پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران تربیت بدنی از طریق ویژگی های فردی و هوش هیجانی در شهرکرمانشاه۹۳- قسمت ۸

در حال حاضر دو رویکردعمده در خصوص هوش هیجانی مطرح شده و مدل های هو ش هیجانی در حوزه این دو روی کرد ضابطه بندی شده اند
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

 

 

    1. مدل توانایی

 

  1. مدل ترکیبی

 

 

  • مدل توانایی هوش هیجانی[۸۰]: : این مدل مبتنی بر مهارت هایی است که هوش هیجانی را به مثابه یک هوش مبتنی بر هیجان در نظر می گیرد. مایر و سالووی (۱۹۹۳-۱۹۹۰) هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی دانسته و در پنج حیطه خودآگاهی، خودکنترلی، خودانگیزی، هوشیاری اجتماعی و تنظیم روابط خلاصه کرده‌اند. ولی از سال (۱۹۹۵) به بعد به سمت الگویی محدودتر تغییر جهت داده، پس از طی یک سری پژوهش‌ها و مطالعات، به تکمیل نظریات خود پرداخته و مدل توانایی را ارائه داده‌اند. در این مدل هوش هیجانی به عنوان یک توانایی ذهنی واقعی در نظر گرفته می‌شود. که با تعاریف استاندارد هوش منطبق بوده و در آن هیجان و فکر به شیوه‌ای سازش‌یافته و معنادار در تعاملند. بر اساس مدلی که توسط مایر و سالووی تدوین شده است، هوش هیجانی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی می‌شوند. مدل مذکور از چهار شاخه یا مؤلفه تشکیل می‌شود که هر یک طبقه‌ای از توانایی‌ها را که بر اساس پیچیدگی آن به صورت سلسله مراتب تنظیم شده‌اند، نشان می‌دهد. مهارت‌های فرعی هر شاخه مطابق با پیچیدگی هر شاخه، سازمان‌یافته است. میزان این پیچیدگی به طور چشمگیری به مهارت‌های شاخه‌های دیگر مدل بستگی دارد (مایر، ۲۰۰۰) . 
     تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
    1. ساختار هوش هیجانی در مدل توانایی

 

۱٫ شناسایی هیجان‌ها : این شاخه خود شامل مهارت‌هایی مانند توانایی شناسایی احساسات در خود و دیگران، بروز هیجان‌ها به طور دقیق و تمایز بین هیجان‌های واقعی و غیرواقعی می‌باشد و ادراک ارزیابی و بیان هیجان‌ها را در بر می‌گیرد. ادراک هیجانی شامل نامگذاری و توجه در رمزگشایی پیام‌های هیجانی می‌شود که از طریق حالت چهره‌ای، تن صدا، آثار هنری و دیگر مصنوعات فرهنگی ابراز می‌شود. در چرخه سیستم شناختی هیجان‌ها این مؤلفه‌ها شامل بازشناسی و وارد کردن اطلاعات است. هوش هیجانی بدون شاخه اول نمی‌تواند شروع شود. از مهارت‌های شاخه اول دو ویژگی اساسی است که نقش حیاتی در زندگی هیجانی دارند، خودآگاهی و همدلی، خودآگاهی به معنی شناسایی هیجان‌های خود، به همان صورت که حادث می‌شوند و توانایی تفکر و نظارت لحظه به لحظه و مداوم بر آنهاست. همدلی از سه جزء اساسی تشکیل شده است. الف : ادراک و تمایز : به معنای استفاده از اطلاعات به منظور شناسایی، تمایز و نامگذاری هیجان‌های دیگران. ب : توانایی تجربه پذیرش نقطه نظرات دیگران. ج : احساسات هیجانی : به معنای توانایی سهیم بودن در احساسات دیگران (مایر، سالووی و کارسو، ۲۰۰۰).
۲٫ تسهیل هیجانی تفکر یا استفاده از هیجان : این شاخه به طور خلاصه شامل مهارت‌های زیر است : استفاده از هیجان‌ها در تمرکز، توجه بر وقایع مهم، توسعه هیجان‌هایی که فرایند تصمیم‌گیری را تسهیل می‌کنند، استفاده از هیجان‌ها بر تمرکز توجه بر وقایع مهم، توسعه هیجان‌هایی که فرایند تصمیم‌گیری را تسهیل می‌کنند، استفاده از نوسانات خُلق برای در نظر گرفتن نقطه نظرات مختلف و استفاده از هیجان‌ها برای تسهیل روند حل مسأله و خلاقیت.
به طور کلی این شاخه، فرایندی را شامل می‌شوند که در آن هیجان‌ها به عنوان منابع اطلاعات و انگیزشی وارد سیستم‌های شناختی شده و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد می‌توانند از حالت‌های هیجانی خود برای پیش بردن برخی اهداف استفاده کنند، هیجان‌های مثبت، شناخت‌های مثبت و هیجان‌های منفی شناخت‌های منفی ایجاد می‌کنند. این نوسانات خُلق به سیستم شناختی امکان می‌دهد که مسائل را از ابعاد مختلف ملاحظه کنند و این امر افراد را تشویق می‌کند تا نقطه‌ نظرهای مختلف را مدنظر قرار داده و به حل عمیق و خلاقانه مسأله نائل شوند (مایر و همکاران، ۲۰۰۰).
۳٫ درک و فهم هیجان‌ها : توانایی درک هیجان‌های پیچیده و زنجیره‌های هیجانی و چگونگی تغییر هیجان‌ها از مرحله‌ای به مرحله دیگر و همچنین توانایی تشخیص علل هیجان‌ها و درک روابط بین آنها را در بر می‌گیرد. این شاخه مربوط به توانایی بیان هیجان‌ها یا کلمات و بازشناسی انتقال میان هیجانهاست. برای مثال چگونه احساس شرم و نه احساس گناه، آغازگر حالت خشم است و افراد می‌توانند در هنگام خشم، کاملاً احساس شرم کنند (مایر و همکاران، ۲۰۰۰). پس افراد با هوش هیجانی بالا قادر به تشخیص و بکارگیری کلمات مناسب برای هیجان‌های خود بوده و می‌توانند هیجان‌های هم‌خانواده را تشخیص داده و یک گروه هیجانی را از میان هیجان‌های وسیع و مبهم متمایز کنند.
۴٫ نظم ‌بخشی و مدیریت هیجان‌ها : تنظیم هوشمندانه هیجان برای ارتقای هیجانی و رشد هوشمندانه است، که توانایی به تعویق انداختن احساسات، توانایی چالش یا گریز از یک هیجان به صورت متفکرانه، توانایی کنترل فکورانه هیجان‌ها در ارتباط با خویشتن و دیگران، توانایی تنظیم هیجان‌ها در خود و دیگران از طریق تعدیل هیجان‌های منفی و افزایش هیجان‌های خوشایند بدون سرکوب و یا اغراق در اطلاعاتی که هیجان‌های مذکور منتقل می‌کنند را در ‌بر می‌گیرد (مایر و همکاران، ۲۰۰۰).
نظم‌بخشی و مدیریت هیجان‌ها، مستلزم در نظر گرفتن مسیرهای هیجانی متفاوت و انتخاب یک مسیر درست از میان آنهاست. نظم‌بخشی هیجان‌ها لزوماً به معنی کنترل هیجان‌ها نیست، عواطف، کارکردهای سازمان‌دهنده برانگیزاننده و سازگاری‌کننده مهمی دارند و به همین علت هم نباید به شدت کنترل شوند. نظم‌بخشی هیجانی به توانایی بازنگری و بازسازی شدت و جهت یک هیجان در خود و دیگران برمی ‌گردد و شامل توانایی تعدیل هیجان‌های منفی و تغییر احساسات زیان‌آور به سمت سازش‌یافتگی و نگهداری هیجان‌هایی که لذت‌بخش ارزیابی شده‌اند، می‌شوند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • مدل ترکیبی هوش هیجانی[۸۱]: این مدل مبتنی بر توانایی وسایر ویژگی ها مانند حالت های هشیاری است و هوش هیجانی را با سایر مهارت ها و ویژگی ها مانند بهزسیتی و سلامت، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می کند. مثل مدل بار ـ آن (۱۹۹۷) و مدل گُلمن (۱۹۹۵).

 

۲-۱۶-مدل بار- آن در هوش هیجانی
بار- آن[۸۲] معتقد است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی ها، قابلیت ها و مهارت هایی است که فرد برای سازگاری مؤثر با محیط و کسب موفقیت در زندگی کسب می کند. صفت هیجان در این نوع هوش یک رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می‌کند. از نظر وی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی طی زمان رشد و تغییر می‌کنند و می‌توان از طریق آموزش و برنامه‌های اصلاحی آنها را بهبود بخشید (بار ـ آن و پارکز، ۲۰۰۰).
مدل بار- آن دارای پنج مؤلفه؛ درون فردی، سازگاری، خلق و خوی عمومی، میان فردی و مدیریت تنیدگی با پانزده عامل به شرح ذیل می باشد (بار-آن، ۲۰۰۵).

 

 

    • مهارت های درون فردی[۸۳] : توانایی اشخاص را در آگاهی از هیجان ها و کنترل آنها مشخص می کند.این مؤلفه دارای پنج عامل؛ خود آگاهی عاطفی، خود ابزاری، عزت نفس، خود شکوفایی و استقلال است.

 

  • مؤلفه سازگاری[۸۴]: این مؤلفه شامل سه عامل؛ واقع گرایی، انعطاف پذیری و حل مساله می باشد.

 

مولفه های خلق وخوی عمومی[۸۵] : این مؤلفه شامل دو عامل؛ خوش بینی و شادکامی است.

 

 

    • مهارت های درون فردی[۸۶]: این مولفه شامل سه عامل؛ همدلی، مسئولیت اجتماعی و روابط بین فردی است.

 

    • مؤلفه های مدیریت تنیدگی[۸۷] : این مؤلفه شامل دو عامل؛ توانایی تحمل استرس و کنترل تکانه است.

 

  • مدل هوش هیجانی بار- آن عمدتاً به توان بالقوه انجام کار و نه نتیجه آن توجه دارد. این مدل به استعداد و توانایی فرد بیشتر از دست آوردهای او گرایش دارد و در حقیقت می توان آن را عمدتاً آنرا نوعی الگوی فرایند- محور و نه پیامد- محور قلمداد کرد. 
    1. مدل دانیل گلمن

 

دانیل گلمن در سال ۱۹۴۶ در شهر استوک تاون کالیفرنیا متولد شد. وی مدرک لیسانس و دکترای خود را در رشته روانشناسی بالینی از دانشگاه هاروارد اخذ نمود. وی کسی است که بیش از همه نامش با عنوان هوش هیجانی گره خورده است ،دانیل گلمن مقالات متعددی برای مجله تایم در گروه روانشناسی و سپس روزنامه نیویورک تایمز به رشته تحریر درآورد. حدود سال ١٩٩۴ و اوایل ۱۹۹۵ وی شروع به نوشتن کتابی تحت عنوان سواد عاطفی کرد و پس از آشنایی با کارهای مایر و سالوی با تغییر عنوان کتابش از سواد عاطفی به هوش هیجانی ، آن را در سال ۱۹۹۵ به بازار عرضه کرد این کتاب به ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه گردید و از این طریق معروفیت زیادی را برای وی به ارمغان آورد. مطالعات دانیل گلمن را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد: ۱- ابعاد پنج گانه از هوش هیجانی ۲- هوش هیجانی در کار

 

 

  • ابعاد پنج گانه هوش هیجانی

 

گلمن مهارتهای هوش هیجانی را در پنج حوزه جمع کرده و برای هر کدام از آن ها، ویژگی های خاصی را بر شمرده است (گلمن، ۱۹۹۵).

شکل۲-۵٫ مولفه های هوش هیجانی از نظر گلمن

 

 

    • خود آگاهی: خود آگاهی یا تشخیص احساسات در همان زمان که در حال وقوع است و آن گونه که رخ می دهد، بخش مهم اساسی هوش هیجانی است. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسات، نشان از درک خویشتن و بصیرت روان شناسانه دارد. ناتوانی در توجه به احساسات واقعی باعث محرومیت از خاصیت رهایی بخش آن می شود. کسانی که به احساسات و عواطف خود اطمینان بیشتری دارند زندگی را با مهارت بهتری هدایت می کنند و شناخت عمیق تری از احساس واقعی خود نسبت به شغلی که می خواهند انتخاب کنند، به دست می آوردند (گلمن، ۱۹۹۵).

 

    • خود انگیزشی: تعهد والتزام به انجام امور و عدم دلسردی و یأس در مقابل ناکامی ها و نیز خوش بینی نسبت به آینده را خود انگیزشی می گویند. در این حالت، فرد در مقابل دشواری ها، مقاومت زیادی نشان می دهد و هیچ چیز مانع از رسیدن او به اهداف از پیش تعیین شده نمی شود. به عبارتی دیگر، وی بر عزم خود راسخ بوده و از هیچ گونه تلاشی برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود دریغ نمی کند (گلمن، ۱۹۹۵).

 

    • همدلی: کنار آمدن راحت با دیگران، آگاهی و ارزش گذاشتن به نیازهای سایرین، شور و اشتیاق برای خدمت کردن، مفید بودن، توان درک و قبول دگر اندیشی و سیاست مداری است. همدلی یکی دیگر از مولفه های هوش هیجانی است و به بیان دقیق تر، درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و به کارگیری یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه برای افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند، می باشد (گلمن، ۱۹۹۵).

 

    • مهارتهای اجتماعی: کنترل دقیق هیجانات خود، واکنش مناسب، قانع سازی، درک تفاوت های، کارگروهی، توان گفتگو، ارتباط شفاف، میانجی گری و توان برقرای ارتباط است. گلمن معتقد است افرادی که می خواهند در ایجاد رابطه با دیگران مؤثر واقع شوند باید توانایی تشخیص، تفکیک و کنترل احساسات خود را داشته و سپس از طریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند. افراد فقط از طریق مهارت های اجتماعی بالا می دانند در کجا و چه موقع از خود حالات هیجانی نشان دهند.

 

  • خود کنترلی[۸۸] : یعنی مدیریت کردن هیجانات و امیال مخرب است. افرادی که دارای این شایستگی اند: توانایی مدیریت احساسات نسنجیده و هیجانات دردناک و غم انگیز خود را به خوبی دارند. خویشتن دار و آرام، مثبت و خونسرد، حتی در لحظات سخت و آزار دهنده، هستند. دارای افکار واضح و روشن هستند و در شرایط فشار، تمرکز خود را حفظ می کنند.

 

۲-۱۸-هوش هیجانی در کار
گلمن در مقاله “کارکردن با هوش هیجانی” مفهوم هوش هیجانی را برای محیط کار تحت عنوان «مدل شایستگی» مطرح نموده است. در این تجزیه وتحلیل وی معتقد است، کارکنان دارای هوش هیجانی در دو بعد کلیدی شامل؛ «شایستگی های شخصی[۸۹]»؛ یعنی افراد چگونه خودشان را مدیریت کنند و «شایستگی های اجتماعی[۹۰]»؛ یعنی افراد چگونه روابط خود را با دیگران مدیریت کنند، مهارت پیدا می کنند (چرنیس، ۲۰۰۳).
الف) شایستگی های شخصی: عبارت است از اینکه فرد چگونه خود را مدیریت کند. این بعد شامل سه معیار؛ خود آکاهی، خودتنظیمی و خود انگزشی می باشد؛

 

 

  • خود آگاهی[۹۱]: این معیار شامل سه خرده معیار؛ آگاهی هیجانی، خود ارزیابی صحیح و اعتماد به نفس است:

 

آگاهی هیجانی: یعنی اینکه فرد نسبت به هیجانات خود و تأثیر آن ها آگاهی و شناخت دارد.افرادی که دارای چنین شایستگی هستند:

 

 

    • می دانند چه هیجاناتی را احساس کنند و چرا؟

 

    • به رابطه بین احساساتشان و آنچه که فکر می کنند، انجام می دهند و یا می گویند، آگاه هستند.

 

    • برای آن ها قابل تشخیص است که چگونه احساساتشان بر عملکردشان تأثیر می گذارد.

 

  • آگاهی راهنمایی کننده از اهداف و ارزش هایشان دارند.

 

خود ارزیابی صحیح و دقیق[۹۲]: آگاهی فرد از محدودیت ها و نقاط قوت خود است. افرادی که دارای این شایستگی هستند:

 

 

    • از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.

 

  • اهل تفکرند و از طریق تجربه فرا می گیرند.