دانلود پایان نامه

تشویق کند. همچنین دولت باید برنامهریزی کند که اگر اضطرار ایجاد شد، آن را برطرف سازد،نه اینکه بهگونهای برنامهریزی کند که اضطرار ایجاد شود.
در مقابل، عدهای میگویند فرزندآوری مطلوبیت ذاتی ندارد و اگر مطلوبیت داشته باشد، مطلوبیت در کیفیت است نه کمیتو کثرت جمعیت به خودی خود ارزش نیست. این سخن هیچ مبنایی در آیات و روایات ندارد. در اینجا دو موضوع مطرح است که باید از هم تفکیک شوند؛ نخست اینکه، جامعه اسلامی باید جامعهای قوی،عزیز،دانشمند،ثروتمند و صالح باشد، نه ذلیل، جاهل، فقیر و فاسق، اما پرسش این است که آیا برای تحقق هدف، باید تعداد جمعیت کم شود؟
آیا برای افزایش کیفیت، باید جمعیت کنترل شود؟ اینها هیچ ارتباطی با هم ندارند. این وجوه، اعتبارات و استحساناتی است که برخی ارائه میدهند؛ در حالی که استحسان نمیتوان مطلوبیت ذاتی بچهدار شدن و ازدیاد نسل را از بین برد؛زیرا آیات و روایات زیادی درباره بچهدار شدن وجود دارد که نمیتوانیم آنها را نادیده بگیریم و بگوییم اسلام صرفاً به فکر کیفیت است.
برای داشتن یک جامعه نیرومند، عالم و مؤمن، نباید ضعف برنامهریزی را با کاهش جمعیت جبران، و در اصطلاح امروزی صورت مسئله را پاک کنیم. با پاک کردن صورت مسئله، آیات و روایات ناظر به افزایش جمعیت ازبین نمیرود. نباید به خدا سوءظن و بدگمانی داشته باشید. بدگمانی در چه چیزی؟ بدگمانی به اینکه ممکن است فقیر شویم. در نتیجه بگوییم باید جمعیت را کاهش دهیم و یا اینکه ازدواج نکنیم؛ چون احتمال دارد نتوانیم مخارج آن را تأمین کنیم. این رویکرد ناشی از ضعف ایمان و نداشتن نگاه توحیدی است. در روایات آمده است:«وَانکِحُوا الایاامی مِنکُم وَ الصالِحینَ مِن عِبادِکُم»59نکاح، مستحب مؤکد و در برخی موارد واجب است.
«اِن یَکُونُوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ»60 اگر فقیر باشند؛ خداوند از فضل خود رزق و روزی آنها را میدهد. پس مبادا به دلیل فقر، شما واسطه نشوید تا دو نفر با هم ازدواج کنند. در روایات دیگری از رسول گرامی(ص) اسلام آمده است:«مَن تَرَکَ التَزویِجَ مَخَافَهَ العَیلَهِ فَقَد اسَاءَ بِاللَهِ الظَن»61 کسی که از ترس عیالوار شدن و ناتوانی در پرداخت نفقه آنها ازدواج را ترک کند، به خدا بدگمان شده است.
بنابراین، افرادی که میگویند باید برنامهریزی کنیم تا فقیر نشویم و افراد متولد شده را سیر کنیم، و اینکه اسلام دنبال کیفیت است و نه کمیت، نوعی بدگمانی به خداوند تبارک و تعالی دارند.
نکته دیگر هماهنگی میان هجرت و تغییرات جمعیتی است:«الَم تَکُن ارضُ اللهِ واسِعَهً فَتُهاجِروُا فِیها»62 کشف سرزمینهای نو و نیز مرگومیرهایی که اتفاق میافتد، نشان میدهد که خلقت و تنظیم آفرینش از نظر تغییرات جمعیتی به طور تکوینی و تشریعی با هم هماهنگ است. اگر ما به تکالیف خودمان عمل کنیم؛ رزاقیت خداوند و وجد امکانات و توانمندیها برای قوی شدن و داشتن یک جامعه کیفی، ما را کفایت میکند.
عدهای بر این باورند که اصلاح زندگی مادی و معنوی نسل فعلی اقتضاء میکند که جمعیت کنترل شود. به نظر من، اینها مانعالجمع نیست؛ یعنی اصلاح وضع مادی و معنوی نسل فعلی، با به دنیا آمدن افراد جدید منافات ندارد.همه مسائل ناشی از تغییرات جمعیتی در گسترههای جغرافیایی و بازههای زمانی متنوع را ضعف مدیریت پوشش ندهیم. عوامل گوناگونی موجب میشوند تا کسانی به دنیا بیایند که میتوانند با خلاقیت، ابتکار و استفاده از نعمتهای خداوند، نسلها را مدیریت کنند. بنابراین، چرا ما باید مانع از خلق یک انسان شویم؟ مسئله دیگر اینکه، برخی میگویند قدرت در دانایی است و برای تأیید آن شعری از سعدی نقل میکنند:
سیاهی لشکر نیاید به کار یکی مرد جنگی به ازصدهزار
این نکته در جایگاه خود درست است که یک مرد جنگی بهتر از صدهزار نفر است؛ اما این بدان معنا نیست که باید آن صدهزار نفر را ااز بین ببریم.«وَ اللهُ فَضَلَ بَعضَکُم عَلی بَعضٍ»63
خداوند تبارک و تعالی هم میفرماید:«انسانها مختلف آفریده شدهاند. عدهای به دلیل داشتن امکانات و توانمندیهای ویژه از دیگران بهترند.
«و یا وَقَد خَلَقَکُم اطواراً»64مگر وقتی درباره ازدیاد نسل سخن میگوییم، همه نسلها را بدون استثناء در نظر میگیریم؟ باید دانشمند و مؤمن و سربلند باشند. نه آدمها مختلفند. توزیع نقش و تقسیم کار، باعث اقتدار و کمال میشود و این موضوع مطلوبیت دارد. از این رو، در بین فقیهان کسی وجود ندارد که بگوید افزایش جمعیت مستحب نیست.
جمعبندی قسمت اول این است که اولاً ازدیاد نسل و تلاش برای زندگی باهم ارتباط دارند و مورد تأیید شارع مقدس است. یعنی شارع مقدس که از یک طرف میگوید نسل باید زیاد شود، از طرف دیگر میفرماید خداوند رزاق، واسع، علیم، قادر و متعال است. پس باید در موضوع جمعیت نیز به خدا اعتماد کنیم و سوء مدیریت و تدبیر خودمان را مبنا قرار ندهیم. همانگونه که ازدیاد جمعیت مطلوب است، کم کردن جمعیت نیز به منزله یک اصل اولی مطلوبیت ندارد و بلکه مرجوع است؛ حتی در برخی
رسول اکرم(ص) میفرمایند: «مَا اخَافُ عَلَی اَمَتِی الفَقرَ وَ لَکنِ اخَافُ عَلَیهِم سُوءَ التَدبِیر»
«من نمیترسم که امت من فقیرشوند، بلکه نگران سوء تدبیر و سوء مدیریت هستم.» عدهای میخواهند سوء مدیریت خودرا با کنترل، محدود کردن و از بین بردن نسل جبران کنند که این کار صحیح نیست.
مدت جلوگیری از بارداری
نکته دوم اینکه، جلوگیری از زاد و ولد و با
رداری مذمت شده است. البته در فقه موضوع گستردهای با نام عزل جایز و عزل وجود دارد. ممکن است کسی بگوید این جزء حقوق زن حره و آزاد است. البته در روایاتی درباره عزل آمده است که هو الواد الاصغر، یعنی مانند زنده به گور کردن کوچک است؛ اما جلوگیری از بارداری و عقیم کردن، بهگونهای که زن به طور دائم باردار نشود،حرمت دارد.
علت وجه حرمت آن نیز یکی،اضرار به نفس است که از نظر فقهی حرام میباشد و دیگری، از لحاظ معرفتی و ایمانی است که نوعی سوءظن به خداوند تبارک و تعالی به شمارمیرود که این موضوع از نظر اخلاقی مذمت شده است.
نکته دیگر اینکه،باید به سیاست کنترل جمعیت با دیده تردید بنگریم. باید در این باره تحقیق کرد که چرا سازمان بهداشت جهانی هرگونه امکانات را در اختیار ما قرار دادند تا جمعیت ایران و مسلمانان کنترل شود؛ تا حدی که به رشد منفی جمعیت برسیم. بنابراین،بعید نیست که این سیاست،استعماری و صهونیستی باشد.
مسئله بعدی این است که شاید کنترل جمعیت به نوعی عمل به فرهنگ جاهلیت باشد؛ زیرا خداوند متعال می فرماید:«وَلا تَقتُلُوا اولادَکُم مُن اِملاقٍ» به خاطر فقر،فرزندانتان را نکشید.
در دوران جاهلیتهنگامی که مردم،گرسنه یا دچار قحطی میشدند و غذایی برای خوردن پیدا نمیکردند،برای اینکه عدهای سیر شوند، برخی دیگر را میکشتند. در زمان ما نیز برای جلوگیری از فقر، جمعیت را کنترل میکنند و این نوعی کشتن، عمل جاهلی و بدگمانی به خداوند است. همچنین خداوند رزاق است. بنابراین، کسی از ترس ناتوانی در تهییه رزق خود و فرزندانش از بارداری جلوگیری کند، به رزاقیت خداوند سوء ظن پیدا کرده و این عملی ضد ارزشی است نه ارزشی.
پس برنامهریزی برای رشد منفی جمعیت و جلوگیری از بارداری حرام است. محدود کردن تعداد فرزندان و در نظر گرفتن سیاستهای تنبیهی مانند تعلق نگرفتن بیمه یا کوپن و یا یارانه به فرزند چهارم نیز نوعی محرومیت است و بیشک این نیز جایز نیست.
در روایت آمده است:«توالدوا و تکاثروا فانی اباهی بکم الامم و لو بسقط فان السقط یقف امام باب الجنه…یقول لا ادخل حتی ابوای»
در این بیان رسول خدا(ص)هیچ قیدی نیامده است؛ بلکه به طور کلی فرموده اند «توالدوا و تکاثروا»؛یعنی توالد کنید تا جمعیتتان زیاد شود و نسل خود را گسترش دهید؛ من به شما در برابر امتهای دیگر مباهات میکنم؛یعنی خود توالد و تکاثر نزد رسول خدا موضوعیت دارد.
در ادامه، پیامبر میفرمایند: «ولو بسقط…؛» حتی سقطی که سالم به دنیا نمیآید و میمیرد،این نیز مورد مباهات است و در روز قیامت نیز با حالتی مطالبهگرانه نزد پروردگار میایستد و میگوید من وارد بهشت نمیشوم،مگر اینکه پدر و مارم بیایند؛ یعنی این سقط، شفیع والدین خویش میشود.
کجای این روایت مربوط به کیفیت است؟ بنابراین، سیاستهای تشویقی دولت اسلامی باید در جهت ازدیاد نسل باشد. البته در موارد خاص که به حد اضطرار و عسرو حرج میرسد، دولت اسلامی میتواند براساس اختیاراتی که ولیفقیه دارد،به طور موقت سیاستهایی را تنظیم کند که آن عسرو حرج و اضطرار از بین برود؛اما اینکه همیشه سیاستهای محدود ننده داشته باشیم،خلاف شرع است. وضعیت فعلی ما نشان میدهد از لحاظ رسانهای،فرهنگ، امکانات و قانونگذاریتلاش زیادی شده است که این چنین با رشد منفی جمعیت مواجه شدهایم. بنابراین، اکنون باید بکوشیم تا وضعیت به حالت عادی بازگردد. البته افرادی که عامل به وجود آمدن این وضعیتاند، باید از عملکرد خود استغفار کنند.
جمعیت،عامل اقتدار
نکته بعدی این است که جمعیت یک عامل اقتدار بشری است و باعث قوت میشود. برای مثال، در قران آمده است:«یُمدِدکُم بِاموالٍ وَبَنَیِنَ» یعنی بنین در کنار اموال گذاشته شده است.
حتی از حفده یا نودهدار شدن نیز در قرآن کریم به منزله نعمت الهی یاد شده است. همچنین دیر ازدواج کردن، یک ضد ارزش است. در روایات زیادی تأکید شده است که زود ازدواج کنید؛ از سعادت انسان این است که دختر در سن بلوغ و زود هنگام ازدواج کند. این نیز جزء سیاستهای تشویقی اسلام است؛ در حالی که امروزه سن ازدواج افزایش یافته و نزدیک سی سال شده است. از این رو، باید عوامل افزایش سن ازدواج شناسایی و برطرف شوند. برای مثال،تأمین شغل و مسکن مناسب، با حل مسائل روحی،روانی و فرهنگی و کاهش سن ازدواج ارتباط دارد. دولت اسلامی باید بهگونهای برنامهریزی کند که سیاستهای تعلیم و تربیت،سیاستهای عمران و اشتغال، به شکلی طراحی شود که معدل سن ازدواج کاهش یابد. این موضوع نیز یکی از سیاستهای اسلام که نشان میدهد کثرت جمعیت، مطلوب است.
راهکارهایی برای افزایش جمعیت
راهکار اول:تأکید براستحکام بنیاد خانواده و کاهش آسیب های اجتماعی، اهتمام به امر ازدواج جوانان، تبیین آموزههای اسلامی درباره ارزش فرزندآوری و تقویت مهر و محبت در خانواده،از جمله رویکردهایی است که باید بدانها توجه جدی داشته باشیم.
خداوند می فرماید: «وَ قشضی رَبُکَ الا تَعبُدُوا اِلا اِیاهُ وَبالوالِدَینِ اِحساناً»
و همچنین در آیه دیگری میفرماید:«قُل تَعالَوا اتلُ ماحَرَمَ رَبُکُم عَلَیکُم الا تَشرِکُوا بِهِ شَیئاً وَبِالوالِدَینِ اِحساناً وَ لا تَقتُلُوا اولادَکُم مِن آِملاقٍ»
بین این دو آیه ارتباط وجود دارد و آن اینکه، اگر احسان به والدین از بین برود، ترغیب به تشکیل زندگی از کم میشود؛ همان مشکلی که امروزه در جامعه غرب رواج یافته است؛ یعنی جلوگیری از بیبند و باری اخلاقی به مسئله
ازدواج کمک میکند. پس یکی از سیاستها و راهکارهای تبلیغی، تشویق به ازدواج زودهنگام است.
راهکار دوم: که بسیار مهم است: توجه دادن به توطئههای دشمنان اسلام، صهونیستها و مجامع جهانی است.
راهکار سوم: بیان شرح زندگی رسولالله(ص) و ائمهاطهار(ع) و بزرگان است و اینکه چگونه افزایش اولاد باعث ورود خیر برکت به زندگی آنها شده است. برای مثال، امامخمینی درباره مرحوم آیتاللهالعظمی آقای سیدمحسن حکیم فرمودند: آل حکیم، آل جهاد و شهادت است و خداوند در نسل آنها برکت قرار داده است. اگر زمانی کاهش جمعیت باعث ضعف مسلمانها شود، حاکم میتواند جامعه را ملزم به افزایش جمعیت کند.
برای نمونه، کاهش جمعیت فلسطینیها یکی از سیاستهای صهونیستهاست. البته خداوند لطف کرده است و در آنجا نیز شکست خوردهاند. پس اگر کاهش جمعیت مسلمانان باعث ضعف و ذلت آنان شود، حاکم جامعه اسلامی میتواند در حد وجوب برای ازدیاد نسل جامعه دستور صادر کند.
به هر حال، به نظر من عناصر پایهای ازدیاد نسل، تشویق به ازدواج، تشویق به بچهدار شدن و توجه به رزاقیت خداوند است:«وَاِن

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با کلید واژه هایاملاک، صدوراسنادمالکیت، 4-1-2-1-2

پاسخی بگذارید