دانلود پایان نامه

ساکنین مذکور همه هزاره بودند. «سید یحیی شاه قلندر » و برادرش در منطقه وردک در میان هزاره ها سکونت گزیدند.در آن زمان سراسر «وردک» مسکن هزاره ها بودند . شاه برهنه در منطقه یکاولنگ(یکی از مناطق بامیان ) ماندگار شد.شاه برهنه ظاهرا از اولاد جلال الدین بخاری بود و از تصوف تبلیغ میکرد و اندکی بعد یک خانقاه توسط میر هاشم یک تن از پیروان او در بامیان ساخته شد. مهاجرت سادات سبزواری تا زمان« ظهیرالدین بابر» همچنان ادامه داشت، و شاه قلندر معاصر وی بود.313
معتمد خان بخشی در سال 1016هجری به دستور جهانگیر خان امپراطور بابر هند از «خواجه» تابوت بامیان دیدن کرده است. او مینویسد که در بامیان جمعی از سادات را دیده اند که اصلا از سادات سبزوار بودند که در بامیان در میان هزاره ها توطن اختیار کرده‌اند.314
این سادات سبزواری علاوه بر مذهب تشیع، مسلک تصوف شاه نعمت الله و میرسیدعلی همدانی را نیز ترویج میکردند و در میان هزارستان مریدان و ارادتمندان فراوانی یافتند، به قسمی که به ترویج، همه هزارستان به سلک مریدانشان درآمد، و آنان گاهی اعمال حیرت آمیز و کرامت گونه ای را انجام میدادند.چنانچه گفته میشود: «میرسیدعلی یخسوز» که مزارش در بامیان است، یک قطعه یخ را در جلو چشمان حیرت زده مریدانش آتش زده و شعله ور ساخته است.315
«شاه برهنه» نیز مانند «میرسیدعلی یخسوز» در میان هزاره‌ها مریدان بسیار یافت. اودر یکاولنگ مستقر شد.او پیرو سلسله ذهبیه بود، قبرش تا به امروز زیارتگاه است.316
باری روشن گردید که تشیع از قدیم و از زمان حضرت علی(ع) در هزارستان به وجود آمد و مهمترین عامل مهاجرت سادات معظم از سبزوار به هزارستان هم مذهبی آنان با هزاره ها است و هم آنها بعد از هجرت امور مذهبی مردم را به دست گرفتند و در ترویج و ابقاءتشیع و تعلیم آن به مردم، تلاش بسیار کردند.اما ساداتی که از قرن دوم تا قرن چهارم به افغانستان وارد شدند بیشترشان زیدی مذهب بودند و به تدریج به مذهب سنی گرویدند، چنانچه حسین بن جعفر الحجه که از پیشوایان زیدیه بود از مدینه به بلخ آمد و در آنجا ماندگار شد. یک تن از نوه‌های او در زمان سلطان محمود غزنوی، فرستاده خلیفه فاطمی مصر را که شیعه اسماعیلی بود به ضرب کارد به قتل رسانید .317
4. نقش شعراء و صوفیه
شعرا
تقریبا از اوایل قرن دوم هجری به بعد، کشمش سختی بین عرب و غیر عرب به وجود آمد و هریک از دو طرف می کوشیدند تا با دلایل علمی و تاریخی و ادبی برتری خود را بر دیگری به اثبات برسانند. از این رو بین شعراء و نویسندگان هردو طرف همواره مناقشات وجود داشت.در این بین شیعیان بامیانی نیز از فرصت استفاده نموده اشعار و متنهای ادبی علیه بنی امیه گفته اند، که گاها در قالب فرقه های فکری انجام می گرفت. از مهم ترین فرقه ای که در این مناقشات فکری شرکت داشت، بنام شعوبیه یاد می‌شود.318چون مهمترین هدف آنها مخالفت با بنی امیه بود در نتیجه شیعیان نیزمشارکت داشند. چنانچه درمخالفت با بنی امیه و فضایل عجم سرودههایی نیز داشتند که اسماعیل یسار نسایی یا طخاری بامیانی و بشارب برد طخاری بامیانی می‌باشد.319
صوفیان
صوفیان شیعه میان مردم تبلیغ میکردند و پیروانی فراوانی داشتند که باعث گسترش شیعه در منطقه بامیان شده است.اغلب این صوفیان سادات بودند.یکی از محققان معاصر در این باره مینویسد:
«بعد از سقوط سربداران زندگی بر سادات شیعی سبزوار مشکل شد، از این رو عده ای از آنها در عهد شاهرخ به هزاره جات دعوت نموده زمین زراعتی و خانه در اختیارشان گذاشتند. چنانکه «میر سید علی یخسوز» و برادرش شاه سید بابا در هزاره جات در حدود «جریز» و «تکانه» مستقر شدند. ساکنین مذکور همه هزاره بودند. «سید یحیی شاه قلندر » و برادرش در منطقه وردک در میان هزاره ها سکونت گزیدند.در آن زمان سراسر «وردک» مسکن هزاره ها بودند . شاه برهنه در منطقه یکاولنگ(یکی از مناطق بامیان ) ماندگار شد.شاه برهنه ظاهرا از اولاد جلال الدین بخاری بود و از تصوف تبلیغ میکرد و اندکی بعد یک خانقاه توسط میر هاشم یک تن از پیروان او در بامیان ساخته شد. مهاجرت سادات سبزواری تا زمان« ظهیرالدین بابر» همچنان ادامه داشت، و شاه قلندر معاصر وی بود.»320
معتمد خان بخشی در سال 1016هجری به دستور جهانگیر خان امپراطور بابر هند از «خواجه» تابوت بامیان دیدن کرده است. او مینویسد که در بامیان جمعی از سادات را دیده اند که اصلا از سادات سبزوار بودند که در بامیان در میان هزاره ها توطن اختیار کرده‌اند.321
این سادات سبزواری علاوه بر مذهب تشیع، مسلک تصوف شاه نعمت الله و میرسیدعلی همدانی را نیز ترویج میکردند و در میان هزارستان مریدان و ارادتمندان فراوانی یافتند، به قسمی که به ترویج، همه هزارستان به سلک مریدانشان درآمد، و آنان گاهی اعمال حیرت آمیز و کرامت گونه ای را انجام میدادند.چنانچه گفته میشود: «میرسیدعلی یخسوز» که مزارش در بامیان است، یک قطعه یخ را در جلو چشمان حیرت زده مریدانش آتش زده و شعله ور ساخته است.322
«شاه برهنه» نیز مانند «میرسیدعلی یخسوز» در میان هزاره‌ها مریدان بسیار یافت. اودر یکاولنگ مستقر شد.او پیرو سلسله ذهبیه بود، قبرش تا به امروز زیارتگاه است.323
6. نقش حکومتها در گسترش تشیع در بامیان
یکی از عوامل مؤثر در روند تحولات جامعه، به ویژه تحولات فکری و فرهنگی، حکومتها و زمامداران هستند؛ چنانکه پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: «صنفان من امتی اذا صلحا، صلحت امتی و اذا فسدتا، فسدت امت
ی: العلماء و الامراء».324 دو گروه از امت من هستند که اگر آنان صالح و رستگار شدند، امت من نیز صالح و رستگار خواهد شد و اگر آنان فاسد و تباه شدند، امت من نیز فاسد و تباه می شود: علما و زمامداران.
با توجه به این نکته، ذیلاً به بررسی نقش حکومت ها در ارتباط با گسترش تشیع در منطقه بامیان می‌پردازیم.
طاهریان(205-259)
دولت طاهریان، نخستین حکومت جدایی طلب مشرق بود که در خلال سالهای 205-259 ه.ق. در خراسان حکومت کرد. بنیانگذار آن «طاهربن حسین مصعب پوشنگی هروی زریق خزاعی» بود که به «طاهر ذو یمینین» معروف است. طاهر از طرف مأمون حاکم خراسان منصوب شد.325 در نتیجه بر بامیان نیز مسلط شد. وی بعد از مدتی ادعای استقلال کرد و نام خلیفه را از خطبه ها حذف کرد.326
برخی از مورخان این سلسله راشیعی و برخی سنی می دانند.
قبیله خزاعی از خاندانهای بزرگ و تأثیرگذار در خراسان بود و تمایلات شیعی داشت. طاهر از موالیان قبیله خزاعه بود.327 بیعت طاهر بن حسن با امام رضا(ع) به عنوان ولیعهد و شادمانی از این موضوع را،328 می‎توان به عنوان گرایش شیعی وی دانست. از جمله خراسانی بودن طاهر که محل تجمع علویان بود و در ان محل وی رشد و نمو داشته، می توان قرینه ای برای تشیع وی دانست.329
ابن اثیر جزری تمام سلسه های طاهریان را متهم به تشیع کرده‌است. ازدواج طاهریان با علویان مانند ازدواج با خاندان سید ابو جعفر احمد، نخستین دودمان علوی بود که در نیشابور ساکن شد.330 علاوه بر این یکی از چیزهایی که دلالت بر شیعه بودن وی میکند، وجود اسامی خاص اهل بیت (ع) در میان خاندان طاهری است. مانند نام پدر طاهر «حسین» و نام برادرش «حسن»و … که از تمایلات درونی آنها به شیعه می توان نام برد.
از سویی عده‌ای معتقد است که در آن زمان سنی به درستی شکل نگرفته بود ولی طاهریان طبعاً پیرو خلفا بوده است؛ گرچه در برخی از موارد مانند بیعت امام رضا (ع) نشان از همراهی او با مأمون بوده است.331 تبعید عالم و متکلم بزرگ شیعی «فضل بن شاذان»، و جنگ با «حسن بن زید» در طبرستان332 و دستگیری «محمدبن قاسم زیدی علوی» در سال 219ه.ق. و فرستادن وی به بغداد و درنهایت خاموش ساختن قیام او در خراسان بود.333
در مجموع می توان گفت که با توجه به برخی از اقدامات مثبت و با تعامل گونه طاهریان با تشیع، تشیع در این عصر (قرن سوم) یک روند نفوذ، تثبیت پذیری رو به رشد داشته است و شیعیان بامیان نیز از این مورد تأثیر پذیرفته است.
صفاریان و شیعیان بامیان(247-394ه.ق)
صفاریان که مؤسس آن یعقوب لیث صفاری است که بخشهای وسیعی از سیستان و خراسان را در اختیار داشت. در سال 256ه.ق. بامیان به تصرف یعقوب لیث صفاری در آمد.334
صفاریان با شیعیان رابطه حسنه داشتند و آنها را محترم میشمردند. حضور صفاریان در خراسان برای شیعیان فرصتی فراهم کرد،که فعالیت فرهنگی خود را گسترش بدهند. فضل بن شاذان از متکلمان شیعه در سال 260ه.ق. در قلمرو صفاریان در رد کرامیه و با طنیه کتاب «الایضاح فی ردّ علی سایر فرق» را نوشت.335 صفاریان به اموات و شهدا شیعیان احترام می‎گذاشت. بنا بر نوشته شیخ عباس قمی در منتهی الآمال، در دوران حکومت امیر حسن بن زید معروف به داعی کبیر، وی دو نفر از سادات حسینی را شهید کرد، جسد آنان را بدون این که دفن کند در سردابی انداخت. پس از حمله یعقوب لیث صفاری به طبرستان، داعی کبیر به دیلم، فرار کرد. یعقوب جسد آنان را از سرداب بیرون آورد و با احترام به خاک سپرد.336
صفاریان به ائمه ارادت خاصی داشتند، چنانچه عمرو لیث صفاری هنگامی که در اوج قدرت بود، بعد از رژه سربازانش، به شدت گریست و آرزو میکرد که با این سربازانش در کربلا در خدمت امام حسین(ع) بودند.337
حمدالله مستوفی به شیعه بودن صفاریان تصریح دارد و مینویسد:« ارباب دول که در عهد اسلام بودند، هریک به عیبی چند ملوث بودند، چون بنی امیه به زندقیه و اعتزال و خارجیت و بنی لیث و آل بویه به رفض».338
خواجه نظام الملک وزیر سلجوقی نیز معتقد است که صفاریان در بیعت باطنیان است.339 قاضی نورالله شوشتری معتقد است که بنی لیث باعث ترویج مذهب امامیه گردیده است.340
از مجموع قراین و شواهد این طور به دست می آید که صفاریان با شیعیان بامیان رابطه سازنده و مثبت داشته بلکه با بوجود آوردن فضای مساعد زمینه گسترش تشیع را فراهم نموده است.
سامانیان و شیعیان بامیان(204-395ه.ق.)
اسماعیل بنیانگذار دولت سامانی است. وی در سال 234ه.ق. در شهر فرغانه متولد شد. درسال 287ه.ق. بامیان و نواحی اطراف آن، علاوه بر خراسان و سیستان به تصرف اسماعیل بن احمد سامانی (261-279) درآمد.341
سامانیان علویان را احترام مینمود، امیر اسماعیل املاکی را بر آنان وقف کرد.342 بنا بر روایتی که از زبان امیر اسماعیل نقل شده، وی در کودکی از مؤدبی رافضی دانش آموخته است.343 حتی در زمان نصربن احمد سامانی و امرای پس از او نیز علمای شیعه همچون ابراهیم بن علی کوفی، حرمتی بزرگ داشتند.344
سامانیان از دولتهایی بودند که نسبت به مذاهب مختلف رفتاری یکسان و معتدلی داشتند که شیعیان نیز از آن جمله بودند. در قلمرو آنها حتی یهودیان و مسیحیان و گروههایی مختلف از مجوسی پراکنده بودند345. با این حال منازعاتی بین گروههای مذهبی و غیر مذهبی بود؛لکن حسن کار در این بود که حکومت سامانی در این عصبیتها وارد نمیشد، بلکه از شدت اختلافات جلوگیری میکرد. لیکن از قرن پنجم قمری به بعد تدریجاً شاهان و رجال مملکت خود وارد این عصبیت شدند و به سخت گیری نسبت به مذاهبی که با آنها نظر مساعد نداشت مباد
رت کرد.346
در کل سامانیان با شیعیان رابطه بدی نداشتند، در بامیان نیز گزارشی از بد رفتاری سامانیان با شیعیان نشده است.
غزنویان و شیعیان بامیان(336-582ه.ق)
پس از تصرف بامیان توسط البتکین غزنوی(384ه.ق) و اسارت شیر بامیان در جنگ،347 فرمانروایی این خاندان بر نواحی شرق هندوکش پایان یافت و قلمرو آنان ضمیمه غزنویان شد. ظاهراً تا قبل از این حاکمانی که به بامیان حمله میکردند فقط به گرفتن باج و نظارت کلی بر بامیان اکتفا میکردند و شیر بامیان به حکومت خود ادامه دادند، ولی بعد از حمله غزنویان خاندان شیران بامیان کاملاً سقوط کرد.
سلاطین غزنوی حنفی متعصب بودند و به همین جهت با خلیفه عباسی اشتراک داشتند و به او ارادت می ورزیدند. ذهبی می نویسد: « سلطان محمود غزنوی به خلیفه عباسی اعتقاد داشت و در مقابلشان و مقدم او سر تعظیم فرود می آورد و برای وی هدایایی از طلا می فرستاد».348 به خاطر همین تعصبات بود که سلطان محمود بارگاه

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه ارشد درموردسازمان تجارت جهانی، اقتصاد کشور، تعامل با دولت

پاسخی بگذارید