دانلود پایان نامه

برای مرد و زن به طور یکسان مطرح است. و زن می تواند این مدارج را طی کرده و به شخصیت والای انسانی دست یابد.
علامه طباطبایی، ذیل این آیه می فرمایند:
” براساس این آیه، اسلام معتقد است زن و مرد در سایه‌ی اسلام و ایمان می توانند به کرامت شایسته خویش دست یابند؛ و از این نظر میان زن و مرد تفاوتی نیست”.311
زن در تمام احکام عبادی و حقوقی با مرد شریک است و در هر امری که مرد استقلال دارد مانند ‌ارث، کسب، معامله، تعلیم و تریبت، بدست آوردن و دفاع از حقوق و غیره، زن هم مستقل است، مگر در مواردی که با مقتضای طبیعتش مخالف باشد که از جمله‌ی این موارد می‌توان پستهای حکومتی و قضاوت و شرکت در میادین جنگ و خونریزی را نام برد که تنها جهت مداوای مجروحین جایز شمرده شده است.
در تفسیر المیزان تفاوت زن و مرد در احکام عبادی و قوانین اجتماعی به صورت ذیل شرح داده شده است:
” زن از لحاظ علم، جز دانستن اصول معارف و فروع دینی که عبارتست ازاحکام عبادت و قوانین اجـتماعی چـیزی بر او لازم نیست و از لحاظ عمل هم فقط باید وظایـف دینیش را انـجام دهد و از شوهرش در اموری که مربوط به استمتاع اوست اطاعت کند. اما اداره زندگی فردی بوسیله کارگری، پیشه وری و صنعتگری و هم چنین تنطیم امور خانه و دخالت در مصالح اجتماعی ، مانند فراگرفتن انواع علوم و صنایع مفیده با رعایت حدود و مقرارت هیچ یک از آنها بر زن واجب نیست و ورود زن در این موارد مانند تحصیل علم و …. برتری و افتخار اوست و اسلام تفاخر را برای زن جایز، بلکه مطلوب ،‌شمرده است. با اینکه مردان را جز در حال جنگ، از تفاخر نهی فرموده است موید آنچه که گفتیم سنت پیغمبر اکرم است. رفتار پیغمبر با عیالش خدیجه و دخترش فاطمه سرور زنان جهان و هم چنین رفتار آن حضرت با سایر زنان خود و زنان قومش … همه مؤید گفتار ماست”.312
اسلام پایه احکام و حقوق مربوط به زن را مانند سایر فرامین خود بر فطرت بنا نهاده است. آیه‌ی 30 از سوره‌ی روم نیز مؤید همین مطلب است:
” فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ “
آنچه فطرت درباره وظایف و حقوق اجتماعی افراد اقتضاء می‌کند اینست که چون همه‌ی افراد انسان دارای فطرت بشری هستند. باید حقوق و وظایفشان مساوی باشد ولی این تساوی لزوماً به معنای تشابه نمی‌باشد تساوی غیر از تشابه است. تساوی برابر است و تشابه یکنواختی. اصل تساوی، اصل غالب بر احکام و فرامین آسمانی اسلام است که حاکی از فطرت یکسان انسانها و وظایف مختلف آنها براساس تفاوت‌های تکوینی اصناف مختلف بشر می‌باش

4-نتیجه گیری
مطابق روال نگارش پژوهش حاضر در این بخش، منزلت انسانی زن در قرآن کریم را ذیل سه محور یعنی روایت آفرینش، زن و شر و خطابات قرآن مورد مداقه قرار دادیم. با بررسی آیات قرآن دریافتیم که در قرآن هیچ آیه‌ای به صراحت از داستان خلقت اولین زن و مرد سخن نمی‌گوید بلکه برخی از آیات تلویحاً به سیر آفرینش نخستین زن و مرد اشاره دارند که نکات برگرفته از این آیات عبارتند از:
1- در سیر آفرینش نخستین انسانها اصالت به خلقت روح داده می شود و تقدم و تاخر آفرینش جسم ملاک برتری قرار نمی گیرد.
2- از آنجا که زن و مرد در عقل و روح و اختیار مشترک اند پس هر دو در ثواب و عقاب اعمال و مسئولیت پذیری اعمال نیز مشترک بوده و تفاوتی با هم ندارند.
3- هدف از آفرینش زن و مرد یک چیز است و آنهم تعالی کمال و تقرب الهی.
4- بنابر آیات مذکور هرگز زن به عنوان اغواگر مرد و عامل هبوط بشر به زمین معرفی نمی شود. در قرآن آدم و حوا هر دو به یک اندازه مسئول خطای خود بوده و هر دو مجازات می‌شوند. لذا در قرآن هیچ آیه‌ای وجود ندارد که شرارات را با زن بودن یکی گرفته و یا رابطه‌ای بین آنها برقرار نماید.
مجموع مطالب مطروحه حاکی از این حقیقتند که قرآن بر دیدگاه فرودستی و پلیدی زن مهر ابطال زده و هرگز منزلت انسانی زن را در مرتبت پائین‌تری نسبت به مرد قرار نمی‌دهد. معیار برتری در قرآن تنها یک چیز است که آن هم تقوای الهی است که زن و مرد به لحاظ دست یابی به آن با هم تفاوتی ندارند.
اما سؤالی که شاید به ذهن رسد آن است که اگر بپذیریم قرآن نگاه فرودستی به زن ندارد پس چرا خطابات قرآنی نوعی مذکرگرایی را القا می‌نمایند؟ چرا تنها به نعمت‌های بهشتی مردان اشاره می‌شود و یا چرا اسامی و صفات ارائه شده برای خداوند حالت مذکر دارد و …؟
باید گفت که قرآن به زبان عربی محاوره سخن می‌گوید و از قواعد عربی محاوره پیروی می‌نماید. لذا پاسخ به سوالات فوق تنها با آشنایی اندکی به زبان عربی و وجوه دستوری حاکم بر این زبان داده می‌شود. به این ترتیب شبهه مذکور نیز بر طرف شده و دیگر دلیلی برای پذیرش نگاه فرودست قرآن نسبت به زن باقی نمی ماند.

بخش دوم: بررسی منزلت اجتماعی زن در قرآن کریم
مقدمه
در بخش گذشته منزلت انسانی زن در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفت. در این بخش به بررسی منزلت اجتماعی زن خواهیم پرداخت.
در این راستا به نقشهای تعریف شده در قرآن در ابعاد خانوادگی و اجتماعی توجه شده است چرا که نقش‌ها به تبع حقوق و وظایفی که به دنبال دارند، جایگاه و مرتبتی برای فرد ایجاد می نمایند که از خانواده شروع و به جامعه تسری می‌یابد.
لذا
بحث ما در این فصل هم چون فصل گذشته ذیل دو بخش یعنی جایگاه زن در خانواده وجایگاه زن در جامعه ادامه می یابد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود تحقیق در موردنمایشنامه، بی خانمانی، امام رضا (ع)

1-جایگاه زن در خانواده
1-1 اهمیت ازدواج در سنت اسلامی
به منظور آگاهی از نقش زن در خانواده ابتدا لازم است مسئله ازدواج و جایگاه آنرا در سنت اسلامی بررسی نمائیم. در مکتب اسلام هم چون یهود، ازدواج پیمانی مقدس است که میان زن و مرد، دو هم جنس، برقرار می‌گردد. در سوره‌ی نساء آیه 21 ازدواج “میثاق غلیظ” خوانده می شود:
“….وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا”.
این تعریف با آنچه که امروزه در برخی جوامع به عنوان ازدواج در نظر گرفته می شود تفاوت های اساسی و ماهوی دارد. در واقع بر خلاف سنت‌های رایج غرب، ازدواج از منظر اسلام، تشکیل یک زندگی قراردادی جهت کام جویی شخصی و رفع برخی نیازها نیست، بلکه ازدواج امری بالاتر از شهوت جنسی است که زن و مرد در سایه سار آن معنا و مفهوم واقعی زندگی خود را در می‌یابند. ازدواج پاسخی به ندای فطرت است که زمینه ساز رشد و تعالی فرد و جامعه می‌باشد که به دنبال حس کمال جویی و تکامل شخصیت انسان بوجود می‌آید و به همین دلیل می‌توان آیه‌ی 21 سوره‌ی روم را که می‌فرماید:
“وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً ….” را بهترین تبیین قرآن از ازدواج بر شمرد.
قرآن به عنوان یک دستور مهم زندگی، افراد جامعه را موظف می‌کند که در راستای انجام ازدواج و تشکیل خانواده برای کسانی که همسر ندارند بکوشند:
“وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ”313
در این آیه خداوند جامعه‌ی مسلمین را مورد خطاب قرار داده و به آنها امر می‌کند که وسائل و شرایط ازدواج جوانان را فراهم نماید.
آیت الله نوری همدانی در باب اهمیت ازدواج در اسلام می فرمایند از نظر اسلام رو آوردن به “رهبانیت” و ترک ازدواج مورد مذمت و انتقاد است. در تفسیر “وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ ” حضرت رسول (ص) خطاب به عده‌ای که تصمیم به رهبانیت و ترک ازدواج کرده بودند، فرمودند: “من که به عظمت خداوند بیش از شما معرفت داشته و بیشتر از شما از او خشیت و ترس دارم در عین حال به عبادت او قیام می کنم و به خواب و استراحت نیز می‌پردازم و بعضی از روزها روزه می‌گیرم و برخی از روزها را روزه نمی گیرم و با زنان ازدواج می‌کنم. کسی که از سنت من روی بگرداند و اعراض کند از من نیست”.314

1-2 هدف از ازدواج
اما اینکه چرا دین مبین اسلام تا این اندازه بر ازدواج تاکید می نماید را می‌توان در ذیل شش دلیل بررسی نمود .

1-2-1 بقای نسل انسان

قران کریم در سوره‌ی بقره آیه 223 از ازدواج به عنوان کشت و برداشت یاد کرده است:
” نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ”
سید قطب در تفسیر این آیه می‌گوید:
“آیات قرآنی رابطه‌ی زوجیت را با تعابیری گوناگون در آیات عدیده بیان داشته است، گاه با تعبیر (لباس)، گاه با ( سکونت و مودت) و گاه تعبیر (حرث) را به کار گرفته است. تعبیر حرث نشان دهنده‌ی جانبی از علاقه زوجیت است، یعنی تولید مثل و تکثیر نسل. و از این جا به ژرف نگری اسلام پی می‌بریم که انسان را با همه میل و نیازمندی ها پذیرفته است و تنها بخشی از نیازهای او را منظور نکرده است”315.
علامه طباطبایی نیز هدف اصلی نکاح و ازدواج را بقای نوع و تولید نسل دانسته است. وی در المیزان می‌فرمایند:
“طبیعت مردان جنس مونث را می‌طلبد و بالعکس. مجهز شدن زن و مرد به خصلت‌های زنانگی و مردانگی هدفی جز تولید مثل و بقای نوع را ندارد. از این رو، ازدواج بر این حقیقت پایه گذاری شده و تمامی احکام ازدواج نیز بر همین حقیقت دور می‌زند”.316
احادیثی نیز این مضمون را تأیید می‌کند. رسول خدا (ص) می‌فرمایند:

” تَنَاکَحُوا تَکْثُرُوا فَإِنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَم”317‏
( ازدواج کنید تا زیاد شوید، من بواسطه شما بر امت‌های دیگر مباهات می‌کنم).

1-2-2 سکونت و آرامش
سکونت و آرامش زوجین یکی از اهدافی است که قرآن بر آن تاکید داشته است، آیه 89 از سوره‌ی اعراف و آیه‌ی 21 از سوره‌ی روم بر این مطلب دلالت دارد. این آیات سکونت زوجین را فلسفه‌ی آفرینش زن و مرد می‌داند.

1-2-3 ارضای غریزه‌ی جنسی
یکی از غرایض اصلی انسان، غریزه‌ی جنسی است. در شریعت اسلامی توجه خاص و ویژه‌‌ای بدان شده است به گونه‌ای که نه بر خلاف سنت مسیحی آنرا سرکوب کرده و نادیده می‌انگـارند و نه همچون برخی مکاتب غربی آنرا بدون چارچوب و ضوابطی رها و آزاد می‌گذارد. اسلام برای عقال این میل قوی در انسان تنها راه حل را ازدواج بر می‌شمارد تا بدین وسیله شرافت انسانی بازیچه‌ی هوسی زودگذر قرار نگرفته و این غریزه‌ی درونی نیز سرکوب نگردد.
پیامبر اکرم (ص) خطاب به جوانان فرمودند:
“ای گروه جوانان کسی که به حد بلوغ رسید ازدواج کند، زیرا بوسیله‌ی ازدواج، چشم از گناه محفوظ و دامن از آلودگی مصون می ماند”.318


دیدگاهتان را بنویسید