دانلود پایان نامه

شهادتش شبانه و مخفیانه وی را دفن کنند تا ابوبکر نتواند در تشییع جنازه وی حضور یابد و بر وی نماز بخواند. این مطلب با توجه به حدیثی که پیامبر اکرم( فرموده است “فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی” نه تنها به افضلیت ابوبکر، بلکه به صلاحیت وی خدشه وارد می‌کند.
1-3-1-2-4. پاسخ قوشچی:
قوشچی، تنها در صحت این جریان خدشه وارد کرده است308.
2-3-1-2-4. رد پاسخ قوشچی:
این جریان در منابع معتبر اهل سنت؛ مانند صحیح بخاری آمده است309.
4-1-2-4. اعتراف به عدم صلاحیت خود برای امامت
نقل شده است، ابوبکر در ماجرای سقیفه گفت: “أقیلونی فلست بخیرکم و علی فیکم” مرا از خلافت معاف بدارید، من بهترین شما نیستم در حالی که علی در میان شما وجود دارد. اگر این سخن ابوبکر صادقانه باشد در حقیقت به عدم صلاحیت خود برای خلافت و امامت اعتراف کرده است و اگر هم در این ادعای خود صادق نباشد، باز به دلیل عدم صداقت، عدم صلاحیت وی اثبات میشود.
5-1-2-4. اعتراف به نفوذ شیطان در وی
از ابوبکر نقل شده است که گفته است: برای من شیطانی است که به من عارض می‌شود، پس اگر من در راه مستقیم بودم به من کمک کنید و اگر عصیان کردم مرا باز دارید. در این مورد نیز اگر ابوبکر راست گفته باشد، به عدم صلاحیت خود اقرار کرده است و اگر هم صادق نبوده باشد، باز عدم صلاحیت وی اثبات می‌شود.
1-5-1-2-4. پاسخ قوشچی به دو مورد اخیر:
اولا؛ این نقلها صحیح نیست، ثانیا؛ بر فرض صحت نیز میتوان گفت ابوبکر قصد تواضع و شکسته نفسی داشته است.ثالثا؛ از رسول خدا( روایت شده است: برای هر مولودی شیطانی است. رابعا؛ ابوبکر جمله خود را به صورت شرطیه بیان کرده است (ان عصیت) و صادق بودن شرطیه دلالت بر وقوع طرفین آن نمی‌کند310.
2-5-1-2-4. رد جواب قوشچی:
این روایات در منابع معتبر اهل سنت نقل شده است311.
بر فرض که رسول خدا( فرموده باشد، برای هر مولودی شیطانی است، ولی ابوبکر بالاتر از آن را گفت. او گفت: شیطان بر من عارض می‌شود و عروض شیطان هم منجر به عصیان می‌گردد. وجود شیطان برای هر مولودی نقص آن مولود محسوب نمیشود، بلکه اطاعت از او عیب میباشد و با امام و خلیفه رسول خدا( بودن جمع نمیشود.
نفوذ شیطان با عصمتی که در امام لازم است و پیش از این اثبات شد، منافات دارد.
6-1-2-4. سخن عمر درباره بیعت با ابوبکر
عمر که یکی از امامان اهل سنت است، درباره بیعت با ابوبکر گفته است: “بیعت با ابوبکر ناگهانی و بدون تدبیر اتفاق افتاد. خداوند شر آن بیعت را از مسلمانان حفظ کرد. هر کس مثل آن را تکرار کند، او را بکشید”. این سخن عمر دلالت میکند که بیعت با ابوبکر اشتباه بوده است.
1-6-1-2-4. پاسخ قوشچی:
معنای سخن عمر این است که خداوند از شر مخالفتی که نزدیک بود هنگام بیعت با ابوبکر شکل گیرد حفظ کرد پس هر کس به مثل آن مخالفت اقدام نماید و سبب اختلاف کلمه شود او را بکشید. چگونه ممکن است عمر در خلافت ابوبکر و بیعت با او خدشه وارد سازد، زیرا خلافت خود نیز در سایه خلافت او مشروعیت مییابد312؟!
2-6-1-2-4. رد جواب قوشچی:
عمر در سخن خود از شر بیعت حرف زده است نه از شر مخالفت با بیعت. تفسیر قوشچی بر خلاف ظاهر کلام عمر است.
7-1-2-4. شک ابوبکر در مستحق بودن خود برای امامت
ابوبکر، موقع مرگ خود در صلاحیت خود برای خلافت رسول خدا( شک کرده بود، زیرا میگفت: کاش از رسول خدا( می‌پرسیدم که بعد از وی چه کسی مستحق خلافت است یا میگفت: ای کاش! خود می‌نشستم و با یکی از این دو مرد (عمر و ابوعبیده) بیعت میکردم و او امیر و من وزیر میشدم.
1-7-1-2-4. پاسخ قوشچی:
این خبر صحت ندارد. و بر فرض صحت، مراد ابوبکر این بوده است که در طلب حق مبالغه و احتمال بعید را نیز نفی کرده باشد313.
2-7-1-2-4. نقد جواب قوشچی:
در منابع معتبر اهل سنت این جریان نقل شده است314. بر فرض احتمال بعید نیز معلوم میشود، ابوبکر در صحت خلافت خود تردید داشته است.اگر واقعا ابوبکر طالب حق بود، چرا در جریان سقیفه صبر نکرد همه مردم مدینه جمع شوند و منتظر نماند تا بنی هاشم نیز بیایند و فوری و بدون تامل و تفکر و به قول عمر “فلته” از حاضرین بیعت گرفتند و بقیه را نیز با تهدید مجبور به بیعت کردند.
8-1-2-4. مخالفت‌های ابوبکر با رسول خدا(
ابوبکر با رسول خدا( مخالفت کرد، زیرا بنابر قول اهل سنت رسول خدا( برای خود جانشین تعیین نکرد، ولی ابوبکر هنگام مرگ خود عمر را خلیفه خود قرار داد. هم چنین رسول خدا( به عمر هیچ مسؤولیتی نمی‌داد تنها یک بار مسؤولیت لشکر را در جنگ خیبر به وی داد که شکست خورد و برگشت و یک بار نیز مسؤولیت صدقات را به وی داد و عباس از وی به رسول اکرم( شکایت کرد و پیامبر اکرم( عمر را از این منصب نیز عزل کرد با این وجود ابوبکر منصب خلافت بعد از خود را به عمر داد.
مخالفت دیگر خلفای ثلاثه با رسول خدا( هنگامی روی داد که رسول خدا( به آنها امر کرد به همراه لشکر اسامه از مدینه خارج شوند، مخالفت کردند.
1-8-1-2-4. پاسخ قوشچی:
ما نمیپذیریم که رسول خدا( کسی را برای بعد از خودش مشخص نکرده باشد، بلکه اجماعا پیامبر اکرم( خلیفه بعد از خود را مشخص کرده است؛ در نزد اهل سنت آن خلیفه ابوبکر است و در پیش شیعه حضرت علی( است.
رسول اکرم( عمر را عزل نکرد، بلکه مدت مسؤولیت او تمام شد.
هم چنین صرف انجام دادن آن عملی که رسول خدا( انجام نداده است، مخالفت به شمار نمیآید، بلکه مخالفت زمانی رخ میدهد، مأموری ترک یا منهیی انجام داده شود. خبر مخالفت خلفای ثلاثه در ماجرای لشکر اسامه صحیح نیست3
15.
2-8-1-2-4. رد جواب قوشچی:
اگر مقصود قوشچی از خلیفه شدن ابوبکر از سوی رسول اکرم( وجود نصی بر خلافت ابوبکر باشد، اولا؛ خلاف واقع است و ثانیا؛ خلاف آن چیزی است که قوشچی در سابق به آن تصریح کرده است که نصی بر خلافت ابوبکر وجود ندارد و خلافت او را به اجماع ثابت میداند. ثالثا؛ بر خلاف اجماع اهل سنت است.
و اگر مراد قوشچی این باشد که بیعت عمر با ابوبکر سپس متابعت اکثر مردم با عمر، استخلاف از سوی نبی اکرم( به حساب میآید، این افترا به خدا و رسول او است.
عزل را تاویل به اتمام مسؤولیت کردن، تاویل بدون دلیل است.
این سخن قوشچی که گفت: “صرف انجام دادن آن چه رسول خدا( انجام نداده است، مخالفت به حساب نمیآید” مغالطه میباشد، زیرا در باور اهل سنت رسول خدا( کسی را به خصوص برای خلافت بعد از خود تعیین نکرده است با وجود این که رسول اکرم( از همه مردم اعرف به مصالح و مفاسد مسلمانان بوده است و از همه مهربانتر به امت بوده است، بنابراین مصلحت در عدم تعیین خلیفه بوده است، از این رو تعیین خلیفه توسط ابوبکر، مخالفت با رسول خدا( محسوب می‌شود.
9-1-2-4. ولایت اسامه بر خلفای ثلاثه
رسول خدا( اسامه را ولی خلفای ثلاثه قرار داد، بنابراین اسامه از آنها افضل است. ولی رسول خدا( کسی را ولی حضرت علی( قرار نداده است.
1-9-1-2-4. پاسخ قوشچی:
اولا؛ تولیت اسامه بر خلفای ثلاثه صحیح نیست. ثانیا بر فرض صحت، شاید این ولایت به سبب غرضی غیر از افضلیت وی بوده است، مثل این که اسامه در فرماندهی لشکر داناتر بوده باشد.
2-9-1-2-4. رد جواب قوشچی:
جریان تولیت اسامه بر خلفای سه گانه در منابع معتبر اهل سنت آمده است316.
اعلم بودن در امر فرماندهی لشکر دلیل بر افضلیت اسامه بر خلفا می‌باشد، زیرا قیادت جیش و فرماندهی لشکر؛ بنابر نظر اهل سنت همان گونه که قوشچی نیز به آن معتقد است،317از مهم ترین و بزرگترین فوائد امام است، بنابراین اگر خلفای سه گانه در امر فرماندهی جنگ اعلم از همه نباشند، جایز نیست امام و خلیفه همه مسلمانان باشند.
10-1-2-4. عزل ابوبکر از ابلاغ سوره برائت:
ابوبکر در زمان حیات رسول خدا( هیچ مسؤولیتی نداشته است، تنها یک بار رسول خدا( او را مأمور ابلاغ سوره برائت به مردم مکه کرد، در این هنگام جبرئیل( نازل شد و گفت: باید سوره را از ابوبکر بگیرد و آن را نباید کسی جز پیامبر( یا کسی از اهل او بخواند و پیامبر( به ابوبکر دستور داد تا برگردد و حضرت علی( را مأمور ابلاغ این سوره کرد.
1-10-1-2-4. پاسخ قوشچی:
قوشچی میگوید: ابوبکر در زمان حیات رسول خدا( عهده دار برخی از امور بوده است؛ از جمله این که در سال نهم هجری، امارت حجاج را بر عهده داشت و نیز رسول خدا( در هنگام بیماریاش که به رحلت آن حضرت ختم شد، او را امام جماعت قرار داد و خود رسول خدا( پشت سر ابوبکر، نماز گذارد.
قوشچی میافزاید: رسول خدا، ابوبکر را از ابلاغ سوره برائت عزل نکرد اصلا ابوبکر را برای ابلاغ این سوره نصب نکرده بود تا عزل کند، بلکه ابوبکر را امیر حج قرار داده بود و حضرت علی( را نیز پشت سر ابوبکر برای ابلاغ سوره برائت فرستاد و فرمود: این سوره را باید فردی که از خاندان من است، ابلاغ نماید، زیرا عادت عرب بر این سنت استوار است که میثاقها و عهدنامه را یا خود فرد یا یکی از پسر عموهایش باید به انجام رساند. رسول خدا( نیز طبق همین سنت عمل نمود318.
2-10-1-2-4. رد پاسخ قوشچی:
جریان امامت جماعت شدن ابوبکر از سوی رسول اکرم( در هنگام بیماری پیامبر خدا( کذب محض است. در این باره توجه به نکات زیر لازم است:
اولا؛ رسول خدا( ابوبکر را به خواندن نماز جماعت امر نکرد.
ثانیا؛ هنگامی که رسول خدا( شنید که ابوبکر میخواهد، نماز جماعت را اقامه کند در حالی که از شدت بیماری به حضرت علی( و یکی دیگر از صحابه تکیه کرده بود، بیرون آمد و خود نماز را اقامه کرد.
ثالثا؛ اسناد همه روایاتی که این حدیث را روایت کردهاند به عایشه ختم می‌شود و چون عایشه دختر ابوبکر بود و از حضرت علی( هم خوشش نمیآمد، لذا نمی‌توان به این اخبار تمسک نمود.
رابعا؛ ابوبکر در خارج از مدینه و در سپاه اسامه بود.
خامسا؛ طبق آیه قرآن بر احدی جایز نیست که بر پیامبر خدا( مقدم شود، خداوند می‌فرماید: “یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یَدیِ اللهِ وَ رَسُولِهِ”319.
قوشچی در کلام خود اعتراف میکند، حضرت علی( آیات را از ابوبکر گرفت تا خود آن آیات را ابلاغ نماید.
آن چه با مراجعه به منابع معتبر اهل سنت روشن می‌شود، این است که ابتدا ابوبکر مامور تبلیغ آیات سوره برائت بود، بعد رسول خدا( او را عزل کرد، به گونهای که پیش پیامبر اکرم( بر گشت و گریه کرد320.
اهل سنت دلیل قطعی و قوی بر امارت حجاج توسط ابوبکر را ندارند، زیرا احادیثی که در این باره است، تنها دلالت دارد که ابوبکر برای ابلاغ سوره برائت به مکه رفت و آن را هم ناتمام گذاشت و به مدینه برگشت.
اگر عادت عرب این بود که عهدنامه را خود فرد یا یکی از پسر عموهایش ابلاغ کند، بی تردید رسول خدا( از این سنت با خبر می‌شد.
11-1-2-4. عدم آگاهی بر احکام شرعی:
ابوبکر به احکام شرعی عالم نبود و دچار اشتباه می‌شد؛ از جمله این که:
دست چپ دزدی را قطع کرد که بر خلاف شرع است.
فجائه سلمی را در آتش سوزاند و حال آن که رسول خدا( از این عمل نهی کرده بود و فرموده بود کسی جز رب آتش، حق مجازات و عذاب کردن با آتش را ندارد.
ارث کلاله و جده را نمی‌دانست.
در بسیاری از اح
کام دیگر نیز دچار اضطراب رأی می‌شد و از صحابه می‌پرسید.
خالد بن ولید را که به ناحق مالک بن نویره را کشته و با زن او مرتکب زنا شده بود، حد نزد و قصاص ننمود، با وجود این که عمر از او خواست که خالد را قصاص کند، ولی ابوبکر جواب داد: من شمشیری را که برای کفار برهنه شده است، غلاف نمیکنم.
1-11-1-2-4. پاسخ قوشچی:
اگر مقصود این باشد که همه احکام شرع به نحو تفصیل در نزد ابوبکر حاضر نبود، این صحیح و مسلم است و لکن این مطلب تنها در خصوص ابوبکر نبود، بلکه درباره تمام صحابه این گونه بود و این نحوه عدم آگاهی، در استحقاق امامت ضرری نمی‌زند.
اگر مراد این باشد که ابوبکر در مسائل شرعی مجتهد نبود و قدرت استنباط احکام شرعی از منابع آن نداشت، این مطلب صحیحی نیست.
اما این که دست چپ سارق را قطع

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله درموردانتقال اطلاعات، حقوق و دستمزد، انصاف و عدالت

پاسخی بگذارید