مرداد ۱۶, ۱۳۹۹

مارسیا اگرچه مفهوم هویت را وسیع کرد اما محدود و ایستا بودن، انتقادی بود که به وضعیت پایگاه‌های هویت مطرح شد زیرا زیربنای رشد یا تحول هویت را که که درک و فهم فرایندهای پویای روانی – اجتماعی است محدود می‌کند. از این رو نظریهپردازان جدید به جای بررسی پیامدهای شکل‌گیری هویت و پایگاه‌های هویتی به بررسی فرایندهای زیربنایی شکل‌گیری هویت پرداختهاند از جمله برزونسکی را می‌توان نام برد. برزونسکی (۱۹۹۰) بر اساس فرایندهای شناختی – اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک، ۱- سبک اطلاعاتی ۲- سبک هنجاری ۳- سبک سردرگم/ اجتنابی را معرفی می‌کند (برزنسکی و فراری، ۱۹۹۶).
نتایج کارکرد این محققان و دیگر پژوهشگران در این زمینه نشان داده است که اگر فرد بر مبنای درستی به هویت برسد هم در زمینه‌های مختلف فردی چون تحصیل، کار، ازدواج،انتخاب دوست، و… هم در زمینه های اجتماعی از جمله روابط اجتماعی، مواجه با ارزش‌ها وعقاید مختلف، سلامت اجتماعی، و…..تاثیر آن انکارناپذیر است زیرا بر اساس هویت است که فرد میداند در هر موقعیتی، چه موضعای بگیرد و چه تصمیمی اتخاذ کند. از طرفی برای رسیدن به یک هویت یافتگی موفق راه های بسیاری ارائه شده است که یکی از موثرترین این راه ها برا دست‌یابی به هویت موفق و تثبیت شده، بهره‌گیری از تفکر بویژه گرایش به تفکر انتقادی است.
به طور خلاصه، همان گونه که اشاره شد از جمله عواملی که از شکلگیری هویت تاثیر میپذیرد و در برون دادهای رفتاری فرد، در ارتباط با دیگران مطرح می‌شود متغیر سلامت اجتماعی است. ازطرفی از عواملی که میتواند شدت این رابطه را تحت تاثیر قرار دهد متغیر گرایش به تفکر انتقادی است. البته میزان این شدت رابطه به نقش این متغیر به عنوان نقش واسطهای یا تعدیلگر متفاوت خواهد بود. به طور کلی هدف اصلی این پژوهش نیز بررسی نقش گرایش به به تفکر انتقادی در ارتباط با سبکهای هویت و سلامت اجتماعی است
۱-۲٫ بیان مسئله
برخی از روانشناسان معتقدند انسان در دورهی نوجوانی از نظر روانی تولدی دوباره می‌یابد و در عین حال بحرانی‌ترین زمان برای سازگاری و شکل‌گیری شخصیت است. زیرا فرد با یک سری از تغییرات ناگهانی مواجه می‌شود باورها و انتظارات وی تغییر یافته، دنیای آشنای کودکی را پشت سر گذاشته و خود را با دنیای جدید و پیچیده رو به رو می‌بیند. کسب هویت، پاسخ نوجوان برای درک خود است که در حین داشتن چیزهای مشترک با دیگران، از آنها متمایز و جدا میشود. با تشکیل هویت، زندگی فرد هدفی معنادار پیدا می‌کند ( برزونسکی ،۱۹۹۲؛ به نقل فارسی نژاد و همکاران ، ۱۳۸۶ ).
با اینکه اوج هویت‌یابی مختص دورهی نوجوانی است اما با استناد به نظریات جدید در این راستا، دستیابی به هویت معمولا در دهه‌ی سوم زندگی فرد رخ می‌دهد. لطف‌آبادی (۱۳۸۴) علت طولانی شدن دوران نوجوانی را، پیچیدگی‌های زندگی در جوامع امروزی، طولانی شدن تحصیلات، و مشکلات استقلال اقتصادی و به دنبال آن دیرتر جدا شدن از والدین و تشکیل زندگی مستقل، بیان می‌کند. رسیدن به این استقلال در بسیار از موارد در سن ۲۰ -۲۵ سالگی میرسد.
در این دوره جوانان تلاش می‌کنند تا به خودمختاری و استقلال بیشتری دست یابند تا بتوانند نقش‌های بزرگسالی را بپذیرند، روابط دوستانه و صمیمانه جدیدی تشکیل دهد و حس هویت خود را تحکیم یا بازسازماندهی کند (بروکس و دوبویس، ۱۹۹۵). نکته : برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  homatez.com  مراجعه نمایید
از عواملی که از شکلگیری هویت تاثیر میپذیرد و در برون دادهای رفتاری فرد ، در ارتباط با دیگران مطرح می‌شود متغیر سلامت اجتماعی است. به طوری که انتظار می‌رود افرادی که در دستیابی به هویت موفق بودهاند ارزیابی‌هایی مثبت در رفتارها و بازخوردهای خود دارا هستند و به طور کلی از سلامت اجتماعی بالاتری بهره‌مند هستند.
گنجی (۱۳۸۵)، شکل‌گیری و رشد هویت را از طریق روابط و معاشرت با دیگران و در بطن اجتماع می‌داند در این بین آنچه بیشترین اهمیت را دارد سلامت روانی، ذهنی و اجتماعی است. بنابراین در کسب هویت هم خود فرد، هم عوامل دیگری از جمله محیط و اجتماع، اعضای خانواده، همکاران، همسایگان و به طور کلی اجتماع نیز تاثیر خواهد گذاشت و فرد در صورتی از سلامت اجتماعی بهنجار برخوردار خواهد بود که بتواند با محیط خود سازگار شود چنین فردی می‌تواند تغیرات فردی و اجتماعی را یکپارچه کند و به خویشتن پنداری مثبتی دست یابد و هویت خود را شکل دهد، اگر نتواند به چنین هویتی دست یابد با هویتی سردرگم و به عبارتی با بی‌هویتی مواجه خواهد شد که پیامد چنین هویتی تزلزل در اعمال و رفتار، و به خطر افتادن سلامت اجتماعی فرد است
سازمان بهداشت جهانی(who ) سلامت اجتماعی را به عنوان یکی از عوامل بهداشت روان برمی‌شمرد. در تعریف سلامت اجتماعی، تاکید به ارزیابی شخصی فرد از نحوهی عملکردش در اجتماع و نگرش وی نسبت به افراد و گروهای اجتماعی است (کیس ،۲۰۰۲).
« سلامت اجتماعی ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه‌ای است که مارا قادر به درک ظرفیت‌های طبیعی خود می‌کند و به جای جدا کردن ما از سایر انسان‌هایی که دنیای ما را می‌سازند، نوعی وحدت بین ما ودیگران به وجود می‌آورند. سلامت اجتماعی نقش محافظت کننده‌ای در مقابل با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل وقایع فشارآور زندگی اجتماعی حمایت می‌کند» ( صبوری، ۱۳۹۰، ۱۹و۲۰).
تحقیقات زیادی نشان دادند آنچه در تقویت عملکرد و سلامت روانی – اجتماعی فرد نقش مهمی ایفا می‌کند تعهدات ثابت شخص است به طوری که افرادی که تعهد کمتری دارند یعنی یک دیدگاه ثابت و روشن در مورد خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند ندارند، امکان دارد اجتماع را به صورت یک مجموعه پر از هرج و مرج، تصادفی و بدون هیچ قابلیت پیشبینی که نمی‌توان مدیریت کرد بپندارند یعنی از سلامت اجتماعی پایینی برخوردار هستند (برزونسکی، ۲۰۰۳).
از طرفی تشکیل هویت در دوران نوجوانی دارای دو وجه متضاد است یکی انطباق با خود یا “خود اثبات گرا” و دیگری انطباق با محیط ویا “خود فزاینده” است زمانی که بین این دو جنبه متفاوت از خود، عدم تعادل رخ دهد تعادل روانی و سلامت فرد را به خطر می‌کشاند. تغییر در عملکرد شخصی و اجتماعی به عنوان منبع پردازش از اطلاعات باعث ایجاد این عدم تعادل می‌شود. انطباق موثر با محیط به معنی سازگاری با مجموعهای از نظام‌های بیرونی مثل دوستان، همسالان، نقش‌های تجویز شده از سوی گروه‌های اجتماعی و نظام‌های آموزشی است. که پیش نیاز سلامت اجتماعی فرد را تأمین می‌کند(کیس ،۱۹۹۸ ؛ به نقل فارسی نژاد و همکاران ، ۱۳۸۶).
بنابراین تا این جا این مطلب قابل برداشت است که، طی شدن فرآیند هویت‌یابی موفق، به فرد در زمینه های تصمیم‌گیری و موضع‌گیری کمک میکند و وی را از تشویش، اضطراب و بحران روانی رها میسازد و به تبع آن سلامت اجتماعی فرد را قابل پیش بینی میکند. در این راستا نیز پژوهش‌هایی انجام گرفته و راهکارهایی در جهت کمک به طی شدن موفق مسیر هویت و از آن سو عواملی که از آن تاثیر میپذیرد پیشنهاد داده شده است. یکی از این راه‌ها که مورد بررسی تحقیق حاضر نیز هست توجه به رشد شناختی و چند بعدی بودن مقولهی تفکر و به ویژه عنایت به گرایش به تفکر انتقادی است.از جمله افرادی که در این زمینه پژوهشهایی انجام داده است فردی به نام کرتینر بود.
کرتینر، توجه فلسفی به انسان را در مطالعات روان‌شناسی وارد کرد و هویت را از دیدگاه رشدی – اخلاقی و وجودگرا، مفهوم‌سازی نمود. او بر انتخاب، کنترل خود، مسئولیت پذیری و یگانگی ویژگی تاکید داشت. وی مانند اریکسون هویت را ناشی از از هر دو عامل خود و جامعه می‌داند؛ هم چنین بین ساختار شخصیت فرد و سازمان‌های اجتماعی، ارتباط متقابل قائل است، به طوری که هر کدام می‌تواند موجب رشد دیگری شود. بیشترین سهم کرتینر در ادبیات هویت، معرفی مجموعه‌ای از قابلیت‌هایی است که می‌تواند کیفیت رشد هویت را بهتر کند. کرتینر با تکیه بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی و این که فرد مسئول انتخاب‌های خود است هویت اجتماعی را هم‌تراز هویت فردی می‌داند و به تئوری‌های نئواریکسونی کمک می‌کند تا بتواند نسبت به تئوری وضعیت هویت مارسیا، از ابعاد بیشتری به این قضیه بپردازند. کرتینر پیمودن مسیر اکتشاف در فرآیند هویت یابی را نیازمند داشتن مهارت های حل مسئله میداند که این مهارتها از تفکر انتقادی سرچشمه میگیرند (شوارتز ،۲۰۰۰؛ به نقل ازجوادزاده ‌شهشهانی، ۱۳۸۳ ) .
لیپمن (۲۰۰۳) تفکر انتقادی را به عنوان تفکری کاربردی معرفی می‌کند که استفاده از آن تغیراتی عقلانی حاصل میآورد. دو سویه است که در پایینترین حد اتکای آن، قضاوت است و در بیشترین حد آن عمل کردن به قضاوت‌هاست می‌توان سه خصصیه را برای آن برشمرد: ۱- تکیه بر ملاک‌ها ۲- خود تصحیحگر است ۳- حساس به زمینه‌های وقوع است ( به نقل از عباسی، ۱۳۸۰). از آن جا که تفکر انتقادی تفکر دربارهی تفکر است می‌تواند ضعف و کمبودهای خود را پیدا کند. «تفکر انتقادی مستلزم فرایندهای عالی ذهن و داوری بر اساس شواهد و مدارک است. تفکر انتقادی نوعی حل مسئله است. اما علاوه بر حل مسئله دارای عناصری از توانایی‌های تحلیل و ارزشیابی امور است » (سیف، ۱۳۸۹). مایرز (۱۹۶۰)، نیز اینگونه تفکر انتقادی را تعریف می‌کند: شناسایی استدلال‌های غلط، عدم هیجان عاطفی در مواجه با مسئله است. عامل کلیدی در تفکر انتقادی طرح سئوالات مساله، نقد و بررسی راه‌حل‌ها و یافتن جایگزین‌هاست (ترجمهی ابیلی، ۱۳۸۴).
کوتاه سخن این که، چنین به نظر میرسد بین متغیرهای اجتماعی از جمله سلامت اجتماعی با سبکهای هویت، یک ارتباط ضمنی وجود دارد. در تحقیق حاضر سه مدل متفاوت آزمایشی جهت بررسی نقش گرایش به تفکر انتقادی در ارتباط بین سبکها هویت و سلامت اجتماعی پیشنهاد شده است.
۱-مدل اثر مستقیم: در این مدل فرض می‌شود که سبک‌های پردازش هویت و تفکر انتقادی به طور مستقیم و مستقل با متغیر سلامت اجتماعی ارتباط دارند.
۲- مدل اثر تعدیلکننده: در این مدل فرض میشود قدرت و جهت ارتباط سبکهای هویت و سلامت اجتماعی با سطوح مختلفی از تفکر انتقادی تغیر می‌کند.
۳- مدل اثر واسطهای: فرض این مدل آن است که رابطه بین سبک‌های پردازش هویت و سلامت اجتماعی وقتی که اثر متغیر تفکر انتقادی کنترل شود به طور معنیداری تقلیل پیدا می کند(برزونسکی، ۲۰۰۴).
مروری در متونهای پژوهشی حاکی از آن است مطالعاتی که به بررسی و مطالعه‌ی سه متغیر مطرح در پژوهش پرداخته باشد محدود است بنابراین ارائهی نتایج تحقیقاتی که در پی می‌آید ممکن است به طور مسقیم با موضوع تحقیق حاضر ارتباط نداشته باشد ولی در راستای سوابق محسوب می شود با توجه به ادبیات مورد بررسی در مورد متغیرهای سبک‌های هویت، اثرآن برسلامت اجتماعی وابهام در نقش گرایش به تفکر انتقادی به عنوان زیر مجموعه‌ای از حل مسئله، سوال این پژوهش آن است که، در ارتباط بین سبک های هویت و سلامت اجتماعی آیا تفکر انتقادی نقش دارد؟ در صورت وجود نقش برای تفکر انتقادی، آیا تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی دارای نقش واسطه‌ای یا تعدیل‌گر؟
۱-۳ اهداف و فرضیه های پژوهش
هدف کلی:
شناخت نقش واسطهای تفکر انتقادی ،بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی است.
هدفهای فرعی:
۱ – شناسایی نقش واسطه‌ای تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی.
۲- شناسایی نقش تعدیلگر تفکر انتقادی در ارتباط سبک‌های هویت وسلامت اجتماعی.
۳- بررسی سلامت اجتماعی در ارتباط با انواع سبک‌های هویت.
فرضیه های پژوهش:
۱- سبک‌های هویت پیشبینی کننده مناسبی برای سلامت اجتماعی و تفکر انتقادی است.
۲- بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی تفکر انتقادی نقش واسطه‌ای دارد.
۱-۴٫ اهمیت و ضرورت پژوهش
مشخص بودن هویت یکی از مهمترین عوامل در روشن بود هدفمندی زندگی انسان است. فردی که در پرسش و پاسخ‌های مربوط به فرآیند هویت خویش درست عمل کرده است، دارای یک هویت شکل یافته است و با استناد به این هویت شکل گرفته است که مسیرهای مختلف زندگی خویش را تعیین می‌کند و در هنگام برخورد با مشکلات و فشارها، می‌تواند راه‌حلی مناسب یابد در یک جامعه هنگامی که افراد به هویت یافتگی موفق رسیدهاند از یک سو یاری دهندهی آنها در برخورد چالش‌ها و تصمیم‌گیرهای درست است از سوی دیگر سبب کاهش مشکلات روحی و روانی آنها نیز هست و در کل زمینه‌ساز و پیشنیاز سلامت اجتماعی فرد را تضمین می‌کند.
کسب هویت و فرآیندی که طی آن اتفاق می‌افتد بدور از رشد شناختی رخ نمی‌دهد رشد شناختی و استفاده از عنصر گرایش به تفکر انتقادی یک عامل بسیار مهم در ارزیابی افکار و باورهای مختلفی، که توسط اطرافیان، رسانه های ارتباطی و فناوریهای ارتباط جمعی است. تفکر انتقادی قبل از آن که در عرصهی تصمیم‌گیری برای عملکرد در زندگی فرد، کارآ باشد به انتخاب شیوهی زندگی و گزینش باورها و نگرشهایی که زیر بنای شکل‌گیری مسیر زندگی فرد است کمک میکند.اگر نوجوان وجوانان از تفکر انتقادی و مهارت‌های آن مانند حل مسئله، در فرایند کسب هویت کمک گیرند علاوه بر یافتن شخصیتی محکم و منسجم، سلامت اجتماعی فرد از پیامدهای آن میتواند باشد.
جامعه مورد تحقیق این پژوهش دانشجویان( دانشگاه خوارزمی – کرج) است از آن جا که این قشر بخش عمده‌ای از جمعیت جوان کشور را تشکیل می‌دهند ضرورت پرداختن به سلامت اجتماعی آنها امری ضروری است چرا که هر گونه نارسایی در این مورد سبب کاهش توانایی‌های آنان و در نتیجه کاهش پیشرفت در جامعه را سبب می‌شود و از نگاه دیگر می‌توان پیشبینی کرد سلامت روانی و اجتماعی آن ها در بلند مدت تاثیری منفی بر سلامت تمام احاد جامعه خواهد گذاشت.
به طور کلی اهمیت تحقیق حاضر در بررسی متغیرهای موثر(واسطه‌ای و یا تعدیل‌گر) بر سبک‌های هویت بر سلامت اجتماعی در دانشجویان دانشگاه خوارزمی است و نتایج آن می‌تواند ابتدا به شناخت علمی دقیقی از روابط این متغیرها کمک کند و ابعاد بیشتری از سازه های مورد بررسی را که تاکنون ناشناخته مانده است را آشکار سازد از طرفی مطرح کردن این متغیرها می‌تواند از چند واقعیت اساسی پرده بردارد:
ضعف دانش آموزان و معلمان در مهارت‌های گرایش به تفکر و لزوم تجهیز آنها به این مهارت.
ضرورت آموزش مهارت تفکر انتقادی و جاگرفتن در سیستم تعلیم وتربیت است که متاسفانه توجه وتعهد با این هدف در کلاس‌های درس و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش مدارس به فراموشی سپرده شده است و یا از فعالیت‌های مربوط به آن پشتیبانی لازم به عمل نمیآید.
آن چه در کشور ما در سالهای اخیر مورد غفلت قرار گرفته است توجه ناکافی به سلامت اجتماعی افراد است اگر چه سلامت فیزیکی تا حد زیادی برآیند سلامت اجتماعی در هر جامعهای است اما پژوهش‌های اندکی در کشور در زمینه وضعیت سلامت اجتماعی در ارتباط با متغیرهای تاثیر گذار بر آن انجام گرفته است.
در پژوهش‌های انجام شده در ایران در ارتباط با پایگاه‌های هویت باید گفت بیشترپژوهش‌ها انجام شده درسالهای اخیر به دلیل در دسترس نبودن ابزار مناسب، اغلب در زمینه هویت شغلی بوده است.
همچنین با بررسی‌های اولیه‌ای که پژوهشگر در خصوص متغیرها و نحوهی ارتباط آن ها به دست آورده، پژوهش‌های اندکی نزدیک به این نوع پژوهش صورت گرفته است.
۱-۶. تعریف‌های نظری متغیرها
تفکر انتقادی
تفکر انتقادی به معنی پرسیدن سوالات ،تجزیه تحلیل وبررسی تفکر خود و دیگران است. کلمه” انتقاد ” از لغت یونانی kiikos اقتباس شده است منظوراز انتقاد در این جا تیزبینی است نه گله‌مندی وشکایت. تفکر انتقادی توانایی گرفتن تصمیمات منطقی درباره آن چه که باید انجام دهیم و باور کنیم، هم چنین توانایی وگرایش فرد برای سنجش نتایج امور و تصمیمگیری درباره آنها بر اساس شواهد، تفکر اندیشمندانه ومنطقی که روی تصمیم‌گیری برای انجام دادن چیزی یا باور آن متمرکز است (آمیت و آزیکویش ،۲۰۰۱).
در یک گزارش از تحقیق دلفی که از ۴۶ نفر از صاحب نظران تفکر انتقادی مورد سوال قرار گرفته‌اند، آنها سه بعد را در باب تفکر انتقادی عنوان نمودند. بعد علاقه، بعد انگیزش، و بعد مهارت. جوهرهی اصلی تفکر انتقادی را بعد مهارت‌های شناختی معرفی می‌کنند که شامل شش زیر مجموعه است. توضیح، خودنظم‌دهی، ارزیابی، استباط، نتیجه‌گیری و تحلیل می‌باشد (فاکیسون، ۱۹۹۰).
تفکر انتقادی یک فراینده پیچیده، منطقی، با انگیزه است که نیاز به تمرین و کاربرد دارد لازمهی زندگی و محیط‌های آموزشی امرزویست و با ارزیابی شواهد معتبر به نتایج درست منتهی می‌شود (بنرلی، ۱۹۹۸؛ به نقل عباسی،۱۳۸۰). هاشمیان نژاد (۱۳۸۰) تفکر انتقادی را به عنوان تفکری مستدل و منطقی تعریف می‌کند که به منظور بررسی و تجدید نظر در عقاید، نظرات، اعمال و تصمیم‌گیری بر مبنای دلایل و شواهد انجام میگیرد.
اگر بخواهیم یک جمع‌بندی از تعاریف تفکر انتقادی داشته باشیم می‌توان گفت تفکر انتقادی تفکری منطقی، استدلالی، مسئولانه، باهدف شناخت است وکمک به اتخاذ بهترین تصمیم و باور به آن تصمیم و یا عملکرد به آن است. تفکر انتقادی باورهای سنتی را به چالش می‌کشاند. فرد نقاد با طرح سوالات مناسب و جمع‌آوری داده‌های مربوطه به نتایج قابل اعتماد می‌رسد فرد برای خود فکر می‌کند.
سبک‌های هویت
ارائهی یک تعریف جامع ودقیق از هویت کار آسانی نیست با توجه به این وضع در ششمین کنفرانس، جامعهی پژوهش برای تشکیل هویت ” SRIF ،۱۹۹۹ ” موضوع محورهای آن، یافتن فرایندهایی جهت یک تعریف مناسب، و یکپارچگی تعاریف متعدد از هویت بود، مارشال (۱۹۹۹) دلیل این ناهماهنگی را، اجزای متعدد این سازه می‌داند چرا که تاکید بیشتر بر یک یا دو فرایند آن سبب نامتوازن شدن تعریف یکپارچه از آن می‌شود (شکر کن وهمکارن، ۱۳۸۰).
البته باید توجه داشت موضوع هویت و نحوهی شکل‌گیری آن مختص رشته‌ خاصی نیست و در حوزهای علمی چون روانشناسی، علوم سیاسی و حتی در ادبیات هم کار شده است. در روانشناسی به سهم خود در هر کدام از شاخه‌های آن نیز مثل روانشناسی رشد، شخصیت،روانشناسی اجتماعی نیز مطرح شده است. این موضوع دلیلی بر اهمیت و وسیع بودن این حوزه را می‌رساند.
هویت در دوران بزرگسالی به صورت یک کل منسجم و ترکیب یافته از ارزش‌ها، رفتارها، نقش‌ها و مهارت‌های مختلف شناختی و اخلاقی تبدیل می‌شود که هم به گذشته فرد مرتبط می‌شود وهم جهت‌گیری وی را به آینده شکل می‌دهد (برزونسکی، ۲۰۰۲).
مارسیا معتقد است هویت تغیر در کارکرد مفهوم خود، درونی کردن ارزشها، اهداف، انتظارات و فرایندهای خودتنظیمی است. یافتن مفهوم فردی از ثبات در فرد خود را نشان می‌دهد (۱۹۹۸، سعادتی شامپر و همکاران، ۱۳۸۶).
هویت از یک تعریف سازمان یافته از خود و ارزشها ،باورها و اهدافی که فرد به آن پایبند است تشکیل شده است. « هریک از ما احساسی از این داریم که چه کسانی هستیم و چگونه شبیه یا متمایز از دیگران هستیم. بخشی از این احساس، شناختی (روشهایی که، خود را توصیف می‌کنیم ) و بخشی از آن هیجانی ( ارزیابی ما از خودمان به عنوان خوب یا بد در انجام تکالیف یا فعالیت‌ها ) است. احساس خود از زمان تولد وجود دارد» (اریکسون، ۱۹۹۳؛ مارسیا،۱۹۹۱؛ به نقل شهرآرای ،۱۳۸۴ ، ۱۵۷).
در اینجا به طور مختصر به روند آغاز طرح هویت و وبه دنبال آن پایگاه‌های هویت و بالاخره مطرح شدن سبک‌های هویت و افراد صاحب نام در هر یک از این دیدگاه‌ها اشاره‌ای کوتاه شد و در فصل دوم به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.
مفهوم هویت برای اولین بار از مکتب روانکاوی و از سوی اریکسون (۱۹۶۵) مطرح شد در مرحله پنجم یعنی “هویت در برابر سردرگمی نقش” از هشت مرحله‌ای که وی برای رشد روانی – جسمانی قائل است جای دارد. همانطور که قبلا اشاره شد مارسیا (۱۹۶۶) بر اساس نظریهی اریکسون، ۲ مفهوم اساسی” اکتساب و تعهد ” را برای رشد هویت مطرح می‌کند. ۴ وضعیت هویت عبارتننداز:
۱- هویت موفق ۲- هویت سردرگم ۳- هویت دیررس ۴- هویت زودرس.
برزونسکی (۱۹۹۰) بر اساس فرایندهای شناختی– اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک: ۱- سبک هویت اطلاعاتی ۲- سبک هویت هنجاری ۳- سبک هویت سردرگم/ اجتنابی را معرفی می‌کند. سبک هویت روش تلاش تطابق افراد برای ساخت هویت خود و یا اجتناب از بررسی مسائل هویتی است. به عبارتی این سبک‌ها هویت فرد را تعیین می‌کنند به لحاظ کلی به عنوان سبک‌های شناختی – اجتماعی، و به طور خاص شیوه‌های پردازش اطلاعات مربوط به هویت، تصمیات شخصی و فائق آمدن بر مسائل هویتی هستند (برزنسکی و فراری، ۱۹۹۶).
سلامت اجتماعی
از دیدگاه کیینز(۱۹۹۸) ، سلامتی بر اساس سه جنبه در نظر گرفته می‌شود. ۱-عاطفی(هیجانی) ۲- اجتماعی ۳- روان‌شناختی . که در تعریف سلامت هر سه مورد در نظر گرفته می‌شود وی سلامت اجتماعی را ارزیابی و شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابط با افراد دیگر، نزدیکان وگروهای اجتماعی که وی عضوی از آنها است تعریف می‌کند (۱۹۹۸؛ به نقل باباپوروهمکاران، ۱۳۸۸).
« از نظر کیینز سلامت اجتماعی عبارت است از چگونگی ارزیابی فرد از عملکردش در برابر اجتماع. فرد سالم از نظر اجتماعی، اجتماع را به صورت یک مجموعه‌ی معنادار، قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی دانسته و احساس می‌کند که به جامعه تعلق دارد، و از طرف جامعه پذیرفته می‌شود و در پیشرفت آن سهیم است. کیینز ابعاد سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت مطرح می‌کند که دارای پنج بعد است. ۱- انسجام اجتماعی ۲- پذیرش اجتماعی ۳- مشارکت اجتماعی ۴- انطباق اجتماعی ۵- شکوفایی اجتماعی می‌باشد» (سام آرا، ۱۳۸۸، ص۱۶و۱۷).
لارسون (۱۹۹۶) معتقد است سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می‌سنحد و شامل پاسخ‌های درونی فرد که شامل احساس، تفکر و رفتار است. سلامت اجتماعی نماد رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی اجتماعی‌اش می‌باشد.
در کل می‌توان گفت مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت مورد توجه قرار گرفته است، جنبه اجتماعی آن را با محور قراردادن فرد مورد بررسی قرار می دهد، به عبارتی رشد و پیشرفت جامعه در گرو تندرستی آن جامعه در ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی است در واقع سلامت فرد و سلامت جامعه آن چنان بهم تنیده که نمی‌توان بین این دو مرزی تعیین کرد. در اینجا فقط اشاره‌ای کوتاه به ابعاد آن شد که در فصل دوم به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.
۱-۶ تعاریف عملیاتی
گرایش به تفکر انتقادی : از طریق سئوالات پرسشنامهی ریتکس(۲۰۰۳) مورد سنجش قرار گرفت.
سبک‌های هویت برزونسکی(۱۹۹۸): در این پژوهش نمره کل این متغیر با مقیاس پرسشنامهی سبک های هویت (ISI-g6 ) برزونسکی برای هر فرد به دست آمد.
سلامت اجتماعی کیینز(۱۹۹۸) : در این پژوهش نمره کل سلامت اجتماعی، با پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز به دست آمد.

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

۲-۱٫ مقدمه
سلامت یکی از مباحث مطرح در بسیاری از فرهنگ‌هاست و هریک از این جوامع در فرهنگ خود تعریف و شاخص‎‌هایی برای سلامت قائل هستند متاسفانه سلامت جزء آن دسته از نعمت‌هایی است که تا زمانی از دست نرود ارزش آن به درستی شناخته نمی‌شود تعریف دقیق برای آن در دست نیست هرچند هر گاه سخنی از سلامت به میان می‌آید بیشتر بیشتر مردم به بعد جسمانی آن را مورد توجه قرار می‌دهند در صورتی که مطابق اعلام بهداشت جهانی سلامت شامل سه فاکتور جسمانی، روانی، اجتماعی می‌باشد در واقع می‌توان به جرات گفت سلامت فردی پایه و بنیان سلامت اجتماعی است از آن جا که سلامت فردی از اساسیترین بنیان تربیتی یعنی خانواده، تا محیط رشد و تغیرات بیولوژیکی و شخصیت فرد….تاثیر میپذیرد. یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر سلامت اجتماعی، نوع شکلگیری شخصیت فرد یا به عبارتی کسب هویت فردی است که از اوائل نوجوانی با تغیرات جسمانی و شناختی ظاهر میشود و اگر در مسیر صحیح پیش برود تا اوائل جوانی تقریبا هویت فرد تثبیت میشود. از طرفی برای رسیدن به هویت موفق و صحیح عوامل زیادی می‌توانند مداخله دارند از جمله؛ تفکر انتقادی و مهارت‌های آن به طور اخص یکی از مهمترین این عوامل است که آموزش، استفاده و کاربرد درست این ابزار میتواند پیشبینی کنندهی قویای در مسیر رسیدن به یک هویت بهنجار؛ منسجم و مورد قبول جامعه قرار گیرد. که هم از طرفی از عوامل تضمین سلامت فردی است و هم به تبع آن میزان سلامت اجتماعی نیز تحت الشعاع قرار میگیرد. در این فصل از تحقیق ابتدا به تعریف سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامت پرداخته می‌شود و سپس ضمن بیان شاخص‌های سلامت اجتماعی و نظریات مربوط به آن، مباحث هویت و تفکر انتقادی و مباحث مبوط با آنها مطرح میشود و در ادامه ارتباط هر یک از آنها با هم و در آخر مباحث اشاره‌ای چند به پیشینه‌ی هر یک از آنها در داخل و خارج کشور میشود و سپس با یک جمع‌بندی کوتاه از کل مباحث، این فصل به پایان می‌رسد.
۲-۲- سلامت
« سلامت بنیادیترین‌ عنوانی است که حیات انسان به آن استوار است. سلامت به عنوان مفهوم اساسی در زندگی انسان، از بدو پیدایش بشر و در قرون و اعصار متمادی مطرح بوده است. انسان برای رسیدن به آن، همهی امکانات و نیروهای خود را بسیج کرده است. اما هر گاه سخنی از آن به میان آمده بیشتر بُعد جسمانی آن به ذهن میآید. در چند دههی اخیر بُعد روانی آن نیز مطرح شده است و بُعداجتماعی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سازمان جهانی در راستای تامین سلامت روانی، جسمانی و اجتماعی اعضاء جامعه بر این نکته تاکید دارد که هیج کدام از ابعاد سلامتی بر دیگر ابعاد آن برتری ندارد، رشد و تعالی جامعه در گرو تندرستی آن جامعه است و شناسایی عوامل تعین‌کننده و مرتبط با آن در جهت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در سطوح خرد و کلان جامعه از دیدگاه سه بُعد جسمی، روانی و اجتماعی از مسائل هر کشوری محسوب میشود» (مرندی، ۱۳۸۵: ۲۰). منشور اوتاوا علاوه برشمردن سلامت به عنوان حق انسانی، پیش‌شرط‌هایی جهت تحقق سلامت نیز ارائه داده است. پذیرش این شرط‌ها روابطی محکم میان شرایط اقتصادی و اجتماعی، محیط فیزیکی، شیوه‌های زندگی فردی و سلامت را به وجود می‌آورد (سجادی و صدرالسادات، ۱۳۸۴).
« سلامت به عنوان بخشی از سرمایهی منابع انسانی هر جامعه محسوب می‌شود. از دیدگاه فردی عامل سلامت جزء پیش نیازها و شرایط اصلی اشتغال به کار و فعالیت اقتصادی و اجتماعی انسان‌ها در تمام جوامع محسوب می‌گردد که بدون اتکا به آن دستیابی به امکانات رفاهی و مادی غیر ممکن است یا دست کم به سختی ممکن است. از جنبههای سلامت روانی و اجتماعی، عامل سلامت در عاملهایی مانند میزان همسویی افراد با جامعه و یا میزان درکی که افراد از جامعه خود دارند، کیفیت نیروی کار یک جامعه راتعین می‌کند» (اسکمبر، ۱۳۸۶: ۱۸۷). سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامتی انسان نقش مهمی در تعادل زندگی اجتماعی هر انسان دارد و پوشش فراگیر آن در جامعه می‌تواند موجبات توسعه اجتماعی را فراهم کند (وزارت بهداشت، ۱۳۸۶ ).
۲-۳-سلامت اجتماعی
در تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت اجتماعی در کنار سلامت فیزیکی و روانی قرار گرفته است. در این تعریف، سلامت کامل به معنای داشتن یک زندگی مولد از نظر اقتصادی و اجتماعی است. بعد اجتماعی سلامت، سطوحی از مهارت‌های اجتماعی و عملکرد اجتماعی همراه با توانایی شناخت هر فرد از خود به عنوان عضوی از جامعه را شامل میشود. فرد با حس کردن چنین عضویتی، نحوهی ارتباطاش را در شبکهی اجتماعی مورد توجه قرار میدهد.
بلوک و برسلو برای اولین بار در سال ۱۹۷۲ در پژوهشی به مفهوم سلامت اجتماعی پرداختند. آن ها مفهوم سلامت اجتماعی را با “میزان عملکرد اعضاء جامعه” مترادف کردند و شاخصهای سلامت اجتماعی را ساختند. تلاش کردند تا با طرح پرسش‌های گوناگون در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی سلامت فردی، به میزان فعالیت و عملکرد فرد در جامعه برسند. این مفهوم را چند سال بعد”دونالد” و همکارانش در سال ۱۹۷۸ مطرح کردند و استدلال آن ها این بود که سلامت امری فراتر از گزارش علایم بیماری، میزان بیماریها و قابلیت‌های کارکردی فرد است آنها معتقد بودند که رفاه و آسایش فردی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است. براساس برداشت آنان سلامت اجتماعی در حقیقت هم از ارکان وضعیت سلامت محسوب میشود و هم می‌تواند تابعی از آن باشد (موسسهی تحقیقات بهبود زندگی زنان، ۱۳۹۳).
باتوجه به مطالب ذکر شده و ارائه تعاریف بیشترکه از سلامت اجتماعی که در فصل اول آمده است در یک برداشت کلی می‌توان گفت سلامت اجتماعی مفهومی است که در بستر اجتماع و روابط بین افراد در شبکه‌های اجتماعی نمود و ظهور پیدا می‌کند، مد نظر آن ارزیابی فرد از کیفیت و کمیت درگیریاش در اجتماع است حق مسلم آن است که فردی که از سلامت اجتماعی برخوردار است جامعه‌پذیر نیز هست این عاملی مهم در پذیرش هنجارهای اجتماعی، نقش‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی دارد. با استناد به مطالبی که بیان شد دو برداشت قابل حدس است. اول این که، در صورتی که شرایط سلامت اجتماعی برقرار باشد فرد حمایت و پذیرشاجتماعی را به دست می‌آورد و بهتر می‌تواند بر استرس، چالش‌ها و بیمارهایی که ممکن است سلامت او را تهدید کنند غلبه کند. دوم آن که، شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه در شکلگیری سلامت اجتماعی نقش به سزایی ایفا می‌کنند. در ادامهی این بخش به دیدگاه کیینز صاحب نظر بنام در حوزهی سلامت اجتماعی و همچنین اشارهای کوتاه به دیدگاه دورکیم خواهیم داشت.
«از نظر دورکیم، بهنجاری اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همان جامعه‌پذیری وی اشاره دارد. هر نوع قطع ارتباطی بین فرد و جامعه به گونه‌ای که افراد در چارچوبهای اجتماعی جذب نگردد، زمینه‌ای مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی فراهم خواهد شد. در چنین حالتی، فردگرایی افراطی، خواسته‌های فرد را در مقابل حیات اجتماعی قرار می‌دهد» (توسلی،۱۳۸۲؛ به نقل از حسینی،۱۳۸۷: ۷).
کار کیینز از یک اصل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی نشأت می‌گیرد. وی حلقهی مفقوده در تاریخچه‌ی مطالعات مربوط به سلامت اجتماعی را درارزیابی به این سوال، آیا ارزیابی کیفیت زندگی و عملکرد شخصی افراد بدون توجه به معیارهای اجتماعی امکان دارد؟ پاسخ می‌دهد که عملکرد خوب در زندگی علاوه بر سلامت جسمانی و روانی، تکالیف و چالش‌های اجتماعی را نیز در برمی‌گیرد. « از نظر کییز کیفیت زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی‌توان بدون توجه به معیارهای اجتماعی ارزیابی کرد. عملکرد خوب در زندگی جیزی بیش از سلامت روانی است تکالیف و چالش‌های اجتماعی را نیز در برمی‌گیرد. فرد ساالم از نظر اجتماعی زمانی عملکرد خوب دارد که اجتماع را به صورت یک مجموعهای معنادار و قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی بداند و احساس کند که متعلق به گروهای اجتماعی خود است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن سهیم بداند » (کییز،۱۳۸۶: ۹). پنج بعد از سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت اجتماعی کیینز عبارتند از :
ابعاد سلامت اجتماعی کیینز(۱۹۹۸)
انسجام اجتماعی
«ارزیابی فرد از کیفیت روابطش در جامعه و گروهای اجتماعی است فرد سالم احساس می‌کند که بخشی از اجتماع است و خود را با دیگران که واقعیت اجتماعی را می‌سازند، سهیم می‌داند.انسجام اجتماعی احساس بخشی از جامعه بودن، فکر کردن به این که به جامعه تعلق دارد، احساس حمایت شدن از طریق جامعه و سهیم شدن در آن است. انسجام درجه‌ای است که در آن مردم احساس می‌کنند که چیز مشترک بین آن ها و کسانی که واقعیت اجتماعی آنها را می‌رساند وجود دارد» (سام آرا، ۱۳۸۸: ۱۸).
پذیرش اجتماعی
دارا بودن گرایش‌های مثبت به افراد است، تایید دیگران و یا به طور کلی پذیرفتن افراد با وجود برخی رفتارهای سردرگم و پیچیده است. این بعد از سلامت اجتماعی مترادف پذیرش خود است که فرد نسبت به خود و گذشته‌اش نگرش مثبت و حس خوبی دارد ناتوانی و ضعف‌هایش را می‌پذیرد، اجتماع و مردم در واقع او را با وجود تمام ضعف‌ها و جنبه‌های مثبت و منفی می‌پذیرند.
مشارکت اجتماعی
باوری است که فرد احساس می‌کند عضو حیاتی جامعه است و چیزهای با ارزشی برای ارائه به جامعه دارد. فعالیت‌های روزمره‌ی او به وسیلهی جامعه ارزش‌دهی می‌شود مشارکت اجتماعی یعنی چه میزان فرد احساس می‌کند که آنچه انجام می‌دهد در اجتماع ارزشمند و در رفاه عمومی موثر است.
انطباق اجتماعی
اعتقاد به این که یک جامعهی قابل فهم، منطقی و قابلیت پیش‌بینی دارد. به جامعه و مفاهیم مربوط به آن و طرح‌های اجتماعی علاقمندند. مراقب در قبال دسیسه‌های اجتماعی هستند و احساس می‌کنند توانایی فهم آن چه در اطرافشان رخ می‌دهند را دارند. خود را با تصور این که در حال زندگی در یک دنیای عالی هستند، فریب نمیدهند و خواسته و آرزوهایشان را برای فهم و درک زندگی ارتقا می‌دهند.
شکوفایی اجتماعی
دانستن و معتقد بودن فرد به جامعه‌ای در حال رشد و تکامل است که پتاسیل مثبت برای این رشد را دارد و همین تفکر سبب بالفعل شدن پتاسیل خود به شکل واقعی می‌شود. افراد سالم در مورد شرایط آیندهی جامعه امیدوار و قادر به شناخت نیروهای جمعی هستند و معتقدند خود و افراد دیگر از این رشد و نیروهای اجتماع بهره می‌برند و به اعتماد توان بالقوه‌ای که دارد این مسیر رشد و تکامل را کنترل می‌کنند(عبدلله‌تبار و همکاران، ۱۳۸۷).
۲-۴-هویت
هویت و نحوهی شکل‌گیری آن مورد علاقه بسیاری از حوزه‌های علمی، از جمله روانشناسی است‌. هویت همواره مورد توجه روانشناسان تحولی‌نگر بوده است. شاید یکی از دلایل آن نقش موثر هویت بر عملکرد فرد در حوزه‌های مختلف ازجمله روابط فردی، روابط اجتماعی و سلامت اجتماعی نیز جز این عوامل است. اولین بار این واژه توسط فروید به طور ضمنی و بنام هویت دورنی در زمینهی روانی – اجتماعی به کار رفته است منظور وی از بیان آن، آمادگی عمومی فرد برای زندگی و رهایی از تعصبات است. هویت حس تفاوت قائل شدن خود از دیگران است به کمک هویت است که فرد به مفهومی از خود می‌رسد در صورتی که این مفهوم با واقعیت اجتماعی وی در تضاد باشد موجب به خطر افتادن سلامت روانی و اجتماعی و هم چنین باعث ایجاد مشکلات رفتاری می‌شود و چه بسا سلامت جسمی را نیز تهدید کند. در فصل اول در باب تعریف هویت و سبک‌های آن صحبت شد در این بخش به دیدگاه چند تن از صاحب‌نظران این حیطه خواهیم پرداخت.
۲-۲-۱-اریکسون
از سال ۱۹۵۰ که اقای اریکسون اثر مربوط به هویت ، را منتشر ساخت، هویت به طور فراوان در موضوعات تجربی و نظری مطرح شدنظریۀ اریکسون در مورد هویت، پیشینهی پژوهشی قابل توجهی را در زمینه تحول هویت به وجودآورد که بیشترین آنها بر هویت شخصی متمرکزند (شوارتز، زامبونگا، ویسکریچ و ونگ، ۲۰۱۰).« وی نخستین روان‌تحلیل‌گری بود که دربارهی تشکیل هویت در نوجوانی به طور جدی تحقیق کرد.رویکرد او بر اساس رویکرد بیولوژیکی فروید است که بر اساس جهت‌گیری روانی – جنسی به رشد شخصیت بود. ولی با تفاوت‌های مهمی از آن فاصله می‌گیرد. اریکسون از روان‌پویایی کلاسیک و تمرکز آن روی، اید و سائق‌های لیپیدویی رشد فراتر رفت و روی ایگو و ظرفیت‌های انطباقی آن در محیط تاکید کرد. اریکسون نه تنها تصویر خوش بینانه‌تری از توانایی‌های انسان، طراحی کرد بلکه روان‌تحلیل‌گری را از آسیب‌شناسی به کارکرد‌های سالم تغییر داد. سرانجام اریکسون تشخیص داد که رشد شخصیت در نوجوانی پایان نمیپذیرد و در سراسر زندگی ادامه مییابد. او اظهار کرد اولین احساس من، تنها از طریق تاثیر متقابل به همراه اعتماد، با یک تصویر والدینی در دوران نوزادی شکل می‌گیرد. تشکیل هویت نخستین بار در طول نوجوانی انجام نمی‌شود بلکه نسبتا از طریق مراحل ابتدایی‌تر رشد، توسعه پیدا می‌کند و ادامه می‌یابد تا در سراسر زندگی تغییر پیدا کند و شکل تازه‌ای به خود بگیرد» (کروگر،۲۰۰۴؛ به نقل بدراقی، ۱۳۸۹: ۲۷و۲۸).
اریکسون معتقد است شکلگیری هویت فرایندی پویا و سازش است که در تمام عمر با تغیرات در میزان اکتشاف ارزشها، باورها و تعهد همراه فرد خواهد بود (مکدریک، ۲۰۱۱).در این نظریه، هویت تجربه‌‌ی حسی هوشیار، پیوسته، قابل تغییر و تبدیل در برابر تغییرات محیط اجتماعی است که برخاسته از تعامل فرد با واقعیت اجتماعی است تشکیل و حفظ احساس قوی از هویت، اهمیت دارد و عدم وجود آن از نخستین عوامل تعیین‌کنندهی آسیب‌روانی و ناسازگاری است. اریکسون در هشت مرحله روانی – اجتماعی که مطرح می‌کند تکلیف ویژه‌ای جهت فائق آمدن بر بحران ( تصمیم هوشیارانه در مواجه با تکالیف رشدی) هر مرحله نام می‌برد که به منظور فراهم نمودن رشد مثبت باید به طور مناسبی حل شود. بحران هر مرحله از طریق ترکیب شدنِ سطح رشد فیزیولوژیک فرد با انتطارات جامعه، متناسب با دوره سنی، مشخص می‌شود (کالسنر،۱۹۹۵).
اریکسون معتقد است رسیدن به یک هویت فردی در نوجوانی، در طول زمان و بر اساس تجربیات حاصل از برخورد درست اجتماعی صورت می‌گیرد. تعادل روانی نوجوان زمانی تضمین می‌شود که به شناخت از خود و جدایی خود از دیگران دست زند. و در صورتی به چنین هویتی نرسد به جای در ارتباط قرار گرفتن با مردم و تحرک، سرخورده و منزوی می‌شود به عبارتی به ابهام در نقش و ناهنجاری و عدم تعادل در رفتار دچار می‌شود (شولتز ،۲۰۰۱).
اریکسون بیان میکند حل نشدن بحران هویت سبب کشیده شدن فرد به نقش ابهام و سردرگمی خواهد شد پیامدهایی از قبیل:
۱- ختلال در احساس زمان و وقت: دو دسته از جوانان درگیر هستند یک دسته که گذر زمان مهم نیست و برای کاری بیش ازحد وقت دارد و گروه دوم برعکس‌اند همه چیز به سرعت میگذرد و وقت کافی برای انجام کار خود ندارند. ۲- احساس شدید نسبت به خویش : فکر جوان از دایره، خصوصیات بدنی، نقش و یا شغل بالاتر نمی‌رود. ۳- هویت منفی: رفتاری غریب و نامأنوس دارد جوان وظایفی را که اجتماع و خانواده بر عهده او گذاشته با تمسخر و خصمانه رد می‌کند ( احمدی، ۱۳۷۳).
شخصی بهنام کرتینر، توجه فلسفی به انسان را در مطالعات روان‌شناسی وارد کرد و هویت را از دیدگاه رشدی – اخلاقی و وجودگرا، مفهوم‌سازی نمود. او بر انتخاب، کنترل خود، مسئولیت پذیری و یگانگی ویژگی تاکید داشت.در نظریهی کرتینر، جامعه فرصتهایی را برای رشد شناختی و قابلیت‌های روانی – اجتماعی افراد فراهم می‌کند و در عوض، افراد یک جامعه هم، مسئول ارتقای رشد و تحول آن هستند. کرتینر، فرد را مسئول انتخاب‌های خود، نتایج و ایجاد کننده‌ی امکان رشد خویش می‌داند. انتخاب‌های زندگی نیاز به استفاده از مهارت‌های حل مسئله دارد که از ادبیات تفکر انتقادی گرفته شده است این مهارت‌ها شامل خلاقیت، تعلیق قضاوت و ارزیابی انتقادی می‌شود. به این ترتیب، او مانند اریکسون هویت را ناشی از از هر دو عامل خود و جامعه می‌داند؛ هم چنین بین ساختار شخصیت فرد و سازمان‌های اجتماعی، ارتباط متقابل قائل است، به طوری که هر کدام می‌تواند موجب رشد دیگری شود. بیشترین سهم کرتینر در ادبیات هویت، معرفی مجموعه‌ای از قابلیت‌هایی است که می‌تواند کیفیت رشد هویت را بهتر کند. کرتینر با تکیه بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی و این که فرد مسئول انتخاب‌های خود است هویت اجتماعی را هم‌تراز هویت فردی می‌داند و به تئوری‌های نئواریکسونی کمک می‌کند تا بتواند نسبت به تئوری وضعیت هویت مارسیا، از ابعاد بیشتری به این قضیه بپردازند. کرتینر پیمودن مسیر اکتشاف در فرآیند هویتیابی را نیازمند داشتن مهارتهای حل مسئله میداند که این مهارتها از تفکر انتقادی سرچشمه میگیرند (شوارتز ،۲۰۰۱؛ به نقل ازجوادزاده ‌شهشهانی، ۱۳۸۳).
۲-۴-۲-مارسیا : وضعیت‌های هویت
اگرچه مفهوم هویت توسط اریکسون مطرح شد. ولی با تلاش مارسیا تصریح و به صورت عملیاتی تعریف شد. مارسیا بیان میکند یک مفهوم ارزشمند، باید تعریفپذیر و قابلاندازه‌گیری باشد به طوری که در یک آزمون فرضی عملی بتواند پیشبینی‌هایی به عمل آورد. وی با مصاحبه نیمه ساختدار، افراد را در یکی از پایگاه های هویت قرار داد.مواردآزمون شامل شغل، مذهب و سیاست بود (مارسیا ،۱۹۶۶).
مارسیا هویت را وابسته به گذشته و تعیین کنندهی آینده است و در دوران کودکی ریشه دارد. و به عنوان پایه‌ای برای وظایف بعدی در نظر گرفته می‌شود در شروع تحقیق در مورد هویت، به وسیلهی مصاحبه با دانشجویان پسر دانشگاه، ابتدا فقط ملاک اصلی اریکسون یعنی تعهد را درقلمرو شغل و جهان بینی کار کرد و این موضوع به دو انتخاب منجر گردید: « بعد از ۲۰ مصاحبه، مارسیا به این نتیجه رسید که از شیوه‌های مختلف میتوان به تعهد رسید بعضی از افراد به تعهد میرسند، بدون این که فکری در مورد انتخاب‌هایی که از دوران کودکی داشتند بنمایند؛ برخی دیگر به نظر می‌رسند، مدتی دنبال امکان انتخاب‌های مختلف هستند علی رغم این موضوع، همهی کسانی که به تعهد نرسیده بودند، یکسان نبودند؛ بعضی از آنها ظاهرا بدون تفکر کناره‌گیری کرده بودند، درحالی که برخی دیگر فعالانه می‌کوشیدند تا راهی پیدا کنند. بر اساس این مشاهدات، ملاک دیگری به تعهد اضافه گردید وآن ” اکتشاف راه های انتخاب ” بود (مارسیا، ۱۹۸۷؛ به نقل از اکبرزداه، ۱۳۷۶).
«مارسیا با استفاده ازمتغیرهای زیربنایی اکتشاف و تعهد، نگرش اریکسون را دربار‌هی شکل‌گیری هویت را عملیاتی کرد. حضور و عدم حضور این ۲ بعد مارسیا، چهار وضعیت هویت را مطرح نمود. که نتیجهی بحران دوران هویت و چهار گونه متفاوت شکل‌گیری آن هستند، حوزه‌های بحران وتعهد درسه زمینه شغلی، جهان‌بینی مذهبی و سیاسی است. اکتشاف، یعنی تحقیق کردن در مورد ارزشها، اهداف و عقاید است. نوجوان در طول فرایند اکتشاف تجربیات ونقش‌های مختلف را مورد آزمایش قرار می‌دهد و ایدئولوژی متفاوتی را مورد بررسی قرار میدهد. تعهد، یعنی پیوستگی خاص به مجموعه‌ای از عقاید محکم، ارزشها و اهداف اشاره دارد (سونتس و همکارن، ۲۰۰۵).
به نظر مارسیا (۱۹۹۳) تعهد می‌تواند همراه اکتشاف و یا بی‌ملازمت آن صورت گیرد؛ در وضعیت نخست هویت ساخته می‌شود و در وضعیت دوم، هویت اعطا می‌شود (به نقل از شهرآرای،۱۳۸۴، ۱۷۵).
مارسیا همانگونه که بیان شد نظریه رشد هویت اریکسون را با توجه به دو ملاک تعهد و اکتشاف، با ترکیب وجود یا فقدان این معیارها به صورتی که در ( نمودار ۱-۱) آمده است چهار وضعیت هویت را با تعریف عملیاتی شرح می‌دهد
(نمودار۱-۱) چهار وضعیت هویتی مارسیا اقتباس ازکالج و ویلیامزتون (۲۰۰۴، ص۲۴۲)
تعهد داشتن
اکتشاف
بلی
خیر
بلی
هویت موفق
دیررس
خیر
زودرس
سردرگم
هویت موفق
این وضعیت هویت از نظر رشدی پیشرفته‌ترین وضعیت است. فرد دوره‌ای از جستجوگری را پشت سرگذاشته و به تعهدات ثابت و روشنی رسیده‌اند. آنها به طور جدی انتخاب‌های متعددی را در نظر گرفته و با توجه به شرایط خود تصمیم‌گیری می‌کنند. در زمینه جهان‌بینی، عقاید گذشته خود را مجددا ارزیابی کرده و به راه‌حلی می‌رسند که آنها را برای انجام فعالیت آماده می‌کند؛ انتخاب‌های نهایی آنها ممکن است شامل تبدیل یافته‌ای از خواسته‌های والدین است. به طور کلی اگر در معرض تغیرات ناگهانی محیط قرار بگیرند، خود را نمی‌بازند و قدرت انعطاف‌پذیری آنها توصیف کنندهی شیوه ارتباط این افراد با جهان است (کروگر،۱۹۹۶؛ به نقل روان‌بند، ۱۳۸۷). از نظر مارسیا این گروه بحران هویت را تجربه کردهاند و آن را خوبی حل کردهاند، و تعهدی نسبتا پایدار را در خود ایجاد کردهاند. دانشجویانی که هویت کسب شده دارند، در خودشان احساس هماهنگی میکنند و ظرفیتها محدودیتهای خود را میپذیرند ( شکرکن و همکاران، ۱۳۸۰).
هویت گم گشته/ آشفته
این افراد معمولا عزت نفس، سازگار روانی، خودفرمانی و خودکنترلی پایین‌تری نسبت به سه وضعیت هویتی دیگر نشان می‌دهند و احتمال دارد دیگران آنها را بی‌فکر و بی‌تعصب قلمداد کنند. این افراد ازهر نوع اطلاعات اجتناب می‌کنند و تصمیم‌گیری را به تاخیر می‌اندازند (مارسیا،۱۹۹۳؛ به نقل از شهرآرای ،۱۳۸۴). این افراد هنوز بحران هویت را تجربه نکرده‌اند. وتعهد به یک شغل و نظام ارزشی یا مجموعه‌‌ای از عقاید در آنان دیده نمی‌شود و به شدت تاثیرپذیرند، یعنی نسبت به اکثر تجارب حالت پذیرندگی دارند. این افراد فاقد نوعی احساس کلی از هویت هستند و به سادگی نظراتشان در مورد خودشان تغییر می‌کند (شکرکن،۱۳۸۰). افرادی که هویت سردرگم دارند، معمولا خود را به دست سرنوشت و شانس می‌سپارند. این افراد نگرش ” برایم مهم نیست” دارند و هر کاری که جماعت انجام دهد، با آن همرنگ می‌شوند و در نهایت در بی‌تفاوتی و بی‌علاقگی به سر می‌برند و تعصبات قومی و مذهبی دربین آنها شایع است (نورم،۱۹۹۴؛ به نقل از سعادتی شامپر، ۱۳۸۳).
هویت زودرس
این افراد هویت حاضر و آماده‌ای را می‌پذیرند و ضبط می‌کنند که یک فرد مقتدر (معمولا والدین، رهبران مذهبی، یا مشوقها) آن را برایشان برگزیده است فرد به وسیله دیگران هدایت می‌شوند، یعنی جهت‌یابی آنها بیرونی است نه درونی. فرد دارای هویت زودرس، اگر با موقعیتی روبرو شوند که در آن ارزش‌های والدین و دیگران کارایی نداشته باشد، به سختی احساس ترس می‌کند. این افراد همنوایی، انعطاف پذیری، و وابستگی به مراجع قدرت را نشان می‌هند. آنها معمولا تکانشی‌اند و استقلال و اعتماد به نفس کمتری دارند (برک،۲۰۰۳، ترجمهی سیدمحمدی، ۱۳۸۲). این افراد هرچند هنوز بحران هویت را تجربه نکرده‌اند، اما براساس تصمیم‌گیری دیگران(معمولا والدین) مجموعهای از ارزشها را پذیرفته‌اند. برای فردی با هویت زودس، دانشگاه فرصت مناسبی برای کشف موقعیت‌های تازه نیست، بلکه فرصتی برای تحقق اهداف والدین است. این افراد قبل از آن که تحت تاثیر اکتشاف و ارزشیابی‌های شخصی خود قرار گیرند، تحت تاثیر ارشیابی‌‌های دیگران، به ویژه افراد مهم قرار می‌گیرند (شکر کن ،۱۳۸۰ ).
«مطالعات تجربی به طور پیوسته نشان می‌دهد که افراد با هویت زودرس در هردو جنس اغلب در نگرش‌هایشان مستبد بودند. این گروه از نظر تعهد به اهداف و برنامههای زندگی در سطح بالایی هستد زمینه اصلی در وضعیت بحران هویت اجتناب از انتخاب و خودمختاری است. فرد بیشتر پیرو دیگران است و آن چه که بزرگترها دربارهی شغل و مسائل سیاسی به او تحمیل می‌کنند می‌پذیرند و از تلاش برای ایجاد خود به عنوان یک فرد مستقل و خود مختار اجتناب می‌ورزد گویی شخص از مسئولیت‌هایی که با آزادی فردی همراه باشد وحشت دارد» (دومبو،۱۹۹۴؛ به نقل از روان‌بند،۱۳۸۳).
هویت دیر رس
این افراد بر اساس اهداف، فعالانه در جستجوی هویت و به دنبال رسیدن به تعهد در زمینه اهداف انتخابی خود هستند؛ اغلب به نظم و نظام‌های ساخته شده حساس و بی‌اعتمادند هر آن چه که می‌بینند به مبارزه فرا می‌خوانند و ظرفیت بالایی برای شناسایی مشکلات دارند ( شکرکن،۱۳۸۰). « افراد با هویت دیررس به جستجوی صادقانه برای یافتن راه ها و اهداف مختلف می‌پردازند و صرفا گذشت زمان و اتلاف وقت مطرح نیست. در اینجا نیاز نیست که فرد به بررسی و آزمون خود بپردازد تا دانش عمیقی دربارهی خود به دست آورد. تعهدات موقتا بنا به دلایلی معقولی کنار گذاشته می‌شوند. بنابراین هویت دیررس یک رها کردن ساده نیست، به گونه‌ای که شخص بدون هدف و سرگردان شود، بلکه یک دورهی فعال جستجوی هدف و آماده شدن برای تعهدات است. این افراد تفکر اخلاقی دارند ضمن اینکه می‌دانند رابطه صمیمانه چگونه کیفیتی دارد، اما همواره چنین رابطه‌ای را برقرار نمی‌کنند، روابط بین فردی آنها کلیشه‌ای بوده و از لحاظ ابراز فردی در سطح پایینی قرار دارند اغلب با عنوان افرادی که که با خود دل‌مشغولی دارند، توصیف می‌شوند هر چند خواسته‌های والدین برای این افراد مهم است، اما بین خواسته‌های خود، تقاضاهای اجتماعی و خواسته‌های والدین تعادل ایجاد می‌کنند» (اسپرینتال و تایز-اسپرینتال،۱۹۸۳؛ به نقل از شهرآرای ،۱۳۸۴).
۲-۴-۳- برزونسکی : مدل‌های سبک هویت
برزونسکی الگوی شناختی – اجتماعی را در سال (۱۹۹۰) مطرح کرده است که در آن جوانان در ساخت، نگهداری و انطباق هویت خودشان تاکید می‌کند و اشاره دارد به تفاوت چشمگیر در درگیری و یا اجتناب افراد از تکالیف مختلف، چون تصمیمگیری، حل مسائل شخصی و موضوعات هویت است( برزونسکی و فراری،؛ ۱۹۹۶).
«برزونسکی (۱۹۹۰) صریحا بیان می‌کند که همهی افرادی که از نظر روانشانسی سالم هستند باید بتوانند هر کدام از این سه سبک را طی دوران نوجوانی و بزرگسالی استفاده کنند. جهت‌گیری سبک هویتی که افراد انتخاب می‌کنند ثابت و در برابر تغییر مقاوم است. بنابراین می‌توان این استدلال را داشت که سبک هویت یک ویژگی است و مهارت نیست و سبکی که فرد مشخصا نمایش می‌دهند یک اولویت انتخاب شده است که در مقابل صلاحیت به دست آمده قرار دارد. اگرچه برزونسکی در اصل بر هویت فردی تاکید دارد، اما ماهیت فرایندگرا و پویای مدل او ممکن است تا حدی از “هویت من ” نیزاستفاده کند. سبک هویت در مقایسه با وضعیت هویت مارسیا باثباتتر فرض می‌‌شود، زیرا انتظار می‌رود سبکی که فرد به طور مشخص از آن استفاده می‌کند با ثبات‌تر باشد. وی معتقد است که هویت فردی به وسیلهی تعاملهای اجتماعی شکل می‌گیرد. و برای تدوین مدل سبک هویت از نظریه کِلی (۱۹۹۵) درباره ” نظریهی ساخت فردی ” سود برده است. از دیدگاه کِلی افراد به عنوان نظریه‌پردازان خود، قلمداد می‌شود که مد‌ل‌های موثری را در جهان اطراف خود خلق می‌کنند. در این نظریه افراد به عنوان دانشمند، فعالانه می‌توانند مدلی را انتخاب کنند که با آنها بیشترین تناسب را داشته باشد» ( برزونسکی،۱۹۹۸،۱۹۹۰، به نقل از دانشورپور، ۱۳۸۹).
برزونسکی مدلی از رشد هویت فردی را ارائه می‌دهد، سه سبک مجزای هویت را بر اساس ثبات و تفاوت‌های فردی بنا کرد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
هویت اطلاعاتی
این سبک معرف جوانانی است که با بهره گرفتن از جستجو وارزیابی اطلاعات به احساس هویت خود دست می‌یابد جوانان دارای این سبک هویت، خودپنداره‌های انتقادی دارند و در هنگام برخورد با اطلاعات متفاوت عمل می‌کنند آن را دوباره آزمون می‌کنند و میل به آزمون دوباره و همچنین تطابق هویت خود با شرایط جدید را دارند این افراد سخت‌کوش، خودتنطیم، دارای عزت نفس بالا، خودآگاه، دارای قدرت حل مسئله، و پیچدگی شناختی بالا را دارا هستند در این سبک همچنین فرد درباره مفاهیم شکاک است و قبل از اقدام به تصمیمی به پردازش و ارزیابی اطلاعات می‌پردازد(برزونسکی، ۲۰۰۳).
افرادی که در این سبک قرار دارند اهداف شغلی مشخصی دارند؛ به استقلال و قضاوت خود بیشتر اعتماد می‌کنند و نسبت به همسالان خود در محیط تحصیلی، خودمختاری، خودتنطیمی، و پیشرفت تحصیلی و روابط بین فردی بهتری دارند. این افراد قبل رسیدن به تعهدی پایدار و بلند مدت در زمینه‌های شناختی و رفتاری، دوره‌هایی از اکتشاف و بحران هویت را پشت سرگذاشتهاند، بنابراین هم دارای کسب عقاید، باورها و رفتار پایدار، استقلال و خودمختاری را نیز به دست آورند(برزونسکی و کوک،۲۰۰۰؛ به نقل ازسعادتی شامیر، ۱۳۸۳).
هویت هنجاری
افرادی که از این سبک هویتی استفاده می‌کنند بدون اراده دستورات و انتظارات “اطرافیان مهم خود” را اجرا می‌کنند آنها افرادی با وجدان و هدف‌مداری هستند که از قبل شکل گرفته‌اند و ممکن است نسبت به اطلاعاتی که ارزش‌های شخصی آنها را به چالش می‌کشاند کاملا بسته عمل میکنند نسبت به تهدید اطلاعاتِ باروها و ارزشهای خود بسته هستند، و به طور انعطاف‌ناپذیری هویت سازمان یافته‌ای را پذیرفته‌اند وتلاش می‌کنند از آن دفاع کنند و آن را نگهداری و ادامه دهند و به طور پایدار متعهد هستند (برزونسکی، ۲۰۰۳).
«افرادی که از سبک جزمی و هنجاری عمل می‌کنند همواره با تجارب و انتظارات افراد مهم زندگی خود( مثل والدین) همنوایی می‌کنند این افراد تلاش می‌کنند تا ساختارهای مربوط به خود را که از قبل موجود است، حفظ کنند و در مقابل تهدیدات بالقوه مرتبط با ساختارهای موجود، از طریق پاسخ های قالبی و تمرینات شناختی به دفاع می‌پردازند. محتوی هویت این افراد مبتنی بر عناصر خود جمعی (مثل خانواده، مذهب، کشور) است. معیار ارزشی این نوجوانان، ارزش‌ها و انتظارات افراد مهم زندگی آنان است بر مبنای افزایش عزت نفس جمعی بطور مثال از طریق مقایسه گروه‌هایی که آنان را از سایر افراد متمایز می‌کند تنظیم شده است» (برزونسکی و کاک،۲۰۰؛ به نقل از فارسی‌نژاد،حجازی، ۱۳۹۰).
سبک هویت سردرگم/ اجتنابی
«نوجوانانی که از این سبک را به کار میگیرند از پرداختن به بحث و بررسی مسائل مرتبط با هویت اجتناب می‌کنند، نسبت به مواجه با مسائل و تصمیمات شخصی بی‌میل هستند، در تصمیم‌گیری تعلل می‌کنند تا هنگامی که عوامل موقعیتی رفتار آنها را معین کند. هویت این افراد با تغییر تقاضاهای اجتماع تغییر می‌کند بدون آن که به هویت ثابت برسند. این افراد به آینده و به نتایج فعالیت‌هایشان در درازمدت توجهی نمی‌کنند»(برزونسکی؛ ۲۰۰۴ به نقل بدراقی، ۱۳۹۰). برزونسکی و کاک(۲۰۰۵) در پژوهشی نشان دادند که افراد با سبک هویت سردرگم /اجتنابی تحمل کمتری نسبت به سبک هویت ااطلاعاتی و هنجار دارند. دارای عزت نفس پایین هستند و با واکنش‌های افسردگی و روان‌رنجوری بالا، و به طور مثبت در ارتباط‌اند و بیشتر از سایر سبکهای هویتی دچار افسردگی، روان پریشی و بیمارهای عاطفی می‌شوند و در نتیجه سلامت عمومی بسیار پایینی دارند.
هویت موفق
بالاترین سطح سلامت روانی را داشته و هویت سردرگم، پایین‌ترین سطح سلامت روانی را نشان می‌دهند. این مسئله شاید ناشی از این امر باشد که افراد دارای هویت موفق، موفقیت بیشتری داشته و بازخورد مثبت از اجتماع دریافت می‌کنند همین امر باعث می‌شود که آنها دید مثبت‌تری به زندگی خود را دارا هستند( گنجی و همکاران، ۱۳۹۰). همچنین نتایج پژوهش شمس‌اسفند و همکاران (۱۳۹۰) نیز نشان داد بین سبک‌های هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد با سلامت عمومی رابطه معناداری وجود دارد نتایج نشان داد بین سبک هویت مغشوش/اجتنابی با سلامت عمومی رابطه معناداری وجود ندارد.
۲-۵- رابطه سلامت اجتماعی با سبک‌های هویت
« سبکهای شناختی– اجتماعی پردازش هویت تحت تاثیر عوامل زیادی از جمله شیوه‌های فرزندپروری والدین، شخصیت نوجوان و محیط اجتماعی – فرهنگی قرار می‌گیرد، از طرفی این سبک‌ها خود نیز بر ادراک فرد از خویشتن، بروندادهای رفتاری و شیوه‌های عملکردی تاثیر می‌گذارد. افرادی که دارای سبک پردازش اطلاعاتی و هنجاری هستند نسبت به کسانی که از سبک سردرگم استفاده می‌کنند از تعهد بالاتری برخوردارند برزونسکی در پژوهشی روی نقش تعهد در ارتباط بین سبک‌های هویت و متغیرهای سلامت شخصی، اظهار می‌دارد که تعهد به طور مستقیم با متغیرهای مربوط به سلامت ارتباط دارد »(برزونسکی، ۲۰۰۴، به نقل از شمس‌اسفند و همکاران، ۱۳۹۰:۱۰۸ و ۱۰۹).
نتایج پژوهشهای سعادتیشامپر(۱۳۸۳) نشانگر آن است که سبک‌های هویت اطلاعاتی و هنجاری و تعهد با سلامت روانی، افسردگی، اضطراب، اختلال در عملکرد و نشانه‌های جسمانی رابطه معنادار دارند که شدت رابطه برای سبک هنجاری بیشتر است، سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با سلامت روانی و مقیاس‌های فرعی آن رابطه‌ی منفی دارد. به دلیل آن که افراد با سبک هویت اطلاعاتی در برقراری روابط بین فردی سنجیده، و بهتر عمل می‌کنند. آن ها شکیبایی بیشتری را نسبت به دیگران که عقاید متفاوت با آن ها دارند نشان می‌دهند و نیاز کمتری به تایید دیگران برای کسب اطمینان نسبت به خود دارند. افراد با سبک هویت هنجاری، نمرات کمتری را در تکلیف روابط بین فردی به دست می‌آورند. افراد با سبک هویت مغشوش/اجتنابی، با مشکلاتی برای تشکیل روابط دوستی و حفظ شبکه‌ای از حمایت‌های اجتماعی روبه‌رو هستند. آنها روابط ضعیفی را باهمسالان برقرار می‌کنند و روابط اجتماعی سطح پایینی از نظر صمیمیت، گشودگی، شکیبایی و اعتماد دارند افراد مغشوش/اجتنابی، هنگام ورود به دانشگاه، به دلیل ضعف در برقراری و نگهداری شبکه‌های حمایت اجتماعی و فقدان صمیمیت، انعطاف‌پذیری، و اعتماد به دیگران مشکلات اجتماعی و تحصیلی زیادی را تجربه می‌کنند».
تحقیقات زیادی نشان می‌دهند که تعهدات ثابت شخص نقش مهمی در تقویت عملکرد و سلامت روانی– اجتماعی فرد بازی می‌کند به طوری که افرادی که تعهد کمی دارند به دلیل آن که فاقد یک دیدگاه ثابت و واضح دربارهی خودشان و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند هستند، ممکن است اجتماع را به صورت یک مجموعه پراز هرج و مرج، غیرقابل پیش‌بینی مدیریت‌ناپذیر بدانند یعنی از سلامت اجتماعی پایینی برخوردار هستند(برزونسکی،۱۹۹۸،۱۹۹۲؛ برزونسکی و فراری،۱۹۹۶؛ به نقل از حجازی، فرتاش،۱۳۸۴: ۱۷۰).
پاشا و همکارن(۱۳۸۲) در تحقیق خود روی رابطه بین پایگاه های هویت و بهداشت روان جوانان نتیجه گرفتند افرادی که از پایگاه هویت موفقتری برخوردارند از سلامت روانی بیشتری نیز برخوردارند.
مطابق یافته‌های حجازی و همکاران(۱۳۸۸)، نوجوانان با تعهد بالا یعنی نوجوانانی که دارای یک چارچوب ارجاعی هدفمند جهت تنظیم رفتار‌های خود و بازخوردهای مربوط به آن هستند ارزیابی مثبت و خوبی از عملکردهای اجتماعی خود دارند،از پذیرش بالایی نسبت به دیگران برخوردارند و به طور کلی از سلامت اجتماعی بالاتری بهره‌مندند. افرادی که در برخورد با مسائل هویتی به شیوه اطلاعاتی عمل می‌کنند و همچنین افرادی که تعهد هویتی بالاتری دارند یعنی از ساختار هویتی محکمی برخوردارند از مشارکت اجتماعی و در کل از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند.به دلیل آن که پذیرش و تحمل بالای این افراد نسبت به افراد و موقعیت‌های جدید و مبهم، میل به بررسی اطلاعات مثبت و منفی و اتخاذ دیدگاه های غیر دو بعدی و غیر جزمی ثابت، باعث افزایش مشارکت و در نتیجه سلامت اجتماعی آنان می‌شود. نتایج تحقیقات قبلی نشان می‌دهد افرادی که با مسائل هویتی به شکل اطلاعات‌مدار برخورد می‌کنند از رشد روابط بین فردی برخوردارند، خودمتحمل و پذیرا نسبت به دیگران توصیف می‌کنند و نگرشها، رفتارها و روابط باز و صادقانه، آنها را قادر به ایجاد و استمرار روابط اجتماعی حمایتگر و مثبت می‌سازد.
بین سبک هویت مغشوش/ اجتنابی با سلامت اجتماعی و مولفه‌های مشارکت و انطباق اجتماعی تنها از طریق تعهد هویت صورت می‌گیرد لذا می‌توان گفت که تعهدات هویتی در این بین نقش قدرتمندی دارند به عبارت دیگر افراد دارای سبک هویت مغشوش/ اجتنابی به دلیل پایین بودن میزان تعهد از مشارکت و انطباق اجتماعی پایین‌تری نیز برخوردارند. هویت موفق، بالاترین سطح معناداری را با سلامت روانی را دارد و هویت سردرگم، پایین‌ترین سطح سلامت روانی را نشان می‌دهند. این مسئله به دلیل آن است که افراد دارای هویت موفق، موفقیت بیشتری داشته و بازخورد مثبت از اجتماع دریافت می‌کنند و همین امر باعث می‌شود که آنها دید مثبت‌تری به زندگی خود را دارند( گنجی و همکاران، ۱۳۹۰).
افراد صاحب سبک مغشوش/ اجتنابی تا جایی که از یک میزانی از یک تعهد برخوردارند مشارکت، انطباق اجتماعی و در کل سلامت اجتماعی بیشتری خواهند داشت و به محض اینکه این تعهد ضعیف می‌شود احساس مسئولیت اجتماعی در آنها پایین می‌آید و در عوض احساس پوچی و بی معنایی بر آنها غالب می‌شود و در کل به ارزیابی منفی از عملکردهای اجتماعی خود دست می‌زنند. و این به دلیل آن است که رفتار این افراد بر اساس انتظارات فوری، عوامل موقعیتی و لذت‌طلبی تعیین می‌شود و درکشان از هویت مبتنی بر عناصر خود اجتماعی (مثل محبوبیت، و شهرت و تاثیر دیگران است) بوده و توجه اصلی آنها روی حضور مطلوب و اثر گذاری مناسب اجتماعی در فقط عزت نفس اجتماعی‌شان است.
افراد هنجاری به واسطهی نیاز به تایید دیگران از انطباق اجتماعی بیشتری برخوردارند اما استفاده از این سبک با مشارکت اجتماعی رابطه‌ای نشان نداد به دلیل آن که این افراد دنیای اطراف خود را به صورت قابل درک و پیش‌بینی می‌بینند و از این طریق نیاز به ایمن ماندن خویش را مرتفع ساخته و معیارهای تجویز شده از سوی دیگران را حفظ می‌کنند. در افراد اطلاعات مدار نتایج بررسی، رابطهای بین سبک اطلاعاتی و انطباق اجتماعی نشان نداد در حالیکه رابطه بین این سبک و مشارکت اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم از طریق تعهدات خاص هویتی معنادار است. به دلیل آن که افرادی دارای سبک اطلاعاتی به دلیل برخورداری از تعهدات منطقی و مبتنی بر پیشرفت همواره در صدد تغیر شرایط موجود در جهت بهینه ساختن آن هستند و لذا خود را عضو حیاتی جامعه دانسته و در جهت رفاه آن تلاش می‌کنند. تفاوت بین خود واقعی و خود ایده‌آل باعث تحریک خود تنظیمی مبتنی بر پیشرفت، دارند و تلاش می‌کنند که در رسیدن به اهدافشان موفق شوند و به یک وضعیت مطلوب که شخصاً برایشان مهم است برسند. این افراد از صدمه دوری نمی‌کنند، بلکه برای رسیدن به پیروزی خطر می‌کنند.
همچنین نتایج نشان داد رابطهای بین سبک هویت اطلاعاتی و مغشوش/ اجتنابی با متغیر رشد اجتماعی وجود ندارد در حالی که رابطه سبک هنجاری با این متغیر به طور مستقیم معنادار است. مولفهی رشد اجتماعی از ترکیب مولفه‌های پذیرش و شکوفایی اجتماعی بدست آمده است. طبق نظریهی سلامت اجتماعی در پذیرش اجتماعی، فرد اجتماع و مردم را با همهی نقص‌ها و جنبه‌های مثبت و منفی باور دارد و می‌پذیرد. شکوفایی اجتماعی عبارت است از ارزیابی توان بالقوه و مسیر تکاملی اجتماع و باور اینکه اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توانمندیهای بالقوه‌ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می‌شود (به نقل از فارسی‌نژاد،۱۳۸۶).
۲-۶- تفکر انتقادی
تفکر نهایت چارهجویی انسان است. کیفیت آینده ما تماماً به کیفیت تفکر ما بستگی دارد. این نکته هم در سطح فرد، هم در سطح جامعه و هم در سطح دنیا مصداق دارد (دوبونو ،۱۹۶۷، ترجمهی فرجی، ۱۳۸۴). به طور کلی تفکر قابلیتی است که فرد بتواند به وسیلهی آن مسالهای را حل کند و یا حقیقتی را درک نماید (هالاهان و کافمن ، ۱۹۴۴ ترجمهی جوادیان،۱۳۸۳).
در ارتباط با تفکر دیدگاه های مختلفی وجود دارد و متخصصین، هر یک نظرات خاصی در مورد چگونگی آن ارائه میدهند. برخی از این دیدگاه ها انواع مختلفی برای تفکر کردهاند که عبارتنند از: تفکر شهودی، تفکر تحلیلی، تفکر اخلاق و تفکر انتقادید(مارینوز و همکاران، ۱۳۸۹۰). در پژوهش حاضر به بررسی تفکر انتقادی خواهیم پرداخت.
در بیست سال گذشته شاهد اقدامات اولیهی جنبشی عظیم و نوین به حمایت گسترش خردورزی بودهایم. این جنبش به تفکر انتقادی یا مهارت‌های تفکر نام گرفته است (فیشر،۱۹۷۰، ترجمهی کیان زاده، ۱۳۸۵).
لغت « انتقادی » برگرفته از دو واژهی یونانی « kriticos » به معنای قضاوت ظریف و باریک بینانه و «  kriticos» به معنای استاندارد است. این واژه از لحاظ ریشه شناختی دارای معنای ضمنی « قضاوت کردن و تشخیص بر اساس استاندارد هاست”. در لغت نامه نیز واژه انتقادی «  critical» به این صورت تعریف شده است قضاوت و تجزیه و تحلیل دقیق است و در توضیح آمده است و واژهی انتقادی در مفهوم خاص آن به معنای تلاش در رسیدن به ارزیابی مزایا و معایب است(پل والدر۱۹۹۸).
یک ادعای بدون اختلاف آن است که تفکر انتقادی مستلزم آگاهی از اندیشیدن خود (تفکر فرد دربارهی چگونه اندیشیدن خود) و تعمق در تفکر نسبت به خود و دیگران به عنوان یک هدف شناختی محسوب می‌گردد. (توماس،۲۰۰۵). در سادترین تعریف، تفکر انتقادی را می‌توان توانایی فکر کردن به شیوه‌ای روشن و منطقی دانست. تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که به ما کمک می‌کند تا به کمک فراگیری دانش، نظریه‌های خود را بهبود بخشیده و به استدلال‌های قوی دست یابیم. شامل: تامل روی معنای عبارات، بررسی شواهد و استدلال‌های ارائه شده و قضاوت راجب واقعیت‌ها است. اساس تفکر انتقادی را ارزش‌های عقلانی تشکیل می‌دهند؛ ارزش‌هایی همچون: تیزبینی، دقت، مدلل بودن، تمامیت و بی‌طرفی را دارا است(عسگری، ۱۳۹۲). ).
تعریفی که انجمن روانشناسی آمریکا (۱۹۹۰) ارائه کرده این است، ما تفکر انتقادی را این گونه درک می‌کنیم که باید قضاوت خود ساخته و هدفمندی باشد که منجر به تفسیر یا تحلیل، ارزیابی و استنباط شود. علاوه بر این، توضیحی را در برمیگیرد، متکی به دلیل و مدرک، توضیح مفهومی، منظم و قانونمند با ملاحظات مبتنی، که بر پایه آن قضاوت انجام شده است (اسمیت و استوم ، ۱۹۹۹، نقل از ملکی ، ۱۳۸۶).
مارازینو و همکاران(۱۹۹۸) تفکر انتقادی را تفکری می‌دانند که به ارزشیابی و قضاوت درباره راهبردها و تولیدات فکری می‌پردازد(ترجمهی احقر، ۱۳۷۸). تفکر انتقادی می‌تواند سبب توسعه فرآیندهای فکری از طریق گذر به فراتر از نگرش‌ها و تصورات فرد محورانه و توسعه دادن تجربهی دانشآموزان و آشنا کردن آنها با ارزشها و تصورات نوین است (مایرز، ۱۹۶۰، ترجمهی ابیلی ،۱۳۸۶). امروزه افراد با بهره گرفتن از رسانه های الکترونیکی در مقابل حجم عظیمی از داده ها و اطلاعات قرار میگیرند و ارزیابی و شناخت صحیح از سره یا ناسره بودن این اطلاعات برای افراد مشکل و یا حتی غیرممکن میشود. برای رفع این معضل تقویت تفکرانتقادی به عنوان راهحلی مطلوب پیشنهاد میشود زیرا ارزشیابی و قضاوت و راهحل جدیدی میپردازد و این چیزی است که دنیای امروز به آن نیازمند است ( محمدیاری، ۱۳۸۱).
به اعتقاد استرنبرگ تفکر انتقادی یکی از جوانب تفکر است که شامل فرآیندهای ذهنی، استراتژیها و تصورات افراد است و کاربرد آن، برای حل مسائل، تصمیمگیری و یادگیری مفاهیم جدید است. وی سه فرآیند را جهت تقویت تفکر انتقادی نام میبرد ۱- فرامولفهها : فرآیندهای ذهنی سطح بالایی که برای طرحریزی، کنترل و ارزیابی آن چه که میخواهیم انجام دهیم ۲- مولفه های اجرا: قدم هایی که برمیداریم و خط مشیهایی که اجرا میکنیم. ۳- مولفه های کسب دانش: فرآیندهای مرتبط ساختن مواد قدیم و جدید و به کارگیری مواد جدید (استرنبرگ، ۲۰۰۶).
آن چه اطراف ماست از جزیی‌ترین مسائل عادی زندگی تا مهمترین ابداعات و ابتکاراتی که به تسخیر فضا منجر شده است همه دستخوش دگرگونی و تغیر هستند و زندگی در چنین فضایی نیازمند تفکر و به خصوص تفکر انتقادی است (خسروی، ۱۳۸۷). با حجم گسترده و همه جانبه اطلاعات در دنیای رو به رشد امروز می‌بایست در جستجوی روشی کارآ در جهت غربال کردن اطلاعات بود تفکر انتقادی این را برای فرد میسر می‌سازد تا حقیقت را در میان به همریختگی حوادث و اطلاعات جستجو کند و به هدفش که رسیدن به کاملترین درک ممکن است، دست یابد (ویگنیزالدر وپل، ۱۹۹۴؛ به نقل از سیف، ۱۳۸۶).
تفکر انتقادی به منزلهی مهارت اساسی برای مشارکت عاقلانه در یک جامعهی دموکراتیک شناخته شده و در دنیای مدرن تجارت به منزلهی مهارت ضروری مورد حمایت است ( آندولینا، ۲۰۰۱، به نقل از کرمی، ۱۳۹۲).
مایرز(۱۹۶۰) مراحل رشد تفکر انتقادی را در ۴ مرحله مورد نظر قرار میدهد:
۱-ثنویت : در این مرحله افراد جهان را به دو قسمت خوب و بد تقسیم میکنند.
۲-تعدد: افراد میدانند که در مورد راهحل مسائل و مشکلات یقینی در کار نیست و در صورت تنوع عقاید و ارزشها به وجود میآید.
۳- نسبیگرایی: افراد میپذیرند که زمینه ها و نظرات متفاوت وجود دارد و بافت مسئله به تعیین راهحل کمک میکند.
۴- تعهد: فرد به رغم نسبیگرایی و پیچدگی در حال رشد، آگاهانه ارزشها را انتخاب میکنند و مسئولیت انتخاب خود را میپذیرد. مرحلهی انتقال از ثنویت به تعهد مرحلهی رشد در تفکر انتقادی است (ترجمهی ابیلی، ۱۳۸۴).
مفروضهی زیربنایی تفکر انتقادی، ساختنگراییاست در این دیدگاه معرفت، ساخته ذهن آدمی است که در فرآیند تجربه حاصل میشود. پوپر در نظریه عقلانیت انتقادی مبانی فلسفی این نظریه که بر اساس اصل خطاپذیری در معرفت شناسی استوار است، فضا را برای انتقادپذیری و عدم پذیرش فوری و قطعی مسائل باز میکند. در این رویکرد به فاعل در شناسایی علم اهمیت بالایی داده شده است انتقادگرایی اجتماعی دانش یک موضع فعال، حساس، پویا و منطقی در مسائل اجتماعی است که اطاعت کورکورانه را نفی میکند. زیرا مهارتهایی چون تفکر انتقادی در یک فرایند اجتماعی تضمین کنندهی جامعهی مبتنی بر عقلانیت و احساس مسئولیت و آزادی است (هاشمیاننژاد، ۱۳۸۳).
۲-۷- مهارتها و تمایلات تفکرانتقادی
هالپرن(۱۹۹۸) تفکر انتقادی را استفاده از مهارتها یا استراتژیهای شناختی میداند که احتمال پیامد مطلوب را افزایش میدهد. تفکر انتقادی تفکری است هدفمدار، منطقی و جهتدار که در حل مسأله وشکل دادن استنتاج ها، پیش بینی احتمالها و تصمیمگیری مورد استفاده قرار میگیرد. او تفکر انتقادی را همچنین در برگیرنده ارزیابی فرآیند تفکر میداند و انیس ، پل، ولیپمن(۱۹۹۱) معتقدند که حداقل دو عنصر در تفکر انتقادی اساسی است. اولین عنصر بررسی و ارزیابی دلایلی است. که مستلزم مهارتهای لازم برای درک درست، و ارزیابی دلایل وادعاها است. عنصر دیگر روحیه انتقادی است که شامل آمادگیها، نگرشها خصوصیات ذهنی و صفات شخصی است. بنابراین تفکر انتقادی دارای مهارتها و تواناییهایی است. مهارتهای آن عبارتند از: تحلیل‌گری، استدلال ، تبیین و توجیه ،ارزیابی ، خود تنظیمی ، و تفسیر است. با بهره گرفتن از این مهارتها، به طبقه بندی معانی مختلف میپردازیم. شایستگی تجارب و اظهارات را ارزیابی کرده و سپس مفاهیم و استدلالها و دلیلها را توصیف و تبیین میکنیم. تبیینها با توجه به یافت انجام میشود و افراد با تفکر انتقادی از طریق خود نظمدهی به کنترل فعالیت شناختی خویش میپردازند. از سوی دیگر تمایلات وگرایشها در تفکر انتقادی اشاره به تمایل و خواستههای افراد به تفکر انتقادی دارد( به نقل از پل، ۱۹۹۳؛ به نقل از حیدری، آسیابان، ۱۳۹۲).
تمایلات و گرایشات تفکر انتقادی اشاره به تمایل و خواستههای افراد به تفکر انتقادی دارد. تمایل برای به کارگیری تفکر انتقادی، یکی از حیطه های شخصیت است. گرایشهای تفکر انتقادی بر اساس انگیزه درونی صورت میگیرد. پژوهشگران این حوزه هفت تمایل عمدهی تفکر انتقادی را جستجوگری حقایق ، فراخ اندیشی، تحلیلگری، نظامندی، اعتماد به تفکر انتقادی خود، کنجکاوی و بلوغ در قضاوت میدانند (فسیون ،۲۰۰۱، به نقل از فرهادینیا، ۱۳۹۱).
پل و الدر (۲۰۰۵) از ملاکهای جدید برای تفکر انتقادی نام میبرند که برخی از آن ها عبارتنند از : دارا بودن اطلاهات و داده ها، مشخص کردن فرضها و پیش فرضها، داشتن اهداف عینی است. گرایش به تفکر انتقادی را توانایی متفکران در درگیر شدن با تفکر خودشان معنی میکنند آنها معتقدند که این امر زمانی امکانپذیر است که فراگیران معیارها و استانداردهای دقیق برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی تفکر خویشتن انتخاب و به طور منظم از این معیارها و استانداردها برای کیفیت تفکر خود بهره ببرند (سیف، ۱۳۸۶).
آدمی از آغاز پیدایش روی این کره خاکی، همواره نسبت به ویژگیهای رفتاری خود کنجکاو بوده است و در جست و جوی راه و روش برای درک مسئله و شناخت راههایی برای حل آن بودهاند اما امروز با وجود دشوارهای اجتماعی و فرهنگی، پیچیدگی‌های تکنولوژی و صنعتی، بمباران اطلاعات، نیازمند بهره‌گیری بیش از پیش از نیروی تفکر به ویژه تفکر نقاد است تفکر انتقادی این امکان را فراهم می‌کند که به تصمیمگیری بهتر با وجود ارزیابی شرایط موجود کمک کند در بین بهم ریختگی اطلاعات و راه‌حلی جهت حل این دشواری‌ها کمک کند. علیرغم توافق عمومی درباری اهمیت توجه به تفکر انتقادی و پرورش آن، دربارهی تعریف و ماهیت این نوع تفکر نظرات مختلفی ارائه شده است
۲-۸- تاریخچه مختصری از پیشینهی تاریخی نظریات مربوط به تفکر انتقادی
بسیاری ازکسانی که در زمینهی تفکر انتقادی قلم میزنند، بر این باورند که آغاز تفکر انتقادی به عصر فیلسوفان تاریخ تفکر میرسد به متفکرانی چون: سقراط،آکوییناس، اراسموس، مور، بیکن، دکارت، هابز، و نیوتن و کانت. برخی همچون لیپمن(۱۹۹۱) براین عقیده‌اند که”جنبش توجه به تفکر انتقادی “به نویسندگان دههی ۱۹۵۰ برمی‌گردد و “رویکرد جدید به تفکر انتقادی” در شکل امروزی‌اش از دههی ۱۹۸۰ آغاز شده است، یعنی دهه‌ای که تدوین‌کنندگان مجله “رهبری آموزشی” از متخصصان دعوت کردند، مقالاتی در زمینهی تفکر انتقادی تالیف کنند (عسکری، ۱۳۹۲).
پاول و الدر(۲۰۰۶) به بررسی تفکر انتقادی در دورهی رسانس پرداختهاند. آنان به این نتیجه رسیدند که بسیاری از گستره‌های حیات آدمی نیاز به تحلیل و انتقاد دارد. فرانسیس بیکن در اوایل قرن هفدهم در انگلستان آشکارا به این مبحث پرداخت که چگونه ذهن انسان در کشف دانش به انحراف میرود. ” او فهمید که ذهن را نمی‌توان با اطمینان به گرایش‌های طبیعی‌اش تنها گذاشت و بر اهمیت ادراک تجربی جهان تاکید ورزید ” (کهون، ۱۳۸۱).
در قرن نوزدهم تفکر انتقادی توسط کومته و اسپنسربه زندگی اجتماعی انسان نیز وارد شد در قرن بیستم درک ما از قدرت و تفکر انتقادی صورت‌بندی روشنتری یافت. مطالعات پیاژه یکی از پر اهمیت‌ترین موردهای قرن حاضر درباره تفکر انسان است او با روشن کردن تمایلات خود محور و اجتماع محور تفکر انسان، معتقد است که قدرت تفکر باعث رشد استدلال و بعد به سطح بالاتری به نام شناخت آگاهانه میرسد ( قبول، ۱۳۸۴).
پیاژه تمایلات تفکر انسان را به خود محوری و جامعه محوری نمایان ساخته و ضرورت روش تفکر انتقادی را که موجب می‌شود انسان بتواند در چنین نقطه نظری استدلال کند و به سطح بالاتری به نام «درک آگاهانه » برسد آشکار کرده است(نقل از معدن دار، ۱۳۸۵)
۲-۹- رابطه تفکر انتقادی و سبک ‌های هویت
برمن و دیگران اخیرا بین الگوهای کرتینر و وضعیت‌های هویت مارسیا را مورد بررسی قرار دادند. دریافتند، افرادی که در وضعیت‌های هویت زودرس به سر می‌برند، مهارت‌های حل مسئله انتقادی ضعیفی داشتند در حالی که افراد با وضعیت هویت تعلیق و سر درگم در استفاده از این مهارت‌ها تبحر داشتند. شاید دلیل چنین یافته‌هایی آن است که این دو گروه، در حالت تجربه‌ی میزانی از اکتشاف هستند، هر چند اکتشاف در گروه مغشوش غیر منظم و بی‌هدف است. البته با توجه به این که بیشترافرادی که هویت دست یافتهاند، دوران اکتشاف را پشت سرگذاشتند، می‌توانند با بازگشت به این دوران و کسب آگاهی دست یافته مورد تردید قرار می‌گیرد. هم چنین بیشتر افرادی که در وضعیت‌های هویت مغشوش قرار دارند، از مرحله اکتشاف و جست‌وجو گریزان‌اند، چه برسد به این که از مهارت‌های انتقادی، و لو به طور غیرمنظم بهره‌گیرند(جوادزاده شهشهانی، ۱۳۸۳). برخی دیگر از این تحقیقات در این زمینه، نشان می‌دهد که جوانانی که قادر به تفکر در ابعاد پیجیده هستند، بهتر از دیگران می‌توانند مسائل مربوط به هویت را حل کنند و دچار بحران هویت نشوند (هانسبرگر،پرات و پنسر،۲۰۰۲، به نقل از رحیمی نژاد،۱۳۷۹).
(دنیل، ۲۰۰۶) نقش متغیرهای دیگر بر تفکر انتقادی مورد بررسی قرار داده اند نتایج نشان می‌دهند دانشجویان با اعتقادات هنجاری قوی، نگرش‌های مثبت و قوی نسبت به تفکر انتقادی دارند زیرا این اعتقادات بر خودشناسی فرد به عنوان متفکر انتقادی تاثیر می‌گذارد.
«سونتس، دیونز و گوسنر (۲۰۰۵) نشان دادند که افراد با سبک هویت اطلاعاتی دارای پیچیدگی شناختی، تفکر لیبرال و توانایی درک دیدگاه دیگران هستند. به این دلیل که این افراد به صورت فعال در جستجوی اطلاعات مرتبط با خود هستند و به آزمون سازه‌های مربوط به خود و انطباق دیدگاه‌های خویش با توجه به بازخورد‌های ناهماهنگ میپردازند ولی افرادی با سبک هویت هنجاری دارای تمایلات جزمی و محافظه‌کاری فرهنگی هستند(برزونسکی و سالیوان ، ۱۹۹۲).
بر اساس نتایج یافته‌های پژوهشی که حجازی و برجعلی (۱۳۸۸) انجام دادند نتایج یافته‌ها نشان داد که مولفه‌های تفکر انتقادی ( جستجوگری حقایق، نظامندی، و تحلیلگری) بر سبک‌های هویت اطلاعاتی تاثیری مستقیم و معنادار دارد. از دیگر نتایج این پژوهش تاثیر مستقیم و معنادار تفکر انتقادی( نظامندی و تحلیلگری) بر سبک هویت هنجاری است. به دلیل آن که افراد با سبک هویت هنجاری با ویژگی‌های همچون وظیفه شناسی، کمک خواهی، مقاومت در برابر ابهام، میل شدید به ساختارمندی قضایا، و عدم تمایل به بررسی ارزش ها و باورهای ناهماهنگ با خود، شناسایی می‌شوند. به طوریکه این افراد از موقعیت سازمان یافته استقبال کرده و از آن پیروی می‌کنند. البته این پیروی کورکورانه نیست و تا حدودی ارزیابی در این پیروی نقش ایفا می‌کند. مولفه‌های تفکر انتقادی بر سبک هویت مغشوش/ اجتنابی اثر مستقیم و معکوس دارند. علت این امر شاید آن باشد که افراد با هویت مغشوش/ اجتنابی در تصمیم‌گیری بیشتر به مقضیات و پیامدهای محیطی تاکید داشته و از راهبردهای نامطلوب استفاده می‌کنند. خوداگاهی محدود دارند و به کارگیری آن‌ها از راهبردهای اسنادی و شناختی توسط آن‌ها ناکارآمد است. بنابراین طبیعی است که تفکر انتقادی اثر معکوس بر هویت مغشوش/اجتنابی دارد. بر اساس یافته‌ها، جستجوگری هیچ تاثیری بر سبک هویت هنجاری ندارد. این یافته‌ها در راستای نظریه برونسکی بوده به این دلیل که، کاوشگری در افراد هنجاری بسیار پایین بوده و آنان کمتر در پی بازبینی اطلاعات هستند. مولفه‌های تفکر انتقادی بر سبک هویت مغشوش/ اجتنابی اثر مستقیم و معکوس دارند. علت این امر شاید آن باشد که افراد با هویت مغشوش/ اجتنابی در تصمیم‌گیری بیشتر به مقضیات و پیامدهای محیطی تاکید داشته و از راهبردهای نامطلوب استفاده می‌کنند. خوداگاهی محدود دارند و به کارگیری آن‌ها از راهبردهای اسنادی و شناختی توسط آن‌ها ناکارآمد است. بنابراین طبیعی است که تفکر انتقادی اثر معکوس بر هویت مغشوش/اجتنابی دارد.
۲-۱۰- سابقه علمی پیشینهی پژوهش در خارج داخل از کشور:
۲-۱۰-۱- پیشینهی مربوط به سلامت اجتماعی
کیینز و همکاران (۱۹۹۸) به بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی، از خود بیگانگی، وناهنجاری اجتماعی پرداخته است مطالعه در ایالات متحده انجام شده و به این نتایج دست یافته است. بین سلامت اجتماعی و مسولیت‌پذیری زندگی اجتماعی میزان رابطه زیادی نشان داده شد. به خصوص انسجام‌اجتماعی و مشارکت‌اجتماعی، در آن دسته از افرادی که با اطراف خود و برای حل مسائل و مشکلات همکاری و هم‌فکری می‌کردند در مقایسه با افرادی که بااطرافیان خود ارتباط نداشتند میزان بالاتری نشان داده شد.
کیگوگنانی و همکاران(۲۰۰۸) در پژوهشی سعی کردند تا به ارزیابی ارتباط بین مشارکت‌اجتماعی، درک اجتماعی در میان دانشجویان ایتالیایی، آمریکایی، ایرانی و تاثیر این دو متغیر بر سلامت اجتماعی بپردازد نتایج نشان داد مشارکت اجتماعی و سلامت اجتماعی در دانشجویان امریکایی در سطح بالایی قرار دارد و همچنین مشارکت اجتماعی در میان دانشجویان ایتالیایی به طور مثبتی سلامت اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند(به نقل از زکی و خشوعی،۱۳۹۲ ).
بسیاری از تحقیقات نشان داده‌اند سطح بالای تحصیلات و افزایش سن سلامت اجتماعی فرد را بالا می‌برند و این هم‌سو با تحقیق(کار،۲۰۰۴) است که افزایش سن سبب افزایش سلامت اجتماعی را افزایش می‌دهد زیرا افزایش سن سبب خوشحالی در افراد می‌شود همین رضایتمندی فرد را از زندگی بالا می‌برد( به نقل از باباپورخیرالدین، ۱۳۸۸).
پژوهش‌ها حاکی از این هستند برخی عوامل هم ‌چون جنسیت، وضعیت تاهل، میزان دریافت حمایت اجتماعی، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و بسیاری از عوامل دیگر مثل نوع سبک‌هویت فرد که تحت تاثیر محیط زندگی و اجتماع به دست آورده است سلامت اجتماعی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.
از جمله پژوهش‌های انجام گرفته در ایران:
در پژوهش، باباپور و همکاران (۱۳۸۸) با عنوان نقش عوامل تعیین‌کننده در سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه تبریز انجام دادند نتایج حاصل از داده‌ها نشان دادن متغیرهای قومیت، تحصیلات والدین و وضعیت اجتماعی – اقتصادی، تاثیری بر سلامت اجتماعی دانشجویان مرد مطالعه ندارد و همچنین بین دختران وپسران در هیچ یک از خرده مقیاس‌های سلامت اجتماعی تفاوت وجود ندارد، یعنی جنسیت تاثیری بر سلامت اجتماعی ندارد.
زکی و خشوعی(۱۳۹۲) نشان دادند بین متغیرهای سلامت اجتماعی و مسئوولیت‌پذیری اجتماعی با تعهد اجتماعی و اعتماد اجتماعی رابطه مستقم و معناداری وجود دارد بین سلامت اجتماعی و بیگانگی اجتماعی نیز رابطه معناداری وجود دارد هر کدام از متغیرهای تحقیق(سن، تحصیلات، شغل، مهاجرت…..) به طور جداگانه با سلامت اجتماعی رابطه معناداری داشتند.
یافته‌های (سام‌آرا، ۱۳۸۸) نشان داد رابطه مستقیمی بین بین افزایش ناامنی اجتماعی و کاهش میزان سلامت اجتماعی وجود دارد همچنین شاخص میزان مشارکت اجتماعی مهمترین پیش‌بینی کنندهی توانمندسازی اجتماعی به دست آمد. نتایج تحقیق نشان داد سلامت اجتماعی به دلیل تاکید جذب افراد در چارچوب‌های اجتماعی و پذیرش هنجارهای اجتماعی منجر به توسعه و گسترش تامین اجتماعی در جامعه می‌شود.
۲-۱۰-۲- پیشینه‌ی مربوط به سبک‌های هویت.
برزونسکی و کاک(۲۰۰۵) به این موضوع پرداخته‌اند تفاوت در سبک‌های هویت ممکن است در چگونگی تطابق یافتن و سازگاری موثر دانشجویان با یک محیط دانشگاهی نقش دارند.بهترین حالت موفقیت در دانشگاه مربوط به دانشجویانی است که سبک هویت اطلاعاتی دارند زیرا سطح بالایی از استقلال تحصیلی دارند دانشجویان دارای سبک هویت هنجاری هرچند دارای اهداف روشن تحصیلی هستند اما استقلال و تحمل کمتری به سبک هویت اطلاعاتی را دارند دانشجویان دارای سبک هویت سردرگم – اجتنابی در غالب مقیاس‌های روانی – اجتماعی به دست آوردند چون فاقد حس روشنی از اهداف فردی و تحصیلی هستند.
نتایج تحقیقات برزونسکی(۱۹۹۰) نشان داد برخی از نوجوانان و بزرگسالان می‌توانند همهی سبک‌های هویتی را بروز دهند اما همهی این سبک‌ها در یک زمان برجستگی ندارند و در هر موقعیت بسته به شرایط موجود یکی از سبک‌های هویتی را بیشتر بوده است(به نقل از سراجی‌خرم، معظم‌فر، ۱۳۸۹).
در پژوهش بیرامی (۱۳۸۹) با عنوان مقایسه سبک‎های هویت و انواع هویت در دانشجویان دختر و پسر انجام داده است یافته‌ها نشان داد دانشجویان در هویت زود یافته و آشفته و هویت تعلیق یافته باهم تفاوت دارند. و یا در پژوهش دیگر توسط حجازی و همکاران (۱۳۸۸) در رابطه سبک‌های هویت و تعهد هویت با خود کارآمدی تحصیلی انجام دادند یافته‌های حاصل از آن نشان داد سبک‌های پردازش هویت به واسطهی تعهد هویت بر خود کارآمدی تحصیلی اثری غیر مستفیم دارد واز طرفی اثری مستقیم ومعنادار با تعهد هویت دارند و تعهد هویت اثری مسقیم ومعناداری با خود کارآمدی تحصیلی دارد و نقش واسطه‌گری تعهد هویت تایید شد .
یافته‌های گنجی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی تحت عنوان رابطه سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی با رفتار کمک طلبی در دانشآموزان پیش‌دانشگاهی در ریاضیات که دو متغیر از تحقیق حاضر را نیز در بر دارد نشان داد که از بین مولفه‌های پنجگانه سلامت اجتماعی تنها پذیرش اجتماعی همراه با سه سبک هویت یعنی اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم، می‌توانند اجتناب از کمک طلبی دانش آموزان را پیش‌‌بینی کنند که هویت اطلاعاتی و هنجاری نقش کاهشی و سردرگم نقش افزایشی در این اجتناب را داشتند همچنین متغیرهای مشارکت اجتماعی وشکوفایی اجتماعی همراه با هر سه سبک هویت می‌توانند پیش‌بینی کنندهی پذیرش کمک طلبی دانش‌اموزان در درس ریاضی هستند.
۲-۱۰-۳- پیشینه مربوط به تفکر انتقادی
دنیل (۲۰۰۶) به بررسی نگرش مشارکتی دانشجویان در آموزش و پیشرفت تفکر انتقادی و نقش متغیرهای دیگر پرداختهاند. نگرش مشارکتی برگوش دادن به دیگران با فکر باز تاکید داد. نتایج نشان داد که چنانچه آزادی آموزشی در کلاس درس برای دانشجویان تضمین شود و و فرصتی برا ی فکر کردن داده شود، در پیشرفت مهارتهای تفکر انتقادی آنها تاثیر فراوان دارد و نقش استاد در ایجاد فضایی که دانشجویان در آن  با آرامش نظرات و دیدگاه های خود را به راحتی عنوان کننده بسیار اساسی است. دانشجویان با شرکت در این کلاسهای طراحی شده به میزان زیادی مهار تهای تفکر انتقادی آنها افزایش یافته است.
کوین و گری(۲۰۰۹) به مطالعه‌ی خود شناسی دانشجویان به عنوان متفکرانتقادی پرداخته‌اند و تاثیر نگرش‌ها و قدرت و توانایی نگرش و اعتقادات هنجاری را به تفکر انتقادی مورد بررسی قرار داده‌اند. در این پژوهش فرض بر این است که قدرت و توانایی نگرش، تاثیر نگرش‌ها را به اعتقادات هنجاری به صورت متعادل در می‌آورد و به جای آن، اعتقادات هنجاری، تاثیر تعامل میان نگرش و قدرت نگرش  را به خود شناسی دانشجو به عنوان  متفکر انتقادی به حالت تعدیل در می‌آورد. نتایج نشان می‌دهد که دانشجویان که داری نگرش‌های مثبت و قوی نسبت به تفکر انتقادی هستند، اعتقادات هنجاری قوی دارند که همراه با مهارت است و در عوض، این اعتقادات به  خودشناسی خود به عنوان متفکر انتقادی  تاثیر می‌گذارد. نتیجه‌های به دست آمده بر اساس مشارکت دانشجویان در کلاس‌ها جهت‌یافته از این فرضیه حمایت میکند. میلر (۲۰۰۳) بر اساس پژوهشی بر روی دانشجویان داروسازی دانشکدهای در داکوتای شمالی را مورد بررسی قرار داد. نشان داد که میانگین نمرهی کل مهارت تفکر انتقادی در دانشجویان سال چهارم بالاتر از حد هنجار بوده است. همچنین میانگین نمره کل گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان سال  چهارم نشان دهنده گرایش مطلوب و مثبت دانشجویان بود(به نقل از حیدری و سیدآسیابان، ۱۳۹۲).
مانینگ (۱۹۹۹) در تحقیقی به بررسی ارتباط میان تفکر انتقادی و نگرش دانشجویان کالج ثبت نام کرده در درس خواندن انتقادی، نسبت به خواندن پرداخت. سی و یک دانشجو در دو گروه تقسیم شدند .برای یگ گروه دیگر برنامه درسی معملی به علاوه پنج مهارت تفکر انتقادی آموزش داده شد. نتایج نشان داد که میان تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خواندن تفاوت معناداری وجود ندارد. اما تفاوت معناداری میان نمرات کسب شده در تفکر انتقادی میان گروه کنترل و گواه دیده می شود. که نشان داد آموزش مهارتهای تفکر انتقادی باعث افزایش تواناییهای آنان در تفکر انتقادی شده است (مک نیلی و دونا؛ ۱۹۹۲، مانینگ ۱۹۹۹ ؛ اسلامی ، ۱۳۸۲).
حین، بیرمن و برودبار (۲۰۰۴) در پژوهش جهت بررسی گرایش به تفکر انتقادی در دانشگاه دولتی ایالات نویز امریکا ۱۹۸ دانشجوی کارشناسی بهداشت محیط انتخاب کردند. نتایج آن گرایش مثبت دانشجویان بود. در بررسی مولفه‌های تفکر انتقادی تقریبا نصف آنها در آیتم حقیقت جویی ضعیف بودند.
گینک و شیل (۲۰۰۲) در پژوهش با عنوان میزان کسب مهارت‌های تفکر انتقادی فراگیران در دوره کارشناسی نشان دادند تنها ۲۰ درصد از دانشجویان دروه کارشناسی به تفکر انتقادی پاسخگو بودند و این نشان دهندهی عدم شایستگی کافی در تفکر انتقادی، قضاوت و تصمیمگیری آنها است.
ارین و ویفرد(۱۹۹۳) هدف پژوهش آنها بررسی تاثیر تمرینات تفکر انتقادی بر چگونگی درک مطلب ارزشیابی و استدلال در میان دانشجویان بود تمریتات باعث افزایش درک مطلب شد اما در ارزشیابی و استدلال تفاوت چشمگیر و معنادار نبود.
رابرت و دیر(۲۰۰۹) به بررسی ارتباط خودکارآمدی، انگیزش، تمایلات تفکر انتقادی و موفقیت تحصیلی پرداختند. نتایج نشان داد میان خودکارآمدی و تمایلات تفکر انتقادی و همچنین میان انگیزش و تمایلات تفکر انتقادی همبستگی بالایی وجود دارد ( به نقل از فرهادی نیا، ۱۳۹۱).
بررسی پیشینهی پژوهش در ایران نشان میدهد که در حیطه مهارتهای شناختی در قالب مفاهیم مختلف از جمله تفکر انتقادی چندین کار پژژهشی انجام شده است که این جا به طور مختصر به چند پژوهش اشاره میشود:
علیوندی وفا (۱۳۸۴) پژوهشی انجام داده است که هدف آن بررسی رابطه تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معنیداری بین میزان تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی حاکم است. همچنین میزان نمرات تفکر انتقادی در دانشجویان سه گروه علوم انسانی، فنی- مهندسی  و علوم پایه متفاوت است؛ ولی این تفاوت از نظر آماری معنیدار نیست. از طرفی تفاوتی بین میزان تفکر انتقادی در دانشجویان دختر و پسر موردتایید قرار نگرفته است.
نتیجهی یافتههای (کرمی، ۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان شناسایی و اعتبارسنجی نشانگان و مولفه های رفتاری موثراساتید دانشگاهی در شکلگیری تفکر انتقادی دانشجویان، نشان داد علاوه بر تدریس محتوای درسی، نحوهی به کارگیری مهارتهای تفکر انتقادی در آن موضوع نیز باید آموزش داده شود تا علاوه بر به کارگیری قوای فکری دانشجویان، مطالعات مستقل آنها توسعه یابد. به هر حال میتوان با برنامه ریزی صحیح و به کارگیری راهبردهای خاص به آموزش مهارتهای تفکر انتقادی در قالب رشته تحصیلی پرداخت.
جواد زاده شهشهانی (۱۳۸۳) یک پژوهشی کیفی با هدف بررسی هویت دینی و تفکر انتقادی و رابطه این دو در دانشجویان ۲۲-۲۰ ساله انجام داده است. نتایج تحلیل کیفی و محتوای مصاحبهها نشان داد کسانی که مهارت تفکر انتقادی به خوبی استفاده کرده یا میکنند از هویت دینی شکل یافتهتری برخورداند و یا اینکه مراحل جستجو برای دستیابی به هویت دینی شکل یافته  را طی میکنند. همچنین در این تحلیل،  عواملی که بر شکلگیری هویت دینی افراد وچگونگی رشد تفکر انتقادی در افراد موثر بوده است. اسلامی (۱۳۸۲) در رابطه با متغیر تفکر انتقادی الگوی برای طراحی و اجرای برنامه خواندن انتقادی و بررسی اثر آن بر تفکر انتقادی ونوشتن تحلیلی ارائه داده است، هدف آن بررسی میزان تاثیر این برنامه به تقویت تفکر انتقادی را به عنوان یک مهارت کلی و مهارتهای استنباط وتحلیل را به عنوان خرده مهارت در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معنی داری تقویت کرده است. اما مهارت ارزشیابی در گروه آزمایش تفاوت معنیداری  با گروه گواه نشان نداده است
یافته‌های پژوهش بدری گرگری و فتحیآذر (۱۳۸۶) نشان داد که نوع روش تدریس تاثیر بسزایی در آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی دارد. همچنین روش مبتنی بر حل مسئله گروهی تاثیر بیشتری بر یادگیری مهارت‌های انتقادی داشت. در پژوهش رشیدیان (۱۳۸۸) که به مقایسه تفکر انتقادی و خلاقیت در دانشآموزان مدارس استعداد درخشان با دانش آموزان عادی پرداختند نتایج نشان داد بین میانگین مهارت‌های تفکر انتقادی دانش آموزان پسر تیزهوش و دختر تیزهوش و دختر عادی و پسر عادی تفاوت معناداری وجود دارد. یعنی دانشآموزان پسر عادی نسبت به دانش‌آموزان دختر عادی و دختر تیزهوش و پسر تیزهوش از مهارت‌های تفکرانتقادی بیشتری برخورداند. همچنین بین دانش‌آموزان دختر و پسر از نظر مهارت‌های تفکر انتقادی تفاوت وجود ندارد. یعنی دختر وپسر از نظر مهارت‌های تفکر انتقادی تقریباً در یک سطح هستند و این امر نشان میدهد که مهارت تفکر انتقادی در دختران  و پسران  را در یک سطح را نشان میدهد. بیگدلی (۱۳۸۴) با بررسی رابطه تفکر انتقادی با عزت نفس و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان کارشناسی علوم انسانی و فنی-مهندسی دانشگاه تهران دریافت تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی و عزت نفس ارتباط تعاملی با یکدیگر دارند. دانشجویا فنی-مهندسی از تفکر انتقادی بالاتری به نسبت دانشجویان علوم انسانی برخوردارند.
عباسی (۱۳۸۰) به بررسی مهارتهای موثر بر پرورش تفکر انتقادی در برنامهی درسی جامعه شناسی در دورهی متوسطه پرداخت. وی از کتاب جامعهشناسی سال دوم دبیرستان در جهت تدریس به شیوهی حل مساله استفاده کرد. نتایج نشانگرکارایی و اثربخشی عمل آزمایشی بوده و مهارتهای تحلیل، ترکیب، ارشیابی و استنباط و جمع بندی تفکر انتقادی در این دانشآموزان تقویت شد.
۲-۱۱- جمع بندی
سبک‌های هویت می‌توانند از جمله عواملی باشند که با سلامت اجتماعی افراد ارتباط قوی داشته باشد هنگامی که فرد به یک هویت منسجم و محکم دست مییابد به ارزشها، هنجارهای اخلاقی و اجتماعی پایبند میشود. این از سویی سلامت روانی فرد تامین میشود و از سوی دیگر سلامت اجتماعی وی قابل تضمین و پیشبینی خواهد شد چنانجه از پژوهشها تحقیقات به عمل آمده در این زمینه برمیآید افرادی با سبک هویت هنجاری و اطلاعاتی به دلیل دارا بودن استقلال و عزت نفس بالا و همچنین منبع کنترل درونی، از روابط اجتماعی قوی برخوردار هستندو این فرد از سلامت روانی و متعاقبا سلامت جسمی و هم چنین سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار است.
به عنوان مثال از جمله این پژوهشها می‌شود (حجازی و همکاران، ۱۳۸۸)( برزونسکی،۱۹۹۸،۱۹۹۲؛ برزونسکی و فراری،۱۹۹۶؛ به نقل از حجازی، فرتاش، ۱۳۸۲) افرادی که از ساختار هویتی محکمی برخوردارند از مشارکت اجتماعی و در کل از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند.به دلیل آن که پذیرش و تحمل بالای این افراد نسبت به افراد و موقعیت‌های جدید و مبهم، میل به بررسی اطلاعات مثبت و منفی و اتخاذ دیدگاه های غیر دو بعدی و غیر جزمی ثابت باعث افزایش مشارکت و در نتیجه سلامت اجتماعی آنان می‌شود.
و یا مطابق یافتههای پژوهش (فارسی‌نژاد، ۱۳۸۶) افراد صاحب سبک مغشوش/ اجتنابی تا جایی که از یک میزانی از یک تعهد برخوردارند مشارکت، انطباق اجتماعی و در کل سلامت اجتماعی بیشتری خواهند داشت و به محض این که این تعهد ضعیف می‌شود مشارکت و انطباق اجتماعی پایین‌تری خواهد داشت به دلیل آن که، احساس مسئولیت اجتماعی در آنها پایین میآید و این که رفتار این افراد بر اساس انتظارات فوری، عوامل موقعیتی و لذت‌طلبی تعیین می‌شود و درکشان از هویت مبتنی بر عناصر خود بوده است.
افراد هنجاری، به واسطهی نیاز به تایید دیگران از انطباق اجتماعی بیشتری برخوردارند اما در افرادی که هنوز به هویتی منسجم و پایدار نرسیدند و به اصطلاح دارای سبک هویت سردرگم/ اجتنابی هستند علائمی از افسردگی، تشویش و نگرانی، اهداف نامشخص، روابط ضعیف اجتماعی با منبع کنترل بیرونی را از خود نشان میدهند اینگونه افراد سلامت اجتماعی پایینتری دارند از طرفی خود شکلگیری هویت تحت تاثیر عوامل زیادی قرار میگیرد از جمله این عوامل جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، محیطی که فرد در آن رشد کرده و از طرفی دیگر ویژگیهای شخصیتی و رشد شناختی فرد نیز تاثیر گذارند محققان بسیاری در زمینه های روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی، روانشناسی شخصیت…….بعد از نظریه اریکسون که در سال ۱۹۶۸ مطرح شد به موضوع هویت مسیر و فرایند طی شدن آن و همچنین، عوامل تاثیرگذار بر آن که باعث میشوند فرد به یک هویت موفق و بهنجار برسد و یا برعکس او را از رسیدن به چنین هویتی باز دارد کار شده است و در پی آن راهکردهایی نیز ارائه دادهاند که فرد را در رسیدن به هویتیافتگی یاری میدهند از جمله این راه ها توجه به رشد شناختی و چندبعدی بودن مقوله تفکر بویژه عنایت به تفکر انتقادی است فرد در اوائل نوجوانی و جوانی به طور طبیعی در تلاش برای رسیدن به یک هویت و یه اصطلاح تعریفی از خود دست میزند انتخابهایی که به تعریف هویتش کمک میکند را گزینش میکند در عصر حاضر با فرایندسریع تکنولوژی و صنعتی شدن، حجم بالای اطلاعات، وجود اینترنت و دیگر رسانه ها، گزینش و تشخیص یک انتخاب مناسب دشوار به نظر میرسد در این بین وجود احساسات و شور جوانی و دخالت دادن و یا اشتباه در محاسبات فکری، تشخیص درست یا غلط بودن چنین انتخابهایی به مشکل برمیخورد داشتن تفکر انتقادی و استفاده از مهارتهای آن میتواند به تشخیص نقاط قوت و ضعف یک انتخاب، جلوگیری از پیشداوری و قضاوت و یا به تعلیق انداختن آن و ارائه راهحلهای حل مسئله به فرد فرصت انتخاب درست و گزینش بهترینایی که مورد قبول اجتماع و سلامت شخصیت و زندگی روزمره وی، کمک شایان کند و کیفیت زندگی و رضایتمندی را برایش افزایش دهد در این صورت به افزایش سلامت اجتماعیاش هم کمک میکند. پژوهشهایی نیز در این راستا صورت گرفته است از جمله (حجازی و برجعلی، ۱۳۸۸) نتایج یافته های آنان به طور خلاصه چنین حاصل شد؛ که مولفه‌های تفکر انتقادی(جستجوگری حقایق، نظامندی، و تحلیلگری) برسبک‌های هویت اطلاعاتی تاثیری مستقیم و معنادار دارد. از دیگر نتایج این پژوهش تاثیر مستقیم و معنادار تفکر انتقادی (نظامندی و تحلیلگری) بر سبک هویت هنجاری است دلیل این که، کاوشگری در افراد هنجاری بسیار پایین بوده است چون آنان کمتر در پی بازبینی اطلاعات هستند. مولفه‌های تفکر انتقادی بر سبک هویت مغشوش/ اجتنابی اثر مستقیم و معکوس دارند. علت این امر شاید آن باشد که افراد با هویت مغشوش/ اجتنابی در تصمیم‌گیری بیشتر به مقضیات و پیامدهای محیطی تاکید داشته و از راهبردهای نامطلوب استفاده می‌کنند.
فصل سوم: روش پژوهش

۳-۱٫ مقدمه
با توجه به آن که پژوهش حاضر جهت شناخت نوع ارتباط بین متغیرها انجام گرفته است پژوهش از نوع همبستگی (غیرآزمایشی) است. و به اقتضای آن از سه پرسشنامهی استاندارد شده استفاده شد. چون دادهای حاصل از طیف لیکرت به دست امدند جهت پایایی آنها از تتای ترتیبی استفاده شد که به تازگی این روش جایگزینی مناسب برای آلفای کرونباخ معرفی شده است. جهت پاسخدهی به سه فرضیه پژوهش، از روش آماری رگرسیون سلسه مراتبی و نرمافراز (spss) به کار برده شد. جامعه و نمونه پژوهش و توضیحات بیشتر مربوط به روش پژوهش حاضر مفصلتر در ادامه شرح داده خواهد شد.
۳-۲- جامعهی آماری
این پژوهش در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ انجام شده است جامعهی آماری در این پژوهش دانشجویان دانشگاه خوازمی واحد کرج است متشکل از ۱۰دانشکده است و بر اساس آخریت اطلاعات در حدود ۸۰۰۰ نفرگزارش شده است.
دانشجویان دانشگاه خوارزمی=M
3-3- نمونهی آماری و روش نمونهگیری
تحلیل روابط بین متغیرها به تعداد ۵ الی ۲۰ برابر تعداد پرسشهای، پرسشنامه آزمودنی مورد نیاز است بر این اساس و با توجه به امکانات پژوهشگر حدود ۳۵۰ نفرازدانشجویان مورد نیاز است(هومن، ۱۳۷۹). که همین تعداد در نظر گرفته شد که ۱۵ مورد آن تکمیل نشده بود و ریزش محسوب شد.
۳۵۰=N
3-4- نوع و روش پژوهش
از آنجا که هدف پژوهش شناخت روابط بین سبکهای هویت و سلامت اجتماعی به واسطهی تفکر انتقادی است لذا غیر ازمایشی و از نوع همبستگی است که طی آن پژوهشگر بدون دستکاری متغییرها سعی دارد روابط متغییرها را مطالعه کند.
۳-۵- ابزارهای اندازه گیری
در این پژوهش به منظور اندازهگیری متغیرهای مورد نظر از ابزارهای زیر استفاده شده است:
۱) پرسشنامه سلامت اجتماعی کیینز.
۲) پرسشنامه سبکهای هویت(ISI-g6).
3)  پرسشنامه تفکرانتقادی ریکتس( (CTDI.
3-5-1-پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز)۱۹۹۸)
کینز بر اساس مدل نظری خود از سلامت اجتماعی، پرسشنامه سلامت اجتماعی را تهیه کرد و با بهره گرفتن از تحلیل عوامل تاییدی مدل ۵ بعدی به کار رفته در پرسشنامه خود را از نظر تجربی مورد تایید قرار داد. این پنج بعد انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و شکوفایی اجتماعی است این پنج بعد سلامت اجتماعی هر کدام دارای پنج گویهای است و در کل متغیر سلامت اجتماعی دارای ۲۵ گویه است که توسط طیف ۵ قسمتی لیکرت از کاملا”موافق تا کاملا”مخالف سنجیده شد. ابزار حاضر در بردارنده ۵ مولفه، انسجام اجتماعی (سوالات ۱- ۵ )، پذیرش اجتماعی( ۶- ۱۰)، مشارکت اجتماعی( ۱۱- ۱۵ )، انطباق اجتماعی ( ۱۶ – ۲۰ )، شکوفایی اجتماعی ( ۲۱ – ۲۵ ) است. که ۱۰ سوال آن (۴- ۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷-۱۸-۲۲-۲۳) به صورت معکوس نمرهگذاری میشود.آلفای کرونباخ برای ۲۵ گویه سلامت اجتماعی برابر۸۱/۰ محاسبه شده است.
در ایران، جوشن لو و همکاران(۱۳۸۵) درمطالعهای به نام بررسی ساختار عاملی مقیاس سلامت روانی و اعتبار پرسشنامه سلامت اجتماعی کیینز را با بهره گرفتن از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استاندارد نمود و آن را بهترین مورد برای پردازش است. فارسینژاد نیز در سال(۱۳۸۵) پرسشنامه مذکور را با بهره گرفتن از تحلیل عاملی هنجاریابی نمود. در فرم کوتاه شده آن باباپور و همکاران(۱۳۸۸) برای بررسی پایایی این ابزار از روش همسانی دورنی استفاده کردند گزارشات آنها چنین بود که آلفای به دست آمده برای کل مقیاس .۷۸/۰ و برای هریک از خرده مقیاسها که شامل: یکپارچگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و چسبندگی اجتماعی به ترتیب۷۱/۰، ۷۴/۰، ۷۴/۰، ۷۰/۰، ۷۷/۰ می‌باشد این ابزار از پایایی مطلوبی برخوردار است.
۳-۵-۲-پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس(۲۰۰۳)( (CTDI
پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی بر اساس تفکر انتقادی فاسیون (۱۹۹۰) ساخته شده است آزمودنی باید در یک مقیاس لیکرت ۵ درجهای (از شدیدا مخالف=۱ تا کاملا موافق=۵ )میزان موافقت یا مخالفت خود را در هریک از عبارات مشخص کند این ابزار یک ابزار استاندارد است و در تحقیقات مختلف، ارزیابی، پایایی و روایی آن مورد تایید قرار گرفته است.
ریکتس (۲۰۰۳) باتوجه به مشکلی که در مقیاس گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا وجود داشت. (طولانی بودن پرسشنامه) سعی کرد یک مقیاس کوتاه‌تر ولی تاثیرگذارتر و پایاتر تهیه کند پرسشنامه ۳۳ سوالی بر اساس مقیاس مذکور در این زمینه طراحی نمود. با عنایت به گزارش دلفی در زمینه پرسشنامه مذکور، با نظر ده تن از متخصصین در دانشگاه فلوریدا، سه مولفه خلاقیت، بلوغ شناختی (بالیدگی) و درگیری ذهنی (تعهد) به عنوان زیر مقیاسهای پرسشنامه شناسایی شدند. خلاقیت: تمایل در کنجکاویهای هوشمندانه و خلاقانه برای کشف واقعیتهای جدید. بالیدگی: تا چه اندازه بر پیجیدگیهای مسائل واقعی، واقفاند و با توجه به شناختی که از خود و دیگران دارند، تا چه میزان قادر به پذیرش دیدگاه دیگران هستند (انتقادپذیری). تعهد: آمادگی برای استدلال و پیشبینی موقعیتهایی که نیازمند استدلال بوده و اطمینانی که نسبت به توانایی خود در زمینه استدلال کردن دارند.
این پرسشنامه دارای ۳۳ عبارت است و سه زیر مقیاس ،خلاقیت (۱۱عبارت )، بالیدگی (۹عبارت )، و تعهد (۱۳عبارت) است. که ۸ سوال (۲۱۲-۱۵-۱۹-۲۳-۳۰-۳۲-۳۳) آن به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. ضریب پایایی برای کل پرسشنامه ۸۶/۰ و برای هر یک از زیر مقیاسهای خلاقیت ۷۹/۰، بالیدگی۷۵/۰،و تعهد۸۹/۰ حاصل گردید.
در مطالعه پاکمهر و دهقانی(۱۳۸۹) ضریب آلفای کرونباخ ۷۶/۰ گزارش شده است و در پژوهش قنبری هاشمآبادی و همکاران( ۱۳۹۱) در مقیاسهای خلاقیت، بالیدگی و تعهد به ترتیب ۷۹/۰، ۷۱/۰، ۵۷/۰، به دست آمده است. همچنین در مطالعه پاکمهر وهمکاران(۱۳۹۲) با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ و روش دونیم کردن به بررسی اعتبار مقیاس گرایش به تفکر انتقادی پرداختند هدف، سنجش میزان تعیین هماهنگی درونی سئوالات با توجه به میزان همبستگی بین دو نیمه سئوالات و از طریق آلفای کرونباخ، سنجش ثبات درونی آن است. نتیجه یافتهها چنین بود که پرسشنامه مذکور به طور کلی از ثبات درونی نسبتا مطلوبی برخوردار است ضرایب به ترتیب برای هریک از سه خرده مقیاس خلاقیت، بالیدگی و تعهد، ۶۴/۰، ۷۶/۰، ۸۹/۰ و برای کل پرسشنامه ۶۸/۰ گزارش شد.
ضرایب به دست آمده با نسخه اصلی تفاوتهایی داشت پاک مهر و همکاران علل این تفاوتها را ناشی از بافت فرهنگی، تفاوتهای فردی و نظام آموزشی بیان کردند البته مقدار ۶۸/۰ در قیاس با نسخه اصلی که ۸۶/۰ اعلام شده بود فاصلهی نسبتا زیادی است که دلایل آن ذکر شد به علاوه نوریس و انیس (به نقل پاکمهر و همکاران، ۱۳۸۹) ضرایب پایایی بالاتر از ۶۷/۰ ضرایب قابل قبولی هستند.
۳-۵-۳- مقیاس سبک های هویت(۱۹۹۸) (ISI-g6 )
این ابزار اولین بار توسط برزونسکی ( ۱۹۸۹) ساخته شد و پس ازآن در سال ۱۹۹۲ توسط وایت و همکارانش مورد تجدید نظر قرار گرفت. این ابزار شامل ۴۰ گویه است که ۱۱ گویه آن مربوط به سبک اطلاعاتی ،۱۰ گویه آن به سبک مغشوش – اجتنابی و ۹ گویه مربوط به سبک هنجاری و ۱۰ گویه آن به تعهد هویت تعلق دارد که چهار سوال آن (۹-۱۱-۱۴-۲۰) به صورت معکوس نمره گذاری میشود که در پژوهش حاض گویه های تعهد مورد تحلیل و استفاده قرار نمیگیرند چرا که برزونسکی آن را یک سبک نمیداند. سوالات روی یک مقیاس پنج درجه ای از کاملا ” موافق تا کاملا” مخالف نمره گذاری شده است.
برزونسکی (۱۹۹۷) در آخرین نسخهی تجدید نطر شده پرسشنامه، آلفای کرونباخ که بر روی یک نمونهی ۶۱۸ نفری انجام داده بود برای سبک هویت اطلاعاتی، سبک هویت هنجاری و سبک هویت سردرگم/اجتنابی و همجنین تعهد به ترتیب ۷۰/۰، ۶۴/۰، ۷۶/۰، ۷۱/۰ گزارش داد.
وایتو ومپلر(۱۹۹۸) جهت بررسی ویژگیهای مقیاس تجدید نظر شده سبکهای هویت برزونسکی را روی نمونه ۳۶۱ نفری از دانشجویان انجام دادند ضرایب آلفابی کرونباخ برای سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری، و سردرگم/اجتنابی را به ترتیب ۵۹/۰، ۶۴/۰، ۷۸/۰ به دست اوردند. اما متوجه شدند برخی از نمونه ها در پاسخگویی به این سوالات دچار مشکل داشتند. اعتبار سازه نشان داد که همه مقیاسها به طور مثبت با هم ارتباط دارند این نتیجه در حالی حاصل شد که انتطار میرفت سبک هنجاری با سبک اطلاعاتی همبستگی مثبت و سبک سردرگم با سبک اطلاعاتی همبستگی منفی نشان دهد.
وایت وهمکاران (۱۹۹۸) جهت رفع این نقص اقدام به بررسی اعتبار سازه نسخه اصلی پرسشنامه سبکهای برزونسکی (۱۹۹۰) کردند و نسخه تجدید نظر شده آن را مورد بررسی قرار دادند روش کار آنها چنین بود که ابتدا سوالات تعهد را حذف کردند و پاسخ به بقیه سوالات مربوط به سبکهای هویت را با روش تحلیل عاملی اکتشاف و چرخش وریماکس تجزیه و تحلیل کردند ضریب همبستگی (r) سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم به ترتیب ۷۹/۰، ۸۱/۰، ۸۴/۰ که بالا و قابل ملاحظه بودند.
دانشورپور(۱۳۸۵) در مطالعه خود باتعداد نمونه ۳۲۰نفر ضریب آلفای کرونباخ سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی و تهعد به ترتیب۵۷/۵۰، ۵۰/۰، ۵۴/۰، ۶۶/۰ گزارش کرد.
۳-۶- پایایی پرسشنامه
جدول۳-۶-۱ضریب خرده آزمونهای پرسشنامه سلامت اجتماعی به همراه تتای ترتیبی در صورت حدف سوال
انطباق اجتماعی
انسجام اجتماعی
۴۴/۰
۴۰/۰
۳۷/۰
۴۵/۰
۴۲/۰
با حذف سوال۱۶(پیچدگی دنیا)
باحذف سوال۱۷(درک دنیافقط توسط مجقیقین)
با حذف سوال ۱۸(بیگانگی از فرهنگها)
باحذف سوال۱۹(دنیاباارزش است)
با حذف سوال۲۰(پیشبینیدنیاسخت است)
۵۹/۰
۵۳/۰
۵۶/۰
۵۵/۰
۵۵/۰
باحذف سوال ۱( تعلق به جامعه)
باحذف سوال ۲(مهم بودن در جامعه)
با حذف سوال۳(جامعه آرامش بخش)
باحذف سوال۴(اهمیت ندادن جامعه به من)
با حذف سوال۵(نزدیکی به افرا)
شکوفایی اجتماعی
پذیرش اجتماعی
۴۱/۰
۵۰/۰
۴۷/۰
۲۹/۰
۴۹/۰
با حذف سوال۲۱(جامعه مانع پیشرفت است)
باحذف سوال۲۲(عدم تغیردنیا باخواستههای من)
با حذف سوال۲۳(موثرنبودنقانون برزندگی من)
باحذف سوال۲۴(جامعهبستره پرباریست)
با حذف سوال۲۵(مفیدبودن دنیا)
۵۴/۰
۴۶/۰
۴۵/۰
۳۹/۰
۴۲/۰
با حذف سوال۶(تاثیرگذاری بر افراد)
باحذف سوال۷(مردم مهربانند)
با حذف سوال۸(خودمحوربودن مردم)
باحذف سوال۹(اهمیت مردم به خود)
حذف سوال۱۰(اهمیت به مشکلاتدیگران)
پایایی کل
مشارکت اجتماعی
۶۳/۰
۵۱/۰
۸۲/۰
۴۷/۰
۵۰/۰
انسجام اجتماعی
پذیرش اجتماعی
مشارکت اجتماعی
انطباق اجتماعی
شکوفایی اجتماعی
۸۴/۰
۷۹/۰
۷۷/۰
۷۳/۰
۷۶/۰
با حذف سوال۱۱(ارائه کار باارزش به جامعه)
باحذف سوال۱۲(ارائه فعالیتهای روزانه)
با حذف سوال۱۳(بیارزش بودن برای جامعه)
باحذف سوال۱۴(بیارزش بودن برای جامعه)
با حذف سوال۱۵(سهیم نبودندرکارهاباارزش)

جدول۳-۶-۲ضریب تتای ترتیبی کل خرده آزمونهای پرسشنامهتفکر انتقادی و سبکهای هویت به همراه پایایی در صورت حدف سوال
سبکهای هویت(هویت اطلاعاتی)
تفکرانتقادی(خلاقیت)
۶۵/۰
۶۲/۰
۶۷/۰
۶۵/۰
۶۴/۰
۶۸/۰
۶۸/۰
۶۷/۰
۶۵/۰
۶۴/۰
۶۶/۰
با حذف سوال۱(دانش راجب مذهب و عقاید)
باحذف سوال۲(تفکردر مورد زندگی)
با حذف سوال۵(مطالعه درباره عقاید و مذهب)
باحذف سوال۶(درنطرگرفتن دیدگاه دیگران)
با حذف سوال۷(برنامه مشخص برای آینده)
با حذف سوال۹(سردرگمی درعقاید مذهبی)
باحذف سوال۱۶(صرف وقت درزمینه سیاست )
با حذف سوال۱۸(یافتنعقاید بامشورت و مطالعه )
باحذف سوال۲۵(پذیرفتن حقیقت )
با حذف سوال۲۶(راحل مسئله زیاد است )
با حذف سوال۳۰(یافتن انگیزه هنگام مشکلات)
۷۱/۰
۷۰/۰
۷۳/۰
۷۱/۰
۷۰/۰
۷۱/۰
۷۴/۰
۷۲/۰
۷۱/۰
۷۳/۰
۷۴/۰
با حذف سوال۱(یادگیری همیشگی است)
باحذف سوال۵(اهمیتدرک عمیقموضوعات)
با حذف سوال۷(پرسیدن سئوالات)
باحذف سوال۱۱(آگاهی مهم است)
با حذف سوال۱۴(لذت از حل مسئله)
با حذف سوال۱۷(یادگیری لذت بخش است)
باحذف سوال۲۴(امکان غلط بودن نظر من)
با حذف سوال۲۵(فکرزیادبرای فهم مشکل)
باحذف سوال۲۶(استفاده از مشورت )
با حذف سوال۲۸(استفاده بهبنه از اینترنت)
با حذف سوال۲۹(پاسخ دادن بغیر روال معمول)
هویت هنجاری
بالندگی
۵۱/۰
۵۰/۰
۵۵/۰
۵۷/۰
۵۸/۰
۵۳/۰
۵۸/۰
۵۸/۰
۵۵/۰
با حذف سوال۴(عمل به ارزشها
باحذف سوال۱۰(پیگیری اهداف)
با حذف سوال۱۱(آگاه نبودن از ارزشها)
باحذف سوال۱۲(آگاهی از مسائل کشور)
با حذف سوال۱۴(تردیددر موردانتخاب درست کارها)
با حذف سوال۱۹(پایبندی به عقاید)
باحذف سوال۲۱ (برنامه ریزی اینده از کودکی )
با حذف سوال۲۳(میل به داشتن عقاید ثابت)
باحذف سوال۲۸(اعتقاد به داشتن مجموعهای از عقایدثابت)
۴۹/۰
۴۳/۰
۴۸/۰
۵۰/۰
۴۷/۰
۵۳/۰
۵۴/۰
۵۴/۰
۵۴/۰
با حذف سوال۲(مهم نبودن مخالفت دیگران )
باحذف سوال۱۲(ثبات در برابر تغیر)
با حذف سوال۱۵(پایبندی به تعصبات)
باحذف سوال۱۹(عجول در قضاوت و تصمیم)
با حذف سوال۲۳(جامعه من بهترین است)
با حذف سوال۳۰(مرگ سزای قاتلان است)
با حذف سوال۳۱(شنیدن نظرات دیگران)
باحذفسوال۳۲(برای سیاست راهحل سادههست)
باحذفسوال۳۳(شغلبرایبیخانمان کافی نیست)
هویت سردرگم/اجتنابی
تعهد
۵۵/۰
۵۶/۰
۵۲/۰
۵۷/۰
۵۱/۰
۵۵/۰
۵۷/۰
۵۳/۰
۵۳/۰
۵۲/۰
با حذف سوال۳(نداشتن اهداف روشن)
باحذف سوال۸(اقدام به تصمیگیری)
با حذف سوال۱۳(عدم توجه به حل مشکلات )
باحذف سوال۱۵(علاقمندی به کارها)
با حذف سوال۱۷(فکر نکردن در مورد آینده)
با حذف سوال۲۰(تردید در مورد شغل آینده )
باحذف سوال۲۲(تصمیگیری با توجه عقاید )
با حذف سوال۲۴(صبرهنگام تصمیم اجباری)
باحذف سوال۲۷(آسان گرفتن زندگی )
با حذف سوال۲۹(نداشتن تفکر درباره مسائل)
۸۰/۰
۸۰/۰
۷۹/۰
۷۹/۰
۷۹/۰
۷۹/۰
۸۰/۰
۸۰/۰
۸۱/۰
۷۹/۰
۷۹/۰
۷۹/۰
۸۰/۰
با حذف سوال۳ (ایجارفرصتبرایحلمشکلات)
باحذف سوال ۴(علاقمندی به موضوعاتزیاد )
با حذف سوال۶( ارتباط بین موضوعاتمختلف)
باحذف سوال۸(لذت از پاسخهای چالش انگیز)
با حذف سوال۹(تونایی حل مسئله)
با حذف سوال۱۰(اطمینان از یافتن نتایج منطقی)
باحذف سوال۱۳(فکر درباره همه چیزها)
باحذفسوال۱۶(کاربرددانشدرزمینههایمختلف)
باحذف سوال۱۸رهبران خوب شنونده خوبیاند)
با حذف سوال۲۰توانیی شرح دقیق موضوعات)
باحذف سوال۲۱(طرحسوالاتمربوط به مسئله)
باحذف سوال۲۲(طرح دقیق موضوعات)
با حذف سوال۲۷(ادامه تا پایان کار)
پایایی کل
پایایی کل
۶۸/۰
۵۸/۰
۵۷/۰
سبک هویت اطلاعاتی
سبک هویت هنجاری
سبک سردرگم/اجتنابی
۷۴/۰
۵۶/۰
۸۱/۰
خلاقیت
بالندگی
تعهد
در پرسشنامهی سلامت اجتماعی در خرده آزمون پذیرش اجتماعی سوال ۶ با توجه به این که پایایی در صورت حذف سوال از پایایی کل این خرده آزمون بیشتر است (۵۴/۰>51/0) این سوال مشکل دار است و همچنین در خرده آزمون مشارکت اجتماعی نیز سوال ۱۱ (۸۴/۰> 82/0) مشکل دار است به عبارتی در صورتی که با حذف سوال پایایی را نسبت به کل مقایسه کنیم و این پایایی کاهش پیدا کرده باشد سووال مناسب و برعکس و یا به سخنی دیگر اگر با حذف سوال پایایی کل آن خرده آزمون بالاتر رود این سوال، سوال مشکلی است .
۳-۷- روش جمع آوری اطلاعات
با مراجعه به دانشکدهای دانشگاه، به روش تصادفی ۳۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسشنامهها به آنها داده میشد. برای جمعآوری داده ها، با مراجعه به گروه های آموزشی مختلف، هدف از انجام توضیح و رضایت دانشجویان کسب گردید و پرسشنامهها توسط دانشجویان تکمیل شد. نمونه ها از دو گروه از دانشجویان که شامل دختر و پسر انتخاب شدند اما جسیت برای پژوهش حاضر مطرح نبود سوالات پرسشنامه را با توجه به پاسخ مورد نظرشان علامت زده میشد، با توجه به ملاحظات اخلاقی در این پژوهش از نوشتن نام ونام خانوادگی در پرسشنامه خودداری به عمل آمد ضمنا رضایت دانشجویان قبل از اجرای پرسشنامه برای انجام تحقیق کسب گردید.ودر آخر پس از تکمیل پرسشنامهها پژوهشگر با بهره گرفتن از روش های آماری و با در نظر گرفتن اهداف و فرضیه های پژوهش به تجزیه و تحلیل اقدام شد.
۳-۸- روش تجزیه و تحلیل آماری
برای بررسی پایایی روش مورد استفاده تتای ترتیبی به کار رفته است برای داده های طیف لیکرت به جای آلفای کرونباخ در سال ۱۹۷۴ آماردانی به نام آمور، تتای ترتیبی را پیشنهاد کرد وآلفای کرونباخ آماردانان دیگر را به چالش کشید استدلال او این بود که آلفای کرونباخ بر علاوه بر نارایب بوده (نارایبی مثبت)، بر اساس شاخصهای تعریف و محاسبه میگردنند که مربوط به داده های با مقیاس فاصلهای و یا نسبتی هستند، بنابراین استفاده از آلفای کرونباخ برای محاسبهای میزان پایائی پرسشنامههای که حاوی سوالات ترتیبی هستند دقیق به نظر نمیرسد او برای رفع این مشکل شاخص جدیدی تحت عنوان تتای ترتیبی را ارائه داد.که  بیشترین مقدار ویژه در تحلیل مولفهای اصلی میباشد. اخیرا زامبو، گادرومن، و زیسر (۲۰۰۷) به مطالعه این شاخص پرداخته و با چندین مثال شبیه سازی شده نشان دادند که ضریب آلفای کرونباخ همیشه مقدار پایای را کم برآورد میکند. بنابراین توصیه میشود که در هنگامی که داده ها ترتیبی به جای آلفای کونباخ از تتای ترتیبی استفاده شد(رحیمینژاد،۱۳۹۱).
همچنین برای تایید یا رد فرضیه ها از روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی چند متغیره استفاده میشود. اثر یک متغییر سوم در رابطه بین متغییر مستقل و متغییر وابسته میتواند به دو صورت متمایز باشد:
۱) به عنوان متغییر تعدیل کننده
۲) – متغییر واسطهای
هدف این پژوهش روشن کردن این دو نقش است. در انتخاب متغیری به عنوان تعدیل کننده یا واسطهای، رابطه بین متغیر پیش بین و متغیر ملاک باید در نظر گرفته شود . در مواقعی که بین متغیر پیش بین و متغیر ملاک رابطه ضعیف و ناهماهنگی وجود داشته باشد، نوعا از متغیر تعدیل کننده استفاده میشود. منظور از رابطه ناهماهنگ این است که در یک موقعیت رابطه وجود دارد و در موقعیت دیگر وجود ندارد، یا برای زیر مجموعهی جامعهای وجود دارد و برای زیر مجموعه دیگر وجود ندارد.
با بهره گرفتن از یک دیاگرام مسیر توان نقش متغیر تعدیلکننده را هم در مطالعات آزمایشی وهم در مطالعات همبستگی نشان داد.در مدل زیر سه مسیر علّیba و c داده شده است:
دیاگرام مسیر برای متغیر تعدیل کننده(شکل ۳-۱ )
             a                                                     متغیر پیشبین(مستقل)
متغیر ملاک(وابسته)                                              b متغیر تعدیلکننده 
                                                                              
c متغیرپیشبین × تعدیل کننده   
برای بررسی نقش تعدیلکنندگی بین متغییرهای پیشبینی کننده، مستقل اول و مستقل دوم(تعدیلکننده) و اثر ضربی این دو با متغییر وابسته یک محاسبه رگرسیون اجرا شده که هر سه ضریب مسیر مستقل اول و دوم و اثر ضربی باید معنادار باشد.
چنانچه متغیری در رابطه بین دو  متغیر پیشبین وملاک، سهمی داشته باشد به عنوان متغیر واسطهای عمل کرده است. برای تصریح معنای متغیر واسطهای از یک دیاگرام مسیر برای نشان دادن یک مدل علّی استفاده میشود.
دیاگرام مسیر برای متغیر واسطهای (شکل ۳-۲)
متغیر مستقل
C
a
متغیر واسطهای
متغیر برآمد (وابسته)
b
متغیر مستقل
C
a
متغیر واسطهای
متغیر برآمد (وابسته)
b

برای اینکه متغیری به عنوان متغیر واسطهای عمل کند باید دارای۳ شرایط زیرباشد :
۱ – بین متغیر واسطهای و متغیر مستقل همبستگی معنادار باشد(مسیرa وجود داشته باشد).
۲- بین متغیر واسطهای و متغیربرآمد(وابسته)همبستگی معنادار باشد.(مسیرb وجود وجود داشته باشد).
۳- با کنترل اثر متغیر وابستهای رابطه بین متغیر مستقل و وابسته تضعیف شود و میزان این تضعیف با میزان اثر متغیر واسطهای رابطه داشته باشد.
برای آزمودن اثر متغیر واسطه ای مجموعه ای از مدلهای رگرسیون باید برآورد شوند. سه معادله رگرسیون زیر برآورد شو
۱- رگرسیون متغیر واسطه ای روی متغیر مستقل.
۲- رگرسیون متغیر برامد(وابسته) روی متغیر مستقل.۳- رگرسیون متغیر برآمد روی متغیر مستقل و واسطهای.
در هر معادله ضرایب رگرسیون برآورد شده و مورد آزمون قرار می گیرد.برای برقراری اثر واسطهای شرایط زیر باید وجود داشته باشد
۱- ضریب رگرسیون در معادله اول باید معنادار باشد. (همبستگی بین مستقل و واسطه ای باید معنا دار باشد.
۱- ضریب رگرسیون متغیر واسطه ای در معادله سوم باید معنی دار باشد (سرمد، ۱۳۷۸).

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش

۴-۱٫ مقدمه
آنچه در این فصل بدان خواهیم پرداخت ابتدا کنترل مفروضههای همبستگی پیرسون (خطی بودن و نرمال بودن)، سپس در ادامه با بررسی ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش مولفه های هر یک از آنها با همدیگر آورده خواهد شد و در پایان فصل داده های جمعآوری شده برای پاسخ به فرضیه های مورد پژوهش به صورت استنباطی مورد بررسی قرار میگیرند.
۴-۲- مفروضهی نرمال بودن متغیرهای پژوهش
جدول۴-۲-۱ بیانگر مفروضه نرمال بودن متغیرهای پژوهش
سبکهای هویت
مولفه های تفکر انتقادی
مولفه های سلامت اجتماعی
منبع تغیرات
خطی بودن
سردرگم
هنجاری
اطلاعاتی
تعهد
بالندگی
خلاقیت
شکوفایی
انطباق
مشارکت
پذیرش
انسجام
۲۹/۱
۲۵/۱
۲۵/۱
۱۰/۱
۲۷/۱
۱۳/۱
۲۷/۱
۳۱/۱
۳۰/۱
۳۳/۱
۲۸
Z برای کالموگروفاسمیرنوف
۰۷۱/۰
۰۸۵/۰
۰۸۷/۰
۱۷۱/۰
۰۷۶/۰
۰۵۵/۰
۰۷۷/۰
۰۶۲/۰
۰۶۶/۰
۰۵۵/۰
۰۷۵/۰
سطح معناداری (دو دامنه)
۳۰۳
۳۲۹
۲۹۸
۳۲۸
۲۸۹
۲۶۱
۱۷۹
۲۵۳
۳۰۷
۲۱۸
۲۹۶
N
توزیع نرمال است
برای نشان دادن نرمال بودن نمونه ها از آززمون کالموگروف – اسیمرونوف استفاده شد. با توجه به نمرات آزمون کالموگروف- اسیمرنوف و همچنین سطح معناداری به دست آمده از این آزمون، تمام مقادیر به دست آمده بین بین ۹۶/۱+ و ۹۶/۱- است. بنابراین مقدار احتمال کمتر از ۰۵/۰ است به عبارتی با احتمال ۹۵ درصد اطمینان به نرمال بودن توزیع را تایید میکند.
۴-۳-مفروضهی خطی بودن متغیرهای پژوهش تفکر انتقادی و سلامت اجتماعی
جدول۴-۳-۱-آزمون تحلیلی واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن تفکر انتقادی( خلاقیت) با مولفه های سلامتاجتماعی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموعمجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
انسجام اجتماعی
۵۱۸/۴۶۶
۲۴
۴۳۸/۱۹
۲۹۸/۲
۰۰۱/۰
پذیرش اجتماعی
۲۳۲/۲۰۶
۲۳
۹۶۷/۸
۳۲۳/۲
۰۰۱/۰
مشارکت اجتماعی
۳۳۹/۸۲۹
۲۴
۵۵۶/۳۴
۸۳۹/۲
۰۰۱/۰
انطباق اجتماعی
۳۳۸/۲۱۳
۲۲
۶۹۷/۹
۶۰۲/۱
۰۰۹/۰
شکوفایی اجتماعی
۶۲۱/۱۲۳
۲۳
۳۷۵/۵
۳۷۱/۱
۰۰۵/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول ۴-۳-۱- بین متغیر خلاقیت با مولفه های سلامت اجتماعی، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است. بنابراین بین متغیرهای فوق روابط خطی برقرار است.
جدول۴-۳-۲- نمره کل خلاقیت با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با خلاقیت
پذیرش اجتماعی با خلاقیت
مشارکت اجتماعی با خلاقیت
انطباق اجتماعی با خلاقیت
شکوفایی اجتماعی با خلاقیت
۲۵۳/۰
۲۶۱/۰
۳۵۵/۰
۱۷۸/۰
۲۷۰/۰
۰۶۴/۰
۰۶۸/۰
۱۲۶/۰
۰۳۵/۰
۰۴۳/۰
۴۴۹/۰
۴۹۹/۰
۴۸۴/۰
۳۹۸/۰
۴۵۰/۰
۲۰۲/۰
۲۴۹/۰
۲۳۴/۰
۱۵۹/۰
۲۰۳/۰
جدول ۴- ۳-۳- آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن متغیرتفکر انتقادی(بالندگی) با مولفه های سلامت اجتماعی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموعمجذورات
درجه آزادی
میانگینمجذورات
F
سطح معناداری
انسجام اجتماعی
۹۵۹/۲۰۲
۲۰
۱۴۸/۱۰
۰۹۴/۱
۰۰۶/۰
پذیرش اجتماعی
۷۷۲/۱۶۸
۱۷
۹۲۸/۹
۱۸۵/۲
۰۰۸/۰
مشارکت اجتماعی
۷۸۸/۴۳۹
۱۹
۱۴۷/۲۳
۹۲۵/۱
۰۰۳/۰
انطباق اجتماعی
۲۲۴/۱۶۹
۱۸
۴۰۱/۹
۵۲۳/۱
۰۰۴/۰
شکوفایی اجتماعی
۰۸۰/۸۱
۱۵
۴۰۵/۴
۱۸۲/۱
۰۰۲/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۳-۳ بین متغیر بالندگی با مولفه های سلامت اجتماعی، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است. بنابراین بین متغیرهای فوق روابط خطی برقرار است.
جدول۴-۳-۴ نمره کل بالندگی با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با بالندگی
پذیرش اجتماعی با بالندگی
مشارکت اجتماعی با بالندگی
انطباق اجتماعی با بالندگی
شکوفاییاجتماعی با بالندگی
۱۴۸/۰
۱۶۳/۰
۲۶۹/۰
۲۶۴/۰
۱۷۸/۰
۰۲۲/۰
۰۲۷/۰
۰۷۳/۰
۰۷۰/۰
۰۳۲/۰
۲۹۸/۰
۴۱۸/۰
۳۵۷/۰
۳۴۱/۰
۳۳۰/۰
۰۸۴/۰
۱۷۵/۰
۱۲۸/۰
۱۱۶/۰
۱۰۹/۰
جدول۴-۳-۵- آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن تفکر انتقادی(کمال و تعهد) با مولفه های سلامت اجتماعی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
انسجام اجتماعی
۴۹۱/۴۹۱
۳۱
۸۵۵/۱۵
۸۱۹/۱
۰۰۷/۰
پذیرش اجتماعی
۷۶۹/۲۳۵
۳۱
۶۰۵/۷
۶۰۸/۱
۰۰۴/۰
مشارکت اجتماعی
۵۷۵/۹۹۴
۳۱
۰۸۳/۳۲
۸۵۷/۲
۰۰۱/۰
انطباق اجتماعی
۶۹۹/۳۷۲
۲۹
۸۵۲/۱۲
۲۶۹/۲
۰۰۱/۰
شکوفایی اجتماعی
۶۶۸/۱۸۹
۲۹
۵۴۰/۶
۴۰۶/۱
۰۰۸/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۳-۵ بین متغیرکمال و تعهد با مولفه های سلامت اجتماعی، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است. بنابراین بین متغیرهای فوق روابط خطی برقرار است.
*نتیجه کلی آنکه، بین متغیر مولفه های تفکر انتقادی با مولفه های سلامت اجتماعی، رابطه خطی وجود دارد چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
۴-۳-۶- نمره کل کمال و تعهد با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با کمال و تعهد
پذیرش اجتماعی با کمال و تعهد
مشارکت اجتماعی با کمال و تعهد
انطباق اجتماعی. با کمال و تعهد
شکوفاییاجتماعی با کمال و تعهد
۳۱۴/۰
۲۹۷/۰
۳۲۵/۰
۲۶۴/۰
۲۰۰/۰
۰۹۸/۰
۰۸۸/۰
۰۹۳/۰
۰۷۰/۰
۰۴۰/۰
۴۲۱/۰
۴۶۲/۰
۴۹۵/۰
۴۷۹/۰
۴۶۵/۰
۰۱۷۸
۲۱۳/۰
۲۴۵/۰
۲۲۹/۰
۲۱۶/۰
۴-۴- مفروضهی خطی بودن متغیرهای پژوهش سبکهای هویت و سلامت اجتماعی
جدول ۴-۴-۱- آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن دو متغیر مولفه های سلامت اجتماعی با سبک هویت اطلاعاتی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
انسجام اجتماعی
۵۴۸/۶۳۰
۲۶
۲۵۲/۲۴
۲۶۳/۳
۰۰۱/۰
پذیر ش اجتماعی
۵۶۵/۲۵۴
۲۶
۷۹۱/۹
۱۴۷/۲
۰۰۲/۰
مشارکت اجتماعی
۴۵۷/۸۸۴
۲۶
۰۱۸/۳۴
۲۴۴/۳
۰۰۱/۰
انطباق اجتماعی
۰۱۷/۱۹۳
۲۵
۷۲۱/۷
۲۸۹/۱
۰۰۵/۰
شکوفایی اجتماعی
۳۲۸/۱۹۸
۲۴
۲۶۴/۸
۸۴۱/۸
۰۰۶/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۴-۱-بین مولفه های سلامت اجتماعی با سبک هویت اطلاعاتی روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
جدول۴-۴-۲-نمره کل بین مولفه سبک هویت اطلاعاتی با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با سبک هویت اطلاعاتی
پذیرش اجتماعی.با سبک هویت اطلاعاتی
مشارکت اجتماعی با سبک هویتاطلاعاتی
انطباق اجتماعی با سبک هویت اطلاعاتی
شکوفاییاجتماعی با سبک هویتاطلاعاتی
۴۲۲/۰
۳۳۰/۰
۴۴۹/۰
۱۲۵/۰
۲۹۰/۰
۱۷۸/۰
۱۱۱/۰
۱۲۲/۰
۰۱۶/۰
۰۸۴/۰
۵۰۴/۰
۴۸۵/۰
۵۰۲/۰
۳۶۰/۰
۳۶۰/۰
۲۵۴/۰
۲۳۵/۰
۲۵۲/۰
۱۳۰/۰
۲۳۰/۰
جدول ۴-۴-۳- آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن مولفه های سلامت اجتماعی با سبک هویت هنجاری
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجهآزادی
میانگین مجذورات
F
سطحمعناداری
انسجام اجتماعی
۷۰۹/۲۴۴
۲۱
۶۵۳/۱۱
۲۳۰/۱
۰۰۵/۰
پذیرش اجتماعی
۸۶۶/۲۱۶
۱۹
۴۱۴/۱۱
۴۹۲/۲
۰۰۱/۰
مشارکت اجتماعی
۳۸۰/۵۹۳
۲۱
۲۵۶/۲۸
۳۰۳/۲
۰۰۱/۰
انطباق اجتماعی
۹۴۷/۱۸۸
۱۷
۱۱۵/۱۱
۸۱۰/۱
۰۰۸/۰
شکوفایی اجتماعی
۹۶۹/۱۳۷
۱۶
۶۲۳/۸
۸۸۰/۱
۰۰۶/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۴-۳-بین مولفه های سلامت اجتماعی با سبک هویت هنجاری روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
جدول ۴-۴-۴- نمره کل بین مولفه سبک هویت هنجاری با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با سبک هویتهنجاری
پذیرش اجتماعی باسبک هویتهنجاری
مشارکت اجتماعی باسبک هویتهنجاری
انطباق اجتماعی باسبک هویت هنجاری
شکوفاییاجتماعی باسبک هویت هنجاری
۱۴۶/۰
۲۷۸/۰
۱۴۵/۰
۳۲۸/۰
۱۶۲/۰
۰۲۱/۰
۰۷۷/۰
۰۲۱/۰
۰۱۶/۰
۰۲۶/۰
۲۹۵/۰
۴۴۱/۰
۳۸۲/۰
۳۴۲/۰
۳۹۸/۰
۰۸۷/۰
۱۹۵/۰
۱۴۶/۰
۱۱۷/۰
۱۵۸/۰
۴-۴-۵- آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن سلامت اجتماعی با سبک هویت سردرگم/اجتنابی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
انسجام اجتماعی
۲۹۴/۳۰۱
۲۱
۰۱۴/۱۴
۱/۴۷۰
۰۰۸/۰
پذیرش اجتماعی
۵۱۱/۱۸۹
۱۹
۹۷۴/۹
۱۶۳/۲
۰۰۵/۰
مشارکت اجتماعی
۶۳۸/۲۴۸
۲۰
۴۳۲/۱۲
۰۰۵/۱
۰۰۶/۰
انطباق اجتماعی
۵۹۹/۱۱۲
۲۰
۶۳۰/۵
۸۷۴/۰
۰۰۱/۰
شکوفایی اجتماعی
۰۵۵/۱۵۸
۱۹
۳۱۹/۸
۸۲۹/۱
۰۰۴/۰
بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۴-۵-بین مولفه های سلامت اجتماعی با سبک هویتسردرگم/اجتنابی روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
*نتیجه کلی آنکه، بین متغیر مولفه های سبکهای هویت با مولفه های سلامت اجتماعی، رابطه خطی وجود دارد چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
جدول ۴-۴-۶- نمرهی کل بین مولفه سبک هویت سردرگم/اجتنابی با مولفه های سلامت اجتماعی
R
η
انسجام اجتماعی با سبک هویتسردرگم
پذیرش اجتماعی باسبک هویت سردرگم
مشارکت اجتماعی باسبک هویتسردرگم
انطباق اجتماعی باسبک هویت سردرگم
شکوفاییاجتماعی باسبک هویت سردرگم
۲۰۲/۰-
۲۱۷/۰-
۱۴۰/۰-
۳۴۱/۰-
۲۰۷/۰-
۰۴۱/۰
۰۴۷/۰
۰۲۰/۰
۰۲۰/۰
۰۴۳/۰
۳۲۹/۰
۴۲۱/۰
۲۶۸/۰
۲۷۰/۰
۴۲۸/
۱۰۸/۰
۱۷۱/۰
۰۷۲/
۰۸۳/۰
۱۸۳/۰
۴-۵-مفروضهی خطی بودن متغیرهای پژوهش سبکهای هویت و تفکر انتقادی
۴-۵-۱-آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن داده های دو متغیر سبکهای هویت اطلاعاتی با تفکر انتقادی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
سبک هویت اطلاعاتی باخلاقیت
۰۷۴/۲۵۸۷
۲۵
۴۸۳/۱۰۳
۲۶۶/۶
۰۰۱/۰
سبک هویت اطلاعاتی بابالندگی
۸۳۰/۴۹۸
۲۴
۲۸۷/۲۰
۹۲۲/۱
۰۰۸/۰
سبک هویت اطلاعاتی با تعهد
۵۴۰/۵۲۲۸
۲۵
۱۴۲/۲۰۹
۰۲۹/۹
۰۰۱/۰
*بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۵-۱-بین مولفه های تفکر انتقادی و سبک هویت اطلاعاتی روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است
جدول ۴-۵-۲- نمره کل مولفه سبک هویت اطلاعاتی با مولفه های تفکر انتقادی
R
η
خلاقیت با سبک هویت اطلاعاتی
بالندگی با سبک هویت اطلاعاتی
کمال و تعهد با سبک هویتاطلاعاتی
۵۸۶/۰
۱۵۷/۰
۶۰۹/۰
۳۴۳/
۰۲۵/۰
۰۳۷۰/۰
۶۵۲/۰
۴۸۶/۰
۶۷۵/۰
۴۲۵/۰
۱۶۵/۰
۴۵۶/۰
۴-۵-۳-آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن سبکهای هویت هنجاری با تفکر انتقادی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
سبک هویت هنجاری با خلاقیت
۹۲۳/۸۶۷
۲۱
۳۳۰/۴۱
۷۰۳/۱
۰۰۱/۰
سبک هویت هنجاری با بالندگی
۲۴۹/۳۳۶
۲۰
۸۱۲/۱۶
۴۳۷/۱
۰۰۵/۰
سبک هویت هنجاری با تعهد
۸۳۹/۱۶۸۰
۲۲
۴۰۲/۷۶
۱۳۸/۲
۰۰۳/۰
*بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۵-۳- بین مولفه های تفکر انتقادی و سبک هویت هنجاری روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
جدول ۴-۵-۴- نمره کل بین مولفه سبک هویت هنجاری با مولفه های تفکر انتقادی
R
η
خلاقیت با سبک هویت هنجاری
بالندگی با سبک هویت هنجاری
کمال و تعهد با سبک هویت هنجاری
۱۸۸/۰
۱۱۵/۰
۱۸۶/۰
۰۳۶/۰
۰۱۳/۰
۰۳۵/۰
۳۶۱/۰
۳۱۳/۰
۳۳۶/۰
۱۳۱/۰
۰۹۸/۰
۱۳۴/۰
۴-۵-۵-آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی وضعیت خطی بودن سبکهای هویت سردرگم باتفکر انتقادی
منبع تغیرات
خطی بودن
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
سبک هویت سردرگم با خلاقیت
۸۶۱/۸۳۹
۲۰
۹۹۳/۴۱
۸۶۴/۱
۰۰۶/۰
سبک هویت سردرگم با بالندگی
۸۳۶/۵۹۴
۲۱
۳۲۶/۲۸
۹۲۰/۲
۰۰۱/۰
سبک هویت سردرگم با تعهد
۱۸۸/۱۱۳۴
۲۰
۷۰۹/۵۶
۶۲۳/۱
۰۰۷/۰
*بر اساس نتایج مندرج در جدول۴-۵-۵-بین مولفه های تفکر انتقادی و سبک هویت سردرگم /اجتنابی روابط خطی برقرار است ، چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
*نتیجه کلی آنکه، بین متغیر مولفه های سبکهای هویت با مولفه های تفکر انتقادی، رابطه خطی وجود دارد چون سطح معناداری مقادیر F آزمون خطی بودن کمتر از میزان خطای ۰۵/۰ است.
جدول۴-۵-۶-نمره کل بین مولفه سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با مولفه های تفکر انتقادی
R
η
خلاقیت با سبک هویت سردرگم
بالندگی با سبک هویت سردرگم
کمال و تعهد با سبک هویتسردرگم
۲۵۰/۰-
۲۱۲/۰-
۱۲۸/.-
۰۶۲/۰
۰۴۵/۰
۰۱۶/۰
۳۸۲/۰
۴۴۷/۰
۳۲۳/
۱۴۵/۰
۲۰۰/۰
۰۱۴/۰
۴-۶- بررسی فرضیه ها با روش رگرسیون سلسه مراتبی
برای بررسی نقشگری واسطهای متغیر گرایش به تفکر انتقادی، ۳ محاسبه رگرسیون و ۴ شرط مورد نظر قرار میگیرد آن سه محاسبه عبارتنند: ۱-رگرسیون متغیروابسته به مستقل ۲- رگرسیون متغیر وابسته به مستقل ۳-رگرسیون متغیر وابسته به مستقل و واسطه.
چهار شرط مد نظر نیز عبارتنند از:۱-متغیر مستقل برای وابسته پیشبینی کننده باشد. ۲- متغیر مستقل برای واسطه پیشبینی کننده باشد ۳- متغیر واسطه برای وابسته پیشبینی کننده باشد. ۴-میزان ضریب مسیر متغیر مستقل به وابسته محاسبه سوم از ضریب مسیر متغیر مستقل محاسبه اول کمتر باشد. در صورت عدم تایید این نقش ممکن متغیر ذکر شده نقش تعدیلگر را ایفا میکند که برای بررسی این نقش هم ۳ رگرسیون نامبرده شده به علاوهی سه شرط نامبرده شده باید برقرار باشد. در کل ۴۵ محاسبه، با اعمال سه رگرسیون، برای هر یک از ۳ فرضیه مطرح شده در پژوهش حاضر انجام شده است که البته لازم به ذکر است در بطن هر فرضیه، دو فرض که رابطه دوتایی متغیرها را مسنجد بررسی آنها نیز گنجانیده شده است که شرح آنها بدین قرار است:
۴-۷- فرضیهاول: بین سبک هویت اطلاعاتی و مولفه های سلامت اجتماعی و مولفه های تفکر انتقادی نقش واسطهای دارد. (ضمن بررسی فرض اول: سبک هویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی سلامت اجتماعی و تفکر انتقادی است.)
۴-۷-۱- محاسبه اول: (ضرایب رگرسیونی، بین سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت، انسجام اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی انسجام اجتماعی است نه؟
۴-۷-۱-۱-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۱۲۱/۲۳
۲۷۴/۰-
۸۷۵/۰
۰۳۲/۰
۴۲۲/۰
۴۲۸/۲۶
۷۰۱/۷
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۲۲/۰
۱۷۸/۰
*با توجه به مندرجات در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده انسجام اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی خلاقیت است یا نه؟
۴-۷-۱-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۳۹۵/۷۵
۵۸۱/۰-
۴۴۳/۱
۰۵۲/۰
۵۸۶/۰
۷۷۸/۳۹
۱۰۶/۱۱
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۵۸۶/۰
۳۴۳/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده خلاقیت است
۳- آیا خلاقیت به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و انسجام اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۱-۳- جدول ضرایب
مدل
ضرایب استاندارد
ضرایبغیراستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۱۲۳/۲۳
۲۴۳/۰-
۹۴۴/۰
۰۳۴/۰
۴۲۶/۰
۴۸۷/۲۴
۰۶۰/۷-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۲۶/۰
۱۸۱/۰
*** با توجه به جدول با توجه به اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر خلاقیت حذف شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای انسجام اجتماعی است اما متغیر خلاقیت برای انسجام اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۲- محاسبه دوم: (ضرایب رگرسیونی، بین سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت، پذیرش اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی پذیرش اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۲-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۰۷۰/۲۰
۱۴۶/۰-
۷۹۶/۰
۰۲۹/۰
۳۳۰/۰
۲۲۲/۲۵
۰۹۷/۵
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۳۰/۰
۱۱۱/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده پذیرش اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی خلاقیت است یا نه؟
۴-۷-۲-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۳۹۵/۷۵
۵۸۱/۰-
۴۴۳/۱
۰۵۲/۰
۵۸۶/۰
۷۷۸/۳۹
۱۰۶/۱۱
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۵۸۶/۰
۳۴۳/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده خلاقیت است.

۳- آیا خلاقیت به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و پذیرش اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۲-۳- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۱۲۶/۱۹
۱۰۹/۰-
۸۱۶/۰
۰۲۹/۰
۲۷۱/۰
۴۴۹/۲۳
۷۱۰/۳-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۲۷۱/۰
۰۷۳/۰
*با توجه به به جدول و اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر خلاقیت حذف شده به عبارتی به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای انسجام اجتماعی است اما متغیر خلاقیت برای پذیرش اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۳-محاسبه سوم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت،مشارکت اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی مشارکت اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۳-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۲۱۶/۲۴
۲۴۲/۰-
۰۷۴/۱
۰۳۹/۰
۴۴۹/۰
۵۵۲/۲۲
۱۹۲/۶-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۴۹/۰
۱۲۲/۰
* همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده مشارکت اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی خلاقیت است یا نه؟
۴-۷-۳-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایب استاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۳۹۵/۷۵
۵۸۱/۰-
۴۴۳/۱
۰۵۲/۰
۵۸۶/۰
۷۷۸/۳۹
۱۰۶/۱۱
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۵۸۶/۰
۳۴۳/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده خلاقیت است.
۳- آیا خلاقیت به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و مشارکت اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۳-۳- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۰۳۲/۶
۲۸۰/۰
۸۶۵/۱
۰۴۵/۰
۳۸۶/۰
۲۳۵/۳
۲۸۳/۰
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۸۶/۰
۲۰۷/۰
۱۴۹/۰
۱۶۶/۰
مقادیر(ثابت)
خلاقیت
سبکهویت اطلاعات
۰۴۶/۰
۲۱۲/۰
۱۱۷/۰
۳۴۱/۳
۰۵۴/۰
۰۵۴/۰
۲۹۲/۰
۱۶۲/۰
۶۰۶/۳
۹۰۷/۳
۱۶۲/۲
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۰۰۲/۰
*با توجه به جدول و به اینکه سطح اطمینان کوچکتر از ۰۵/۰ است متغیر خلاقیت حفظ شده به عبارتی به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای مشارکت اجتماعی است و همچنین متغیر خلاقیت برای مشارکت اجتماعی نیز پیش بینی کننده بود. از آنجا که شرط چهارم(b1>b3) :ضریب مستقل به وابسته در نظر گرفتن نقش واسطه کوچکتر از مستقل به وابسته است متغیر مستقل به تنهایی پیشبینی کنندهی مستقل به وابسته است (۲۰۷/۰۴-۷-۴- محاسبه چهارم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت،انطباق اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی انطباق اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۴-۱ جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۵۳۲/۵
۰۶۳/۰
۸۳۷/۰
۰۳۲/۰
۱۲۵/۰-
۲۲۹/۲۱
۹۴۸/۱-
۰۰۱/۰
۰۵۳/۰
۱۲۵/۰
۰۱۶/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده انطباق اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی خلاقیت است یا نه؟
۴-۷-۴-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۳۹۵/۷۵
۵۸۱/۰-
۴۴۳/۱
۰۵۲/۰
۵۸۶/۰
۷۷۸/۳۹
۱۰۶/۱۱
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۵۸۶/۰
۳۴۳/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده خلاقیت است .
۳- آیا خلاقیت به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و انطباق اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۳- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۵۶۱/۱۲
۱۰۲/۰
۵۷۸/۱
۰۳۷/۰
۱۸۹/۰
۹۵۹/۷
۷۱۵/۲
۰۰۱/۰
۰۰۷/۰
۱۸۹/۰
۰۳۶/۰
*با توجه به به جدول واینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر خلاقیت حذف شده به عبارتی به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای انطباق اجتماعی است اما متغیر خلاقیت برای انطباق اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۵-محاسبه پنجم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت،شکوفایی اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی شکوفایی اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۵-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۷۴۶/۱۸
۱۲۴/۰-
۸۵۳/۰
۰۳۱/۰
۲۹۰/۰-
۹۷۰/۲۱
۹۵۵/۳-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۲۹۰/۰
۰۸۴/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده شکوفایی اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی خلاقیت است یا نه؟
۴-۷-۵-۲ جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۳۹۵/۷۵
۵۸۱/۰-
۴۴۳/۱
۰۵۲/۰
۵۸۶/۰
۷۷۸/۳
۱۰۶/۱۱
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۵۸۶/۰
۳۴۳/۰
**در جدول ۳۲- ۴ همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده خلاقیت است
۳- آیا خلاقیت به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و شکوفایی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۵-۳- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۰۸۴/۱۹
۱۲۳/۰-
۸۶۷/۰
۰۳۲/۰
۳۱۲/۰
۰۲۰/۲۲
۸۸۰/۳
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۱۲/۰
۰۹۷/۰
با توجه به جدول با توجه به اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر بالندگی حذف شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای شکوفایی اجتماعی است اما متغیر بالندگی برای شکوفایی اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۶-محاسبه ششم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی،انسجام اجتماعی)
۱-آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی انسجام اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۶-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۱۲۱/۲۳
۲۷۴/۰-
۸۷۵/۰
۰۳۲/۰
۴۲۲/۰
۴۲۸/۲۶
۷۰۱/۷-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۲۲/۰
۱۷۸/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده انسجام اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی بالندگی است یا نه؟
۴-۷-۶-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایب استاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت طلاعاتی
۷۹۴/۳۱
۱۱۰/۰-
۱۸۰/۱
۰۴۳/۰
۱۵۷/۰-
۹۴۲/۲۶
۵۵۰/۲
۰۰۱/۰
۰۱۱/۰
۱۵۷/۰
۰۲۵/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده بالندگی است .
۳–آیا بالندگی به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی وانسجام اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۶-۳-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۲۴۱/۲۲
۲۱۲/۰-
۹۹۲/۰
۰۳۶/۰
۳۶۳/۰
۴۱۷/۲۲
۸۵۰/۵-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۶۳/۰
۱۲۵/۰
با توجه به جدول با توجه به اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر بالندگی حذف شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای انسجام اجتماعی است اما متغیر بالندگی برای انسجام اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۷-محاسبه هفتم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی، پذیرش اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی پذیرش اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۷-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۰۷۰/۲۰
۱۴۶/۰-
۷۹۶/۰
۰۲۹/۰
۳۳۰/۰
۲۲۲/۲۵
۰۹۷/۵-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۳۰/۰
۱۱۱/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده پذیرش اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی بالندگی است یا نه؟
۴-۷-۷-۲-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایب استاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت طلاعاتی
۷۹۴/۳۱
۱۱۰/۰-
۱۸۰/۱
۰۴۳/۰
۱۵۷/۰-
۹۴۲/۲۶
۵۵۰/۲
۱۰۰/۰
۰۱۱/۰
۱۵۷/۰
۰۲۵/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده بالندگی است .
۳–آیا بالندگی به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و پذیرش اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴۰- ۴جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۸۳۴/۱۹
۱۳۵/۰-
۸۸۳/۰
۰۳۲/۰
۲۹۹/۰-
۴۶۵/۲۲
۲۲۵/۴-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۲۹۹/۰
۰۸۹/۰
با توجه به جدول با توجه به اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر بالندگی حذف شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای پذیرش اجتماعی است اما متغیر بالندگی برای پذیرش اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۸-محاسبه هشتم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی، مشارکت اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی مشارکت اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۸-۱-ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۲۱۶/۲۴
۲۴۲/۰-
۰۷۴/۱
۰۳۹/۰
۴۴۹/۰
۵۵۲/۲۲
۱۹۲/۶-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۴۹/۰
۱۲۲/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده مشارکت اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی بالندگی است یا نه؟
۴-۷-۸-۲-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۷۹۴/۳۱
۱۱۰/۰-
۱۸۰/۱
۰۴۳/۰
۱۵۷/۰
۹۴۲/۲۶
۵۵۰/۲
۱۰۰/۰
۰۱۱/۰
۱۵۷/۰
۰۲۵/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده بالندگی است .
۳- آیا بالندگی به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و مشارکت اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۸-۲- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۵۹۳/۲۳
۲۱۹/۰-
۲۰۶/۱
۰۴۴/۰
۳۰۷/۰
۵۶۶/۱۹
۰۰۳/۵
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۳۰۷/۰
۲۴۸/۰
۰۹۴/۰
۱۲۱/۰
مقادیر(ثابت)
بالندگی
سبکهویت اطلاعاتی
۹۷۷/۱۷
۱۹۹/۰
۱۷۴/۰
۳۹۲/۲
۰۴۴/۰
۰۶۵/۰
۲۷۸/۰
۱۶۷/۰
۵۱۶/۷
۵۲۱/۴
۷۰۷/۲
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۰۰۷/۰
*در با توجه به اینکه سطح اطمینان کوچکتر از ۰۵/۰ است متغیر بالندگی حفظ شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای مشارکت اجتماعی است و همچنین متغیر بالندگی برای مشارکت اجتماعی نیز پیش بینی کننده بود. از آنجا که شرط چهارم(b1>b3) :ضریب مستقل به وابسته در نظر گرفتن نقش واسطه کوچکتر از مستقل به وابسته است متغیر مستقل به تنهایی پیشبینی کنندهی مستقل به وابسته است (۲۴۸/۰
۴-۷-۹-محاسبه نهم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی، انطباق اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی انطباق اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۹-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتسردرگم/اجتنابی
۵۳۲/۵
۰۶۳/۰
۸۳۷/۰
۰۳۲/۰
۱۲۵/۰-
۲۲۹/۲۱
۹۴۸/۱-
۰۰۱/۰
۰۵۳/۰
۱۲۵/۰
۰۱۶/۰
** در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده انطباق اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی بالندگی است یا نه؟
۴-۷-۹-۲-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۷۹۴/۳۱
۱۱۰/۰-
۱۸۰/۱
۰۴۳/۰
۱۵۷/۰
۹۴۲/۲۶
۵۵۰/۲
۱۰۰/۰
۰۱۱/۰
۱۵۷/۰
۰۲۵/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده بالندگی است .
۳– آیا بالندگی به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی وانطباق اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۹-۳جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت سردرگم/اجتنابی
۹۷۶/۱۰
۲۰۲/۰
۴۷۳/۱
۰۵۱/۰
۲۶۴/۰
۴۵۳/۷
۹۷۹/۳
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۲۶۴/۰
۰۶۹/۰
با توجه به جدول با توجه به اینکه سطح اطمینان بزرگتر از ۰۵/۰ است متغیر بالندگی حذف شده به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای انطباق اجتماعی است اما متغیر بالندگی برای انطباق اجتماعی پیش بینی کننده نبود.
۴-۷-۱۰-محاسبه دهم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی، شکوفایی اجتماعی)
۱– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی شکوفایی اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۱۰-۱ جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۷۴۶/۱۸
۱۲۴/۰-
۸۵۳/۰
۰۳۱/۰
۲۹۰/۰
۹۷۰/۲۱
۹۵۵/۳-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۲۹۰/۰
۰۸۴/۰
* در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده شکوفایی اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی بالندگی است یا نه؟
۴-۷-۱۰-۲-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۷۹۴/۳۱
۱۱۰/۰-
۱۸۰/۱
۰۴۳/۰
۱۵۷/۰
۹۴۲/۲۶
۵۵۰/۲
۱۰۰/۰
۰۱۱/۰
۱۵۷/۰
۰۲۵/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده بالندگی است .
۳- آیا بالندگی به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و شکوفایی اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۱۰-۳-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحراف استاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت اطلاعاتی
۲۵۰/۱۸
۱۰۵/۰-
۹۱۹/۰
۰۳۴/۰
۲۴۲/۰-
۸۵۱/۱۹
۰۹۰/۳-
۰۰۱/۰
۰۰۲/۰
۲۴۲/۰
۳۱۸/۰
۰۵۹/۰
۱۰۱/۰
مقادیر(ثابت)
بالندگی
سبکهویت اطلاعات
۸۷۴/۲۲
۱۱۳/۰-
۱۵۰/۰-
۹۴۷/۱
۰۳/۰
۰۵۶/۰
۲۶۳/۰-
۲۰۷/۰-
۷۴۶/۱۱
۴۰۰/۳-
۶۷۸/۲-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۰۰۸/۰
*در با توجه به اینکه سطح اطمینان کوچکتر از ۰۵/۰ است متغیر خلاقیت حفظ شده به عبارتی به عبارتی با توجه به مندرجات جدول بالا، متغیر سبک هویت اطلاعاتی پیشبینیکننده ای برای مشارکت اجتماعی است و همچنین متغیر بالندگی برای شکوفایی اجتماعی نیز پیش بینی کننده بود. از آن جا شرط چهارم(b1>b3) در این مولفهبرقرار نشد(۳۱۸/۰>290/0) میتوان گفت که امکان نقش تعدیلگر برای تفکر انتقادی میرود.
۴-۷-۱۱-محاسبه یازدهم: (ضرایب رگرسیونی،بین سبک هویت اطلاعاتی،تعهد،انسجام اجتماعی)
۱-آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی انسجام اجتماعی است یا نه؟
۴-۷-۱۱-۱- جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیراستاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویتاطلاعاتی
۱۲۱/۲۳
۲۷۴/۰-
۸۷۵/۰
۰۳۲/۰
۴۲۲/۰
۴۲۸/۲۶
۷۰۱/۷-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۴۲۲/۰
۱۷۸/۰
*در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده انسجام اجتماعی است.
۲– آیا متغیر سبکهویت اطلاعاتی پیشبینی کنندهی کمال و تعهد است یا نه؟
۴-۷-۱۱-۲جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایب استاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت طلاعاتی
۷۱۴/۲۲
۲۳۲/۰-
۹۰۵/۰
۰۳۳/۰
۶۹۰/۰
۰۹۱/۲۵
۹۷۵/۶-
۰۰۱/۰
۰۰۱/۰
۶۹۰/۰
۱۵۲/۰
**در جدول همانطور که مشاهده میشود با توجه به سطح اطمینان کمتر از ۰۵/۰ (۰۰۱/۰>p) سبک هویت اطلاعاتی پیش بینیکننده کمال و تعهد است .
۳–آیا کمال و تعهد به عنوان متغیر واسطهای بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و انسحام اجتماعی نقش دارد یه نه؟
۴-۷-۱۱-۳-جدول ضرایب
مدل
ضرایب غیر استاندارد
ضرایباستاندارد
t
سطح اطمینان
R
B
انحرافاستاندارد
Beta
مقادیر(ثابت)
سبکهویت طلاعاتی
۷۱۴/۲۲
۲۳۲/۰-
۹۰۵/۰
۰۳۳/۰
۳۹۰/۰-
۰۹۱/۲۵
۹۷۵/۶-
۰۰۱/۰