منابع پایان نامه ارشد درمورد کودک آزاری، امام صادق، جبران خسارت، تنبیه کننده

امام صادق (ع): “قالَ اِذا سَرِقَ الصّبَی عَفی عَنهُ فَاِنَ عادَ عَزَر فَاِنَّ عادَ قُطِعَ اطرافُ الاصابِعِ فَاِنَّ عادَ قُطِعَ اسفَلُ مِن ذلکَ” ، فرمود: وقتی کودک دزدی کند بخشیده می شود اگر تکرار کرد تعزیر می شود و اگر مجددا مرتکب شد نوک انگشتانش خراش داده می شود، و در صورت تکرار دوباره حد قطع جاری می گردد(عاملی، حر، 1414، ج18، ص 522).
اگرچه مستند فتوای شیخ روایات صحیح است که متواترا نقل گردیده و عده ای دیگر از فقها مانند ابن براج و علامه حلی (ره) با ایشان موافقت فرموده اند و قائل به اجرای حد برای طفل در مرتبه پنجم شده اند، اما مشهور فقها این نظر را قبول نداشته و معتقدند طفل سارق فقط تادیب و تعزیر می شود و مجازات حد قطع ندارد(حلی، ابوالقاسم جعفر بن حسن بن یحیی بن سعید، بی تا، ج4، ص 172).
امام راحل (ره) در بخش فِی شَرائِطِ حَدِ السارِق، مسئله 1 می فرماید: “اَشَبَه بِهِ قَواعِد آن است که در سرقت کودک و لَو مَتکَرراً جز تعزیر و تأدیب نیست.”( خمینی، روح الله، 1385، ج2، ص482)

2-5- جرم شناسی فقهی و حقوقی کودک آزاری
2-5-1- کودک آزاری از نگاه فقه

با توجه به تعریفی که از کودک آزاری گذشت، از ابواب متعددی می توان حکم حرمت کودک آزاری را استفاده نمود.
بنداول: کودک آزاری از مصادیق ظلم
یکی از بزرگ ترین گناهان، ظلم و آزار به کسی است که هیچ پناه گاهی جز خداوند ندارد. در حدیث نبوی می خوانیم: “اَنَهُ قَالَ: قَالَ اللَهُ – عَزَ وَ جَلَ-: اشْتَدَ غَضَبِی عَلَی مَنْ ظَلَمَ اَحَداً لَا یَجِدُ نَاصِراً غَیْرِی” (خداوند عزیز وگرامی فرموده : بشترین خشم من شامل کسی می شود که به فردی ظلم وستم کند که غیر ازمن یاوری ندارد)( مجلسی، محمدباقر، 1388، ج72، ص 330) بنابراین، یکی از مصادیق بارز آن، ظلمی است که از سوی والدین یا سرپرستان قانونی به فرزندان می شود. لذا ظلم والدین به فرزندان از مسلم ترین اعمال حرام بوده و ممنوع است. البته از دیدگاه اسلام هر گونه آزار جسمی و روانی کودک حرام است. از این رو، علاوه بر حرمت تکلیفی، حکم وضعی آن نیز که عبارت است از مجازات جزائی و ضمان مدنی در مورد والدین ظالم اجرا خواهد شد.
از مصادیق بارز ظلم والدین، آزار کودک بی پناهی است که سرپرستی او را بر عهده دارند، چرا که از وظایف پدر و مادر حفظ و تربیت کودک است. لذا ایشان حق ندارند به هیچ بهانه ای صدمه ای جسمی یا روحی به کودک وارد کنند. ضمن این که، جواز تادیب کودک منوط به شرایط و محدود به حدود خاصی است. لذا والدین نمی توانند به استناد حق تادیب به هر شیوه ای برای تادیب کودک خود توسل جویند. از این رو اگر تنبیه بدنی خارج از حد ضرورت یا بیش از مقدار لازم باشد،تعدی بوده، موجب ضمان، دیه و مجازات تعزیری است.
آیه الله العظمی صافی گلپایگانی (دام ظله) در این مورد می فرمایند : “تأدیب فرزندان بر پدر لازم است، لکن در حدودی که شارع مقدس اجازه داده و دستور شرع – به اتفاق همه مراجع تقلید دامت برکاتهم – این است که تنبیه باید به نحوی باشد که موجب دیه نشود”( گلپایگانی،سید محمد رضا موسوی،1412ه.ق ، ج 2 ، ص 181).
آیه الله صانعی در این باره می گوید :” هیچ شرع و قانونی چه رسد به شرع مقدس اسلام که دینی الهی است، آزار انسان ها، چه رسد به کودکان مظلوم و بی پناه آن هم در محیط بسته خانه را اجازه نداده و نمی دهد و عقل و نقل و همه علما و فقها اجمالا آن را حرام، معصیت، گناه، ظلم و ایذاء می دانند و ناگفته نماند که به حکم اطلاق ادله حرمت ظلم و اذیت، فرقی بین ایذاء جسمی و روحی نمی باشد و هر دوی آنها حرام است و مرتکب اش به علاوه از ضمان و لزوم جبران خسارت و ضرر وارده به کودک، همانند ضرر به دیگران مستحق تعزیر هم می باشد. پس آزار کودکان از طرف والدین جایز نبوده و نیست و کودک آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصیت می باشد، بلکه عمده و غالب انواعش – اگر نگوییم همه اش – از معاصی کبیره است.
این بود بیان حکم کلی مسئله، اما راجع به رفع معضل مفروض در سؤال، راهکار جلوگیری از آن، مانند راهکار جلوگیری از ظلم به دیگران در اسلام پیش بینی شده و بر همگان، مخصوصا دولت مردان قانون گذاری و اجرا، تشکیل محاکم جلوگیری از ایذاء و به فریاد چنان مظلومان بی پناهی رسیدن واجب شرعی و عقلی است، بلکه بر آنها به علاوه از تکلیف یک حق هم می باشد، چون هر مظلومی بر حکومت حق رفع ظلم از خودش دارد و حکومت باید جلوی هرگونه ایذاء و اذیت را گرفته و عدالت را اجرا نماید و مساله حمایت، قاعدتا همان حضانت، سرپرستی و تربیت کودک و حفظ بدن و روح و جان او می باشد، که به پدر و مادر واجب شده است. آری! در راستای ادب و تربیت کودکان از طرف آنها تنها زدن حداکثر تا پنج ضربه و یا شش ضربه، نه زیادتر، آن هم با انحصار راه تربیت به آن و در مسیر جلوگیری از فساد اخلاقی و ارتکاب کارهای ناشایست و به شرط این که ضربه به طور سخت و موجب زخم شدن و یا تغییر رنگ پوست نباشد اجازه داده شده و ناگفته نماند با آن که امروزه تربیت اولاد و رشد استعدادهای آنان، خود رشته بسیار با اهمیت و دارای علما و متخصصین می باشد، نیاز به تنبیه بدنی – که معمولا مانع از تربیت و رشد استعدادهاست – بسیار نادر بوده و هست و بر همه قدرت های تبلیغی و فرهنگی است که راه های احسن تربیت، ادب و فرهنگ را تبلیغ نموده تا طبعا پدران و مادران مهربان و همه مربیان از آن راه ها استفاده کنند و راه کودک آزاری مسدود گردد و باید همگان را به سیره رسول گرامی اسلام (ص) در جلوگیری از تربیت و ادب در هنگام غضب و خشم متوجه
ساخته، تا ادب و تربیت همراه با عاطفه و حاکمیت عقل و علم و خرد انجام گیرد؛ چرا که حالت خشم و غضب در هنگام تربیت و ادب همه جهات عقلانی و انسانی تربیت را مستور نموده و پرده حجاب سخت و آهنینی بر روی همه آنها قرار می دهد، که نعوذبالله منه، امید است که با فرهنگ سازی هرچه بیشتر و اصلاح در قوانین حمایت از کودکان و بررسی مجدد قوانین مجازات و تعزیرها با توجه به شرایط اجتماعی، زمان ها و مکان ها در جهت پیش گیری از پدیده کودک آزاری دیگر شاهد این پدیده ی شوم نباشیم”.( گلپایگانی،سید محمد رضا موسوی،1412ه.ق ، ج2، ص 291)

بند دوم: کودک آزاری به واسطه سوء نیت در تأدیب
هدف اصلی در جایز بودن تادیب کودک، تربیت صحیح اوست. لذا والدینی می توانند در این مسیر گام بردارند که این هدف، آرمان تربیتی آنان باشد. لذا تأدیب کودک با انگیزه تشفی خاطر یا کاستن از فشارهای عصبی خود و مانند آن جایز نیست. بسیاری از فقها در کنار حکم به جواز تأدیب، بدین نکته نیز اشاره نموده اند. لذا صدمات ناشی از تادیب با سوء نیت نیز از دیگر مصادیق کودک آزاری به شمار می رود، که علما نیز بدان تصریح دارند.
مرحوم آیت الله گلپایگانی (ره) بر این نکته تاکید بسیار دارند، که، تادیب فیزیکی نباید از روی خشم نا بجا و تشفی خاطر باشد: “وکَذا لا یُجِوزُ ضَرَبَ الصَّبِی المُمِیَز، لِلغَضَبِ وتَشفِی القَلَبَ”. (زدن وتنبه کودک نادان بخاطر خشم ،وارامش قلبی تنبیه کننده جایز نیست)(گلپایگانی،سید محمد رضا موسوی،1412ه.ق ، ج 2 ، ص281)
به طور کلی تادیب کودکان باید با هدف اصلاح ایشان و در راستای مصلحت باشد. ایشان در تذکری فقهی و اخلاقی می فرمایند: ” ثُمَ إِنَهُ لابُدُ مِن اَن یَکونَ المَقصودُ والهَدَفُ فِی مَقامُ الضَرِبَ هُوَ التأدیبُ الراجِعِ إلِی مَصلَحَهِ الصَّبِی لا ما یَثیرُه الغَضَبَ النَفسانِیَ وإلا فَربُما یؤوِلُ الاَمَر إلِی اَن یودَبَ المُؤَدَبَ، لِاَنَّ ضَرَبَهُ لَم یَکُن للهِ تَبارَکَ وتَعالی. وعَلی هذا، فَلَّابُّدَ مِن اَن یَکونَ ضَرَبَهَ فِی الحالِ الطّبیعی العادِیَ، لا حالَ الغَضَبِ، وَلَو کانَ مُغضِباً یَکونُ غَضَبُهُ للهِ تَعالی لا لِنَفسِهِ حَتّی یَسوغَ ضَربَه، وهذه الحالَهِ قَلَما تُوجِدُ إلا فِی النُفوسِ الزَکِیَه الطاهِرِه “( باید هدف ومنظور از زدن وتنبیه وادب توسط ادب کننده مصلحت کودک باشد نه بخاطر خشم وغضب نفسانی .واگر به این خاطر اوراتأدیب کند این عمل بخاطر خداوند نبوده لذا باید تنبه وزدن در حال طبیعی ودر کمال آرامش باشد نه درحال خشم وغضب واگر فردی خشمگین شد وخشمش به خاطر رضای خداوند باشد نه به خاطر نفسش تا زمانی که تنبه راانجام دهد خوب است ولی این حالت خاص پیدا نمی شود مگر درانسان هایی که از نفس پاک ومطهر برخوردارند ).( گلپایگانی،سید محمد رضا موسوی،1412ه.ق ، ج 2 ، ص 291)

بند سوم: کودک آزاری به واسطه تأدیب نامناسب
چنان که فقهای عظام(ره) و حضرت امام خمینی(ره) فرموده اند(خمینی، روح الله، 1386، ج 2، ص 477)، تأدیب زمانی جایز است که به مصلحت کودک و در حد متعارف باشد. از این رو، آن گاه که در تأدیب، مصالح کودک در نظر گرفته نشود یا به کودک بیش از حد متعارف صدمات جسمی و روانی وارد شود، کودک آزاری تحقق یافته است.
گذشته از تادیب بدنی غیر مجاز که پیش از این بررسی شد، تأدیب غیر مجاز، شکل دیگری نیز دارد، که ناشی از صدمات روانی است. از این رو، والدین و پس از ایشان، مربیان آموزشی و پرورشی، بیشترین وظیفه را در پرورش روانی و اخلاقی کودک دارند. لذا چنان که برخورد ایشان با کودک به گونه ای باشد که کودک از احساس امنیت روانی و فکری کافی برخوردار نباشد و یا کودک دچار پریشانی روانی گردد، کودک آزاری تحقق یافته است. از این رو، والدین حق توهین به کودک خود را ندارند و هر گونه دشنام، چنان چه خارج از اهداف تربیتی متعارف باشد، قابل برخورد است.
از سوی دیگر، به والدین توصیه شده است که نام نیکو بر فرزندان خود بگذارند تا در بزرگسالی از نام بد در رنج نباشند، چرا که اسلام به شخصیت کودک ارزش و اهمیت ویژه ای قائل شده و والدین را ملزم نموده که به گونه ای با کودک رفتار کنند که شخصیت اخلاقی و روانی او رشد یابد، لذا در روایات زیادی، احترام گذاشتن به کودک را لازم،(فلسفی، محمد تقی، 1368، ج3، ص 58) والدین را از تبعیض بر حذر، و ایشان را موظف به جبران حقارت ها و کمبودهای عاطفی نموده است.( فلسفی، محمد تقی، 1368، ج 3، ص 67). بنابراین، از مجموعه روایات می توان اهتمام اسلام برای تامین نیازهای روانی کودکان و لزوم توجه والدین به این مهم را دریافت

فصل سوم:

تأدیب و تنبیه همسر در فقه

3-1- شخصیت و مقام زن در اسلام:

اسلام، اولین مکتبی است که زن را به عنوان متمم حیات انسانی در مسائل اجتماعی و اخلاقی و قانونی خود جا داده است (کمالی، سیدعلی، بی تا، ص 26) بررسی آیات قرآن کریم نشان می دهد همه انسان ها از هر صنف خواه زن و خواه مرد از یک ذات و گوهر خلق شده اند. (قدیمی، اکرم، بی تا، ص 33)
در قرآن مجید، سومین سوره مفصل، به نام زنان (نساء) نامیده شده است و در ده سوره دیگر از قرآن مجید مسائلی مربوط به حقوق و منزلت زنان هست. پیش از اسلام، هیچ قانونی از قوانین اجتماعات متمدن و بزرگ، درباره ارزش واقعی زن، حفظ کرامات و حقوق او، تفصیلات فلسفی و روانی و مواد قانونی وجود ندارد. (کمالی، سیدعلی، بی تا، ص 25) دفاع از حقوق زنان، اعطای مقام کوثر به دختر پ
یامبر و اعطای حق رای به زن نمایانگر اهمیت تقریبا مساوی زنان و مردان در این فرهنگ می باشد. (قدیمی، اکرم، بی تا، ص 34)، پیامبر اسلام می فرماید: “هریک از زن یا مرد موجبات آزار یکدیگر را فراهم کنند خداوند نه نماز و نه هیچ عمل خیری را از آنان قبول نمی کند” (عاملی، حر، بی تا، ج14، ص 116.) اسلام برای تمام تلاش های زن که در خانه همسر انجام می دهد، ارج می نهد تا آنجا که امام صادق علیه السلام می فرماید: “لیوان آبی که زن به همسر می دهد از یک سال عبادت شب و سحرخیزی که روزش را روزه بگیرد، نزد خدا بهتر است” (عاملی، حر، بی تا، ج 14، ص 123.) کسانی که در اداره زندگی بی تفاوت هستند و همسران خود را همچنان رها و معطل و حقوق آنان را تضییع می نمایند، مورد لعنت پیشوایان معصوم قرار گرفته اند، ملعون ملعون من ضیع من یعول. (همان، ص 122)

بررسی آیه 34 سوره مبارکه نساء
«وَالَتیِ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَ فَعِظُوهُنَ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *