دسته بندی علمی – پژوهشی : پایگاه های نظامی آمریکا در خلیج فارس و بازدارندگی علیه ایران- قسمت ۷

در نهایت بایستی به اهمیت نفت خاورمیانه برای آمریکا و نگرانی این کشور از بابت تهدیدهای بالقوه ای که ایران متوجه منافع نفتی آمریکا در منطقه می کند اشاره کرد. در حقیقت، ایران با در دست داشتن کنترل تنگه هرمز که مسیر اصلی ترانزیت انرژی از خاورمیانه است از پتانسیل بالایی جهت تهدید صادرات نفتی کشورهای منطقه برخوردار است. بنابراین یکی از تهدیدهای جدی که از ناحیه ایران متوجه منافع آمریکا و متحدانش است توانایی ایران برای آسیب زدن به امکانات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس، ایجاد اخلال در کشتیرانی در خلیج و در نهایت تهدید صادرات نفتی این کشورها است.تکیه بیش از حد این کشورها به نیروهای نظامی آمریکا برای حفظ تاسیسات نفتی خود گواه جدی بودن تهدید ایران برای آنهاست. در سوی دیگر، ایالات متحده نیز با اغراق کردن در مورد تهدید ایران، حضور نظامی گسترده خود در منطقه را توجیه کرده و آن را حضوری به نفع منافع کشورهای منطقه معرفی می کند.
با توجه به توضیحاتی که در بالا ارائه شد در این فصل سعی خواهیم کرد تا به تشریح و تبیین مهم ترین تهدیداتی بپردازیم که از سوی ایران متوجه منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است. اهمیت این بحث از آن رو است که به ما کمک می کند تا ضرورتهایی را که آمریکا را وادرا به تقویت پایگاه های نظامی اش در منطقه و ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران می کند شناسایی کنیم.(البته از نگاه سران واشنگتن) بنابراین و به منظور شناخت این ضرورتها در فصل پیش رو تهدیدهای ایران برای منطقه ( از نگاه آمریکائی ها و اسرائیلی ها) را در ۴ بخش زیر دسته بندی کرده ایم:
حمایت ایران از گروه های افراطی فلسطینی و لبنانی و ایجاد اخلال در روند صلح میان اعراب و اسرائیل؛
حمایت ایران از گروه های افراطی شیعی در منطقه ( بویژه در عراق و لبنان و فلسطین) در کنار حمایت از گروه های تروریستی و به دنبال آن دامن زدن به جنگ میان شیعه و سنی در منطقه؛
تهدید دریایی ایران و تهدید ایران برای منابع نفتی و صادرات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس؛
اصرار ایران به پیگیری برنامه های هسته ای و موشکی خود و خطر یک ایران هسته ای برای منطقه ؛
گفتار اول:حمایت ایران از گروه های افراطی فلسطینی و لبنانی و ایجاد اخلال در روند صلح میان اعراب و اسرائیل
ایرانی ها کماکان به حمایت خود از تروریسم و گروه های تروریستی بر اساس ایدئولوژی اسلام سیاسی و بنیادگرایی اسلامی ادامه می دهند. آنها هنوز از حزب الله و حماس پشتیبانی می کنند و در نتیجه تاثیری بی ثبات کننده درمنطقه دارند. (Corsi 2009:33)
صحبتهای دریاسالار مایک مولن در مصاحبه با شبکه خبری فاکس نیوز درتاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۰۹٫
از نگاه آمریکا و اسرائیل،ایران با حمایت از گروه های تندروی فلسطینی و لبنانی نظیر حماس و حزب الله نقش بسیار مخربی در جهت تضعیف فرایند صلح میان اعراب و اسرائیل داشته و دارد.افزون بر این، سران کاخ سفید تامین تسلیحاتی و تجهیزاتی گرووهای ستیزه جویی چون حماس و حزب الله از سوی ایران( به کمک سوریه) را به مثابه تهدیدی جدی برای موجودیت اسرائیل یعنی مهم ترین متحد آمریکا در منطقه می دانند؛ متحدی که آمریکا متعهد به دفاع از موجودیتش است.
در ادامه یک پرسش پیش روی آمریکائیها قرار دارد. چرا ایران از این گروه های تندروی فلسطینی و لبنانی حمایت می کند؟ یا به عبارتی دیگر چه فلسفه ای در پشت سر حمایت های ایران از گروه هایی چون حماس و حزب الله وجود دارد؟ در پاسخ آنها می گویند سیاست خارجی ایران یک سیاست خارجی ایدئولوژی محور است که بر اساس اصل محوری دفاع از اسلام و تلاش برای گسترش نفوذ این مذهب در جهان تعریف می شود. براین اساس جمهوری اسلامی ایران حمایت از گروه های اسلامی فلسطینی و لبنانی را یکی از اهداف مهم سیاست خارجی خود دانسته و خودرا موظف به حمایت از این گرووها در مقابل دشمنان اسلام و مسلمین و در راس آنها اسرائیل و آمریکا می داند.(Karsh 2005:37-38) بر اساس چنین نگاهی، ایران با رویکردهای مصالحه جویانه با اسرائیل به شدت مخالف بوده و تنها راه آزاد سازی فلسطین را جهاد مقدس جهان اسلام بر علیه اسرائیل می داند.در حقیقت مخالفت ایران با گفتگوهای صلح فلسطینیها و اسرایئیلی ها برآمده از چنین نگاهی است و این کشور (ایران) به تعبیر رئیس جهمورش محمود احمدی نژاد، به دنبال ایجاد یک ائتلاف جهانی اسلامی به منظور محو کردن اسرائیل از نقشه جهان است.
جمهوری اسلامی ایران، امروزه حمایت های گسترده ای را از گروها و سازمان های اسلامی نظیر حماس حزب الله،جهاد اسلامی و… بعمل می آورد و به مهم ترین تامین کننده تجهیزات این گروه ها تبدیل شده است. (Cordsman &Kleiber 2007:202) در کنار هدف اصلی و اولیه ای که در بالا به آن اشاره شد. آمریکایی ها می گویندجمهوی اسلامی ایران اهداف دیگری را نیز این حمایت ها در سر داردکه از میان آنها می توان به تلاش ایران برای افزایش نفوذ خود در منطقه، تبلیغ الگوی انقلاب اسلامی و به دنبال آن دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و هدف گرفتن منافع آمریکا و غرب و نیروهای طرفدار آنها در این کشورها اشاره کرد. به بیان دیگر، ایران قصد دارد تا با تبدیل کردن این گروه های تندرو به سخنگوها و نمایندگان سیاسی خود درخارج از مرزهایش، نفوذ خود در منطقه را افزایش داده و از این طریق سهمی از قدرت سیاسی رادر کشورهای مهمی مانند لبنان بدست آورد. بدست آوردن تعدادی از کرسی های پارلمان لبنان توسط نمایندگان حزب الله، نشان از موفقیت این سیاست ایران دارد چرا که آنچه که حزب الله از آن صحبت می کند درواقع ترجمه عربی سخنان مقامات جمهوری اسلامی ایران است.(Corsi 2009:37)
در سال های اخیر و بویژه پس از نبرد سال ۲۰۰۶ اسرائیل و حزب الله، حکومت ایران و شاخه نظامی آن یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمک های نظامی و مالی گسترده ای را ازطریق خاک سوریه و با اسکورت نیروهای نظامی این کشور دراختیار این سازمان قرار داده است. برای نمونه، سپاه پاسداران موشک هایی رابا برد ۱۲۵ تا ۱۲۷ مایل در اختیار حزب االله قرار داده است که به حزب الله این امکان را می دهند تا فرودگاه بن گوریون در قلب تل آویو را هدف بگیرد.(Corsi 2009: ) همچنین شاخه برون مرزی سپاه پاسداران که با نام سپاه قدس شناخته می شود در آموزش نیروهای نظامی حزب الله لبنان در داخل و خارج از مرزهای این کشور نقش مهمی بازی می کند.در یک بیان خلاصه می توان گفت حزب الله لبنان نماد توسعه ایران در خارج از مرزهایش به شمار می آید.
روابط حکومت ایران با گروه های شبه نظامی فلسطینی نظیر حماس و جهاد اسلامی نیز در چارچوب استراتژی اسرائیل ستیزی و آمریکا ستیزی جموری اسلامی ایران قابل تفسیر است. اهمیت این استراتژی برای حکومت ایران تا جایی است که به رغم همه اختلاف نظرهایی که به عنوان یک دولت شیعی با شبه نظامیان سنی مذهب حماس در فلسطین دارد؛ در سال های اخیر حمایت های مالی و نظامی گسترده ای را از این سازمان به عمل آورده است. ایران امروزه از طریق تونلهای زیرزمینی در صحرای سینای مصر و همچنین از طریق مرز رفح کمک های مهمی را دراختیار این گروه و سایر گروه های شبه نظامی و تندروی فلسطینی قرار داده است.بر اساس آمار، جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر کمک هایی را به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار در اختیار گروه های تندروی فلسطینی قرار داده است و در همین مدت بسیاری از کشتی های حامل اسلحه ها و مهمات ایرانی توسط دولت اسرائیل توقیف شده است. (Moraitis 2008:4) نکته مهمی که در اینجا بایستی به آن اشاره کرد این است پس از بوجود آمدن درگیری میان حماس و فتح در سال۲۰۰۶ ایران حجم کمک های نظامی خود به این سازمان را افزایش داد.
درحقیقت، ایران با استناد به این ایده که دشمن دشمن من، دوست من است حمایت های گسترده ای را از گروه شبه نظامی حماس وسایر گروه های تندروی فلسطینی به عمل می آورد و هدفش از این کمک ها علاوه بر تهدید موجودیت اسرائیل، کسب نفوذ سیاسی برای خود در منطقه و شکل دادن به نبردی نامتقارن با ایالات متحده آمریکا است.
از نگاه مقامات آمریکائی درکنار اهدافی که در بالا به آن ها اشاره شد جمهوری اسلامی ایران هدف مهم دیگری را نیز از این حمایت ها تعقیب می کند و آن ایجاد و درگیر شدن در یک نبرد نامتقارن با ایالات متحده آمریکا و به دنبال آن کاستن از بار تهدیداتی است که از ناحیه این کشور و متحدانش در منطقه متوجه امنیت ایران و منافعش است. به بیان دیگر، این گروه ها سربازان ایران در نبردی نامتقارن با ایالات متحده هستند؛ نبردی که به نظر می رسد ایران در آن از قابلیت های بالایی برخوردار است.در این نبرد نامتقارن، وظیفه تامین تجهیزات و آموزش سازمان های طرفدار ایران درمنطقه به شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سپاه قدس واگذار شده است. (Cordsman &Kleiber 2007:202) در حقیقت ایران به کمک نیروهای خود در منطقه هر از چند گاهی تهدیداتی را متوجه نیروها و منافع آمریکا و متحدانش در منطقه می کند تا ضمن به رخ کشیدن نفوذ قابل توجه خود در منطقه، نوعی از تر س و نگرانی را در ذهن دولتمردان آمریکایی ایجاد کند. از نمونه های این تهدیدها می توان به حمله به سفارت آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ و حمله به برج های خبار در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۶ اشاره کرد حمله ای که موجب کشته شدن ۱۹ آمریکایی و زخمی شدن ۳۷۲ نفر شد.(Jafarzadeh 2007:72)(نکته اینجاست که مقامات سعودی و آمریکایی بدون در اختیار داشتن هیچگونه مدرکی سپاه قدس ایران را متهم به دست داشتن در این حملات کردند)
از نگاه سیاستمداران آمریکایی و اسراییلی، ایران علاوه بر ایجاد اخلال در روند صلح میان اعراب و اسراییل، سعی دارد تا با تشویق گروه های افراطی فلسطینی و لبنانی به انجام عملیات تروریستی و کشتن شهروندان اسرائیلی دراقصی نقاط جهان بویژه شهروندان عرب اسرائیلی، جامعه اسرائیل را از درون تضعیف کند.(Sneh 2005:40)
نکته بسیار مهمی که در اینجا بایستی به آن اشاره کرد این است که آمریکایی ها و اسراییلی ها معتقدند که ایران گروه های تندروی حامی خود در منطقه را به همکاری بایکدیگر جهت مقابله با اسرائیل و انجام عملیات تروریستی علیه شهروندان آمریکایی و اسرائیلی تشویق می کند؛ ادعایی که به مانند بسیاری ادعاهای دیگر این دو کشوردلیل روشنی برای اثبات آن ارائه نکرده اند.البته آنها به مواردی از جمله تلاش حزب الله برای قاچاق اسلحه به غزه در سال ۲۰۰۳ اشاره می کنند.(Beeman2005:143) اما این موارد خود در هاله ای از ابهام قرار دارند و در صحت و سقم آنها تردید وجود دارد.
نکته نهایی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها به آن اشاره می کنند همکاری ایران و سوریه در حمایت از گروه های فلسطینی و مقابله با اسرائیل است. همانطور که در ابتدای این قسمت نیر به آن اشاره شد سوریه نقش مهمی در ارسال تجهیزات نظامی ایران برای حزب الله لبنان و حماس دارد.در واقع تجهیزات نظامی ایران از طریق فرودگاه دمشق و با محافظت نیرویهای نظامی سوری به لبنان و فلسطین ارسال می شوند. افزون بر این ها، دولت سوریه به عنوان متحد اول حکومت ایران در منطقه، نقش مهمی در تامین تسلیحاتی حزب الله در طول جنگ سی و سه روزه و پس از آن ایفا کرده است. (Sneh 2005:38) در واکنش به این همکاری سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی نیز به مانند همیشه از ابزارتهدید بر علیه ایران و سوریه استفاد ه می کنند.
در مجموع به نظر می رسد که از نگاه سران ایالت متحده و اسرائیلی ها، جمهوری اسلامی ایران با حمایت از گروه های تندرو و افراطی فلسطینی و لبنانی، علاوه بر تضعیف مواضع گروه های صلح طلب فلسطینی و ایجاد اخلال در روند مذاکرات صلح، امنیت اسرائیل و شهروندانش را تهدید کرده و موجودیت این کشور را به خطر می اندازد؛ امری که به هیچ وجه مطلوب آمریکا و متحدان غربی اش نیست.البته آنها کماکان هیچگونه مدرکی برای اثبات صحت ادعاهای خود مطرح نکرده و گویا فراموش کرده اند که جنایتهای اسرائیل در طول سالیان گذشته و تجاوزگری های این رژیم عامل اصلی بر هم زدن ثبات منطقه بوده واست.
گفتار دوم:حمایت ایران از گروه های افراطی شیعی در منطقه ( بویژه در عراق و لبنان و فلسطین) در کنار حمایت از گروه های تروریستی و به دنبال آن دامن زدن به جنگ میان شیعه و سنی در منطقه
ما عراق را بدون هیچ دلیلی در اختیار ایران قرار دادیم.
صحبتهای سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان در شورای روابط خارجی آمریکا در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۵
تهدید دیگری که از نگاه دولتمردان آمریکایی از ناحیه ایران متوجه ایالات متحده و منافعش در منطقه است؛ حمایت ایران از گروه های افراطی مذهبی (بویژه گروه های شیعی) و همچنین شبکه های تروریستی (نظیر القاعده ) و تلاش مقامات ایران برای دامن زدن به جنگ میان شیعه و سنی و بی ثبات کردن منطقه است. به بیان دیگر، سران کاخ سفید در ادامه اتهام زنی های بی پایه و اساس خود به ایران این کشور را متهم به حمایت از گروه تروریستی القاعده و دخالت در عراق و افغانستان به منظور بی ثبات کردن و نامن کردن این کشورها می کنند؛اتهامی که به مانند بسیاری اتهام های دیگر تا کنون هیچ دلیل مستدلی برای آن ارائه نشده است.
استراتژیستهای آمریکایی معتقدند که ایران دریافته که توان رویارویی مستقیم نظامی با آمریکا درمنطقه را ندارد. افزون بر این، حضور گسترده نظامیان آمریکایی در عراق و افغانستان و استقرار ناوهای دریایی ایالات متحده و ناوگان پنجم این کشور در بحرین، ایران را درمحاصره آمریکا قرار داده و استراتژیست ها ی ایرانی نگران از دست دادن بازدارندگی ایران در مقابل آمریکا و متحدانش در منطقه هستند. به همین منظور و برای رفع این نگرانی، رژیم ایران در سالهای اخیر تلاش داشته تا با بهره گرفتن از اهرم های نفوذ خود در منطقه و پتانسیلی که در اختیار دارد. نوعی از نبرد نامتقارن را بر علیه آمریکا در منطقه ساماندهی کرده و از این طریق باز دارندگی خود را در مقابل آمریکا حفظ کند. (Cordesman &Kleiber 2007:199) از نگاه مقامات نظامی ایالات متحده نمودهای این جنگ نامتقارن را می توان در ۳ محور زیر مشاهده کرد:
تلاش شاخه برون مرزی سپاه پاسداران یعنی سپاه قدس در راستای حمایت از گروه های تروریستی و انجام عملیات چریکی در منطقه به منظور ضربه زدن به منافع آمریکا و متحدانش؛
تهدید دریایی ایران برای آمریکا و متحدانش و تهدید ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز و هدف گرفتن امکانات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس و در نهایت ایجاد مشکل در روند صادرات نفتی منطقه؛
حمایت از گروه های افراطی شیعی و تلاش برای دامن زدن به اختلافات میان شیعه و سنی و بی ثبات کردن منطقه؛(Cordesman&Kleiber 2007:199 )
موضوع عراق و ادعای آمریکا و متحدانش مانند رژیم عربستان سعودی مبنی برحمایت های ایران از گروه های شیعی افراطی در این کشور یکی از مهم ترین تهدید اتی است که آمریکا و برخی متحدان عربش در منطقه معتقدند از ناحیه ایران متوجه امنیت و ثبات منطقه است. آنها معتقدند ایران با حمایت از گروه های افراطی شبه نظامی شیعی در عراق نظیر سپاه المهدی و هواداران مقتدی صدر، به دنبال بی ثبات کردن عراق و ساختن یک عراق ضعیف و وابسته به ایران است ؛عراقی که به راحتی تحت نفوذ ایران قرار گرفته و زمینه را برای تبدیل شدن ایران به یک هژمون منطقه ای هموار می سازد. (Kaim 2008:31&32) افزون بر این ها بسیاری از پادشاهی های سنی مذهب عرب حوزه خلیج فارس نظیر اردن و عربستان سعودی، معتقدند که ایران در تلاش برای شدت بخشیدن به درگیری های میان شیعیان و اهل سنت و توسعه نفوذ خود در خلیج فارس است. (Moraitos 2006:5) به گفته پادشاه اردن عبدالله دوم، ایران به دنبال ایجاد یک هلال شیعی در منطقه و تضعیف کردن موقعیت کشورهای سنی مذهب منطقه است. نکته جالب توجه در اینجا این است که در صورت شکل گیری چینین هلالی کشورهایی که در دو طرف آن قرار می گیرند کشورهایی سنی مذهب خواهند بود و در آن صورت کنترل در گیری ها و مناقشات احتمالی بسیار دشوار خواهد بود. نگرانی عربستانی ها و آمریکائی ها ها در مورد افزایش نفوذ ایران در میان جمعیت شیعه مذهب منطقه زمانی بیشتر می شود که بدانیم بخش اعظم ذخایر نفتی عربستان سعودی در مناطق شیعه نشین این کشور قرار دارد و ایران با کنترل بخشهای جنوبی عراق، کنترل صادرات بیش از چهار میلیون بشکه نفت را در دست خواهد گرفت و از نفوذ قابل توجهی بر صادرات نفت منطقه برخوردار خواهد شد. (Moraitos 2006:5) علاوه بر اینها می بایستی به این موضوع نیز اشاره کنیم که نفوذ ایران در میان شیعیان بحرین که بخش اعظم جمعیت این کشور کوچک را نیز تشکیل می دهند. تهدید بسیار بزرگی برای آمریکا و عربستان سعودی است چرا که مهمترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه و سرفرماندهی نیروهای دریایی این کشور در منطقه در بحرین قرار داشته و آمریکا و عربستان سعودی به بحرین به عنوان مهم ترین سنگر حفاظت از منابع و تاسیسات نفتی عربستان در مقابل تهدید احتمالی ایران نگاه می کنند.
در مجموع در رابطه با موضوع امنیت و ثبات عراق، آمریکائیها ایران را متهم به حمایت تسلیحاتی و مالی از گروه های شیعه افراطی در این کشور و تلاش برای گسترش نفوذ سیاسی مذهبی خود در عراق و نا امن کردن و بی ثبات کردن این کشور می کنند. آنها معتقدند که ایران با گروه های زیر در عراق ارتباطات نظامی و مالی گسترده دارد ادعایی که به سناریوی یک فیلم کمدی هالیوودی شباهت دارد:(در ضمن بسیاری از این گروه ها که آمریکا آنها را تروریست می داند در حقیقت گروه هایی مردمی هستند که به دنبال بیرون کردن اشغالگران آمریکایی و انگلیسی از خاک عراق هستند)
تشکیلات بدر: این گروه نظامی شیعی مرکب از ۱۲۰۰۰ عضو است که توسط نیروهای سپاه پاسداران ایران آموزش دیده اند.اعضای این گروه متهم به کشتار مسلمانان سنی در عراق در چندین نوبت بوده و کنترل شهر هایی در جنوب عراق را در دست دارند.
حزب اسلامی الدعوه: این حزب یک حزب شیعی است که روابط محکم و قوی با ایران دارد و رهبر این حزب ابراهیم الجعفری قول داده تا سطح روابط حزب خود با جمهوری اسلامی ایران را در آینده توسعه نیز دهد.
سپاه المهدی: یک گروه شبه نظامی که در نبرد با بریتانیا و آمریکا از ایران سلاح و پول و حتی نیروهای داوطلب دریافت می کند.البته فرمانده سپاه المهدی، احمد ال فرتوسی در اواسط سپتامبر ۲۰۰۵ توسط نیروهای انگلیسی در بصره دستگیر شد.
مجاهدین انقلاب اسلامی برای عراق: یک گروه نظامی شیعه که توسط ایران حمایت می شوند و در کشتار شش انگلیسی در عراق در سال ۲۰۰۳ نقش داشته اند.
گروه ثارالله: این گروه از نگاه آمریکایی ها یک گروه تروریستی که از طرف ایران حمایت شده و متهم به کشتن اعضای سابق حزب بعث و تحمیل قوانین اسلامی است.
گروهFudalah: یک گروه شبه نظامی شیعی که از سوی ایران حمایت می شود و متهم به تحمیل قوانین اسلمی به مناطق شیعه نشین و حمله به مغازه های فروش مشروبات الکلی و آلات موسیقی است.
گروه Alfadilah:یک گروه مخفی سیاسی که ازسوی ایران حمایت مالی می شود و اعضای بسیاری را در میان مقامات محلی دارد.
گروهAlquawaid-Al Islamya:یک گروه شبه نظامی که از سوی ایران حمایت شده و متهم به تحمیل قوانین اسلامی با بهره گرفتن از زور هستند.(Cordesman&Kleiber 2007:205 )
علاوه بر مواردی که در بالا به آنها اشاره شد آمریکایی ها ایران را متهم به دست داشتن در قاچاق نفت و گاز در عراق و ایجاد شبکه های اطلاعاتی در این کشور می کنند (Jafarzadeh 2009:96)
در ادامه تهمت زنی های خود به جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا ایران را متهم به حمایت از گروه های تروریستی و در راس آنها شبکه تروریستی القاعده در منطقه می کند و این در حالی است که افزون بر اختلافات مذهبی ایران با این گروه تروریستی، ایران خود یکی از قربانیان حملات تروریستی این گروه در سالهای اخیر بودهاست. از نگاه دولتمردان آمریکایی، ایران به حمایت از گروه های تروریستی به عنوان ابزاری برای غلبه بر چالشهای داخلی و خارجی اش نگاه می کند و برای نمونه آنها انفجار تروریستی الخبار در عربستان سعودی را به نیروهای ایران در حزب الله لبنان نسبت می دهند. (Sick 2004:232) افزون بر اینها آنها معتقدند که ایران نقش مهمی در فرار نیروهای طالبان از افغانستان و پاکستان و تسهیل رفت و آمد نیروهای این سازمان از طریق مهر نکردن پاسپورتهای آنها داشته است. (Jafarzadeh2009:78)
در مجموع می توان گفت که ایالات متحده آمریکا ایران را متهم به حمایت از گروه های تروریستی و همچنین شیعیان افراطی در منطقه و تلاش برای بی ثبات کردن و نا امن کردن منطقه می کند. آمریکا یی ها معتقدند که ایران با حمایت از تروریستها و اعزام آنها به عراق و افغانستان به منظور شرکت در جهاد مقدس بر علیه غرب منافع آمریکا و اروپا و متحدان عربشان در منطقه را به شدت تهدید کرده و به عامل اصلی بی ثباتی و نامنی منطقه تبدیل شده است.Sick 2004:237)) البته همانطور که در ابتدای این بخش نیز به آن اشاره شد آمریکا و متحدانش تا کنون هیچگونه دلیل قانع کننده ای برای ادعاهای خود مطرح نکرده اند و تلاش آنها برای متهم کردن ایران بیشتربه فریبی سیاسی برای منحرف کردن افکار عمومی از عملکرد غلط خود در منطقه شباهت دارد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است