روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه-سوتا-۲ (MMPI-2RF) در گروه اختلالات خُلقی- قسمت ۳

اختلالات شخصیت گروه A
سه اختلال شخصیت (پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال) ویژگی­های مشترکی دارند که به بعضی سمپتوم­های پسیکوتیک در اسکیزوفرنی شبیه هستند.
اختلال شخصیت پارانوئید[۴۱]
این اختلال رایج­ترین اختلال است که ۳/۲ درصد تا ۴/۴ درصد مردم را به خود مبتلا می­ کند (آمار DSM-5). افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همیشه درباره دیگران شکاک هستند و به آن­ها اعتماد ندارند. آن­ها حرف­های بدون منظور دیگران را ترسناک و اضطراب­آور می­یابند و نیاتشان را بدخواهانه تلقی می­ کنند. مبتلایان به اختلالات شخصیت پارانوئید در هر رویدادی «تهدیدی» پنهان جستجو می­ کنند و عدم اعتمادشان به دیگران فراگیر و غیرقابل تغییر است. اگر کسی بگوید که تفسیر پارانوئیدی آن­ها از رویدادها ممکن است اشتباه باشد، به گوینده نیز شک می­ کنند و اعتمادشان را از دست می­دهند. به همین دلیل افراد مبتلا به اختلال شخصیت پرانوئید از دوستی­های نزدیک اجتناب می­ورزند، ناگهان از دست دیگران خشمگین می­شوند و نسبت به آن­ها پرخاش می­ کنند و آنقدر به دیگران بدبین و بی­اعتماد می­شوند که نمی­توانند کار خود را به خوبی انجام دهند. این افراد اغلب فکر می­ کنند که دیگران به آن­ها خیانتی عمیق و برگشت­ناپذیر مرتکب شده ­اند، هر چند برای اثبات آن هیچ سندی عینی ندارند. آن­ها حتی گفته­های تحسین­آمیز و با حسن نیت دیگران را ایرادجویی تلقی می­ کنند. مثلاً اگر کسی به افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئیدی پیشنهاد کار بدهد، اینطور تفسیر خواهند کرد که پیشنهادکننده به طور غیرمستقیم می­خواهد نشان دهد که آن­ها بیکار هستند یا در شغل فعلی خود موفق نیستند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همیشه گوش به زنگ هستند تا نیات بدخواهانه دیگران را کشف کنند، کینه به دل می­گیرند، به محض آن که فکر می­ کنند کسی از آن­ها ایراد گرفته است به او حمله می­ کنند، مردم را حسود می­دانند و برای اثبات حرف خود، دلایل سطحی و بی­منطق ارائه می­دهند. آن­ها فکر می­ کنند که در مقابل افراد بدخواه باید از خود دفاع کنند و به همین دلیل معتقدند که باید روی اطرافیان به شدت کنترل داشته باشند و در نتیجه، از آن­ها به دادگاه شکایت­های حقوقی می­ کنند. همچنین، دیگران را مسئول همه مشکلات زندگی خود می­دانند. سبک اسنادی آن­ها به سبک اسنادی افراد اسکیزوفرن با توهمات پارانویایی شباهت زیادی دارد (کرینگ[۴۲] و همکاران، ۲۰۱۲).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت پارانوئید
– بدبینی و عدم اعتماد فراگیر به دیگران، طوری که فرد انگیزه­ها و نیات دیگران را بدخواهانه تلقی می­ کند. این طرز فکر در اواخر نوجوانی و قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و چهار مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می­دهند.
۱- فرد فکر می­ کند که دیگران از او سوء استفاده می­ کنند، به او آسیب می­رسانند، یا فریبش می­ دهند بدون آنکه دلیل کافی برای این ادعا داشته باشد.
۲- فکر و ذهنش دایماً مشغول شک و تردیدهای ناموجه درباره وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و همکاران است.
۳- به درد دل کردن با دیگران تمایل ندارد؛ زیرا بی­دلیل می­ترسد اطلاعاتی که در میان می­گذارد با بدجنسی علیه او به کار بروند.
۴- حرف­های بی­منظور و مهربانانه دیگران و رویدادهای کاملاً خنثی را حرف­ها یا رویدادهایی تحقیرآمیز یا تهدیدآمیز تلقی می­ کند.
۵- به طور دایم کینه نگه می­دارد (توهین­ها، جریحه­دار شدن احساسات و انتقادها را نمی­بخشد).
۶- حملاتی را علیه شخصیت و آبروی خود کشف می­ کند که برای دیگران مشخص و آشکار نیست و به سرعت با عصبانیت یا با حمله متقابل به آن­ها واکنش نشان می­دهد.
۷- به طور مکرر، بدون توجیه منطقی، درباره وقاداری همسر یا نامزد خود شک می­ کند.
– این بی­اعتمادی صرفاً در طول اسکیزوفرنی، یکی از اختلالات دوقطبی، یا اختلال افسردگی عمده به همراه خصوصیات پسیکوتیک، یا یک اختلال روانی دیگر روی نمی­دهد و نمی­توان آن را به آثار فیزیولوژیک یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
اختلال شخصیت اسکیزوئید
مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید[۴۳] افرادی منزوی هستند که با هیچ کس رابطه ندارند یا روابط آن­ها بسیار محدود است (مثلاً تنها با یک فامیل درجه یک). آن­ها هیجانات عادی نسان نمی­ دهند و از فعالیت­های مختلف لذت روحی یا فیزیکی زیادی نمی­برند. اسکیزوئیدها ترجیح می­ دهند بیشترین وقت خود را تنها باشند و به مشاغل و تفریحات بپردازند که ملزم به عامل با دیگران نباشند (مثلاً نگهبان شب، یا راننده تریلی). این افراد، اگر تماس اجتماعی نسبتاً اندکی داشته باشند، می­توانند در شغل خود موفق و مؤثر باشند، با این حال، ترجیح می­ دهند از دیگران دور باشند و شغل­های انفرادی پیشه کنند. نه تحسین و نه ایرادگیری، آن­ها را تحت تأثیر قرار نمی­دهد و فعالیت­های فکری و مکانیکی مثل بازی­های ریاضی یا کامپیوتری را به تجربه­های زندگی واقعی ترجیح می­دهند. بعضی روان­شناسان بالینی اعتقاد دارند که بین سمپتوم­های اوتیم و اختلال شخصیت اسکیزوئید رابطه وجود دارد. برای مثال، بی ­تفاوتی هیجانی و تمایل به انزوا و عدم مراوده اجتماعی به سمپتوم­های اوتیسم شبیه است و بعضی شواهد نشان می­دهد که بین اوتیسم و اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است رابطه ژنتیک وجود داشته باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اصطلاح اسکیزوئید اندکی قدیمی است: اویپن بلویلر در سال ۱۹۲۴ از این کلمه برای توصیف کسانی استفاده کرد تا تمایل دارند به درون خود مراجعه کنند و از دنیای بیرونی رویگردان هستند. اسکیز مخفف اسکیزوفرنی است. اوئید نیز ریشه یونانی دارد و به معنای فرم، حالت، شکل است. اسکیزوئید در لغت به معنای «شبیه به اسکیزوفرنی» یا «به شکل اسکیزوفرنی» است(گنجی، ۱۳۹۲).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت اسکیزوئید
– فرد تقریباً در همه جوانب زندگی از روابط اجتماعی گریزان است و در شرایط (ستینگ­های) میان­فردی، هیجان­ها و احساسات بسیار محدودی نشان می­دهد. این وضعیت قبل از اوایل بزرگسالی[۴۴] شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و چهار مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می­دهند.
۱- به روابط میان­فردی نزدیک (از جمله عضوی از یک خانواده بودن) نه تمایل دارد و نه از آن­ها لذت می­برد.
۲- تقریباً همیشه فعالیت­های انفرادی را انتخاب می­ کند.
۳- به تجربه­های سکشوآل با یک فرد دیگر علاقه اندکی دارد یا اصلاً علاقه ندارد.
۴- از فعالیت­های انگشت­شماری لذت می­برد یا از هیچ فعالیتی لذت نمی­برد.
۵- بجز اعضای درجه یک خانواده، دوستان نزدیک یا محرم راز ندارد.
۶- نسبت به ستایش یا انتقاد دیگران بی­تفاوت به نظر می­رسد.
۷- از لحاظ عاطفی سرد است، تحت تأثیر قرار نمی­گیرد و بی­اعتنایی هیجانی دارد.
– این وضعیت صرفاً در طول اسکیزوفرنی، یکی از اختلالات دو قطبی، یا اختلال افسردگی عمده به همراه خصوصیات پسیکوتیک، یا چند اختلال پسیکوتیک دیگر، یا اختلال طیف اوتیسم روی نمی­دهد و نمی­توان آن را به آثار فیزیولوژیک یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال[۴۵] رفتار و افکار نامتعارف (عجیب و غریب)، دور از ذهن و غیرطبیعی نشان می­ دهند و روابط میان­فردی بسیار ضعیفی دارند. این افراد معمولاً همه چیز را در ارتباط با خود می­دانند و حتی رویدادهای کاملاً بی­ارتباط را به خودشان نسبت می­ دهند و فکر می­ کنند که توانایی­های فوق حسی (حس برتر) دارند یا می­توانند به شیوه «جادویی» در رویدادهای بیرونی تأثیر بگذارند (مثلاً قبل از این مردم دهانشان را باز کنند، می­توانم پیش ­بینی کنم که چه می­خواهند بگویند) و بعضی از آن­ها به طور مکرر دچار توهم می­شوند (مثلاً احساس می­کنم که پدر مرحومم دارد به من نگاه می­ کند). این افراد گاهی دست به کارهای خرافی می­زنند. مثلاً از تیر چراغ برق، پنج بار جلو و عقب می­روند و اعتقاد دارند که با این کار، یکی از دوستان یا بستگان از گزند حوادث بد حفظ می­ شود. به علت همین «باورهای جادویی» وارد گروه­هایی می­شوند که به موضوعات غیرعادی مثل طالع­بینی، رویدادهای فرازمینی، مثل ربوده شدن توسط موجوات فضایی یا موضوعات مذهبی انحرافی می­پردازند. صحبت­های آن­ها به شدت پراز گزافه­گویی و حرف­های بی­ربط است و از کلمات به شیوه ­های غیرعادی استفاده می­ کنند، اما بر خلاف افراد اسکیزوفرن، حرف­هایشان قابل فهم است و سالاد کلمات[۴۶] غیرقابل فهم و از ریل خارج شدگی (از این شاخه به آن شاخه پریدن) نشان نمی­دهند.
افراد مبتلا به اختلال شخصت اسکیزوتایپال در موقعیت­های اجتماعی عادی نمی­توانند به راحتی با دیگران تعامل داشته باشند. آن­ها زود مضطرب می­شوند و ممکن است کوچکترین حرف­های دیگران را به حساب تهدید، خطر و توطئه بگذارند. به همین دلیل، هیچ دوست صمیمی ندارند یا تعداد آن­ها بسیار کم است، دیگران آن­ها را «جغد» خطاب می­ کنند، زندگیشان معمولاً بی­هدف و بی­ثمر است. این خصوصیات مثل سایر خصوصیات همه اختلالا شخصیت، در اوایل بزرگسالی ایجاد می­ شود و تقریباً در تمام طول عمر ادامه می­یابد.
موارد عجیب و غریب در افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال فقط به تفکر و رفتار محدود نمی­ شود. این افراد ممکن است ظاهر فیزیکی عجیب، غریب یا بسیار منحصر به فرد داشته باشند که در طرز لباس پوشیدن و بهداشت شخصی آن­ها مشاهده می­ شود. ظاهر غیرعادی، به اضافه اضطراب اجتماعی مفرط و پارانویا، ممکن است به انزوای اجتماعی آن­ها منجر شود.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال معمولاً در زنان متفاوت از مردان دیده می­ شود و در مردان بیشتر است. معمولاً زنان سمپتوم­های مثبت تفکر جادویی و ایده­های ریفرنس (نسبت دادن مسائل به خود)[۴۷]، و مردان سمپتوم­های منفی، مثلاً انزوای هیجانی نشان می­دهند. اختلال شخصیت اسکیزوتایپال معمولاً با سایر اختلالات شخصیت کاموربید است، به ویژه با اختلال شخصیت اجتنابی (بیدیل[۴۸] و همکاران، ۲۰۱۱).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
– فرد تقریباً در همه جوانب زندگی نقص­های میان­فردی و اجتماعی نشان می­دهد که مشخصات اصلی آن­ها عبارتند از معذب بودن در روابط اجتماعی صمیمانه، توانایی ضعیف در ایجاد روابط اجتماعی نزدیک و همچنین، شناخت­ها (باورها، افکار و عقاید) غلط و رفتارهای عجیب و غریب. این وضعیت قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و پنج مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می­دهند.
۱- فرد ایده­های ریفرنس دارد (اما نه دیلوژن­های ریفرنس)
۲- باورهای عجیب و تفکر جادویی که بر رفتارش تأثیر می­گذارند و با هنجارهای گروه­های فرهنگی اقلیت همخوانی ندارند (مثلاً خرافاتی بودن، باور به روشن­بینی، تله­پاتی یا حس ششم. کودکان و نوجوانان معمولاً خیالبافی­ها یا مشغله­های ذهنی عجیب و غریب دارند).
۳- تجربه­های ادراکی غیرعادی دارد، از جمله ایلوژن­های بدنی (مثلاً احساس می­ کند فرد دیگری در کنارش حضور دارد یا صداهایی می­شنود که او را صدا می­زنند).
۴- تفکر و گفتار غیرعادی دارد (مثلاً مبهم حرف می­زند، پرت و پلا می­گوید، استعاره به کار می­برد، بیش از حد توضیح می­دهد یا کلیشه­ای حرف می­زند).
۵- شکاک است یا تفکرات پارانوئیدی دارد.
۶- هیجان­ها و احساسات نامناسب دارد یا تنوع هیجان­هایی که نشان می­دهد اندک است.
۷- رفتار و ظاهری غیرعادی، عجیب و غریب یا خاص دارد.
۸- بجز اعضای درجه یک خانواده، دوستان نزدیک یا محرم راز ندارد.
۹- از جمع به شدت می­ترسد و حتی بعد از آشنا شدن با اعضای جمع، اضطرابش از بین نمی­رود و این اضطراب معمولاً بیشتر از ترس­های پارانوئیدی مرتبط است تا با ترس از قضاوت­های منفی دیگران درباره خود.
– این وضعیت صرفاً در طول اسکیزوفرنی، یکی از اختلالات دوقطبی، اختلال افسردگی به همراه خصوصیات پسیکوتیک، یک اختلال پسیکوتیک دیگر، یا اختلال طیف اوتیسم روی نمی­دهد و نمی­توان آن را به آثار فیزیولوژیک یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
اختلال شخصیت ضداجتماعی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت ضداجتماعی[۴۹] عدم رعایت حقوق دیگران و احترام نگذاشتن به آن­هاست. این ویژگی در کودکی آغاز می­ شود و در بزرگسالی ادامه می­یابد. رفتار افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی خارج از استانداردهای اجتماعی رفتار، اخلاق و وجدان است و با رفتار جنایی در بزرگسالی ارتباط مستقیم دارد. برای مثال، تحقیق نشان می­دهد که در آمریکا ۴۷ درصد زندانیان مرد و ۲۱ درصد زندانیان زن معیارهای اختلال شخصیت ضداجتماعی را دارند و این نسبت چندین برابر نرخ شیوع در مردم جامعه است. برای این که فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی تشخیص داده شود، باید ویژگی­های زیر را داشته باشد:
۱- خوش اخلاقی، خوش برخوردی، جذابیت ظاهری و سطحی و هوش بالا
۲- احساسات و هیجانات سطحی و فقدان همدلی، احساس گناه یا پشیمانی
۳- رفتارهایی که نشان می­ دهند فرد در زندگی خود برنامه خاصی ندارد یا در زندگیش نظم وجود ندارد.
۴- درس عبرت نگرفتن از تجربه­ها، نگران هیچ چیزی نشدن و اصلاً اضطراب نداشتن
۵- غیرقابل اعتماد بودن، ناتوانی در یافتن دوستان صمیمی، راستگو و درستکار نبودن
بعضی روان­شناسان بالینی در اختلال شخصیت ضداجتماعی دو نوع صفت را مشخص کرده ­اند. اولین صفت بی ­تفاوتی، بی­احساسی و خودخواهی است، به این صورت که فرد از کارهای خود احساس پشیمانی نمی­ کند و نمی ­تواند با دیگران همدلی داشته باشد. دومین ویژگی، سبک زندگی خاصی است که به علت فکر نگردن قبل از عمل کردن، ایمپالسیویتی و پرخاشگری به وجود می­آید. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی به فکر امنیت خود و دیگران نیستند و مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی معمولاً به علت رانندگی خطرناک، به طور فراوان تصادف می­ کنند و این تصادفات معمولاً شدید هستند، به تجاوز جنسی یا خشونت فیزیکی دست می­زنند (از جمله کتک زدن همسر یا فرزندان). در زندگی روزمره این افراد بی­فکری، ایمپالسیویتی و پرخاشگری دیده می­ شود، آن­ها دایماً شغل خود را ترک می­ کنند، بدون آنکه برای به دست آوردن شغل دیگری برنامه­ای معقول داشته باشند، نمی­توانند قرض­های خود را بپردازند و شکم افراد وابسته به خود را سیر کنند (گنجی، ۱۳۹۲).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت ضداجتماعی
– فرد تقریباً در همه جنبه­ های زندگی به حقوق دیگران احترام نمی­گذارد و آن­ها را نقض می­ کند. این رفتار از ۱۵ سالگی شروع شده است و سه مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می­دهند:
۱- فرد با پیش نگرفتن رفتارهای قانون، هنجارهای اجتماعی را رعایت نمی­ کند و این موضوع را تکرار ارتکاب اعمال مجرمانه­ای که به دستگیری او منجر می­شوند نشان می­دهد.
۲- مکار و فریبکار است و این موضوع را دروغگویی­های مکرر، استفاده از نام­های مستعار یا کلاهبرداری از دیگران به منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن نشان می­دهند.
۳- فرد بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیال ناگهانی خود عمل می­ کند یا نمی ­تواند از پیش برنامه ­ریزی کند.
۴- زودرنج، زود خشم و تحریک­پذیر یا پرخاشگر است و این موضوع را تکرار دعواها یا تهاجم­های فیزیکی نشان می­دهند.
۵- با کارهای خطرناکی که انجام می­دهد، ایمنی خود یا دیگران را رعایت نمی­ کند.
۶- تقریباً در همه امور بی­مسئولیت است و این موضوع را تکرار قانون­شکنی­ها در محل کار یا رعایت نکردن مسئولیت­های مالی نشان می­دهند.
۷- پشیمانی و عذاب وجدان ندارد و این موضوع را بی ­تفاوتی او نسبت به ناراحت کردن دیگران، بدرفتاری با آن­ها یا دزدیدن اموال آن­ها یا تلاش برای توجیه این اعمال نشان می­دهند.
– فرد حداقل ۱۸ سال سن دارد.
– شواهد نشان می­ دهند که فرد اختلال سلوک دارد و شروع آن قبل از ۱۵ سالگی بوده است.
– رفتارهای ضداجتماعی صرفاً در طول اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی روی نمی­دهند.
اختلال شخصیت مرزی
ویژگی­های اصلی اختلال شخصیت مرزی[۵۰] عبارتند از بی­ثباتی در روابط شخصی، عدم اعتماد به نفس، تغییر دایمی طرز تفکر و عقیده درباره خود، تغییرات خُلقی (نوسانات مودی) غیرقابل پیش ­بینی و رفتار بی­فکر و بی­پروا. این ویژگی­ها عمومیت دارند و از کودکی شروع شده ­اند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از طرد شدن به شدت می­ترسند. این حالت باعث می­ شود که از همان اولین جلسه آشنایی با دیگران محکم به آن­ها بچسبند و رابطه­ای بسیار صمیمی و پر از کشمکش آغاز کنند. اما در صورتی که احساس کنند طرف مقابل به آن­ها زیاد محبت ندارد یا برایشان اهمیت قایل نمی­ شود، با همان سرعت به رابطه خود پایان می­دهند. اغلب نیز همین حالت پیش می­آید؛ زیرا ممکن است طرف مقابل همان احساسات فرد مبتلا به اختلال مرزی را نداشته باشد. وجه تسمیه اختلال شخصیت مرزی این است که قبلاً تصور می­شد در مرز بین نوروز و پسیکوز قرار دارد.
مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی وقتی احساس می­ کنند که انتظاراتشان از طرف مقابل برآورده نمی­ شود، بسیار نامتعادل و هیجانی می­شوند ولی در عین حال از طرد شدن و از دست دادن رابطه می­ترسند و در نتیجه سردرگم می­شوند. همه این حالت­ها نوسانات هیجانی شدیدی را موجب می­شوند و بعضی نتایج این «ترن هوایی» هیجانی و ترسناک عبارتند از: تغییرات دایم و غیرقابل پیش ­بینی در اعتماد به نفس، دوره­ های طولانی افسردگی، خودآسیب­رسانی عمدی، اندیشیدن به خودکشی و اقدام به خودکشی و رفتارهای بی­فکر و بی­پروا، مثل سوء مصرف مواد، خشونت فیزیکی و بی­بندو باری جنسی. اختلال شخصیت مرزی با اختلالات خُلقی، افسردگی و خودکشی ارتباط نزدیکی دارد. در نتیجه، بعضی روان­شناسان بالینی به این فکر افتاده­اند که شاید اختلال شخصیت مرزی نوعی افسردگی باشد اما این اختلال صرفاً با اختلالات بالینی (مثلاً اختلالات روانی عمده، اختلالات یادگیری و اختلالات مصرف مواد) کاموربید است. تحقیق انجام شده در سال ۱۹۹۸ نشان داده است که ۳/۹۶ درصد افراد مبتلا به اختلالات شخصیت مرزی، اختلال خُلقی نیز نشان می­ دهند اما در ۴/۸۸ درصد آن­ها معیارهای اختلال اضطرابی نیز دیده می­ شود که اغلب اختلال وحشتزدگی (۴۷ درصد) و فوبیای اجتماعی (۹/۴۵ درصد) است. جالب اینکه ۱/۶۴ درصد این افراد معیارهای اختلالات سوء مصرف مواد و ۵۳ درصد، معیارهای اختلالات خورد و خوراک را داشتند. کشف مهم دیگر این بود که در ۹/۵۵ درصد این افراد اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس­آسیبی (PTSD) کاموربیدیتی داشت. این کشف به موازات نگرش بعضی روان­شناسان بالینی است که اعتقاد دارند اختلال شخصیت مرزی می ­تواند نوعی PTSD باشد. مخصوصاً به این علت که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال مرزی، در کودکی، از نظر سوء استفاده جنسی یا بدرفتاری فیزیکی تجربه­های تروماتیک داشته اند. حداقل دستاوردهای اطلاعات اخیر این است که اختلال شخصیت مرزی نوعی سبک رفتاری را نشان می­دهد که ممکن است فرد را در خطر انواع زیادی از سایر اختلالات روانی قرار دهد (بیدیل و همکاران، ۲۰۱۱).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است سمپتوم­های پسیکوتیک نشان دهند، مثلاً هالوسینیشن­های شنیداری داشته باشند (برای مثال صداهای تخیلی بشنوند که به آن­ها می­گویند خودکشی کنند)، اما این سمپتوم­ها معمولاً موقت هستند. همچنین، به هالوسینیشن­های خود معمولاً واکنش ایگو-دیستونیک نشان می­دهند. یعنی متوجه می­شوند و قبول دارند که صدهای تخیلی یا سایر هالوسینیشن­ها چیزهایی غیرقابل قبول، بیگانه و استرس­زا هستند. در مقابل، فردی که به یک اختلال پسیکوتیک مبتلاست ممکن است متوجه نشود که هالوسینیشن­های او پاتولوژیک هستند. بعضی محققان متوجه شده ­اند که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، در مقایسه با کسانی که این اختلال را ندارند، خلق­ها یا مودهای ناکارآمد بیشتری نشان می­دهند، در روابط میان­فردی خود مشکلات بیشتری دارند، مهارت­ های مقابله­ای ضعیف­تر هستند و تعداد و شدت تحریف­های شناختی آن­ها بیشتر است.
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت مرزی
فرد تقریباً در همه جوانب زندگی، در روابط میان­فردی، خودپنداره (شناخت از خود)، احساسات و هیجان­ها عدم ثبات نشان می­ دهند و بسیار ایمپالسیو است (بدون فکر و بر اساس امیال ناگهانی عمل می­ کند و خودکنترلی ندارد). این وضعیت قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و این حالت را پنج مورد (یا بیشتر) از موارد زیر نشان می­دهند:
۱- فرد برای اینکه دیگران او را واقعاً یا به خیال خودش ترک نکنند، مستأصلانه تلاش می­ کند.
۲- در زندگی خود به طور دایم و مکرر روابط میان­فردی بی­ثبات و پر تنش دارد که خصوصیت اصلی آن­ها این است که طرف مقابل را فردی بسیار خوب می­داند یا او را بی­اندازه پست و بی­ارزش می­پندارد.
۳- اختلال هویت دارد و خودپنداره یا خودانگاره وی به شدت و به طور دایم بی­ثبات است.
۴- حداقل در دو زمینه که در آن­ها احتمال آسیب­رسانی به خود وجود دارد، رفتاریهای ایمپالسیو دارد.
۵- به طور مکرر رفتارهای انتحاری در پیش می­گیرد، ژست و حالت خودکشی به خود می­گیرد یا تهدید به خودکشی می­ کند و یا رفتارهای خودزنی نشان می­دهد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.