دانلود پایان نامه

سازمان بر اساس قلمرو انتخابی آن، تغییر خواهد کرد. قلمرو200 یک سازمانی به ادعایی مربوط می شود که یک سازمان نسبت به دامنه محصولات یا خدمات ارائه شده و همچنین بازار متصرف شده خود، مطرح می کند. قلمرو سازمان جایگاه و موقعیتِ سازمان را مشخص می کند. چرا مفهوم قلمرو با اهمیت است؟ زیرا قلمرو یک سازمان نقاط اتکای سازمان به محیط اختصاصی آن را تعیین می کند. اگر قلمرو تغییر یابد، شما محیط اختصاصی را تغییر خواهید داد (تامسون،1967؛27) 201.

4 – 4 – 2 محیط واقعی در برابر محیط ذهنی
هر گونه تلاش به منظور تعیین و تعریف محیط مستلزم این است که بین محیط واقعی و محیط ذهنی و هم چنین محیطی را که مدیران محیط سازمانی می پندارند، تمایز قائل شد. مدارک و شواهد نشان می دهد که معیارهای تشخیص و تعیین محیط واقعی با ملاک و معیارهای تشخیص محیط ذهنی ارتباط چندانی ندارند. آنچه که شما می بینید متکی به منظر و دیدگاه شماست، به علاوه، این ادراکات است که منجر به اتخاذ تصمیماتی می شود که مدیران بر اساس آن ها طرح سازمان را می سازند.
محیطی که یک سازمان آنرا به عنوان محیطی پیچیده و غیر قابل پیش بینی درک کرده، ممکن است از نظر سازمان دیگری، ایستا قلمداد شده و بسادگی درک شود. کارکنان رده پایین سازمان ممکن است بخشی از دنیای خارج را انتخاب و آنرا جزء محیط اختصاصی سازمان محسوب کنند، در حالیکه کارکنان رده های بالای همین سازمان آنرا بخشی از محیط اختصاصی بدانند. همچینن شما می توانید بر اساس پیشینه، سطح تحصیلات، حوزه های وظیفه ای که افراد در آنها مشغول بکارند، چنین تفاوتهایی در نوع ادراکات آنها انتظار داشته باشید. حتی خود مدیران ارشد سازمان تصاویر متفاوتی از محیط در ذهن خود دارند. این امر دلالت بر این دارد که سازمانها خود محیطشان را بنا نهاده یا ابداع می کنند و این محیط متکی بر ادراکات آنهاست. بایستی توجه نمود آنچه که به عنوان محیط مدنظر قرار می گیرد، همان محیط ذهنی ادراک شده است. مدیران نسبت به آنچه می بینند واکنش نشان می دهند. تصمیمات ساختاری که مدیران به منظور انطباق بهتر سازمان خود با میزانی از عدم اطمینان محیطی اتخاذ می کنند، متکی به ادراک مدیران از محیط اختصاص است که خود شکل داده اند و همچنین وابسته به ارزیابی آنها از عدم اطمینان محیطی است.

5 – 4 – 2 رابطه محیط و ساختار سازمان
هر سازمانی تا اندازهای به محیطش وابسته است، اما نمی توانیم این امر بدیهی را نادیده انگاریم که برخی از سازمانها، نسبت به دیگر سازمانها وابستگی بیشتری به محیطشان داشته و همچنین بعضی از سازمانها نسبت به برخی از خرده محیطها وابستگی بیشتری دارند تا دیگر خرده محیطها. از اینرو تأثیر محیط به یک سازمان تابعی است از میزان آسیب پذیری سازمان، که خود میزان آسیب پذیری نیز تابعی از وابستگی سازمان به محیط است.
مدارک و شواهد دلالت بر این دارد که محیطی پویا نسبت به محیط ایستا تأثیری بیشتر بر ساختار سازمان دارد. محیط پویا سازمان را به سمت گزینش شکل ساختاری ارگانیک سوق می دهد، حتی اگر اندازه بزرگ یا فناوری تکراری مورد استفاده آنها، یک ساختار ماشینی را بطلبد. همین طور محیط ایستا تأثیر اندازه سازمانی یا فناوری مورد استفاده آنها در تعیین نوع ساختار سازمان را نادیده می انگارد. این مدارک و شواهد وقتی با مشاهدات ما که می بینیم ساختارهای ارگانیکی در سازمانها کمتر دیده مىشوند، مطابقت دارد، مستدل بر این ادعاست که:
(1) محیطهای پویا آنطوریکه از آنها صحبت به میان مىآید،در واقعیت موجودیت خارجی ندارند.
(2) موقعی که مدیران چنین محیطهایی را می بینند، ممکن است آنها را تشخیص ندهند.
(3) سازمانها موقعی که با محیطهای پویا مواجه میشوند برای کاهش وابستگی خود به آنها، روشهایی را مىاندیشند ( استاربوک،1976؛29-613‌ ) 202.
محیط و پیچیدگی
بر اساس تحقیقاتی که مورد بررسی قرار دادیم، می توانیم چنین بیان کنیم، که پیچیدگی و عدم اطمینان محیطی رابطه ای معکوس با هم دارند. اما یافته های لارنس و لورش این مسئله را در مورد فعالیت یک واحد فرعی سازمانی تعدیل می کند. به زعم آندو، دوائری از سازمان که وابستگی بیشتری به محیط داشته بطور نسبی از لحاظ پیچیدگی در کمترین حد قرار دارند. برای نمونه به این موضوع پی برده شده که سازمانهائیکه وابستگی بیشتری به عوامل محیطی خصوصی خود داشته، از سلسله مراتب افقی کمتری برخوردارند. علاوه بر اینها، می توان پیش بینی کرد که فعالیت هایی که در بخشهای مرزی سازمان انجام میگیرد و در نتیجه بیشترین تعامل را با محیط دارند، از کمترین پیچیدگی برخوردار مىباشند.
محیط و رسمیت
محیطهای باثبات بایستی منجر به رسمیت سطح بالایی شوند. چون محیطهای با ثبات نیاز به واکنش سریع را حداقل ساخته و صرفه جویی های اقتصادی حکم می کند که سازمانها، فعالیت هایشان را استاندارد سازند. اما در خصوص فرضیه مخالف یعنی محیط پویا بایست رسمیت کم را موجب شود، با احتیاط برخورد شود. بدون شک ترجیحات مدیریت، گرایش به این داشته که فعالیت های عملیاتی سازمانی خود را از وضعیت عدم اطمینان خارج کند. اگر چنین چیزی محقق شود، محیط پویا باعث می شود که فعالیتهایی که در مرز سازمان صورت می گیرد از رسمیت کمی برخوردار گردد، در حالیکه بطور نسبی رسمیت زیادی در سایر فعالیتها و کارکردهای درونی سازمان حفظ خواهد نمود.
محیط و تمرکز
هر چه محیط از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشد، ساختارها بیشتر حالت عدم تمرکز به
خود می گیرند. بدون توجه به بعد ایستا و پویای محیطی، اگر عوامل و عناصر متعدد نامشابه در محیط وجود داشته باشند، سازمان می تواند از طریق عدم تمرکز به نحوی مناسب تر و بهتر با عدم اطمینانهای محیطی برخورد نماید. برای مدیریت، درک جامع از محیطی که از پیچیدگی خیلی بالایی برخوردار بوده (توجه نمایید که این پیچیدگی متفاوت از ساختار پیچیده است) مشکل است. ظرفیت اطلاعاتی که مدیریت بایستی آنها را پردازش کند رو به فزونی بوده، طوریکه تصمیمات در زیر مجموعه هایی مختلف اتخاذ میگردد و اختیارات به افراد دیگری تفویض مىشود .
ناهمگونی های مختلف در محیط، از طریق عدم تمرکز، پاسخ داده می شود. موقعیکه در برابر خرده محیطهای مختلف واکنش های مختلفی ضرورت می یابد، سازمان برای واکنش نسبت به چنین خرده محیطهایی، واحدهایی را به صورت عدم تمرکز ایجاد می کند. بنابراین می توانیم انتظار داشته باشیم که سازمانها عدم تمرکز را خود انتخاب کنند. این موضوع می تواند چنین مسئله ای که چرا در سازمانهایی که حتی از تمرکز بالایی برخوردار بوده ولی فعالیت های بازار یابی آنها، نوعاً به صورت عدم تمرکز، انجام میگیرد را توجیه کند. این امر، خود واکنش یا پاسخی است به ناهمگونی هائی که در محیط وجود دارد. یعنی اگر چه محیط عموماً ایستاست، خرده محیطهایی که بخش بازاریابی با آنها در تعاملند، تمایل به پویایی دارند.
نهایتاً مدارک و شواهد دلالت بر این دارد که خصومت بیش از حد در محیط، لااقل بطور موقت، سازمانها را مجبور به متمرکز ساختارهایشان می کند. یک اعتصاب بدون پشتوانه بوسیله اتحادیه، درخواست تشکیل ضد تراست توسط دولت، از دست دادن بخش عظیمی از مشتریان، همه تهدیداتی را برای سازمان فراهم ساخته و مدیریت عالی در قبال این تهدیدات واکنش خود را از طریق اعمال کنترل متمرکز، نشان می دهد. وقتی سازمان مورد تهدید است، مدیریت عالی می خواهد مستقیماً تصمیم گیری و نظارت کند. البته ممکن است شما مطرح کنید که این امر با پیش بینی های اولیه ما متناقض است. شما باید انتظار داشته باشید که محیط پویا عدم تمرکز را موجب می شود. آنچه بوجود می آید این است که دو نیروی متضاد (محیط پویا و تمرکز) با هم کار می کنند ولی برندگی از آنِ عدم تمرکز است.
نیاز به نوآوری و ابتکار، حساسیت در مقابل حوادث و وقایع ( از طریق عدم تمرکز) به علت ترس مدیریت عالی از اینکه تصمیمات ناصحیح اخذ شود ، را بی اثر مىکند (مینتزبرگ،1979؛82-281) 203.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان دربارهبازده مورد انتظار، اوراق قرضه

6 – 4 – 2 چارچوب ارزیابی محیط
در جدول 7 – 2 دو بعد ساده یا پیچیده بودن محیط و ثبات یا بی ثباتی (پایداری یا ناپاپداری) آن در هم ادغام شده و برای ارزیابی نامطمئن بودن آن چارچوبی ارائه شده است. در محیط ساده و پایدار، عدم اطمینان اندک است، تنها تعداد اندکی از عوامل خارجی وجود دارند که باید به آنها توجه کرد، و آنها هم عموماً پایدار یا بدون تغییر باقی می مانند. یک محیط پیچیده و پایدار بیان کننده عدم اطمینان بیشتری است. تعداد بیشتری از این عوامل را باید مشخص و تجزیه و تحلیل کرد و سپس در برابر آنها واکنش مناسب نشان داد تا عملکرد سازمان عالی شود. در چنین محیطی عوامل خارجی به سرعت یا به صورت غیر منتظره تغییر نمیکنند.
در یک محیط ساده و ناپایدار هم عدم اطمینان زیادی احساس می گردد. تغییرات سریع باعث مىشود که مدیران با عدم اطمینان روبه رو شوند. حتی اگر سازمان با تعداد اندکی عوامل خارجی سروکار داشتهباشد، باز هم نمی تواند به راحتی این عوامل را پیش بینی کند، و آنها در برابر خلاقیت های سازمان واکنش غیر منتظره نشان خواهند داد. سازمانی که در محیط پیچیده و ناپایدار واقع شده باشد میزان عدماطمینان در بالاترین حد است. تعداد زیادی عامل خارجی بر سازمان فشار وارد میآوردند و در برابر خلاقیت های سازمان به سرعت و به شدت از خود واکنش نشان می دهند. زمانی که چندین بخش از سازمان به صورت همزمان تغییر کنند، محیط متشنج خواهد شد.
توزیع کننده نوشابه با یک محیط ساده و پایدار روبه رو است. تقاضا برای نوشابه به تدریج کم یا زیاد میشود. شرکت توزیع کننده مسیرهای مشخصی می رود و طبق برنامه آنها را توزیع میکند، دانشگاههای ایالت، تولید کننده وسایل خانگی و شرکت های بیمه تقریباً در محیط های پایدار و پیچیده فعالیت میکنند. اگر چه تعداد زیادی عامل خارجی وجود دارد و تغییر میکنند، ولی این تغییرات به صورت تدریجی و قابل پیش بینی هستند.
صنایع تولید لباس در محیط های ساده و ناپایدار کار می کنند. سازمان هایی که لباس های خانم ها را تولید و عرضه می کنند، یا شرکت هایی که در صنعت موسیقی یا اسباب بازی فعالیت می نمایند با تغییرات شدید عرضه و تقاضا روبه رو هستند. برای مثال، به تازگی یکی از شرکت های بزرگ تولیدکننده اسباب بازی از صحنه فعالیت خارج شد، زیرا نتوانست طبق تغییراتی که در تقاضا رخ داده بود واکنش مناسب نشان دهد.
شرکت های تولید کننده کامپیوتر و هواپیما در محیط های پیچیده و ناپایدار کار می کنند، بسیاری از بخش‌های خارجی به صورت همزمان تغییر می کنند. شرکت های هواپیمایی چند سال قبل با مسأله حذف مقررات، رشد شرکت های هواپیمایی منطقه ای، افزایش شدید قیمت سوخت، کاهش بسیار زیاد قیمت بلیت به وسیله شرکت های رقیب، تغییر تقاضای مشتریان و کم شدن مسئول کنترل ترافیک هوایی روبه رو شدند. یک سلسله از فاجعه های ترافیک هوایی موجب شده است که محیط صنعت مزبور ب
یثبات تر و پیچیده تر بشود ( دانکن،1972؛27-313 ) 204.

جدول 7 – 2 چارچوب ارزیابی محیط ( جاویدان،1371؛92-381 )1

7 – 4 – 2 سازش با محیط نامطمئن
پس از پی بردن به این موضوع که محیط ها، از نظر پیچیدگی و تغییر پذیری متفاوت اند باید به این پرسش پاسخ داد: “سازمان ها چگونه خود را با محیط نامطمئن وفق می دهند؟ ” وجود محیط نامطمئن به معنی این است که رفتارهای درونی و ساختار سازمانی باید انعطاف پذیر باشند. از نظر دایره سازمانی یا پست و مقام اداری، تفکیک واحدها یا ادغام آنها، فرایند کنترل، پدیده تقلید، برنامه ریزی و پیش بینی آینده مدیریت و کنترل سازمانی که در یک محیط مطمئن واقع شده است با سازمان دیگری که در یک محیط نامطمئن قرار دارد، متفاوت خواهد بود. سازمان ها باید ساختار داخلی خود را با محیط خارج از سازمان وفق دهند.
دایره سازمانی و پست یا مقام اداری
با پیچیدهتر شدن محیط خارجی سازمان ها، تعداد


پاسخی بگذارید