پایان نامه حقوق درباره : سازمان تجارت جهانی

برای سلامت انسان ها یک خطر جدی است لذا اقداماتی که برای کاهش مصرف کنندگان سیگار وضع شده است، داخل در قلمرو ماده 20 قرار می گیرد.
در قضیه ” آزبستوز- جوامع اروپایی ” کانادا از نتیجه گیری پانل تقاضای پژوهش کرد مبنی بر این که جوامع اروپایی ثابت کرده اند که هدف از ممنوع ساختن آزبستورکریستال که با فرمان حکومتی به اجرا درآمده است داخل در ردیف سیاست هایی است که برای حمایت از حیات و سلامتی انسان ها تعبیه شده است.
کانادا با تفسیر پانل از رکن اول معیار مخالف نبود بلکه با ارزیابی پانل در اعتبار و اهمیتی که به ادله علمی مطروحه نزد آن داده شده بود مخالف بود کانادا با نتایج کارشناسان و گزارش های علمی آن ها مخالف بود. اما نهاد استیناف ، پژوهش کانادا را رد کرد زیرا نتیجه گیری پانل را در چارچوب صلاحدیدی آن یافت مبنی بر این که تولیدات سیمان کریستال خطری را بر حیات یا سلامتی بشر تحمیل می کند.
دومین رکن معیار ماده (ب) 20 ” ضرورت اقدام ” است که مشکل سازتر است. پانل در قضیه ” تایلند- سیگارت ” به این سوال پرداخت که آیا ممنوع کردن واردات سیگار از سوی تایلند که با ماده 1 گات 1947 در تعارض است طبق ماده (ب) 20 قابل توجیه هست یا خیر . پانل اشاره کرد که این ماده صراحتا ً به اعضا متعاهد اجازه داده است تا به سلامت بشر در قبال آزادی تجارت اولویت دهند. اما لازم است اقدام مربوطه ” ضروری ” نیز باشد. پانل چنین نتیجه گیری کرد که محدودیت های وارداتی که از سوی تایلند تحمیل شده است در صورتی ضروری خواهد بود که هیچ اقدام جایگزین دیگری را که با موافقت نامه عمومی منطبق باشد و یا کمتر در تعارض باشد نتوان یافت چرا که تایلند به منظور دستیابی به اهداف سیاست های سلامتی خویش می توانست به طور معقول انتظار چنین کاری را داشته باشد.
اهداف عمده سلامت که مدنظر تایلند بود دو جنبه داشت:
1. تضمین کیفیت سیگارها به این نحو که مردم را در برابر محتویات مضر سیگارهای وارداتی حمایت و حفظ نماید.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2. کاهش مصرف سیگار در تایلند که همان اعمال معیار ضرورت بود.
پانل به این موضوع پرداخت که آیا نگرانی های تایلند درباره کیفیت سیگارهای مصرفی در تایلند می تواند اقدامات وی را با موافقت نامه عمومی منطبق ساخته یا کمتر غیرمنطبق سازد و به این نتیجه رسید که کشورهای دیگر نیز مقررات آشکار ، جزئی، دقیق و غیرتبعیضی دارند که بر مبنای رفتار ملی و در تطابق با ماده (4)3 اجرا می شود می باید اجرای کامل سیگار را افشا و موادی که برای سلامتی انسان مضر است را ممنوع کند، چنین مقرره ای اقدام جایگزینی است که با موافقت نامه عمومی منطبق است. پانل نتیجه گرفت که تایلند می توانست به طور معقول انتظار اتخاذ چنین اقداماتی را به منظور مخاطب قرار دادن کیفیتی که با اهداف سیاست سلامتی انسان ها مرتبط بوده و دنبال می شود از طریق وضع ممنوعیت بر ورود تمام سیگارها صرف نظر از محتوای آن ها داشته باشد. در رابطه با دومین هدف سیاست سلامت یعنی کاهش مصرف سیگار پانل بررسی کرد که آیا نگرانی تایلند درباره کیفیت سیگارهای مصرفی می تواند به طور معقول از طریق اقداماتی که با موافقت نامه عمومی منطبق و یا کمتر معارض بوده و در دسترس است برآورده شود. مثلا ً ممنوع کردن آگهی های سیگار با منشا داخلی و خارجی طبیعتا ً شرایط ماده (4)3 را دارد یا .. باید آن را به عنوان یک امر اجتناب ناپذیر و ضروری در معنای ماده (ب) 30 به حساب آورد زیرا آگهی های اضافی خطر بالابردن تقاضا برای سیگار را افزایش می دهد.
نهایتا ً پانل به این نتیجه رسید که اقدامات گوناگونی در تطابق با گات وجود داشت که به طور متعارف در دسترس تایلند برای کنترل کمیت و کیفیت سیگارها بوده که اگر با هم اتخاذ می گردید می توانست اهداف سیاست سلامت تایلند را برآورده سازد. لذا محدودیت وارداتی بر سیگارها در معنای ماده (ب)20 ضروری نبوده است. بنابراین مطابق یافته پانل اقدامی ضروری در معنای ماده (ب)20 خواهد بود که هیچ اقدام جایگزینی که با مقررات گات منطبق و یا کمتر معارض باشد وجود نداشته باشد و این که آشکارا هر دولت عضوی به طور معقول انتظار این را داشته باشد که بکار بستن اقدام جایگزین حداقل در دستیابی به هدف سیاست تحت تعقیب موثر می باشد.
” پانل ” در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” توضیح مهمی درباره عنصر ضرورت در ماده (ب)20 داد. آن چه مدنظر است ضرورت هدف سیاست نیست بلکه ضرورت اقدام مورد اختلاف برای رسیدن به هدف موردنظر است. پانل در این قضیه بررسی کرد که آیا اقدامات منطبق با گات و یا کمتر معارض با گات که به طور متعارف بتواند در اختیار ایالات متحده برای پیش برد اهداف سیاست حمایتی آن از حیات یا سلامتی انسان، گیاه و حیوان وجود داشته است یا خیر.
استدلال کانادا به هنگام پژوهش خواهی در قضیه ” آزیستوز- جوامع اروپایی‌” که راجع به اختلاف میان کانادا و جوامع اروپایی بر سر ممنوعیت فرانسوی آزیستوز و محصولات آزیستوز بود که پانل در اعمال معیار ضرورت مطابق ماده (ب) 20 گات 94 اشتباه کرده است . مرجع استیناف معیار ضرورت در ماده (ب)20 را از سه جنبه مهم روشن ساخت . اولا ً اعضای سازمان تجارت جهانی این حق را دارند که سطح حمایت از سلامت یا محیط زیست را آن طور که مقتضی می دانند تعیین کنند و اعضا دیگر نمی توانند به سطح حمایت انتخابی اعتراض کنند. بلکه صرفا ً می توانند اقدام مورد بحث را برای رسیدن به سطح حمایت انتخابی ضروری ندانند.
ثانیا ً در ” آزیستوز- جوامع اوپایی‌” مرجع استیناف معنای الزامی را که در قضایای ” سیگارها- تایلند ” و ” گازولین- ایالات متحده ” فرموله شده بود را توضیح داد به این نحو که هیچ جایگزینی برای اقدام مورد بحث که هر عضو به طور معقول می تواند انتظار داشته باشد که آن را به کار بندد، وجود نداشته باشد. کانادا مدعی بود که پانل در نتیجه گیری خود مبنی بر این که استفاده کنترل شده جایگزینی بوده که به طور معقول جهت ممنوع کردن ورود آزیستوزها در دسترس بوده است اشتباه کرده است. مطابق نظر کانادا اقدام جایگزین که به عنوان یک جایگزین متعارف در دسترس در جایی که اجرای اقدام اصلی غیرممکن می شود به کار گرفته می شود. مرجع استیناف در این خصوص که آیا یک اقدام جایگزین آن طور که کانادا مدعی است به طور معقول در دسترس بوده است یا خیر چنین می گوید: ” در کنار مشکل اجرا عوامل چندی نیز باید به حساب آید . مرجع استیناف به نتایج قبلی خود راجع به معیار ” ضرورت ” در ماده (د) 20 در قضیه ” کره- موازین مختلف بر گوشت ” اشاره می کند. تفسیر نهاد استیناف در این قضیه از اصطلاح ضرورت مندرج در ماده (د)20 به ” طیفی از درجات ضرورت ” در ماده (د)20 برمی گردد به نحوی که می توان نتیجه گرفت که این امر در مورد ماده (ب)20 نیز صادق است. در ” قضیه آزیستوز- جوامع اروپایی ” نهاد استیناف در رابطه با عنصر ضرورت در ماده (ب)20 بیان می کند که در تصمیم گیری راجع به ضرورت یک اقدام باید اهمیت ارزش اجتماعی را که توسط اقدام مورد بحث تعقیب می شود همچنین قلمرویی را که اقدام جایگزین برای حمایت یا افزایش آن ارزش خواهد داشت را نیز بررسی کرد.
ثالثا ً به جای شرطی که در ” قضیه تایلند- سیگارها ” آمده بود و لازم می دانست که اقدام جایگزین با گات منطبق و یا کمتر معارض باشد در قضیه ” آزیستوز- جوامع اروپایی ” شرط دیگری را مطرح کرد به این ترتیب که اقدام جایگزین نبایستی نسبت به اقدام مورد بحث اثر محدود کنندگی بیشتری بر تجارت داشته باشد. به طور خلاصه نهاد استیناف در ” آزیستوز- جوامع اروپایی ” درباره معیار (ب)20 چنین نظر داد: مساله این است که آیا یک اقدام جایگزین که به همان نتیجه بینجامد و از لحاظ وضع محدودیت بر تجارت به حد ممنوعیت نرسد وجود دارد یا خیر.
کانادا مدعی بود که استفاده کنترل شده از آزیستوز و محصولات آزیستوز اقدام جایگزین معقولی است که ضمن اینکه به همان نتیجه می انجامد ممنوعیتی هم بر آزیستوزها وارد نمی کند . لذا موضوع مورد بحث برای استیناف این بود که آیا فرانسه می توانست به طور معقول انتظار به کارگیری روش های استفاده کنترل شده برای رسیدن به سطح انتخابی حمایت از سلامتی را داشته باشد یا خیر. با درنگ در گوناگونی آزیستوزهای مضر برای سلامتی مرجع استیناف نتیجه گرفت که فرانسه نمی توانسته چنین کند. همچنین مرجع استیناف در رابطه با ارزیابی ضرورت یک اقدام اشاره می کند که اعضا مجبور نیستند در چیدمان سیاست سلامتی خودشان به دنبال آن نظری روند که اجماع علمی برآن وجود دارد. لذا پانل لزومی ندید که برای رسیدن به نتیجه بر مبنای توزین کثرت ادله پیش رود.
ماده (د)20: اقدامات ضروری برای حفظ حقوق داخلی
ماده (د)20 یک معیاردوبندی را برای توجیه موقتی اقدامات مغایر با گات ارائه داده است. در قضیه ” موازین مختلف بر گوشت- کره ” اختلاف بر سر تنظیم خرده فروشی محصولات گوشت وارداتی و داخلی بود . نهاد استیناف درباره نظام دوگانه خرده فروشی که به منظور حفظ انطباق با حقوق حمایت از مصرف کننده طراحی شده بود چنین گفت : ” برای این که اقدام مغایر با گات موقتا ً مطابق ماده (د)20 موجه باشد بایستی :
اولا ً اقدام مورد بحث برای حفظ انطباق با حقوق داخلی طراحی شده باشد نظیرحقوق گمرکات، حقوق مصرف کنندگان یا حقوق مالکیت فکری که فی نفسه با گات مغایر است .
ثانیا ً اقدام مربوطه برای تضمین انطباق ضروری باشد.
در رابطه با بند اول معیار ماده (د)20 یعنی ” حفظ انطباق با حقوق داخلی ” پانل در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” چنین گفت: ” برقراری تبعیض میان گازولین داخلی و وارداتی که در راستای روش های تعیین خط مبدا بوده و با ماده (4)3 در تضاد می باشد، حفظ انطباق با نظام خط مبدا محسوب نشده و چنین روش هایی یک نظام لازم الاجرا نیستند. آنها صرفا ً قواعدی هستند برای تعیین خط مبداهای انفرادی و لذا از نوع اقداماتی که به ماده (د)20 مربوط می شوند نیستند. “
در رابطه با رکن دوم معیار ماده (یعنی معیار ضرورت ، نهاد استیناف در قضیه ” کره- موازین مختلف بر گوشت”) چنین گفت : ” برای این که اقدامی مطابق رکن دوم معیار ماده (د)20 ضروری تلقی شود متضمن توزین و برقراری تعادل میان عوامل مختلف در هر قضیه است: نظیر:
اهمیت نسبی منافع یا ارزش های عمومی که قانون یا آئین نامه به منظور حمایت از آن اجرا می شود.
قلمرویی که در آن اقدام مورد بحث برای حفظ انطباق با حقوق یا آئین نامه مورد بحث اعمال می شود.
ماده (ز)20: اقدامات راجع به محافظت از منابع طبیعی تمام شدنی
ماده (ز)20 اساسا ً مهم است زیرا همراه با ماده (ب)20 اقداماتی را که خارج از حوزه قواعد گات بوده و به منظور حمایت از محیط زیست لازم هستند اجازه می دهد ماده (ز)20 یک معیار سه بندی را ارائه می دهد به این ترتیب که موضوع اقدام ،

اولا ً بایستی مربوط به منابع طبیعی تمام شدنی باشد.
ثانیا ً با حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی ارتباط داشته باشد و
ثالثا ً در محدودیت های وارده بر تولید یا مصرف موثر باشد.
در رابطه با بند اول یعنی ارتباط میان اقدام با حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی نهاد استیناف در قضیه ایالات متحده- میگو یک تفسیر موسع و انقلابی از این مفهوم ارائه داد. در این قضیه خواهان ها استدلال می کردند که ماده (ز)20 محدود به حفاظت از منابع طبیعی غیرزنده یا معدنی می شود به این دلیل که منابع طبیعی زنده قابل تجدید و تکرار شدن هستند و لذا نمی توان آن ها را جزو منابع طبیعی تمام شدنی به حساب آورد. نهاد استیناف با این استدلال مخالفت کرد و چنین گفت : ” درسی که علوم جدید زیست شناسی به ما می دهند این است که هرچند اصولا ً موجودات زنده قابلیت دوباره را دارند و به این معنا قابل تجدید شدن هستند اما در شرایط خاصی که به دلیل فعالیت های انسانی این منابع رو به تمام شدن ، نابودی و تهی شدن گذاشته اند نظیر نفت و سنگ معدن آهن و دیگر منابع غیرزنده باید تمام شدنی محسوب شوند. “
نهاد استیناف بیشتر در رابطه با تفسیر مقتضی از مفهوم منابع طبیعی تمام شدنی توضیح می دهد: عبارات بند (ز) ماده 20 ” راجع به منابع طبیعی تمام شدنی ” بیش از 50 سال است که استادانه ساخته و پرداخته شده است. این بند بایستی درپرتونگرانی فعلی جامعه ملت ها راجع به حمایت و حفاظت از محیط زیست تفسیر شود.گرچه ماده 20 در دور اروگوئه اصلاح نشد، اما مقدمه ضمیمه شده به موافقت نامه سازمان تجارت جهانی حاکی از آن است که امضا کنندگان آن موافقت نامه در 1994 کاملا ً از اهمیت و مشروعیت حمایت از محیط زیست به عنوان یکی از هدف های سیاست بین المللی و ملی آگاه بودند که نه تنها در مقدمه موافقت نامه سازمان تجارت جهانی بلکه در تمامی موافقت نامه های نظیر این نیز ” هدف از توسعه پایدار صراحتا ً بیان شده است . از آن چه در مقدمه موافقت نامه سازمان تجارت جهانی آمده برداشت می شود که مفهوم منابع طبیعی یک مفهوم ایستا نیست بلکه یک تعریف متحول شونده است لذا این مفهوم وابسته به این است که کنوانسیون ها و اعلامیه های بین المللی جدید چه تعبیری از منابع طبیعی تمام شدنی دارند. امروزه اغلب اسناد بین المللی از منابع طبیعی به عنوان منابعی که شامل هم موجودات زنده و هم غیرزنده است یاد می کنند. در رابطه با دومین رکن معیار (ز)20 یعنی این که یک اقدام با موضوع حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی ارتباط داشته باشد پانل گات در قضیه ” کانادا- Herring and Salmon ” چنین گفت : ” ماده (ز)20 بیان نمی کند که چطور موازین تجاری با مساله حفاظت ارتباط می یابد. لذا این سوال مطرح می شود که آیا هر نوع رابطه ای با حفاظت کافی است که یک اقدام تجاری را داخل در معنای ماده (ز)20 نماید یا این که یک ارتباط خاص لازم است .” از آن جا که تمامی بندهای ماده 20 به جز بند (ز) بیان می کند که هر اقدام مغایر با گات بایستی به خاطر رسیدن به هدف سیاست بیان شده در ماده ” ضروری ” یا ” اساسی‌” باشد به این معنا خواهد بود که بند (ز) نه تنها شامل اقداماتی است که برای حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی اساسی هستند بلکه شامل طیف وسیع تری از اقدامات هم می شود. اما همان طور که در مقدمه ماده 20 آمده است هدف از بند (ز) در موافقت نامه عمومی دادن یک قلمرو وسیع به اقداماتی که در جهت اهداف سیاست تجاری به کار گرفته می شوند نیست. بلکه صرفا ً به منظور تضمین تعهداتی است که در موافقت نامه عمومی مانع از تعقیب سیاست هایی می شود که هدفش حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی است. به این دلایل پانل نتیجه گرفت که اگر یک اقدام تجاری برای حفظ یک منبع طبیعی تمام شدنی ضروری یا اساسی نباشد اما هدف عمده آن حفاظت از منبع طبیعی تمام شدنی باشد بایستی به عنوان اقدام مرتبط با حفاظت در معنای ماده (ز) 20 به حساب آید.
در قضیه ایالات متحده- گازولین نهاد استیناف تفسیر مرجع استیناف در قضیه ” کانادا- Herring and Salmon ” را در ” رابطه با حفاظت ” مبنی بر این که ” هدف عمده اقدام حفاظت باشد پذیرفت. نهاد استیناف چنین گفت : ” قواعد راجع به تعیین خط مبدا عمدتا ً هدفش حفاظت از هوای پاک که یک منبع طبیعی تمام شدنی است می باشد. ” مطابق با نظر نهاد استیناف یک ارتباط ماهوی میان قواعد راجع به تعیین خط مبدا و هدف سیاست جلوگیری از تخریب سطح آلودگی هوا وجود دارد . نهاد استیناف در ” قضیه میگو- ایالات متحده ” بیشتر درباره مفهوم ” مرتبط با ” حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی توضیح می دهد. نهاد استیناف در این قضیه در رابطه با بخش 609 حقوق عمومی مواد 162-101 که مربوط به حمایت از لاک پشت های دریایی می شد که در تورهای ماهیگیری صید میگو گرفتار می شدند چنین گفت : “یک پیوند نزدیک و واقعی میان اقدام و هدف سیاست تحت تعقیب برقرار است. وسایل به کارگرفته شده بایستی به طور معقول با پایان هدف مورد تعقیب یعنی حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی مرتبط باشد. به عبارت دیگر یک اقدام نمی تواند گستره ی بی حد و مرزی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *