دانلود پایان نامه

شده نتایج نشان میدهد که رابطهای معنادار بین رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده داراییها رابطه مثبت و معنادار و بین نسبت بدهی با بازده داراییها رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین در دو مدلی که بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان نماینده عملکرد شرکت استفاده شده نتایج نشان میدهد که رابطهای معنادار بین رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین نسبت بدهی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطهای معنادار وجود ندارد. نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق سچافر و همکاران (2004) و چوی (2004) مغایرت دارد.
توضیح ممکن در این مورد اینکه، شاید در شرکتهای مورد بررسی به شکل مناسبی از رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت استفاده نمیشود و شاید بهتر باشد نماینده عملکرد شرکت را مقداری عملیاتیتر مانند کارسنجی یا مقایسه زوجی مد نظر قرار داد.

5-2-2- نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم
در فرضیه دوم این تحقیق، رابطه بین یادگیری سازمانی و عملکرد تولیدی بررسی گردید. در واقع ما به دنبال بررسی این هستیم که آیا یادگیری سازمانی موجب بهبود فرآیند تولید و در نتیجه بهبود عملکرد شرکت میشود یا خیر؟
ما در فرضیه دوم دو نماینده برای عملکرد شرکت مشخص نمودیم: 1- بازده داراییها 2 – بازده حقوق صاحبان سهام و همچنین یادگیری سازمانی به عنوان متغیر مستقل به جهت آزمون این فرضیه در نظر گرفته شد. در نتیجه دو مدل به منظور آزمون این فرضیه تدوین گردید. در این مدلها متغیرهای اندازه شرکت و نسبت بدهی به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شد.
به طور کلی در مدلی که بازده داراییها به عنوان نماینده عملکرد شرکت استفاده شده نتایج نشان میدهد که رابطهای معنادار بین یادگیری سازمانی و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده داراییها رابطه مثبت و معنادار و بین نسبت بدهی با بازده داراییها رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین در مدلی که بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان نماینده عملکرد شرکت استفاده شده نتایج نشان میدهد که رابطهای معنادار بین یادگیری سازمانی و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین نسبت بدهی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطهای معنادار وجود ندارد. نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق روست (2005)،نوردت (2005)، چوی (2004)، سچافر و همکاران (2004) و فولرتون و همکاران (2002)مغایرت دارد.
توضیح ممکن در این مورد این که یادگیری سازمانی برای موفقیت سازمان ضرورت دارد وفهم چگونگی یادگیری سازمانی و عمل کردن به آن به عنوان فعالیتهای دانشی یکی از مهمترین فعالیتهای اساسی مدیران است. با توجه به نتیجه به دست آمده به نظر میرسد که مدیران درک مناسبی از یادگیری سازمانی نداشته و توانایی استفاده از یادگیری سازمانی به جهت ارتقاء عملکرد شرکت پایین میباشد.
5-2-3- نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم
در فرضیه سوم این تحقیق، میزان اثر گذاری یادگیری سازمانی بر رابطه بین میزان بکارگیری رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت و عملکرد تولیدی بررسی گردید. در واقع ما به دنبال بررسی این هستیم که آیا یادگیری سازمانی موجب بهبود استفاده از رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت میگردد و متعاقبا فرآیند تولید و در نتیجه عملکرد شرکت بهبود مییابد؟
ما در فرضیه سوم دو نماینده برای عملکرد شرکت مشخص نمودیم: 1- بازده داراییها 2 – بازده حقوق صاحبان سهام و همچنین یادگیری سازمانی، رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت(دو نماینده ذکر شده) و تعامل بین یادگیری سازمانی و رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت به عنوان متغیر مستقل به جهت آزمون این فرضیه در نظر گرفته شد. در نتیجه چهار مدل به منظور آزمون این فرضیه تدوین گردید. در این مدلها متغیرهای اندازه شرکت و نسبت بدهی به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شد.
به طور کلی در دو مدلی که بازده داراییها به عنوان نماینده عملکرد شرکت استفاده شده نتایج نشان می‌دهد که رابطهای معنادار بین یادگیری سازمانی، رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت(دو نماینده ذکر شده) و تعامل بین یادگیری سازمانی و رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده داراییها رابطه مثبت و معنادار و بین نسبت بدهی با بازده دارایی‌ها رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین در دو مدلی که بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان نماینده عملکرد شرکت استفاده شده نتایج نشان میدهد که رابطهای معنادار بین یادگیری سازمانی، رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت(دو نماینده ذکر شده) و تعامل بین یادگیری سازمانی و رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت و عملکرد شرکت وجود ندارد. اما بین اندازه شرکت با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین نسبت بدهی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطهای معنادار وجود ندارد. نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق روست (2005)،نوردت (2005)، چوی (2004) و سچافر و همکاران (2004)مغایرت دارد.
همانطور که بیان گردید با توجه به نتیجه به دست آمده به نظر میرسد که مدیران درک مناسبی از یادگیری سازمانی نداشته و توانایی استفاده از یادگیری سازمانی به جهت ارتقاء عملکرد شرکت پایین می‌باشد. سچافر و
همکاران (2004) نشان دادند که انواع مختلف اطلاعات تاثیری بر یادگیری ندارد. در این مطالعه بیان شده است که کاربرد اطلاعات حسابداری مدیریت تاثیر مثبتی هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم بر عملکرد سازمانی از طریق فرایند یادگیری سازمانی قابل توجه دارد. در نتیجه میتوان بیان نمود که مدیران توانایی ایجاد تعامل مناسب بین استفاده از اطلاعات حسابداری مدیریت و یادگیری سازمانی را ندارند.
5-3- پیشنهادها
5-3-1- پیشنهادهای مبتنی بر نتایج تحقیق
نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که توجه زیادی به یادگیری سازمانی و رویکردها و تکنیکهای حسابداری مدیریت، به منظور بهبود عملکرد نشده است. شناخت نحوه تأثیر یادگیری سازمانی و رویکردها و تکنیکهای حسابداری م

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع تحقیق با موضوعرضایت شغلی، رضایت شغل، سبک رهبری

پاسخی بگذارید