُوا اَنَمَا الحَیاهُ الُدنیا لَعِبٌ و لَهوٌ وَ زینهٌ وَ تَفاخُر بَیَنکم وَ تَکاثُرٌ فِی الاَموالِ وَ اولاَدِ کَمَثَلِ غَیثٍ اَعجَبَ الکفَارَ نَباتُهُ ثُمَ یَهیجُ فَتَراهُ مُصفَرَا ثُمَ یَکونُ حُطاماً وَ فِی الاخِرَهِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغفرَهٌ مِنَ اللهِ وَ رِضوانٌ وَ مَاالحَیاهُ الدُنیا اِلاَ مَتاعُ الغُرُورِ»28
بدانید همانا زندگی دنیا لهوو لعب است و شما به دنیا و کثرت اموال و اولاد افتخار میکنید.
سوره کهف آیه 46: «المالُ وَ البَنُونَ زینَتهُ الحَیاهِ الدُنیا وَ الباقِیاتُ الصَالِحاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِکَ ثَواباً وَ خَیرٌ اَمَلاً»29مال و فرزندان زیور و زندگی این دنیاست و کارهای شایسته در نزد پروردگارت ماندنی و دارای پاداشی بهتر و امید آن بیشتر است.
علامه طباطبایی میفرماید: «هر چند دلهای بشر علاقه به مال و فرزند دارد و همه مشتاق و متمایل به سوی آنند و انتظار انتفاع دارند و آرزوهایشان براساس آن دور میزند اما زینتی زودگذر و فریبنده هستند که منافع و خیراتی که از آنها انتظار میرود را ندارند و همه آرزوهایی را که آدمی از آنها دارد برآورده نمیسازد بلکه صدیک آن را واجد نیستند نص صریح قرآن فرموده پس اعمال آدمی برای آدمی باقی میماند اگر آن صالح باشد.
2-4-1روایات موافقان کنترل جمعیت
در برخی روایات آمده امیرالمؤمنین فرمودهاند: عَن اَمِیرِالمِومِنِینَ(ع):«اَنَهُ قَالَ ثَلَاثٌ مِن اَعظَمِ البَلَاءِ کَثرَهُ العَائِلَهِ وَ غَلَبَهُ الدَینِ وش دَوَامُ المَرض…»30
عن امیر المومنین(ع): «انه ثلاث من اعظم البلائ کثره العئله و غلبه الدین و دوام المرض»

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق دربارهاسناد و املاک، ثبت املاک، ثبت اسناد

«سه چیز از بزرگترین مصیبتها هستند: زیادی اعیال (نان خور )– زیادی دیون بهگونهای که نتوان آن را ادا کرد و بیماری لاعلاج. در روایاتی از امیرالمؤمنین(ع) منقول است: «لَیسَ الخَیرُ اَن یَکثُرَ مَالُکَ وَ وَلَدُکَ، و لَکِنَ الخَیرَ اَن یَکثُرَ عِلمُکَ وَ اَن یَعظُمَ حِلمُکَ»31
«خیر این نیست که مال و فرزندان تو زیاد شوند بلکه خیر و نیکی در این است که علم تو افزون شوند و حلم وصبر تو بزرگ گردد.»
در روایتی دیگر از پیامبر اکرم(ص) آمده است که فرمود:« اَلفَقرُ المَوتُ الا کبَرُ، وَ قِلَهُ العِیالِ اَحَدُ الیَسارَینِ»32
«همانا فقر موت بزرگ است و کمبودن عائله خود یکی از دو چیز است که زندگی به وسیله آنها آسان میشود.»
نتیجهگیری:
باتوجه به هردو گونه آیات و روایات در مقابله این دو گروه کلی از آیات و روایات چند نکته به دست می آید:
1- مطلوبیت فرزند زیاد مقید به صالح بودن است.همانطوری که در روایاتی از رسول خدا(ص) آمده است: « مِن سَعَادهَ الرَجُلِ الوَلَدُ الصَاالِحُ »33یکی از سعادت های انسان این است که فرزند صالح داشته باشد.
با توجه به این روایات فوق و مانند اگر انسان درست تربیت نشود دارای کمال نمیشود و در نتیجه جزء سعادت انسان محسوب نمیشود. البته انسان به صرف این که شاید فرزندان من صالح نشوند نمیتواند بگوید پس این تکلیف بر دوش مانیست و روایات فقط کسانی را تشویق به فرزند زیاد میکند که بتو
اند آنها را صالح تربیت کنند بلکه امر درروایت اقتضا میکند که انسان علاوه بر فرزندار شدن در تربیت او هم کوشش نماید.
از تعلیل زیر برخی از روایات به «انی اباهی بکم الامم»
یعنی من به شما افتخار میکنم. به دست میآید که اگر اولاد شما موجب مباهات و افتخار پیامبراکرم(ص) شوند آنگاه مطلوبیت خواهند داشت البته در این صورت هرچه اولاد زیادتر باشند مطلوبیتشان بیشتر است بنابراین نمیتوان پذیرفت که اسلام به جمعیت فقط از دیدگاه کیفیت مینگرد و به کمیت جمعیت چندان اهمیتی نمیدهد. چنان که برخی از بزرگان اظهار کردهاند. بلکه سخن صحیح این است که اسلام بر جمعیت زیاد و با کیفیت بالا تأکید میکند از مفهوم آیه شریفه «یا اَیُهَا الَذینَ آمَنُوا لا تُلهِکم اَموالُکم وَ لا اَولادُکُم عَن ذِکرِ اللَهِ وَ مَن یَفعَل ذلِکَ فَاُولئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ»34
و امثال آن استفاده میشود که فرزند زیاد در صورتی که انسان بتواند به وظیفه دینیاش


پاسخی بگذارید