پایگاه های نظامی آمریکا در خلیج فارس و بازدارندگی علیه ایران- قسمت ۱۱

روابط دفاعی-امنیتی امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا با شروع جنگ موسوم به جنگ نفت کشها میان ایران و عراق آغاز شد و سپس و به دنبال تهدید امارات از سوی صدام در سال ۱۹۹۰ این کشور در جولای ۱۹۹۰مانور نظامی مشترکی با آمریکا برگزار کرد. در ادامه و در طول جنگ اول خلیج فارس امارات متحده عربی کمک های بسیاری را برای نیروهای متفق فراهم آورد[۹۴] و همراه با کویت یک گردان هوایی مشترک تاسیس کرد گردانی که در طول نبرد صدمات بسیاری را به نیروهای ارتش عراق وارد آورد.
در سال ۱۹۹۴ امارات یک توافقنامه دفاعی –امنیتی مشترک با آمریکا به امضا رساند. به موجب آن به نیروهای آمریکایی اجازه استفاده از پایگاه ها و امکانات دریایی و هوایی خود در پایگاه هایی مانند پایگاه جبل علی و فجیره را داد.(Deutsche Press Agentur 1994) نکته بسیار مهمی که در اینجا بایستی به آن اشاره کرد اهمیت بسیار بالا و ویژه پایگاه فجیره برای آمریکا در منطقه خلیج فارس است چرا که ایلات متحده می تواند از طریق این پایگاه و با عبور از یک اتوبان تازه تاسیس فوق مدرن بدون عبور از تنگه هرمز یعنی تنگه ای که تحت کنترل کامل ایران است به تاسیسات خود در کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس دست پیدا کند. نکته دیگر آنکه پایگاه جبل علی نیز نقش مهمی در حمایت لجستیکی از ارتش آمریکا در جریان دو نبرد در افغانستان و عراق داشته است.(Cordesman 1998:9)
در سال ۱۹۹۶ ایالات متحده یک پیمان دفاعی جدید با امارات امضا کرد که به این کشور اجازه استفاده از پایگاه های هوایی مستقر در امارات را می داد. و در ادامه و به دنبال جنگ آمریکا در افغانستان و سپس عراق در سال ۲۰۰۳ آمریکا نسبت به ساخت یک پایگاه لجستیکی در امارات اقدام کرد. (Lefebvre 2003:188) در سال های اخیر، روابط دفاعی-امنیتی امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا رشد بسیار خوبی داشته است و ایالات متحده تجهیزات نظامی بسیار پیشرفته ای را در اختیار این کشور قرار داده است و نسبت به نوسازی پایگاه های خود در این کشور و مجهز کردن آنها به تجهیزات پیشرفته تر اقدام کرده است. از جمله این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:
اعلام باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده مبنی بر قصد این کشور برای فرستادن ۸۰ جنگنده هوایی اف-۱۶ به امارات و همچنین تجهیز نیروی نظامی این کشور به موشکهای آنتی بالستیک با برد طولانی
اعلام ژنرال پترائوس در سال ۲۰۱۰ مبنی بر ارسال دو عدد موشک پاتریوت (Pac3) به امارات و همچنین تکمیل پروژه دفاع ضد موشکی این کشور در جهت ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران تا ماه جولای سال ۲۰۱۰(Degang 2010:49&58)
افزون بر مواردی که در بالا به آن اشاره شد امارات متحده عربی حمایت های دریایی سودمندی را از نیروی دریایی آمریکا در منطقه بعمل می آورد که از نمونه های آن می توان به پهلو گرفتن چندین کشتی آمریکایی در بندر جبل علی این کشور اشاره کرد.(Terrill 2006:60) در مجموع می توان گفت که امارات متحده، نگرانی های امنیتی متعددی از جمله تهدید احتمالی ایران و احتمال تسری بی ثباتی ها و ناامنی های عراق به خاک خود را دارد و برای مقابله با این تهدید ها به کمک آمریکا نیاز دارد. در مقابل، آمریکا نیز به امارات متحده به چشم شریک امنیتی قابل اطمینان جهت ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران –مقابله با فعالیتهای تروریستی در منطقه و همچنین قاچاق مواد مخدر نگاه می کند و در سال های اخیر کمک های نظامی ارزشمندی را به منظور تقویت توان دفاعی امارات به این کشور ارائه داده و نسبت به تقویت پایگاه های خود در این کشور اقدام کرده است.
نکته نهایی که دراینجا بایستی به آن اشره شود این است که در سالهای اخیر امارات متحده عربی نسبت به برقرار روابط نظامی با بسیاری از کشورهای اروپایی نیز اقدام کرده است برای نمونه در ژانویه سال ۲۰۰۸ امارات توافقنامه ای را با دولت فرانسه امضا کرد که به فرانسه اجازه استفاده از پایگاه هایی نظیر بندر زاید[۹۵] و کمپ نظامی ابوظبی را می داد.افزون بر این در اکتبر سال ۲۰۱۰ امارات همکاری های نظامی گسترده ای را با دولت کانادا آغاز کرده است.(Katzman 2011:9)
گفتار پنجم: پایگاه های نظامی آمریکا در کویت و اهمیت این پایگاه ها در ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران
کویت کشوری کوچک با مساحت ۱۷۸۲۰ کیلومتر مربعی است که بخش اعظم جمعیت آن یعنی در حدود ۳/۲ جمعیت این کشور را خارجیان مقیم کویت تشکیل می دهند. این کشور از منابع قابل توجه نفت و گاز برخوردار است و بر اساس آمار در حدود ۱۰ درصد ذخایر نفتی کشف شده در جهان در این کشور قرار دارند. (Terrill 2006:63) همچنین کویت از موقعیت استراتژیکی در منطقه برخوردار است و با سه کشور مهم منطقه یعنی عربستان سعودی-عراق و البته ایران مرز خاکی و دریایی دارد. نکته ای که بایستی در اینجا به آن اشاره کرد این است که ترکیب دوعامل منابع نفتی فراوان و توان دفاعی پائین، کویت را به کشوری آسیب پذیر در مقابل تهدیدات همسایگانش بویژه ایران و عراق تبدیل کرده و این کشور جهت دفاع از موجودیت خود به شدت به کمک کشورهای خارجی نیازمند است.به همین منظور کشور کویت در سالهای اخیر موافقتنامه های دفاعی و امنیتی را با هر ۵ عضو دائم شورای امنیت به امضا رسانده است. (Cordesman&Rodhan 2007:89) نکته مهمی که در رابطه با کویت بایستی به آن اشاره کرد این است که این کشور تا قبل از وقوع جنگ میان ایران و عراق همواره تلاش داشته تا امنیت خود را از طریق ایجاد موازنه قدرت میان همسایگانش حفظ کند.
روابط دفاعی –امنیتی مدرن کویت با ایالات متحده آمریکا از زمان وقوع جنگ نفتکشها در دهه ۸۰ و حمله ایران به کشتی های نفتی کویت (در پاسخ به حمایت تسلیحاتی و مالی این کشور از عراق) آغاز شد.در جریان این اتفاق، نیروی دریایی و هوایی آمریکا وظیفه محافظت از نفتکشهای کویتی را در مقابل حملات ایران به عهده گرفتند. و ایالات متحده کمک های زیادی را به کویت (نظیر فروش هواپیماهای F/A 18) در جت مدرن ساختن ارتش این کشور ارسال کرد. در ادامه و به دنبال حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ ایالات متحده و کویت قرارداد دفاعی امضاکردند. در جریان این جنگ دولت کویت حمایت های مالی و انسانی گسترده ای را از عملیات نیروهای متفق به عمل آورد که در یک اشاره فهرست وار به برخی از آنها به ترتیب زیر می توان اشاره کرد:
کمک مالی ۱۶٫۰۵۹ بیلیون دلاری کویت به ایلات متحده در طول جنگ؛
اعزام ۶۰ تانک و جت های جنگنده برای کمک به ارتش عربستان و همکاری با نیروهای نظامی عربستانی؛(Dagget&Pagliano 1992:11-13)
در سالهای اخیرو بویژه پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق، کویت همواره به عنوان یکی از متحدان مهم غیر ناتوی ایالات متحده مطرح بوده است. (Terrill 2006:65) در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ کویت با تامین سوخت نیروهای آمریکایی و مجوز دادن به آمریکا برای استفاده از ۳/۱ سرزمینش برای حمله به عراق، نقش مهمی در پیروزی آمریکا در این جنگ ایفا کرد. (Degang 2010:49)
در ادامه و در سال ۲۰۰۸ دولت کویت قراردادی را با ایالات متحده(به ارزش ۳۲۸ میلیون دلار) مبنی بر خرید اسلحه از این کشور امضا کرد و ایالات متحده، کویت را به موشکهای دوربرد و سیستم های دفاع ضد موشکی مجهز کرد که از نگاه ناظرین بین الملل نوعی اقدام پیشگیرانه در جهت ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران و مقابله با تهاجمات احتمالی این کشور ارزیابی شد. (Degang 2010:55 ) همچنین ایالات متحده کنترل ۱۰ پایگاه نظامی از جمله کمپ بوهرینگ[۹۶] و عریف جان[۹۷] را در این کشور بدست گرفت. (Terrill 2006:68) همچنین به دنبال خروج نیروهای نظامی آمریکا در عراق، آمریکا این نیروها را به پایگاه هایی در جنوب کویت منتقل کرد تا در مقابل تهدیدهای امنیتی احتمالی عراق واکنش نشان دهند. (Larouche 2011:1) افزون بر مواردی که در بالا به آنها اشره شد بایستی به یک نکته ددیگر هم اشاره کرد و آن توافق آمریکا با کویت برای ساخت پایگاهی جدید در جنوب این کشور برای اسان سازی عملیات نیروهای و اکنش سریع آمریکا است.(Cordesman 1998:4)
در مجموع می توان اهداف ایالات متحده از تقویت پایگاه ها ی خود در کویت و تلاش برای تقویت قوای نظامی این کشور را در موارد ذیل خلاصه کرد:
ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران و تهاجمات احتمالی این کشور ؛
حفاظت از منابع نفتی و گازی کویت؛
کنترل عراق و هدایت عملیات در این کشور از طریق پایگاه های مستقر در کویت؛
مبارزه باگروه های تروریستی بویژه فعالیتهای شبکه القاعده در منطقه از طریق این پایگاه ها؛
گفتار ششم:پایگاه های نظامی آمریکا در عربستان سعودی و اهمیت این پایگاه ها در ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران
کشور عربستان سعودی به عنوان بزرگ ترین کشور منطقه و دارای بیشترین ذخایر نفتی کشف شده جهان از اهمیت بالایی در استراتژی دفاعی-امنیتی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس برخوردار بوده و هست. علاوه براین، این کشور بزرگ ترین نیروی نظامی را در میان کشورهای عرب منطقه در اختیار دارد؛ نیرویی که به تجهیزات پیشرفته نظامی آمریکایی مجهز است. در باب دلایل اهمیت عربستان برای ایالات متحده آمریکا می توان به موارد زیادی اشاره کرد. اما در یک بررسی اجمالی به نظر می رسد که مهم ترین این دلایل به ترتیب ذیل باشند:
مطرح بودن عربستان به عنوان رهبر جهان اسلام: به دلایل مختلف که از جمله آنها می توان به قرارگرفتن کعبه زیارتگاه اصلی مسلمانان جهان در مکه(یکی از شهرهای مهم عربستان) اشاره کردعربستان امروز پایگاه اصلی مسلمانان جهان و به نوعی رهبر جهان اسلام محسوب می شود.
در اختیار داشتن بیشترین حجم ذخایر نفتی جهان و همچنین ذخایر گازی قابل توجه و ضرورت حفاظت از این منابع:عربستان سعودی دارای بیشترین ذخایر نفتی جهان بوده و در حدود ۲۵ در صد ذخایر نفتی جهان دراین کشور قرار دارد.
قرار گرفتن عربستان در صدر فهرست تولید کنندگان نفت در جهان: این کشور روزانه بیش از ۲ میلیون بشکه نفت تولید می کند و بر اساس آمار تا ۱۵ سال آینده قابلیت تولید ۱۵ میلیون بشکه نفت را در روز خواهد داشت.
موقعیت استراتژیک این کشور در میان دریای سرخ و خلیج فارس: این موقعیت ویژه عربستان را به کشور مهمی در راستای مقابله با تهدید های ایران و ایجاد بازدارندگی در مقابل این کشور و همچنین مبارزه با شبکه های تروریستی تبدیل کرده است. (Cordesman&Rodhan 2007: 163&165 )
افزون بر نکاتی که در بالا به آنها اشاره شد؛ رشد بنیاد گرایی اسلامی در عربستان در سالهای اخیر و نگرانی غرب از گسترش نفوذ تروریستها در این کشور، سبب اهمیت این کشور در سیاست های دفاعی-امنیتی کشورهای غربی و بویژه ایاات متحده در منطقه شده است. نکته جالب دیگری که دراینجا بایستی به آن اشاره کرد این است که به رغم در اختیار داشتن پتانسیل قابل توجهی از نیروی انسانی و منابع مالی، عربستان از توان دفاعی بسیار محدودی برخوردار بوده و به شدت در مقابل تهدید های داخلی و خارجی آسیب پذیر است و به دنبال آن برای تامین امنیت خود وابسته به نیروهای نطامی خارجی (بویژه آمریکایی ) است.(Degang 2010:49)
شروع روابط دفاعی-امنیتی –نظامی ایالات متحده آمریکا با عربستان سعودی به سال ۱۹۴۳ و امضای قرارداد اجاره پایگاه هوایی الدرفا باز می گردد قرار دادی که در سال های ۱۹۵۷ و ۱۹۶۲ دو بار دیگر تمدید شد.همچنین در طول دهه های هفتاد و هشتاد عربستان سعودی ( در کنار ایران) از مهم ترین مشتریان خرید تسلیحات آمریکایی بودند و برای نمونه عربستان خریدی به مبلغ ۱۶ بیلیون دلار از آمریکا انجام داد.(Comptroller 1994:10-11)
تاریخچه روابط مدرن نظامی عربستان و ایالات متحده به دهه ۷۰ اعلام استراتژی دو ستونی[۹۸] از سوی نیکسون رئیس جمهور وقت ایالات متحده در آن سال بر می گردد.در این استراتژی عربستان به عنوان یکی از دو ستون(در کنار ایران)وظیفه حفاظت از منافع آمریکا در منطقه –پرکردن خلا قدرت بوجود آمده (ناشی از خروج نیروهای انگلیسی)موازنه کردن قدرت ایران را برعهده داشت. (Kaim 2008:123) بر اساس این سیاست، ایالات متحده تجهیزات نظامی بسیار پیشرفته ای را دراختیار این کشور قرار داده و ارتش عرستان را به یکی از مجهزترین ارتش های منطقه تبدیل کرد.البته بایستی به این نکته هم اشاره کرد که این کمک ها تا جایی ادامه اشت که موجب برتری نظامی عربستان بر اسرائیل نشود.
به دنبال تجاوز عراق به کویت در ابتدای دهه ۹۰ و شروع جنگ اول خلیج فارس، ایالات متحده نیروها و تجیزات نظامی بسیاری رادر خاک عربستان مستقر کرد (نزدیک به ۵۰۰۰۰ سرباز ) و در ادامه و تا سال ۲۰۰۰ تعداد تجهیزات نظامی خود دراین کشور را به عدد ۳۲۴۰۰۰ رساند که بخش اعظم این نیروها در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در نزدیک ریاض پایتخت این کشور مستقر بودند.(Bowman 2008:80&81)
پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر و نقش پررنگ اتباع سعودی در این حمله تروریستی، روابط دفاعی –نظامی –امنیتی ایالات متحده و عربستان به شدت دگرگون شد و ایالات متحده بخش اعظم نیروها و تجهیزات نظامی خود را از عربستان خارج کرد و در پایگاه هایی در سراسر منطقه بویژه بحرین و قطر پراکنده کرد. د برای نمونه این کشور تعدا ۲۰۰ جنگنده نظامی را از پایگاه هوایی شاهزاده سلطان خارج کرد و تنها نزدیک به ۵۰۰ نفر از پرسنل نظامی خود را به منظور آموزش نیروهای عربستانی در این کشور باقی گذاشت. همچنین ایالات متحده تعدادی از موشک های بالستیک خود را از خاک عربستان جمع آوری کرد و سربازان آمریکایی از پایگاه هوایی جده نیز خارج شدند.(Degang 2010:49&56) در حقیقت پس از این حمله آمریکا به عربستان به عنوان یک متحد مسئله ار در نبرد با تروریسم نگاه می کرد. (Mrone 2009:14 ) در رابطه با دلایل این اقدام ایالات متحده، به ۲ دلیل عمده زیر می توان اشاره کرد:
تبدیل شدن عربستان به پایگاه گروه های تروریستی افراطی و رشد فزاینده حملات علیه نیروها و پایگاه های آمریکا در این کشور و همچنین لزوم پخش شدن نیروهای آمریکاای در منطقه برای مقابله با گروه های تروریستی و مقابله با تهدیدات دولت هایی مانند ایران و ایجاد بازدارندگی در مقابل این دولت ها؛
نقش مخرب این پایگاه ها در تضعیف مشروعیت دولت عربستان و رادیکالیزه کردن هر چه بیشتر جامعه عربستان؛(Bensahel &Bynan 2004:48)
به دنبال کاهش نیروهای آمریکایی درعربستان، دولتمردان این کشور و همچنین دولتمردان آمریکایی به دنبال تدوین چارچوبی جدید برای همکاری میان خود هستند. در مجموع به نظر می رسد که همکاری نظامی جدید ایالات متحده با عربستان بر دو پایه زیر قرار دارد:
سپردن وظیفه حمایت لجستیکی از پایگاه های آمریکا در منطقه به نیروهای عربستان و در نتیجه نقش غیر مستقیم این کشوردر ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران؛
کاستن هر جه بیشتر ازحجم نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاک عربستان و امضای موافقتامه هایی میان دو کشور مبنی بر مبارزه با گروه های تروریستی؛(Filaka 2011:1)
البته نبایستی فراموش کرد که عربستان نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران و جلوگیری از تفوق شیعه در منطقه داشته و از این بابت کشوری بسیار مهم برای ایالات متحده آمریکا درمنطقه خلیج فارس و خاورمیانه است. (Mrone 2009:14 )
گفتار هفتم:بررسی پایگاه های نظامی آمریکا در عراق
در طول چند دهه اخیر، عراق همواره به عنوان کانون ناامنی در منطقه و یکی از مهم ترین عوامل بی ثبات کننده منطقه خاورمیانه و خلیج فارس مطرح بوده است.افزون بر اینها، آرزوهای سرزمینی عراق در طول سال های گذشته (ادعای مالکیت بر بخشهایی از جنوب ایران و کویت) سبب بوجود آمدن دو جنگ عمده در منطقه بوده است؛ جنگ هایی که آسیب های بسیاری را برای امنیت و ثبات منطقه در بر داشته اند.در کناراینها می توان به بی ثباتی های داخلی این کشور(در نتیجه درگیری های شیعه و سنی) و تسری این بی ثباتی ها به کشورهای منطقه اشاره کرد. وقتی این تهدیدها را در کنار موقعیت استراتژیک عراق قرار می دهیم به خوبی متوجه اهمیت امنیت و ثبات عراق برای آمریکاو کشورهای منطقه می شویم.اما چه عواملی سازنده این موقعیت استراتژیک برای عراق هستند؟ در پاسخ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
ذخایر نفتی و گازی قابل توجه عراق: بر اساس آمار این کشور در حدود ۱۰ درصد منابع نفتی دنیا را دراختیار دارد.
موقعیت استراتژیک این کشور در دسترسی به رودخانه ها و دریاها و هم مرز بودن ان با کشورهایی چون ایران و عربستان؛(Cordesman&Rodhan 2007:429)
در طول دوره پس از حمله عراق به کویت تا شروع حمله آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده همواره در صدد ایجاد بازدارندگی در مقابل این کشور از طریق حفظ و تقویت پایگاه های خود در منطقه بود.اما انتشار گزارشهایی در مورد دست یابی رژیم صدام حسین به سلاح های کشتار جمعی، ایالات متحده را نگران از دست دادن توان باز دارندگی خود در مقابل این کشور کرد و در نتیجه جرج بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده تصمیم به حمله به عراق گرفت حمله ای که با مخالفت بسیاری از کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی مواجه شد؛ چرا که آنها نگران نفوذ ایران بر شیعیان عراق و احتمال گسترش نفوذ این کشور در عراق بودند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.