مرداد ۱۸, ۱۳۹۹

منبع پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه فکری، سرمایه انسانی، مدیریت سرمایه، سرمایه ساختاری

ی دانش یا غیرمالی جایگزین می‌کنند. بعضی از حرفه‌ها (حسابداری مالی و حرفه‌های قانونی) نیز تعاریف کاملاً متفاوتی مانند دارایی‌های ثابت غیرمالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند ارائه کرده‌اند. (Chiang Chen, et al,2014,p 413) نکته : برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  homatez.com  مراجعه نمایید
بوتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه‌ای از دارایی‌های نامشهود (منابع، توانایی‌ها، رقابت) تعریف می‌کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می‌آیند. سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه‌گیری می‌کند. این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد، یک دارایی نامشهود است که از طریق به‌کارگیری دارایی‌های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است. همه این ویژگی‌ها به ایجاد ارزش منجر می‌شود چرا که سرمایه فکری یک پدیده کاملاً داخلی است و قابلیت خرید و فروش ندارد. (Chiang Chen,et al,2014,p 413)
دارایی‌های فیزیکی، دارایی‌های غیررقابتی هستند. برخلاف دارایی‌های فیزیکی که فقط می‌توانند برای انجام یک کار به خصوص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار بگیرند، دارایی‌های فکری را می‌توان به طور همزمان برای چند امر خاص به کار گرفت. (Chiang Chen, et al,2014,p 413)
سرمایه فکری، دانش فردی یا جمعی در یک سازمان است که به منظور به دست آوردن برتری رقابت‌جویی و تقویت معیار سایر انواع سرمایه استفاده می‌شود و شامل یک دسته کامل از چیزهایی فراتر از فوت و فن، روش‌ها، درس‌های فراگرفته شده و تمام منابع تشخیص فوری دانش است. همچنین متضمن شهرت، به رسمیت شناختن نام تجاری، اعتبار و خصوصیات بسیار بیشتری است که در نتیجه دانش به وجود می‌آیند. الگوهای نشان‌دهنده سرمایه فکری و ارزیابی معیار آن، به تعدادی از عناصر جز تقسیم می‌شود. مدل سه جرئی، منابع معنوی را به سه گروه تقسیم می‌کند: سرمایه انسانی، سرمایه داخلی و سرمایه انسانی که به شایستگی کارمندان اشاره دارد ونشان دهنده دانش ضمنی موجود در ذهن آنان شامل دانش، مهارت‌ها، تجارب و توانایی‌های آن‌ها است. سرمایه انسانی به عنوان مؤلفه اصلی سرمایه فکری محسوب می‌شود. سرمایه داخلی به منابع غیرانسانی دانش موجود در یک سازمان اشاره دارد که شامل ساختارها و امور عادی سازمانی است، همچنین شامل فرهنگ‌سازمانی و فلسفه مدیریت است که چهارچوبی برای راهنمایی و تفسیر اقدامات سازمان ارائه می‌کند. هدف اصلی سرمایه داخلی عبارت است از پشتیبانی تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه فکری که به این صورت تعریف می‌شود: زیرساختی که منابع انسانی را در جهت ایجاد وتاثیر دانش خود، تشویقمی کند. در پایان یک روز آنچه در سازمان باقی می‌ماند، دانش است. (C.K.Cheng,2015,p 1456)
امروزه، آشکار شده است که تزریق مقادیر متنابهی از سرمایه‌های فیزیکی ومالی لزوماً تسریع روند رشد و توسعه یک نهاد یا سازمان را در پی ندارد. بلکه سازمان‌های قوی و کارآمد که از سرمایه‌های انسانی و متخصص برخوردارند، می‌توانند سرمایه فیزیکی و مالی خود را به نحو مناسب تری جذب و در تسریع روند رشد و توسعه به کار گیرند. در اقتصاد نوین، تولید ثروت و رشد اقتصادی عمدتاً از دارایی‌های نامشهود به خصوص سرمایه فکری سرچشمه می‌گیرد. (کمالیان و همکاران،۱۳۹۱، ص ۲)
تحقیقات نشان می‌دهد که خروجی سرمایه فکری، نوآوری است. نوآوری، عموماً به ایجاد محصول، تکنولوژی یا ایده‌هایی بهتر یا کاراتر، بر می‌گردد ویک موضوع بااهمیت در مطالعات اقتصادی، تجارت، کارآفرینی، طرح و برنامه‌ریزی، تکنولوژی، جامعه‌شناسی مهندسی می‌باشد. امروزه در جوامع علمی و صنعتی به این نتیجه رسیده‌اند که سازمان‌ها با تکیه بر نوآوری و تقویت و ترویج نوآوری و فعالیت‌های نوآورانه در درون خود می‌توانند برتری‌های بلندمدت خود را در عرصه‌های رقابتی حفظ کنند. (کمالیان و همکاران،۱۳۹۱، ص ۲)
۲-۲-۲) تاریخچه سرمایه فکری:
در سال ۱۹۹۶ جان گالبریت به عنوان نخستین نفر از اصطلاح سرمایه فکری استفاده کرد، اما در اواسط دهه ۱۹۸۰ حرکت از صنعت به اطلاعات آغاز شد و شکاف عمیق بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت‌ها به وجود آمد در اواخر این دهه نخستین تلاش‌ها برای تدوین صورت‌های مالی حساب‌هایی که سرمایه فکری را نیز اندازه‌گیری کنند، صورت گرفت و کتاب‌هایی از قبیل «مدیریت دارایی‌های دانشی» توسط آمیدن۱۶ در باره این موضوع تألیف شد. در اوایل ۱۹۹۰ نخستین بار نقش مدیریت سرمایه فکری با اختصاص یک پست رسمی در سازمان مشروعیت یافت و آقای ادوینسون۱۷ به عنوان مدیر سرمایه فکری شرکت اسکاندیا۱۸ معرفی شد. همچنین، در این دوره مفهوم رویکرد ارزیابی متوازن توسط کاپلان و نورتن ۱۹مطرح گردید.در اواسط دهه ۱۹۹۰ شرکت اسکاندیا نخستین گزارش سرمایه فکری را منتشر کرد و همایشی در سال ۱۹۹۶ با موضوع سرمایه فکری ترتیب داده شد. در اوایل دهه ۲۰۰۰ نخستین مجله با محوریت سرمایه‌های فکری و نخستین استاندارهای حسابداری سرمایه فکری توسط دولت دانمارک منتشر گردید.امروزه پروژه‌های مختلفی از قبیل انتشار کتب و برگزاری سمینارها و تهیه و تدوین مقالات متعددی در این زمینه در حال انجام است.(شماخی،حبیبی،۱۳۹۳،ص۵۸)
در سال ۱۹۹۴، اولین گزارش سرمایه فکری توسط شرکت بیمه اسکاندیا سوئد صادر شد. پس از آن، تحقیقات بسیاری در زمینه تعریف و طبقه‌بندی سرمایه فکری به عمل آمد (برای مثال، بوز و توماس ۲۰(۲۰۰۷)، ادوینسون ومالون (۱۹۹۷)، استوارت (۱۹۹۷)، وانگ و همکاران۲۱ (۲۰۱۳)).از این مطالعات می‌توان نتیجه گرفت که سرمایه فکری به عنوان دار
ایی نامحسوس وابسته به دانش در سازمان تعریف می‌شود که شامل صلاحیت فکری،دارایی فکری و منابع فکری است.بر همین اساس،پولیس۲۲ (۲۰۰۰)عنوان کرد سه گروه گسترده از سرمایه فکری وجود دارد : سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری سرمایه مالی.(Chiang Chen, et al ,2014, p 414)
در طول سالهای گذشته بسیاری از محققان سعی در به دست آوردن ماهیت سرمایه فکری داشته‌اند. ترکیبی از تعاریف سرمایه فکری و روش‌های مرتبط با زمینه تحقیق در جدول ۱_۲ خلاصه شده است. تعاریف ارائه‌شده و مفاهیم مرتبط چهارچوبی سودمند برای درک نقش سرمایه فکری ارائه می‌کند. بعلاوه در دهه گذشته مدیریت سرمایه فکری، به عاملی مهم برای ایجاد برتری رقابتی از طریق افزایش نگرانی در مورد عملکرد سازمانی تبدیل شده است. (به طور کلی به وسیله مشکل کمبود واقعی منابع). این موضوع دلیل این پرسش است که چرا برخی محققان از دیدگاه مدیریت سرمایه فکری در مورد روش‌های جدید موفقیت سازمانی به بحث می‌پردازند. (Gogan, et al, 2014,p 729)
به دلیل اهمیت مدیریت سرمایه فکری واثرات آن بر فرآیندهای سازمانی، نیاز فوق‌العاده ی برای تعیین یک چهارچوب رسمی در جهت تسهیل گزارشگری سرمایه فکری (شامل ارزیابی، سنجش و تشخیص) مشخص شده است. برای این منظور سازمان‌ها می توانند سرمایه معنوی به واسطه ارزش آفرینی مشخص و مدیریت کنند و سپس موقعیت‌های شاخص سرمایه فکری را به مدیران و سهامداران گزارش کنند. (Gogan, et al, 2014, p 729)

محقق
سال
تعریف و روش سرمایه فکری
کلین و لورنس
۱۹۹۴
اصول فکری را نشان می‌دهد که برای تولید ارزش افزوده بیشتر برای سازمان به دست آمده است.
استوارت
۱۹۹۷
سرمایه فکری عبارت‌اند از اصول فکری، دانش، اطلاعات، دارایی معنوی، تجربه که می‌توان به منظور ایجاد ثروت از آن استفاده کرد. سرمایه فکری قدرت مغزی اشتراکی است.
سالیوان
۱۹۹۸
بررسی مدیریت سرمایه فکری می‌تواند تجربه‌ای خسته کننده باشد. مذاکره که با درک آشکار آغاز می‌شود و به سرعت مبهم می‌شود.
پتی و گاتری
۲۰۰۰
سرمایه فکری معیاری است که توانایی تولید درآمدهای آتی یا سرمایه مالی رادر مجموع برای یک سازمان دارد.
بوتینس
۲۰۰۲
سرمایه فکری سهمی از دانش را که در یک سازمان وجود دارد را نشان می‌دهد.
ادوینسون
۲۰۰۴
سرمایه فکری ارزش پنهان سازمان را تشریح می‌کند. سرمایه فکری مجموعه‌ای از ریشه‌های یک درخت و کیفیت میوه است که به شکل نتیجه قابل‌لمس و ملموس ریشه‌های در واقع پنهان آن دیده می‌شود.
آندرسن
۲۰۰۴
ساختار سرمایه فکری دارای سه بخش است: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری سرمایه ارتباطی
براتیانو
۲۰۰۶
سرمایه فکری را می‌توان به عنوان پتانسیل فکری سازمان در نظر گرفت که متشکل از دانشی است که توانایی تغییر مراحل مختلف محصول نظیر تعدادی از عوامل عملیاتی، ایجاد ارزش را دارد و می‌تواند در سرمایه‌های سازمان جمع شود.
بایلستیانو وبورز
۲۰۰۸
هدف از مدیریت سرمایه فکری، تبدیل دانش به منبع ایجاد ارزش، تکثیر سرمایه انسانی از طریق سرمایه ساختاری مناسب است.
تعریف ارائه‌شده
۲۰۱۴
سرمایه فکری روش سازمان‌ها برای ایجاد ارزش از طریق منابع پولی، غیر پولی، مادی و غیرمادی است که قابل تعیین (شناختن)، استفاده (بهره‌برداری)، سنجش (ارزیابی، نظارت) و مدیریت به طور شایسته است.
جدول ۲-۱: ترکیب و تعاریف سرمایه فکری (Gogan, et al, 2014)
2-2-3) ویژگی‌های سرمایه فکری:
با وجود شباهت سرمایه فکری با دارایی‌های مشهود در توانایی بالقوه برای ایجاد جریان‌های نقدی آتی ویژگی‌های خاصی این سرمایه‌ها را متمایز می کند که در ذیل به آن می‌پردازیم:
دارایی فکری، دارایی‌های غیررقابتی هستند. برخلاف دارایی‌های فیزیکی که تنها می‌توانند برای انجام یک کار خاص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار گیرند، دارایی‌های فکری را می‌توان به طور همزمان برای چند امر متفاوت به کار گرفت. این توانایی یکی از مهم‌ترین معیارهای برتری دارایی‌های فکری بر دارایی‌های فیزیکی است. سرمایه انسانی و رابطه‌ای (از اجزای سرمایه فکری) برخلاف دارایی‌های فیزیکی، قابلیت تبدیل‌شده به مالکیت شخصی را ندارند بلکه می‌بایست بین کارکنان، مشتریان وتامین کنندگان مشترک باشند؛ بنابراین رشد این نوع از دارایی‌ها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد. (شماخی، حبیبی،۱۳۹۳، ص ۶۰)
سرمایه فکری به عنوان منبع ارزشمند مزیت رقابتی پایدار در نظر گرفته می‌شود و همچنین روشی است که ازـن طریق، توسعه فناوری ورشد اقتصادی انجام می‌شود. سرمایه فکری هم اکنون به عنوان دارایی نامحسوس مهم در سازمان‌ها به ویژه بخش‌هایی که دارای سرمایه دانش تکنولوژی پیشرفته می‌باشند در نظر گرفته می‌شود. همچنین سرمایه فکری می‌تواند برای توسعه موفقیت سازمان و تشویق و ترویج مزایای سازمانی مانند نوآوری، خلاقیت، حاشیه رقابتی و ایجاد ارزش به کار رود. (Diaz-Fernandez, et al,2015, p 1)
در واقع، سرمایه فکری در سطح مناسب می‌باشد. عملکرد شرکت را توسعه دهد. در حمایت از مزایای شرکتی سرمایه فکری، هایتون۲۳(۲۰۰۵) نشان داد که با کنترل سرمایه فکری، امکان تغییر ریسک‌های ادراک‌شده و پاداش‌های همراه با عملکرد مدیریتی جهت ارائه امکانات بهتر به شرکت‌ها برای نفوذ در بازارهای جدید، ایجاد محصولات بهتر و دریافت مزیت‌های حرکتی دست اول، به ویژه در سهام تکنولوژی بالا، فراهم می‌گردد. (Diaz-Fernandez, et al, 2015,p1)
بخش فراوان ای از دانش س
ازمانی در سرمایه فکری سازمانی است که نقش مهمی در تصمیم‌گیری مدیریت ارشد ایفا می‌کند. در این راستا سالیوان ۲۴(۱۹۹۹)، توان مغزی را در سرمایه فکری روشن می‌نماید.در واقع، این استدلال که تأثیری که سرمایه فکری بر عملکرد کارآفرینی دارد منطبق بر تئوری بینش مبتنی بر منابع است، عنوان می‌کند که سازمان باید منابع خود را به طور موثر جهت حفظ عملکرد برتر، شناسایی و مدیریت نماید.(Diaz-Fernandez, et al, 2015,p 2)
2-2-4) عناصر سرمایه فکری:
در دهه ۱۹۹۰ نویسندگان معروفی مانند بونتیس (۱۹۹۶)، بروکینگ (۱۹۹۶)، ادوینسون ومالون (۱۹۹۷)، استورات (۱۹۹۷)، ادوینسون (۱۹۹۷)، سویبی۲۵(۱۹۹۷)، شروع به تهیه چارچوبی برای سرمایه فکری کردند تا موجب درک بهتر مفهوم سرمایه فکری ونیز انجام بهتر و راحت تر پژوهش‌های آتی شود. بونتیس ابتدا در سال ۱۹۹۸ سرمایه فکری را به سه دسته سرمایه انسانی، ساختاری و ارتباطی تقسیم نمود، ولی این طبقه‌بندی را در سال ۲۰۰۰ اصلاح کرد و به سرمایه انسانی، ساختاری و ارتباطی و دارایی معنوی تغییر داد. بروکینگ سرمایه فکری را به چهار