منابع پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، علامه طباطبایی، رفق و مدارا، شهید مطهری

علیه و آله رفتند؛
یا رسول الله! من دخترم را به سعد بن ربیع دادم و سعد او را کتک زد؛
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: او را قصاص کنید .
آنها با این فرمان از جانب رسول گرامی اسلام به طرف خانه رفتند تا سعد را قصاص کنند، هنوز اندک زمانی از حرکتشان نگذشته بود که پیامبر فرمود به آنها بگویید برگردند و آنها دوباره نزد رسول خدا آمدند .
– یا رسول الله! آیا اتفاقی افتاده است؟
الان جبرئیل بر من نازل شد و این آیه شریفه را آورد:
« وَالَتیِ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَ فَعِظُوهُنَ واُهجُرُوهُنَ فِی اُلمَضَاجِعِ وَاُضرِ بُوهُنَ فَان اَطَعنَکُم فَلا تَبغُوا عَلَیهِنَ سَبِیلا اِنَ اللهَ کَانَ عَلِیا کَبِیرا » (نساء/34)
یعنی: آن زنانی را که از نافرمانی و بدخوییشان بیم دارید نخست پندشان دهید و (از بدی عاقبت نافرمانی عذاب الهی بترسانید) و (اگر مفید نبود) در خوابگاه از آنان دوری کنید (و اگر دوری کردن هم سودی نبخشید) آنها را بزنید، پس اگر از شما اطاعت کردند راهی را به سوی ایشان نطلبید که خداوند بلند مرتبه و بزرگ است . (طبرسی، 1379 ق . ، ج 2، ص 42 )
آنگاه فرمودند: ما چیزی را خواستیم و خداوند چیز دیگر را و آنچه خداوند خواست بهتر است و دستور داد تا سعد را قصاص نکنند .
بر طبق این آیه شریفه، اگر زنی نسبت به شوهر نافرمانی کرد، مرد برای آن که بتواند او را به حالت اولیه برگرداند می تواند اقدامات زیر را انجام دهد:
1 – ابتدا او را نصیحت کند به این که بگوید از خدا بترس خداوند حقی برای من به گردن تو گذاشت به بستر برگرد .
2 – اگر اطاعت کرد با او به رفق و مدارا برخورد نماید و اگر نصیحت را نپذیرفت از او دوری گزیند و او را از خویش دور سازد .
در این که مراد از دوری چیست سه وجه گفته شده است:
الف) اگر نصیحت در او تاثیر نکرد در آن صورت رختخواب را جدا کند؛ زیرا به این وسیله مشخص می شود آیا شوهرش را دوست دارد یا خیر؛ اگر به شوهرش علاقمند باشد بر فراق شوهرش صبر نمی کند و اگر دوست نداشته باشد صبر می کند .
ب) در حدیثی از امام باقر علیه السلام وارد شده است که در رختخواب پشتش را به سمت زنش نماید .
ج) با او جماع نکند . (همان)
3 – اگر پند و دوری مفید نبود، شوهر اجازه دارد زن را بزند تا دوباره به حالت اولیه برگشته و وظایف خویش را نسبت به شوهر انجام دهد .
این امور سه گانه باید به ترتیب باشد؛ یعنی، ابتدا نصیحت، آنگاه دوری و سپس زدن .
مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله می نویسد: این امور سه گانه که در آیه شریفه به آنها اشاره شده است اگر چه با هم ذکر شده است و به وسیله «واو» بعضی بر بعض دیگر عطف شده است، اما این امور مترتب بر هم هستند و باید به تدریج صورت گیرند؛ یعنی، ابتدا موعظه، اگر فایده نداشت، دوری و اگر نفع نداشت، ضرب؛ و دلیل بر تدریجی بودن اینها این است که این امور به حسب طبع وسائل زجر است از ضعف به شدت . (طباطبایی، سید محمدحسین، 1397 ق . ، ج 4، ص 365 )
نکته دیگر آن که مرد می تواند با شروع علائم نافرمانی و عصیان زن در اموری که وظیفه شرعی زن است (نه اموری چون شستن، پختن و حتی دادن شیر به فرزند که در این امور می تواند ازشوهرمطالبه مزد کند). او را پند داده و نصیحت کند و در صورت عدم تاثیر او را از خویش دور کند، ولی تا زمانی که نافرمانی پیدا نکرد – کما این که مرحوم صاحب جواهر به آن اشاره می کند (محمدحسن نجفی، ج 31، ص 202 ) حق زدن را ندارد .
حال این سؤال مطرح است که چرا قرآن کریم امر به زدن زن می کند در حالی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله شدیدا از آن نهی می کند؟
مرحوم محدث نوری در مستدرک الوسائل حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت می فرماید:
من تعجب می کنم از کسانی که زنان خویش را می زنند در حالی که خود به کتک خوردن اولی هستند . (حسین ن وری، 1408 ق . ، ج 14، ص 250)
بیان چند نکته برای جواب، ضروری به نظر می رسد .
نکته اول: شکی نیست که قرآن کریم به عنوان یک کتاب، دارای خطوط کلی است و هرگونه برداشت از آن باید منطبق با آن خطوط کلی باشد و به صراحت خود قرآن – در آنجا که گوید: «و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» – تمامی آیات و احکام قرآن با همدیگر همخوانی و همخونی کامل دارند . در مورد زن به معنای خاص آن نیز باید به خطوط کلی قرآن در این زمینه توجه نمود . برای تبیین نگاه قرآن به همسر دو مورد را یادآور می شویم:
1 – قرآن کریم زن و شوهر را لباس یکدیگر می داند: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن » ( بقره/187).
یعنی: زنها موجب آرامش شوهران و شوهران موجب آرامش و سکون زنان هستند .
کما این که می فرماید ما شب را لباس و موجب آرامش برای مردم قرار دادیم و لباس شانش این است که بدن را می پوشاند و زن و مرد همدیگر را حفظ می کنند . (طبرسی، بی تا، ج 1، ص 279).
مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در این باره می نویسد:
ظاهر از لباس روشن است و آن چیزی است که انسان به وسیله آن بدنش را می پوشاند و جمله از قبیل استعاره است؛ چون هر یک از زوجین دیگری را از اتباع فجور و فحشا بین افراد نوع باز می دارد و هر یک از زن و مرد نسبت به یکدیگر مانند لباس هستند که از سوء، همدیگر را باز می دارند و در آن استعاره لطیفی وجود دارد؛ زیرا لباس بدن را می پوشاند، اما لباس خود را از لباس نمی پوشاند . (طباطبایی، سید محمدحسین، بی تا، ج 2، ص 43)
پس در نگاه قرآن کریم هم زن و هم مرد به مثابه لباس یکدیگر بوده و وظیفه آنها حفظ و صیانت یکدیگر از فساد و فحشاست و روشن است چنین چیزی محقق نمی شود م
گر آن که مودت و رحمت (به تعبیر قرآن در سوره روم) بین زن و شوهر حاکم باشد تا در حضور و در غیاب یکدیگر با عشق و صمیمیتی که بین آنها موجود است همدیگر را حفظ کنند و همچنین خویش را برای دیگری محافظت نمایند .
به دیگر سخن، زمانی چنین چیزی تحقق می یابد که مصداق یک روح در دو بدن تحقق یابد و زن و شوهر چیزی جز حفظ آبرو و نگه داشتن اسرار درون خویش در بین خودشان برایشان مهم نباشد .
2 – قرآن کریم بحث طلاق را این چنین مطرح می کند: «وَ ِاذا طَلَّقتُمُ النِّسَاءَ فََبَلَغنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمسِکُوهُنَّ بِمَعرُوفٍ اَو َسِّرحوُهُنَّ ِبَمعرُوفٍ وَ لا تُمِسکُوُهنَّ ضِرَارَاً ِلتَّعتَدُوا» (بقره/231)
یعنی: اگر مدت طلاق زنان در حال تمام شدن است و می خواهید آنها را نگاه دارید به نیکی نگاه دارید و اگر می خواهید رهایشان کنید (از آنها جدا شوید) به شایستگی از آنها جدا شوید و بدون آن که رغبتی به آنها داشته باشید به آنها رجوع نکنید و آنها را نگه ندارید .
و در آیه شریفه دیگری می فرماید:
«الَّطلَاقُ مَرَّتَانِ َفِامَساَکُ بِمَعرُوفٍ اَو تَسرِیحُ ِبِاحسَانٍ » (بقره/229)
یعنی: طلاق دوبار است یا نگه داشتن به نیکی و یا رها نمودن به شایستگی .
شهید مطهری رحمه الله در نظام حقوق زن در اسلام از کتاب حق الزوجیه تالیف آیه الله حلی نقل می کند:
«این آیه شریفه گرچه درباره طلاق است، اما از آن، یک اصل کلی استفاده می شود و آن این که، هر مردی در زندگی خانوادگی یکی از دو راه را باید طی کند و انتخاب نماید: یا تمام حقوق و وظایف را به خوبی انجام می دهد (اِمسَاکَ بِمَعرُوفٍ) ؛ یا علقه زوجیت را قطع و به شایستگی زن را رها می نماید (تسریح به احسان) ؛ شق سوم؛ یعنی زن را طلاق ندهد و به خوبی و شایستگی از او دفاع نکند وجود ندارد، و جمله «وَ لا تُمسِکُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَّعتَدُوا» همان شق سوم را نفی می کند … بعید نیست که جمله فوق مفهوم اعمی داشته باشد، هم شامل مواردی شود که زوج عمدا و تقصیرا زندگی را به زن سخت و زیان آور می کند و هم شامل مواردی می شود که زوج تقصیر و عمدی ندارد .» (مرتضی مطهری، 1359، صص 323 – 322)
نکته دوم: قرآن کریم گرچه خود روشن است، اما به معنای این نیست که نیاز به تعلیم و تعلم ندارد؛ ازاین رو، قرآن کریم یکی از وظایفی که برای پیامبر گرامی اسلام معرفی می کند تعلیم مردم است:
«یَتلُوا عَلَیهِم آیاتک و یعلمهم الکتاب » (بقره/129)
مرحوم طبرسی می نویسد: ذکر تلاوت و تعلیم مستلزم تکرار نیست؛ چون اول اختصاص به تلاوت دارد تا مردم بدانند که قرآن معجزه ای دال بر صدق پیامبر و نبوتش است و دوم اختصاص به تعلیم دارد تا به آنها آنچه در قرآن از توحید و آنچه مشتمل بر احکام شرعی است را بشناساند . (طبرسی، بی تا، ص 210)
پس برای فهم قرآن باید به بیانات پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت توجه نمود تا بتوان به درستی قرآن را معنا کرد .
حال با توجه به این دو نکته (عدم منافات معنای آیه ای از قرآن با خطوط کلی قرآن و تبیین قرآن به وسیله سخنان معصومین علیهم السلام) به سراغ آیه شریفه می رویم تا ببینیم مراد از ضرب چیست؟
اقوال علما، مفسرین و احادیث پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام را به چند دسته می توان تقسیم نمود:
بند اول: بیان چگونگی زدن
در بخشی از روایات و بیانات فقها به این نکته برخورد می کنیم که زدن نباید به گونه ای باشد که موجب جرح و زخمی شدن بدن شود، بلکه باید مختصر بوده و به گونه ای باشد که زن را متوجه وظایف و تعهد خود در برابر همسر نماید؛ تقریبا تمام فقهایی که بحث ضرب زن را در صورت ناشزه شدن (نافرمانی کردن از دستورات شرعی شوهر) مطرح می کنند به این نکته تصریح دارند که زدن تنها در صورتی رواست که مختصر بوده و موجب شکستگی یا کبودی بدن نشود . البته این مقدار زدن نیز در صورت وجود شرایط ذیل رواست:
1 – ضرورت ایجاب کند، یعنی فقط در مواردی که مطمئنا غیرضرب، مفید و نافع و مؤثر نباشد(فخر رازی، بی تا، ج 3، ص 318).
2 – ضرب، مؤثر باشد و اما اگر مطمئن باشد که زن با کتک نیز بر نشوز خود اصرار می ورزد یا فرضا بدتر می شود، نمی توان باور داشت به مقتضای آیه کریمه، ضرب جایز و روا باشد .
اینک به چند نمونه توجه می کنیم:
الف) سیوطی در درالمنثور بعد از نقل آیه شریفه، حدیثی را از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند که حضرت فرمود: «َضرباً غَیر وَ لِسان العَرَبِ غَیَر مُبَرحِ را چنین معنا می کند: «ای غیر شاق » (ابن منظور، بی تا، ج 2، ص 408) یعنی: زدن نباید سخت و طاقت فرسا باشد و موجب ضرری در زن شود.
بر این اساس گفته شده است از آنجا که زدن همسر، برای برگرداندن حق شوهر است، باید برای تأدیب باشد؛ یعنی به گونه ای نباشد که استخوان بشکند یا بدن خراش بردارد؛ چون مقصود اصلاح است نه چیز دیگر . (تفسیر قرطبی، ج 5، ص 172)
ب) مرحوم محقق سبزواری (1090) می نویسد: مراد از ضرب، ضرب تأدیبی است؛ نباید سخت باشد و باعث کبودی شود و نباید با شلاق و چوب او را بزند و بعضی از اصحاب گفته اند نباید به صورت و لگن و شکم بزند، بلکه باید جاهای سخت بدن را – آن هم مقتصر – بزند . (محقق سبزواری، بی تا، ص 189)
سر آن که گفته می شود به شکم و یا جاهای حساس بدن و لو مختصرا نباید ضربه بزند، برای این است که در صورت ایجاد ضرر برای زن و باعث تلف شدن اعضایی از بدن زن، باید دیه بدهد و یا قصاص شود .
ج) مرحوم شیخ طوسی رحمه الله (متوفی به سال 460 ق). بعد از آن که بیان می کند نوع زدن چگونه باید باشد، می نویسد: اگر مردی به شکم زن
بزند و زن جنین را سقط کند در صورت اثبات باید دیه بدهد . (طوسی، محمد بن حسن، 1387، ج 7، ص 199)
د) مرحوم فاضل هندی (متوفی به سال 1137 ق). در کشف اللثام می نویسد: اگر با زدن، چیزی از اعضای بدن زن تلف شود، ضامن است؛ چون در این صورت از مشروع خارج شده است؛ زیرا آنچه شارع فرمود برای این است که زن اصلاح شود در حالی که ضرب شدید موجب افساد است. (فاضل هندی، 1405 ق . ، ج 2، ص 100)
پس از آنجا که ضرب دارای مراتب تشکیکی بوده و شامل انواع زیادی چون با ابزار، بدون آن، شدید و ضعیف می شود، آنچه در شرع تجویز شده است پایین ترین مرتبه آن است، به گونه ای که عرفا ضرب صدق کند؛ حتی خواهد آمد آنچه شارع در نظر دارد عرف، ضرب به معنای واقعی نمی داند، بلکه شاید آن را حمل بر تسامح و ملاعبه نماید؛ چون آنچه در نظر شارع مطرح می باشد این است که زن دوباره وظایف شرعی خویش را نسبت به شوهر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *