دانلود پایان نامه

از امام چنین یاد می‌کرد:
«علی بن الحسین میانه روترین فرد خاندان خویش و مطیع ترین و محبوب ترین آنان نزد مروان و عبدالملک بود.182» در صورتی که میزان دشمنی مروانیان با خاندان علی بر کسی پوشیده نیست و میزان نفرت خاندان علوی از مروانیان نیز بر همه کس روشن است. امام هیچ وقت آن‌ها راهمراهی نکرده است و مطیع نبوده چه برسد که مطیع تر باشد.
همان طور که گفتیم سیاست امویان اقتضا می‌کرد مردم را به نادانی سوق دهند و آنان پایه‌های حکومت خود را بر جهل و دروغ استوار کرده بودند و آگاه شدن مردم، ستون‌های نظام حکومتشان را به لرزه در می‌آورد.
امام سجاد در مقابله با این سیاست منحرفانه امویان، نیز کارهای مهم و زیر بنایی را صورت دادند، ایشان به دنبال توسعه فرهنگی و علمی، نهضت علمی را پی ریخت که خود طلایه دار آن بود و در این راستا مدرسه اهل بیت را برای احیای فقه شیعی تأسیس کرد. پس از آن، مدرسه تابعین در مدینه راه‌اندازی شد و شخصیت‌هایی نظیر سعید بن مسیب و عروه بن زبیر، قاسم بن محمد بن ابی ابکر، ابوبکر بن عبدالرحمن بن حارث، سلیمان یسار، عبدالله بن عقبه بن مسعود، خارجه بن زید، متولیان آن بودند که به «فقهای سبعه» شهرت یافتند. لازم به ذکر است که برخی از این دانشمندان، افتخار شاگردی امام سجاد را دارا بودند183.
اهداف و رسالت‌های مدرسه تابعین، ترویج معارف اسلامی بود، اما مدرسه‌ای در برابر مدرسه اهل بیت به شمار می‌رفت و از حمایت‌های دولتی نیز برخوردار می‌گشت، امویان با پشتیبانی مادی و معنوی، آنان را برای مبارزه با نهضت علمی اهل بیت تقویت میکردند و می‌خواستند مانع فعالیت‌های امام سجاد بشوند. آن عصر را عصر فقاهت وعصر فقها نامیده‌اند184.
امام سجاد در این عصر، مسجد پیامبر را مدرسه خویش ساخت و مباحث علمی و حوزه درسی در موضوع‌های فقه، تفسیر، حدیث، فلسفه، کلام، عرفان و اخلاق دایر کرد. آن حضرت هر روز جمعه، جلسه سخنرانی عمومی برگزار می‌فرمود و به پند و اندرز مردم، ترغیب به زهد در دنیا و شوق به آخرت و انتقال معارف می‌پرداخت185.
عبدالله محض می‌گوید: مادرم فاطمه همواره مرا به حضور در جلسات دایی ام امام سجاد تشویق می‌کرد و در هر جلسه‌ای که می‌رفتم، بر خداترسی و علمم افزوده می‌شد186.
عالمان و دانشمندان همواره در مقابل امام زانوی ادب زده و از کوثر علم الهی او می‌نوشیدند و هیچ گاه حضرت را رها نمی‌کردند، حتی هنگام عزیمت برای مراسم حج، حدود هزار عالم با امام همراه شدند تا از بوستان علم او ثمری بچینند187. آن حضرت، شاگردان بسیاری تربیت کرد که برخی از آنان، از بزرگان و سرآمدان دانشمندان اسلامی شدند. آنان یا متخصصان در علوم مختلف و صاحبان آثاری بوده‌اند، یا مناصب مهم سیاسی و اجتماعی و نقش‌های کلیدی در تاریخ تشیع داشته‌اند، و برخی نیز سلسله جنبان قیام‌هایی بوده‌اند وتعدادی از آنان نیز به شهادت رسیدند.
فصل چهارم
انحرافات سیاسی اجتماعی و نقش مبارزاتی حضرت سجاد علیه آن

گفتار اول: زمامداران عصر امام سجاد و مقابله حضرت با آنها
امام سجاد در دوران امامت خود با حاکمانی هم زمان بود از جمله:
یزیدبنمعاویه (60-64ق)، عبدالله بن زیبر در حجاز (61-73ق) معاویه دوم (64ق، دوسه ماه)
مروان بن حکم (65ه ق، دوسه ماه)، عبدالملکبن مروان (65-86ق)
ولیدبن عبدالملک (86-96ق) در این میان به جز عبدا.. بن زبیر، پنج تن دیگر از حاکمان اموی بودند. حال در این نوشتار میخواهیم به انحرافات حاکمان عصر امام سجاد و موضعگیری امام در برابر آن‌ها بپردازیم.
1. یزید بن معاویه و موضعگیری حضرت سجاد نسبت به او
بزرگترین خطری که در آن عصر متوجه امت اسلامی گردید، حکومت یزید بود که از زشتترین صفحات تاریخ میباشد و یزید خود از روح، هدف و تعالیم اسلامی در آن زمان از هر مسلمانی، دورتر بود و مسلمانان را دچار ناگواریها و مشکلات کرده و آنان را در ورطه شّر بزرگی افکنده بود.
این طاغوت تبهکار تمام ارزشهای اسلامی و تمام خوبیها را به تحریف کشید و نسبت به آن‌ها بیاعتنا بود و بیشترین چیزی که در زندگی دنبال میکرد شهوتپرستی و کامجوییهایش بود. «مسعودی» یکی از مورخان نامدار اسلامی او را چنین توصیف میکند: «یزید در پی لذت خود بود و آشکارا معصیت خدا را میکرد و خطای خود را نیکو میشمرد و آن جا که دنیا به سود او میشد، دین در نظر او خوار بود… 188»
یزید قبل از اینکه خلیفه بشود، اسیر هوسها و پایبند تمایلات افراطی خود بود، بعد از رسیدن به حکومت نیز نتوانست حداقل مثل پدرش، ظواهر اسلام را حفظ کند، بلکه به علت روح بیپروا و شهوترانی که داشت، علناً مقدسات اسلام را زیر پا گذاشت و در راه ارضای شهوات خود از هیچ چیز فروگذاری نکرد.
او علناً شراب میخورد و تظاهر به فساد و گناه میکرد. وقتی در مراسمهای عیش و نوش خود و در بزمهای اشرافی خود، به بادهگساری میپرداخت، بیشرمانه اشعاری بدین مضمون میسرود:
یاران هم پیاله من! برخیزید و به نغمههای مطربان خوشآواز گوش دهید و پیالههای شراب را پیدرپی سر بکشیدو بحث و مذاکره علمی و ادبی را کنار بگذارید. نغمههای (هوسانگیز) ساز و آوازه را از شنیدن «اذان» و ندای «الله اکبر» باز میدارد و من حاضرم حوران بهشتی را (که نسیه است) با خشم شراب (که نقد است) عوض کنم»189 و با این وقاحت به مقدسات اسلامی دهنکجی میکرد.
یکی از محققان معتقد است که یزید براساس تعلیمات مسیحیت پرورش یاف
ته بود و یا حداقل به مسیحیت تمایل داشت190 و این نشان میدهد که در اعتقادات یزید تا چه‌اندازه انحراف وجود داشت. دربار یزید مرکز انواع فساد و گناه شده بود. آثار شوم فساد و بیدینی دربار او در جامعه چنان گسترش یافته بود که در دوران حکومت کوتاه مدت او، حتی محیط مقدسی همچون «مکه» و «مدینه» نیز آلوده شده بود.191
«مسعودی» میگوید: یزید در رفتار با مردم روش فرعون را در پیش گرفته بود و بلکه رفتار فرعون از او بهتر بود192
شواهد و مدارک انحراف یزید و زندگی ننگین و حکومت پلید وی به قدری گسترده و زیاد است که طرح همه آن‌ها از حدود این بحث و نوشتار خارج است و گمان میکنیم آن چه گفته شد برای معرفی چهره پلید او کافی باشد.193
دوران امامت امام سجاد زمانی شروع شد که حدود شش ماه از آغاز حکومت یزید میگذشت و در چنین شرایطی بود که امام سجاد امامت و رهبری شیعیان را عهدهدار شد، عصری که مصادف با یکی از تاریکترین ادوار حکومت در تاریخ اسلام بود.
هر چند قبل از این دوره، ارزشهای دینی دستخوش انحراف و تحریف گشته و حاکمیت استبداد و خودکامگی در جهان اسلام حکمفرما شده بود، ولی عصر امام سجاد تفاوتهایی با دورههای پیش از خود داشت اینکه حاکمان جامعه به صورت علنی و بدون هیچگونه پردهپوشی به مقدسات اسلام دهنکجی میکردند، آشکارا اصول اسلامی را تحریف و زیرپا میگذاشتند و کوچکترین اعتراض را سرکوب میکردند.
امام سجاد بعد از واقعه عاشورا همراه اسیران کربلا و اهل بیت امام حسین وارد شام شدند به مجلس جشن و شادمانی یزید برده شدند. خستگی راه و غبار مصیبت، بر چهره و سر و روی حضرت هویدا بود، اما ایشان با همان حال، خطابهای در مسجد اموی ایراد کردند که ستونهای حکومت یزید به لرزه درآمد و یزید را همانند کسانی که شکست خورده باشند در موضع انفعال قرار داد و به عذرخواهی و جبران خسارت و ابراز دلجویی واداشت. با توجه به اوضاع و شرایط شام و مقتضیات زمانی و مکانی، در حالی که به نظر میرسید همه چیز به ضرر اهل بیت و شیعیان و به نفع امویان رقم میخورد، امام همه معادلات را به هم ریختند و پیروزمندانه در ادامه راه شهیدان کربلا قدم برداشتند و وجدان خفته مردم را بیدار و حقانیت اهل بیت را اثبات کردند. موضع امام در برابر یزید آن چنان بینظیر و هوشمندانه بود که نه تنها به یزید اجازه نداد تا آن حضرت را به قتل برساند، بلکه یزید را، که تا قبل از خطبههای کوبنده امام خدا را برای کشتهشدن امام حسین سپاس میگفت، بر آن داشت که گناه جنایت کربلا را به گردن عبیدا… بیاندازد و شکست در مقابل اهل بیت را بپذیرد و میگفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند که امام حسین را کشت و من چنان دستوری نداده بودم.194
در مورد معاویه دوم فرزند یزید که مدت کوتاهی حکومت کرد و از کارهای پدر و پدربزرگ خود انتقاد میکرد و به صورت مرموزی بدرود حیات گفت، 195 موضع خاصی از حضرت نسبت به معاویه مشاهده نشده و در این مدت هم حادثه و رویدادی به وقوع نپیوسته اگرچه معاویه دوم از عملکرد پدر و پدربزرگ خود انتقاد میکرد ولی در این مدت هم کار خاصی برای شیعیان در حجاز و عراق نکرد و حتی به نوعی از اهل بیت هم دلجویی نکرد.
2. عبدالملک بن مروان و موضعگیری حضرت سجاد نسبت به او
عبدالملک بن مروان از سال 65 چند ماه بعد از پدرش مروان بن حکم بر مسند خلافت نشست. تحول دولت و حکومت از شاخه سفیانی به شاخه مروانی، در دوران امامت امام سجاد روی داد و مروان، سرسلسله مروانیان برای مدت کوتاهی بر مسند خلافت نشست.196 سابقه سیاه و ننگین مروان در دوران رسالت پیامبر تبعید او و پدرش از مدینه تا زمان عثمان، اصرار او بر ولید برای کشتن امام حسین در آغاز خلافت یزید دشمنی آشکار و کینهتوزی او با شیعیان، آغاز بدترین دوران شیعیان بود و به خلافت رسیدن او نشانهای از انحطاط دینی و سیاسی آن دوران به شمار میرفت. که وی به دلیل درگیریهایی که با آل زبیر داشت مجال پرداختن به امام سجاد را از وی گرفته بود.
بعد از مروان پسرش عبدالملک تا سال 86 ه ق حکومت کرد که دوران امامت امام سجاد بیشتر مصادف با دوره خلافت عبدالملکبن مروان بوده است. مورخان، عبدالملک را فردی زیرک، با احتیاط، دوراندیش، ادیب، باهوش و دانشمند دانستهاند.197
وی قبل از رسیدن به حکومت، یکی از فقهای مدینه به شمار میرفت و به زهد و عبادت و دینداری شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد به عبادت سپری میکرد، به طوری که به او «حمامه المسجد» (کبوتر مسجد) میگفتند.198 پس از مرگ پدرش هنگامی که به او مژده خلافت دادند، قرآنی را که پیش رو داشت برهم نهاد و گفت: «این آخرین ملاقات من و توست»199
سیوطی و ابن اثیر مینویسند: «در طی تاریخ اسلام، عبدالملک نخستین کسی بود که خیانت ورزید ( عمربن سعید بن العاص را پس از امان دادن، کشت)».
او، برای اولین بار، مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و از امر به معروف جلوگیری کرد.200
وی در سال 75 ه. ق در جریان سفر حج وارد مدینه شد و در خطبهای به مردم چنین گفت: «من نه همچون خلیفه خوار شده (عثمان)، نه همچون خلیفه آسانگیر (معاویه) و نه مانند خلیفه سست خرد (یزید) هستم: من این مردم را جز با شمشیر درمان نمیکنم. شما از ما کارهای مهاجران را میخواهید، اما، مانند آنان رفتار نمیکنید (ما را به پرهیزکاری میخوانید و خود به آن عمل نمیکنید)…
به خدا سوگند از این پس هر کس مرا به تقوا امر کند، گردن او را خواهم زد201
دوران عبدالملک، سختترین دوران برای بنیهاشم
و آل علی بود. او تنها به اهل بیت خاص یعنی امام سجاد آسیب نمیرساند، بلکه دیگران نیز امنیت جانی و مالی نداشتند امام سجاد نیز تحت کنترل شدید جاسوسان خلیفه بود و آن‌ها از تمامی فعالیتهای سیاسی امام آگاه بودند و شدیداً نیز احساس خطر میکردند.
امام سجاد در مقابله با عبدالملک همانند دیگر خلفا، موضعگیریهای هوشمندانه و حکیمانهای در عین حال با صلابت و جدیت تمام داشتند و چندین بار میان امام و عبدالملک گفتگوهایی صورت گرفت، که به نمونههایی از آن‌ها اشاره میکنیم.
1 – روزی عبدالملک در مسجدالحرام مشغول طواف بود که پیشاپیش او امام سجاد با بیاعتنایی به خلیفه طواف میکرد. بعد از طواف، عبدالملک دستور داد که امام را نزد او حاضر کنند و آن‌گاه به امام گفت: من که قاتل پدر شما نیستم، چرا نزد ما نمیآیی و با ما ارتباط برقرار نمیکنی؟
امام در جواب عبدالملک فرمود: کسی که پدرم را کشت، دنیای پدرم را خراب کرد، امّا پدرم آخرت او را ویران ساخت، تو هم اگر

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درموردفرهنگ سازمانی، سلسله مراتب، تمرکز قدرت

دیدگاهتان را بنویسید