دانلود پایان نامه درباره فرزندآوری، اعراب جاهلی، اطلاق روایات، آیات و روایات

معالج یا پرستار رفیق و صمیمیاش توصیه کند تا زودتر از اجل طبیعی موعود و مرگ معهود وی را با تزریق راحت کند اینها همه قتل نفس است و حرام و ممنون و سرش آن است که انسان مالک خودش نیست تا بتواند در حیات و ممات خود، خودش تصمیم بگیرد.
مالک انسان، خالق او و رب او و محیی و ممیت او خداوند است و او تمام این طرق از کشتن را برای او بسته است. باید صد درصد، درصدد ادامه حیات و تأمین عمر باشد تا جایی که مرگ خودش سراغ او بیاید و سر این مطلب این است که انسان و حقیقت او و موجودیت او به بدن او نیست تا خودش اختیار رها کردن آن را داشته باشد واقعیت و حقیقت وی نفس ناطقه و روح اوست و آن هم با مردن از بین نمیرود و فلهذا تا وقتی که به کمال خود نرسیده است باید در دنیا بماند گرچه تحمل مشکلات و مصائب را بکند و چه بسا این مصائب نیز باعث کمال روحی وی خواهد شد و انتحار دست زدن به مرگ قبل از وقوع است و میوه نارسیده را از درخت چیدن و قبل از فعلیت در نطفه استعداد و قابلیت نفس ناطقه را از بدن بیرون کشیدن و خلع لباس نمودن. براین اساس است که در میان مسلمانان انتحار ابدا دیدهنمیشود و اگر در میان سالی یکی دو مورد اتفاق بیفتد ناشی از جهل آنان به مسئله و گمان خلاص از این دنیا و رنج ها و آلام و مصائب آن بوده است غافل از آنکه آتش جهنم از این رنجها و آلام شدیدتر و سوزانندهتر و گدازندهتر است اما در ممالک کفر بهخصوص در اروپا و آمریکا به قدری شیوع دارد که درهر روز رقم بسیار زیادی از متوفیات شهرها را تشکیل میدهد. آنها در اثر برخورد با ناملایمی دست به انتحار میزنند و لهذا بر این اصل بسیار ضعیفالاراده و کم تحمل هستند.
قدرت تحمل مشکلات و امراض صعبالعلاج و اختلافات شدید زن و شوهری و همسایگی و فقر و کم بضاعتی و مردود شدن در امتحانات نهایی و کنکور ها و غیره و ذلک را ندارند. به مجرد وقوع بعضی ازاین رویدادها دست به خود کشی میزنند. بسیار شنیدهام در انگلستان که مردم آن در سال روی آفتاب را کمتر میبینند. اغلب اوقات آن جزیرهکوچک بهواسطه سواحل دریایی گرفتار ابرهای غلیظ و هوای شرجی و کنار دریایی است. برای گردش و تفریح و رفتن به بیرون شهر روزهای نادر آفتابی بسیار مرغوب و مطلوب است و روزی که خورشید طلوع کند گویی حیات نوینی گرفتهاند. در این صورت اگر جوانان باهم وعده تفریح و بیرون رفتن در روز معهود آفتابی را داشته باشند اگر احیاناً آفتاب طلوع نکند دست به خود کشی میزنند. در اثر نزاعهای مختصر خانوادگی که هر روز مابا شدیدتر از آنها دست به گریبانیم آنها خودکشی میکنند از این آیاتی که در نهی از کشتن فرزندان در قرآن کریم بیان شد معلوم میشود دو نوع کشتن در میان اعراب جاهلیتمرسوم بوده است و خداوند توسط پیغمبر رحمتش هر دو گونه را به نحو اکید منع نموده است اول کشتن فرزندان به طور کلی چه پسر و چه دختر.
همانطور که در آیات سوره انعام آمده است از اینها به دست میآید که هر وقت اعراب خود را در قحطی و خشکسالی احساس مینمود برای این که فرزندان خود را در عسرت گرسنگی و شدت جوع و در ماندگی ملاحضه نکند دست به کشتن آنها میزدند و این کشتن فرزند در میان اعراب یک سنت جاریهای بوده است و هرگاه که قحطی به سوی شهریشان میشتافت مردم را تهدید به افلاس و تهیدستی میکرد ایان مبادرت به قتل اولاد خود مینمودند برای آن که دیدن ذلت فقر و گرسنگی فرزندانشان برایشان ناپسند بود. با دست زدن به کشتن آنها خود را از تحمل این عار رها مینمودند. علت منع و نهیای که از این عمل در قران آورده شده این است که میفرمایید ما هستیم که شما و آنها را تهیه نمایند شما ابداً رازق و روزی دهنده نیستید بلکه خداوند است که شما و آنان را جمیعاً روزی میدهد بنابراین دست به کشتن ایشان نزنید.
دوم کشتن دختران بهخصوص که آنها را زنده دفن میکردند همانطور که در آیه قرآن برآن دلالت دارد به معنای دختری است که وی را زندهبهگور مینماید و چون اعراب جاهلی که بهواسطه کثرت کشتار و غارتهایی که بینشان صورت میگرفت بسیار اتفاق میافتاد که دشمنانشان دختران آنها را اسیر کنند و ببرند و این اسارت برای آنان غیر قابل تحمل بود بنابراین از اول امر دختران را میکشتند تا ابداً دختری نداشته باشند تا در هجوم قبایل و جنگها طعمه رقبا و دشمنان گردند.
همانطورکه آیه شریفه قرآن میفرماید: «وَإِذَابُشِّرَأَحَدُهُ مْبِالْ أُنْثَىظَلَّوَجْهُهُمُسْوَدًّاوَهُوَکَظِیمٌ(58) یَتَوَارَىمِنَالْقَوْمِمِن ْسُوءِمَابُشِّرَبِهِأَیُمْسِکُهُعَلَىهُونٍأَمْیَدُسُّهُفِیالتُّرَابِأَلَاسَاءَمَایَحْکُمُونَ (59)» چون به یکی از اعراب جاهلی بشارت و خبر داده میشد که همسرش دختری به دنیا آورده از شدت غیض و غضب چهره اش سیاه میشد و از بدی این بشارت و نگرانی این خبر از میان قوم خودش متواری میشد و در اندیشه میرفت که با این دختر چه کند.آیا با قبول پستی و ذلت و خواری او را نگهداری کند یا آن که او را در زیر خاک پنهان نماید. آگاه باش که بد حکمی است که آنها می نمودند.15
علت و حل رمز این معما آن است که فرزند دارای حیات و زندگی است و مشابه خود توست و بقا وجود توست هیچ چیز از اموال و تجارتها و مقامها ارزش او را ندارند و نمیتوانند داشته باشند.خداوند در قرآن گنجایش زمین را برای زندگان و مردگان تضمین فرموده است.
وَأَنْکِحُواالْأَیَامَىمِنْکُمْوَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْوَإِمَائِکُمْإِنْیَکُونُوافُقَرَاءَیُغْنِهِمُاللَّهُمِنْفَضْلِهِوَاللَّهُوَاسِعٌعَلِیمٌ(32) به
نکاح در آورید مردان بیزن و زنان بیشوهر را که از خودتان هستند و شایستگان از غلامان خودتان و از کنیزهای خود را و اگر آنها فقیر باشند باکی نیست زیرا خداوند از فضل خود آنها را بینیاز مینماید و خداوند واسع یعنی پر ظرفیت و متحمل و علیم یعنی داناست.16
شیخ محمدبنحسن حر عاملی از محمد بن یعقوب کلینی و از شیخ طوسی و از شیخ صدوق در توحید از حضرت امامصادق(ع) فرمود رسول خدا(ص) فرمود: «با دختران باکره ازدواج کنید زیرا دهانشان خوشبوتر است….»
«آیا نمیدانید که من به شما امت در روز قیامت برسایر امتها افتخار میکنم حتی به جنین که سقط شده باشد….در این حال خداوند عزوجل به او میگوید داخل در بهشت شو. پاسخ میدهد داخل نمیشوم تا پدر و مادرم پیش از من داخل شوند در آن حال خداوند به فرشتهای از فرشتگان میگوید پدر و مادرش را نزد من بیاور و خداوند امر مینماید که آن دو نفر در بهشت وارد شوند.»17
قاضی قضایی در شرح سیره عملی اهلبیت نیز این حقیقت را نشان میدهد که آنان با کنترل جمعیت موافق نبودهاند. به عنوان مثال حضرت فاطمهزهرا(س) که در مجموع براساس مشهور روایات شیعه نه سال زندگی مشترک داشتند با احتساب فرزند ششماهه ایشان حضرت محسن در طول نه سال زندگی مشترک با امیرالمؤمنین دارای پنج فرزند شدند و نیز حضرت موسیبنجعفر(ع) هم براساس مشهور دارای حدود سیوهفت فرزند بودند این حقیقت نشاندهنده آن است که سیره عملی اهلبیت که خود یکی از منابع دین اسلام محسوب میشوند بر کاهش جمعیت نبوده بلکه بر کثرت جمعیت و مطلوب بودن جمعیت زیاد بوده است.
1- روایاتی که به ترغیب ازدواج و تشکیل خانواده میپردازد و تأکید میکند که با زنان ولود و زایا ازدواج کنید.
2- احادیثی که دلالت دارد براین که پیامبر در قیامت به جمعیت امت خود بر سایر امتها مباهات میکنند.
نگاه اسلام به ازدواج و فرزندآوری با نگاه غربی و اصولاً نگاه مادی بسیار متفاوت است. به سخن دیگر اسلام درباره فرزندآوری غیر از جنبههای مادی به جنبههای فرامادی نیز توجه داده است. چیزی که در کتابهای جمعیتشناسی غربی جایی برای آن وجود ندارد. برای نمونه از پیامبر که ذکر گردیده بودکه میفرمایند: «ازدواج کنید زیرا من مباهات میکنم به وسیله شما به امتها تا جایی که فرزند صدق شده بر در بهشت میایستد، تا هنگامی که پدر و مادر من داخل بهشت نشوند داخل نمیشوم.»
دلیل دیگر، اطلاق روایات فرزنددار شدن است غیر از احادیثی که با صراحت مسلمانان را به کثرت اولاد ترغیب میکند. اطلاق روایات زیادی که بر اصل فرزنددار شدن تأکید دارند شامل فرزند دوم و سوم نیز میشوند. تا اینجا روشن شد که تکثیر نسل از منظر روایات کاری مطلوب و پسندیده است به همین منظور این مطلب مورد قبول مسلمانان در طول تاریخ بوده است.
مؤید دیگر سیره امامانی است که نام آنها در حدیث آمده یعنی امامرضا، امامکاظم و امامصادق(ع). براساس برخی از منابع تاریخی امامصادق(ع)ده فرزند، امامکاظم(ع) بسیار بیشتر و امامرضا(ع) پنج فرزند داشتند.
سنت قطعی مبتنی بر مطلوب بودن ازدواج و اصل فرزندآوری و بهطور اجمالی غیر مضمون بودن کثرت فرزندان است. در مجموع تکثیر نسل و افزایش جمعیت یک ارزش و مستحب بهشمار میآید.
آیات و روایات و ادله زیادی در این باره قبل طرح است بهگونهای که میتوان این موضوع را از مسلمات فقهی تلقی کرد. مطلوبیت ذاتی ناشی از مطلوبیت معنوی است. مطلوبیت مربوط به خلقت انسان است. انسان موجودی کلیم، مخلوق و بنده خداست. از این رو تلاش برای افزایش انسان و نسل در روی زمین به خودی خود حسن است مگر این که موانعی باعث شود ازدیاد نسل به حد اضطرار برسد که دراین صورت باید تنظیم شود.
امامسجاد(ع) در روایتی میفرماید: «مِن سَعَادَهِ اَلرَجُلِ اَن یَکُونَ لَهُ وُلدٌ یَستَعِینُ بِهِم» از جمله سعادتهای انسان این است که اولاد زیادی داشته باشد که از آنها (برای آموزش) کمک بگیرد.18
دستهای از روایات که مسلمین را به ازدواج تشویق میکند تا فرزندانشان لاالهالاالله گو و تسبیحگوی خدا باشند.
قال رسولالله(ص): «ما یَمنَعُ اَن المُومِنَ اَن یَتَخِذَ اهلاً، لَعَلَ اللهَ ان یَرزُقَهُ نَسَمهً تُثقِلُ الاَرضَ بِلا الهَ الاَ اللهُ»19چه چیزی مؤمن را از ازدواج باز میدارد. بلکه خدا به او یک جانداری (ولدی) را عطا کند که زمین را با گفتن ذکر لاالهالاالله سنگین کند.
امامصادق(ع) در روایتی میفرماید: «مَن تَرَکَ التَزویجَ مَخافَهَ العَیلَهِ فَقَد اَساءَ ظَنَهُ بِاللهِ عَزَ وَ جَلَ اِنَ اللهِ عزَ وَ جَلَ یَقولُ: اِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنُهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ»20
کسی که بهخاطر تنگناهای مالی و مشکلات اداره کردن عیال ازدواج نکند همانا به خدای متعال سوءظن دارد.
این تفکر در مقابل غربیان و بسیاری از مشتشرقین که کمبود امکانات مادی را دلیل بر کنترل جدی جمعیت میدانند اسلام بر توکل بر خدا، وسعت رزق و روزی پیدا کردن در صورت ازدواج و دارای فرزنددار شدن و مطلوبیت این امر تأکید میکند و بالاتر این که از سخن یعقوب(ع) به فرزندش و توصیه او به ازدواج استفاده میشود که کثرت فرزندان صالح و تسبیحگوی خداوند نهتنها در اسلام بلکه در همه آیینهای آسمانی امری پسندیده و مستحب مورد تأکید است.
فارسی شهاب الاخبار کلمات قصار پیغمبر در صفحه315 شماره 492 این عبارت را آورده است «نکاح کنید با زنی را که ولود باشد و بسیار شما را دوست داشته باشد که من در روز قیامت به بسیاری امتم فخر آورم بر دیگران.» و نیز شیخ حر عاملی از ک
لینی با سند متصل خود از حضرت باقر(ع) روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود: «با دختران باکره که استعدادباروری در آنان است ازدواج کنید و با زن زیبایی که نازا و عقیم باشد ازدواج نکنید زیرا که من به شمارافراد امتم در روز قیامت بر سایر امتها مباهات میکنم.» و نیز از کلینی با اسناد خود از حضرت امامرضا(ع)همین روایت را نقل کرده است.21
مگر نمیدانید که فرزندان در زیر عرش خداوند برای پدرانشان طلب غفران مینمایند. ابراهیم پیغمبر آنها را در دامان خود میپرورد در کوهی که همش از مشک و انبر و زعفران است و نیز کلینی با سند متصل خود از خالد بن نجیح از حضرت صادق(ع)روایت کرده که چون از چیزهای شوم در حضور پدرم سخن به میان آمد آن حضرت گفتند:«شومی در سه چیز یافت میشود در زن و در مرکب و در خانه.»
اما شوم بودن زن در این است که مهریهاش بسیار باشد و رحمش بچه نیاورد. و نیز از صدوق با سند خود از حضرت باقر(ع) که فرمود که رسول خدا فرموده است: «چه چیزی جلوگیری میکند از اینکه مؤمن برای خود زوجهای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *