دانلود پایان نامه

می‌دهد. در اینجا تنها مؤلفه عمودی نشان داده‌شده است، زیرا بزرگی آن بسیار بیشتر از سایر مؤلفه‌هاست و همین‌طور اثر بارهای عمودی یا برخورد بدن انسان هنگام فرود بیشتر موردتوجه قرار دارد.
در منحنی فرود آمدن، تماس اولیه بخش جلویی پا با زمین با اولین نقطه اوج (اولین نقطه بالا رفتگی در منحنی) نشان داده‌شده است. دومین نقطه اوج در این منحنی مربوط به تماس پاشنه روی سطح است. به‌طورکلی، دومین نقطه اوج بیشتر از اولین نقطه اوج است. باوجوداین، برخی از افرادی که با کف پا فرود می‌آیند، تنها یک نقطه اوج برخورد دارند. زمانی که فرد به حالت ساکن روی سطح قرار می‌گیرد، منحنی نیروی عمودی برابر با وزن بدن فرد می‌شود. هنگام فرود، بزرگی مؤلفه عمودی در لحظه برخورد با توجه به ارتفاعی که فرد از آن پرش می‌کند می‌تواند به بزرگی 11 برابر وزن بدن بالغ شود.

شکل 2-6. GRF عمودی طی فرود پس از پرش.
2-4- حرکت پرش- فرود
بسیاری از ورزشکاران حرکت پرش- فرود را در طول فعالیت‌های ورزشی و رقابت‌ها اجرا می‌کنند. گزارش‌شده است که بیشترین شیوع آسیب‌های مچ پا و زانو در ورزش‌هایی مانند والیبال و فوتبال و بسکتبال که در آن‌ها حرکات برشی و پرشی وجود دارد، اتفاق می‌افتد (8, 9, 59, 60). اگرچه این آسیب‌ها اغلب درنتیجه تماس‌های مستقیم اتفاق می‌افتد لیکن مکانیسم‌های غیربرخوردی مانند فرود به دنبال پرش نیز به کرات اتفاق می‌افتد (8, 9, 59, 60). به‌عنوان‌مثال گری و همکاران (8) گزارش کردند که 58 درصد از تمام آسیب‌های زنان بسکتبالیست به دنبال فرود ناشی از پرش اتفاق می‌افتد. در تحقیقی دیگر گودوین- گربیریج و همکاران (9)، 63 درصد آسیب‌های مچ پا و زانو در رقابت‌های والیبال را به عامل پرش- فرود مرتبط دانستند. فرود موفق پس از پرش به قدرت، پایداری و تعادل جهت محافظت اساسی در برابر آسیب مفصل نیاز دارد (7, 10). از این رو توانایی رسیدن سریع به پایداری یکی از عوامل مهم در جلوگیری از آسیب معرفی‌شده است (2). این امکان وجود دارد که درصد بالای آسیب در مچ پا و زانو درنتیجه اختلال در قدرت یا تعادل و نقص در پایداری باشد. حرکت پرش- فرود پخش انرژی حرکتی را در بر می‌گردد و غالباً به‌عنوان فرود نرم یا خشک توصیف می‌شود (61, 62). بدین علت که نیروی عکس‌العمل زمین در فرود خشک بیشتر است (61, 62)، بنابراین از نیروی عکس‌العمل زمین می‌توان جهت شناسایی تغییرات فرود خشک استفاده نمود. افزایش انقباض عضلانی در هنگام فرود، ثبات بیشتر مفصل را فراهم آورده و از آسیب مفصل جلوگیری می‌کند (63). انقباض پیش از فرود و انقباض واکنشی عضلات اندام تحتانی به فراهم شدن این سفتی و پایداری پویا که جهت جلوگیری از آسیب مفصل در هنگام فرود لازم است، کمک می‌کند (63). بنابراین هرگونه تأخیر یا اختلال در فعالیت و سفتی عضله می‌تواند امکان حرکت اضافی را در زانو و مچ پا فراهم ساخته که احتمالاً منجر به آسیب می‌گردد (10).
2-5- خستگی
تعریف‌های متعددی برای واژه خستگی در پژوهش‌های گوناگون بیان‌شده است. برخی خستگی را عدم توانایی فرد در حفظ میزان مشخصی از نیرو یا توان تعریف کرده‌اند (64). برخی دیگر خستگی را کاهش برگشت‌پذیر در توانایی تولید نیرو درعضله می‌دانند که باعث عدم موفقیت آنی می‌شود (65). نیز خستگی به‌عنوان وضعیتی بیان‌شده است که طی آن توانایی افزایش نیرو و سرعت در عضله، در اثر فعالیت زیر فشار، از بین می‌رود که با استراحت، برگشت‌پذیر است (66).
2-5-1- مکانیزم‌های خستگی: پیرامونی و مرکزی
خستگی یا در اثر محدودیت‌های ایجادشده در خود عضلات اسکلتی ایجادشده و یا در سیستم عصبی اتفاق می‌افتد. از لحاظ فیزیولوژیکی خستگی موضعی عضلانی به معنای از بین رفتن توانایی تولید نیرو در اثر تمرین است که ممکن است از عوامل عصبی و یا روانی نشأت‌گرفته باشد (64). خستگی پیرامونی درنتیجه تغییر در خود عضله روی می‌دهد. این تغییر ممکن است تغییر محل اتصال عصبی- عضلانی و غشایی سارکولما، انباشت متابولیت‌ها و تخلیه سوخت باشد. خستگی مرکزی احتمالاً هم در سیستم عصبی مرکزی و هم در سیستم عصبی پیرامونی روی می‌دهد. اگر خستگی مرکزی اتفاق بیفتد، نیروی عضله در اثر کاهش تحریک عصبی افت می‌کند. بر طبق نظر آرندنیلسن و زوارت (1998)، اثر خستگی محیطی در ابتدای حفظ انقباض زیاد است، زیرا فشار زیاد وارد بر عضله سبب مسدود کردن گردش خون عضله می‌شود. بر طبق این نظر اگر فشار داخلی به‌طور مؤثری کاهش یابد تا امکان تجدید جریان خون وجود داشته باشد، به نظر می‌رسد بتوان خستگی محیطی را ثابت نگه داشت. شاید با تمرین firing عضلانی مناسب، بتوان از آسیب‌دیدگی که در اثر خستگی ایجاد می‌شود، پیش‌گیری کرد. مستند شده است که در ورزش‌هایی مانند راگبی، فوتبال و اسکی بیشتر آسیب‌ها در بخش پایانی فعالیت اتفاق می‌افتد که نشان‌دهنده اثر خستگی است (64).
2-5-2- آسیب‌هایی که در اثر خستگی روی می‌دهد
گذشته از بروز آسیب، ممکن است سیستم عصبی- عضلانی تحت تأثیر مقدار فعالیت فرد قرار بگیرد. مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد، خستگی سبب بی‌حسی دوک عضلانی و گذرگاه‌های آوران سیستم عصبی مرکزی می‌شود. این اثر‌ها سبب کند کردن پاسخ و تعداد رشته تارهای عضلانی موردنیاز برای کنترل اختلال می‌شود. این اثر روی سیستم عصبی مرکزی، احتمال آسیب عصبی را افزایش می‌دهد. نیز خستگی باعث تغییر در موقعیت قرارگیری مفصل و اختلال در کنترل قامتی می‌شود. میورا و همکاران با بررسی اثر خستگی عمومی دری
افتند، خستگی باعث عدم کارایی تحلیل مرکزی تکانه‌های حسی- عمقی می‌شود. آن‌ها برای پیشگیری از آسیب پیشنهاد کردند، علاوه بر تمرین‌های استقامت عضلانی باید تمرینات مربوط به هماهنگی عصبی- عضلانی انجام شود؛ زیرا این گروه تمرینات باعث درگیر شدن برنامه‌ریزی حرکتی مرکزی می‌شود (65).
2-5-3- روش‌های تعیین خستگی عضلانی
2-5-3-1- روش مکانیکی
این روش ساده‌ترین راه تعیین شروع خستگی عضلانی است که در آن زمان انجام یک کار توسط یک عضله یا یک گروه عضلانی اندازه‌گیری می‌شود. با بروز خستگی زمان انجام یک کار ثابت با انقباض ایستا و یا پویا کاهش خواهد یافت. اگرچه این روش ساده است اما نتایج به‌دست‌آمده در این روش وابسته به فاکتورهای فیزیولوژیکی مانند انگیزش27 که با شرایط کار تعیین‌شده تخمین زده می‌شود و همچنین چنین روشی قادر نیست که باطن خستگی عضلانی را در یک پروسه مداوم تغییرات بیومکانیکی و فیزیولوژیکی در اجرای یک عمل تعریف‌شده ارائه نماید و مشاهدات ما پس از روی دادن خستگی است به عبارتی پس از بروز خستگی آن را مشاهده می‌کنیم و از دلایل و بطن آن باخبر نمی‌شویم؛ و در آخر این روش درزمانی که چندین عضله آگونیست در یک عمل فیزیکی شرکت می‌کنند قادر به تعیین خستگی یک عضله خاص نیست.
2-5-3-2- روش فیزیولوژیکی
خستگی عضلانی می‌تواند به‌وسیله تعیین غلظت لاکتات در یک عضله به‌وسیله گرفتن خون در یک‌زمان از پیش تعیین‌شده در طول اجرای یک کار عضلانی انجام شود. در این روش امکان تعیین زمان واقعی خستگی عضلانی ممکن نیست. همچنین گرفتن نمونه خون از ورزشکار در طول اجرای یک عمل ورزشی ممکن نبوده و فقط پس از اجرای فعالیت می‌توان این کار را انجام داد. ضمناً اسید لاکتیک در تمام اوقات در بدن موجود است و این امر باعث بروز اشکال و اختلال در تشخیص درست خستگی خواهد شد.
2-5-3-3- روش الکترومایوگرافی سطحی
مشاهده مداوم و دقیق خستگی عضلانی حین انجام یک فعالیت به وسیله اندازه‌گیری فعالیت مایوالکتریک یک عضله خاص روش الکترومایوگرافی نامیده می‌شود. در این روش تغییرات بیومکانیکی و فیزیولوژیکی در طول انقباض‌های خسته‌کننده، در ویژگی‌های سیگنال‌های ثبت شده توسط دستگاه منعکس می‌شود. از محدودیت‌های این روش می‌توان به‌ احتمال حرکت عضله در زیر پوست و همچنین گرفتن سیگنال از عضلات نزدیک به عضله هدف (cross talk) نام برد.
2-6- ارتباط خستگی با کنترل پاسچر
گایتون خستگی را یک مشخصه فوق العاده مهم عمل سیناپسی می‌داند، زیرا هنگامی‌که قسمت‌هایی از سیستم عصبی به میزان بیش‌ازحد تحریک می‌شوند، خستگی موجب می‌شود تا سیستم عصبی این تحریک‌پذیری اضافی خود را بعد از مدتی از دست بدهند. به این ترتیب، پیدایش خستگی یک مکانیسم حفاظتی در برابر فعالیت بیش‌ازحد نورون‌ها است. همچنین خستگی با تغییرات در سطوح مختلف مسیر حرکتی و نیز تغییرات در الگوهای تخلیه آوران های عضلانی همراه است (67) چنان‌که ثابت‌شده است خستگی باعث کاهش تخلیه فیبرهای آوران دوک عضلانی می‌گردد و این تأثیر احتمالاً ناشی از کاهش فعال‌سازی نورون‌های حرکتی گاما می‌باشد. این پدیده به‌نوبه خود باعث کاهش درون دادها به بخش‌هایی از سیستم عصبی مرکزی می‌شود که پیام‌های آوران را باهم تلفیق می‌کنند و احتمالاً باعث کاهش تخلیه نورون‌های حرکتی آلفا می‌شود. درنتیجه اختلالاتی در ارسال فرمان‌های اصلاحی مناسب به عضلات پاسچرال ایجاد می‌گردد (67). بنابراین بین تغییر در کنترل عصبی – عضلانی و خستگی عضله ارتباط آشکاری وجود دارد که یکی از این راه‌ها اندازه‌گیری کنترل عصبی- عضلانی از طریق، کنترل پاسچرال می‌باشد (43).
2-7- مروری بر تحقیقات گذشته
علیرغم فواید گوناگون ورزش، شرکت در فعالیت‌های ورزشی معمولاً با خطر آسیب نیز همراه است که در مواردی ممکن است منجر به ناتوانی دائمی شود. هزینه ضایعات ورزشی در دنیا، سالیانه نزدیک یک میلیارد دلار می‌رسد. پیشگیری و درمان این ضایعات از نکات موردتوجه محققین و درمانگرها می‌باشد، اما پیش از انجام مطالعات در این زمینه‌ها، لازم است تا عوامل خطرزای ضایعات ورزشی، به‌روشنی معلوم شوند.
میزان توانایی ورزشکاران برای کنترل مرکز ثقل، به‌طور بالقوه به‌عنوان یک عامل خطر برای ضایعات اندام تحتانی مورد توجه قرارگرفته است؛ زیرا افزایش تغییرات در پایداری پاسچر، با تغییر در استراتژی -‌های کنترل عصبی عضلانی، افزایش نیروهای مفصلی بین سیگمانی و افزایش نیروهای وارده بر ساختارهای مفصلی، لیگامانی و عضلانی همراه است. یکی از عواملی که می‌تواند موجب تغییر در پایداری پاسچر شود خستگی عضلانی است. تحقیقات اولیه در مورد حرکت انسان روی خستگی اندام تحتانی تمرکز داشته، درحالی‌که به عضلات تنه و نقش آن‌ها در کنترل حرکت کمتر توجه شده است. این در حالی است که تنه 60 درصد توده‌ی عضلانی بدن را تشکیل می‌دهد و در موقعیت بالاتری نسبت به پاها قرار دارد و نقش مهمی را مانند یک پاندل معکوس اعمال می‌نماید. تنه تعداد زیادی مفصل دارد و از عضلات زیادی تأثیر می‌گیرد که باعث می‌شود ضمن حفظ تعادل وظایف حرکتی زیادی انجام شود. فعالیت عضلات اطراف ستون مهره‌ها در پایداری بدن هنگام انجام فعالیت توسط اندام‌ها ضروری است.
نیکلاس و همکاران (2007) در تحقیقی تأثیر خستگی عضلانی اکستنسورهای تنه بر کنترل پاسچر مختل نشده در بین افراد جوان سالم را موردبررسی قرار دادند. 15 دانشجو در این مطالعه شرکت کردن
د. آزمودنی‌ها تا حد ممکن بدون حرکت و با چشمان بسته در دو شرایط بدون خستگی و خستگی عضلات تنه به حالت قائم ایستادند. پروتکل خستگی در این تحقیق اجرای حرکت اکستنشن تنه تا حد واماندگی بود، جابه‌جایی مرکز فشار با استفاده از صفحه‌ی نیرو ثبت شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که خستگی عضلات اکستنسور تنه، کنترل ایستادن مختل نشده را خراب می‌کند که در طول محور قدامی- خلفی این تغییرات بارزتر بود (13).
سورنکوک و همکاران (2008) به بررسی اثرات خستگی عضلات تنه بر تعادل ایستا و پویا در بین 16 آزمودنی مرد پرداختند. نتایج تحقیق کاهش تعادل پویا وایستا را درنتیجه‌ی خستگی عضلات تنه نشان داد (14).
دانیل و همکاران (2010) تأثیر خستگی را بر بیومکانیک فرود، در فرود تک‌پا مورد ارزیابی قراردادند. در این مطالعه 24 آزمودنی (12 مرد و 12 زن) شرکت داشتند. آزمودنی‌ها 3 فرود از ارتفاع 36/0 متری قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی اجرا کردند. زمان رسیدن به پایداری (TTS) در دو سطح قدامی- خلفی و عمودی نسبت به قبل از خستگی افزایش یافت و در جهت داخلی- خارجی تعامل قابل‌توجهی وجود داشت. همچنین هیچ

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درموردفرهنگ سازمانی، سلسله مراتب، تمرکز قدرت

دیدگاهتان را بنویسید