دانلود پایان نامه

نشودو هماهنگی آن با نظام فکری و عملی اسلامی مورد غفلت گیرد، چه بسا به تداخل نظامها و تضادهای درون سیستمی بینجامد که آثار ویرانکنندهای دارد. یکی موضوعهایی که کشور را دچار این مشکل کرد، سیاستهای جمعیتی است.
در برههای از زمان، به دلیل شرایط خاصی که تا حدی قابل توجیح و درک بود، برخی از مسؤلان شیوهای را برگزیدند که با اصالت مکتب سازگار نبودو به جای اینکه به کنترل جمعیت به منزله مشکلی مقطعی و استثنایی نگاه کنند، روشها مفاهیم و استدلالهایی را به کار بردند که بیشتر رنگوبوی غربی داشت و به دور از فرهنگ اسلامی بود. به نظر ما، باید به سیاستهای کاهش جمعیت در دهه هفتاد (از نظر نوع تبلیغ، استدلال و شیوه) به منز له یک روش بنگریم، نه یک پدیده و آن را آسیبشناسی کنیم.
پرسش این است که چرا موضوعی که از آغاز ظهور اسلام، به منزله امری پسندیده تلقی و عمل میشد، و دهها روایات بر آنها تأکید داشتو ذهنیت جامعه اسلامی نیز براساس آن شکل گرفته بود، به یک باره دگرگونو به نقطه مقابل آن تبدیل میشود. آیا بهتر نبود به جای نفی اصل مسئله و ضد ارزش معرفی کردن تکثیر جمعیت بهطورمطلق، ضرورتهای مقطعی را مطرح و در همین چارچوب، تبلیغ و برنامهریزی میکردند.
جایگاه فرزندآوری در آموزههای اسلامی
روشهای فنی و تحقیقی در بررسی دیدگاه اسلام درباره جمعیت اقتضا میکند که ابتدا قاعده و اصل عام در این مورد اجرا شودو در مرحله بعد، استثناها و ضرورتها تبیین شود. با مراجعه به منابع دینی، به روشنی مشخص میشود که فرزنددار شدن و تکثیر اولاد امری مطلوب و مورد تأکید شریعت اسلام است. به تعبیر دیگر، همان که ازدواج در اسلام کاری پسندیده است و این، مطلبی واضح و غیر قابل انکار است، تکثیر اولاد نیز مطلوب و پسندیده است.
دسته بندی روایات
روایاتی که فرزندآوری و افزایش جمعیت را مطلوب معرفی میکنند، به چند دسته تقسیم میشوند:
1- احادیثی که به صورت صریح و مستقیم دلالت دارد؛ مانند حدیث رسولالله(ص) که میفرمایند: «اکثِروا الوَلَد» «زیاد فرزند بیاورید.»
2- روایاتی که به ترغیب ازدواج و تشکیل خانواده میپردازد و تأکید میکند که با زنان ولود و زایا ازدواج کنید.
3- احادیثی که دلالت دارد بر این که پیامبردر قیامت به جمعیت امت خود برسایر امتها مباهات میکنند.
در میان این روایات، تعبیرهایی وجود دارد که نشان میدهد نگاه اسلام به ازدواج و فرزندآوری، با نگاه غربی و اصولاً نگاه مادی بسیار متفاوت است. به سخن دیگر، اسلام درباره فرزندآوری، غیر از جنبههای مادی، به جنبههای فرامادی نیز توجه داده است؛ چیزی که در کتابهای جمعیتشناسی غربی، جایی برای آن وجود ندارد؛ برای نمونه، پیامبر در حدیثی میفرمایند:«ازدواج کنید؛ زیرا من مباهات میکنم به وسیله کثرت شما بر امتها؛ تا جایی که فرزند سقط شده…. بر در بهشت میایستد و میگوید داخل بهشت شو؛ میگوید: تا هنگامی که پدر و مادر من داخل بهشت نشوند داخل نمیشوم.50
دلیل دیگر، اطلاق روایات فرزنددار شدن است. غیر از احادیثی که با صراحت مسلمانان را به کثرت اولاد ترغیب میکند، اطلاق روایات زیادی که بر اصل فرزنددارشدن تأکید دارند، شامل فرزند دوم و سوم نیز میشود.
در این بخش، یعنی اثبات قاعده اصلی درباره جمعیت، به همین مقدار بسنده میشود (هر چند دلایل دیگری نیز وجود دارد.)تا اینجا روشن شد که تکثیر نسل از منظر روایات کاری مطلوب و پسندیده است.به همین دلیل،این مطلب، مورد قبول مسلمانان در طول تاریخ بوده است.
بررسی برخی روایاتی که مخالفان افزایش جمعیت بدان استناد کردهاند.
بهرغم اینکه فرزندآوری و تکثیر اولاد از نظر اسلام امری شناخته شدده بوده است، برخی مخالفان کثرت جمعیت، برای اینکه به ادعای خود رنگ و لعاب دینی بدهند، به برخی احادیث استدلال کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- از پیامبر(ص) نقل شده است:«قله العیال احد الیسارین» خانواده کمجمعیت یکی از دو راحتی است.51
روایت مذبور، مشهورترین و مهمترینروایتی است که طرفداران کنترل جمعیت بدان استناد کردهاند. در دهه هفتاد تبلیغات زیادی براساس این حدیث انجام دادهاند و حتی در جای جای کشور آن را بر در و دیوار شهرها و حتی برخی روستاها نوشتند.
بهرغم رواج استدلال به حدیث مذکور، دلالت قابل قبولی بر مدعای طرفداران کنترل جمعیت وجود ندارد. توضیح اینکه، این روایت با توجه به قرائن مختلف- از جمله احادیثی که بیان شد – درصدد ارزش گذاریو خوب یا بد قلمداد کردن چیزی نیست؛ بلکه مطلبی را به منزله یک واقعیت عینی و ملموس بیان میکند که عبارت است از دشواری اداره عائله و فرزندان زیاد. گواه این مطلب، سیره خود ائمه است که بسیاری از آنها عائله سنگین داشتند و از گروه «قلیل العیال» نبودهاند.
نظیر این بیان،یعنی یادآوری واقعیت بدون ارزشگذاری و توصیه، در روایات متعددی دیده میشود؛ مانند:«السَفَرُ احَدُ العَذَابَین»52سفر رنج آور است.
«الوَلَدُ احَدُ العَدُوَینِ»53 فرزند دشمن است.
آیا مقصود از این روایات آن است که نباید به سفر رفت؟ یا نباید صاحب فرزند شد؟ بیشک چنین نیست. حدیث «قله العیال احد الیسارین» نیز این چنین است.
2- امامرضا(ع) از پدر خویش و ایشان از جد خویش نقل میکند که جعفر بر صیادی گذشت. از صیاد پرسید ببیشتر چه چیزی در دام تو میافتد؟
گفت: پرنده بچهدار.
جعفر گذشت، در حالی که میگفت: صاحب عیال هلاک شد؛ صاحب عیال هلاک شد.»54
بررسی حدیث
صرف نظر از سند
حدیث، دلالت این روایات بر مذمومبودن عیال و افزایش اولاد نیز قابل قبول نیست؛ زیرا حدیث یاد شده همانند حدیث قبل، به دنبال بیان یک واقعیت استو اینکه صاحب زن و فرزند شدن، مستلزم تلاش و کوشش است و این نیز همراه با خطر.
مؤید این مطلب آن است که روایت مذبور «عیال» را عامل خطر و هلاکت میداند و مفهوم عیال شامل یک زن و یک فرزند نیز میشود؛ در حالی که به یقین اصل ازدواج و صاحب فرزند شدن در اسلام مورد تأیید و تأکید است.
مؤید دیگر، سیره امامانی است که نام آنها در حدیث آمده است؛ یعنی امامرضا(ع)، امامکاظم و امامصادق(ع).
براساس برخی منابع تاریخی امامصادق(ع) ده فرزند، امامکاظم(ع) بسیار بیشتر و امامرضا(ع) پنج فرزند داشتهاند. آیا آنها کاری را نکوهش میکنند و خود بدان عمل میکنند؟!
حتی اگر این نوع روایات از نظر سند و دلالت مشکلی نداشته باشند، قواعد روشن اجتهادی حکم میکند که باید از آنها چشمپوشی (یا آنها را تأویل) کرد؛ زیرا مفاد آنها با سند قطعی و مسلم در تعارض است. سنت قطعی مبتنی بر مطلوب بودن ازدواج و اصل فرزندآوری و به طور اجمالی غیر مذموم بودن کثرت فرزندان است، و روایتی که بر خلاف سنت قطعی باشد،ارزش استنادی ندارد.
شرایط کثرت فرزند
همانگونه که اسلام از پیروان خود خواسته است تشکیل خانواده دهند و صاحب فرزند شوند، از آنها خواسته که فرزندان خود را از تربیت صحیح بهرهمند کنند و نسلی متدین و با فرهنگ مناسب به جامعه تحویل دهند. در حدیث حقوق از امامسجاد(ع) آمده است: «حق فرزندت بر تو این است که بدانی….مسئول تربیت خوب او و (همچنین مسئول) راهنمایی او به پروردگارش هستی.55
بنابراین، در صورتی که کثرت اولاد، به رغم تلاش زیاد،مانع عمل کردن به وظیفه خود شود و مجموع شرایط، وی را از تربیت صحیح بازداردو ترس از انحراف فرزندان وجود داشته باشد، شمول ادله کثرت اولاد، نسبت به آن دچار اشکال میشود.
درباره موضوع افزایش جمعیت و نسل، بحثهای زیادی را میتوان مطرح کرد؛اما در مجموع، تکثیر نسل و افزایش جمعیت یک ارزش و مستحب به شمار میآید و آیات، و ادله زیادی در این بارهقابل طرح است؛به گونهای که میتوان این موضوع را از مسلمات فقه تلقی کرد. از این رو، چند نکته را که بر این موضوع دلالت دارند، بیان میکنیم.
نخست اینکه، براساس آیات و روایات، دعابرای طلب فرزند و ازدیاد جمعیت، ذاتاَ مطلوب است. البته مطلوبیت ذاتی به معنای مطلوبیت مادی و ابزاری نیست. برای مثال، افزایش جمعیت برای دست یافتن به قدرت،جنگیدن و ابزار قدرت قرار گرفتن مطلوب نیست؛ بلکه مطلوبیت ذاتی، ناشی از مطلوبیت معنوی است.
مطلوبیت مربوط به خلقت انسان است. انسان موجودی کریم،مخلوق و بنده خداست. از این رو، تلاش برای افزایش انسان و نسل بر روی زمین، به خودی خود حسن خلق است؛ مگر اینکه موانعی باعث شود ازدیاد نسل به حد اضطرار برسد،که در این صورت باید تنظیم شود؛ اما به خودی خود رجحان دارد؛زیرا اولاًانسان کرامت دارد؛ ثانیاً در روایات آمده است که با ازدیاد نسل، لاالهالاالله گو زیاد میشود؛ زمین سنگین میشودبه گفتن لاالهالاالله؛ بهویژه اگر مسلمان و صالح شود؛ ثالثاً خود این ولد، به منزله عمل صالح ودر مقام دعاگو برای پدر و مادر، یک ارزش معنوی دارد:«الباقِیاتُ الصَالِحاتُ خَیرٌ عِندَ رَبَک…»56
«اِذَا مَاتَ ابنُ آدَمَ انقَطَعَ عَمَلُهُ اِلَا عَن ثَلَاثٍ وَلَدٍ صَالحٍ یَدعُو لَهُ وَ عِلمٍ یُنَفَعُ بِهِ وَ صَدَقَهٍ جَارِیَه.»57
پس هرچه تعداد گوینده لاالهالاالله و ولد صالح دعاگو برای پدر و مادر بیشتر باشد، مطلوبیت دارد.
برخی از عالمان بزرگ مانند علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، در ذیل آیات مربوط به استحکام بنیاد خانواده و توجه به حرمت قتل نفسو اد بنات،حرمت واد نبات و یا حرمت قتل اولاد من املاق، تصریح میکند که ازدیاد نسل و جمعیت، مبنای ساخت جامعه توحیدی و عاری از شرک و فساد است؛ در ذیل آیاتی که اشاره دارند انسان موجودی اجتماعی است و خداوند،او را از ذکر و انثی خلق کرده است، شاید این موضوع از مهمترین مقصدهای شریعت باشد.
پس در مجموع، فرزندارشدن واجب نیست؛ اما مستحب مؤکد است، تا آنجا که در برخی از روایات، زنهای ربیعمربعه مدح شدهاند.
ربیع مربعه، زنی است کهفرزندی دارد و در حال شیر دادن و تربیت کردن اوستو هم زمان آبستنم میباشد. نمونه دیگر،اینکه تأکید شده است با کسی ازدواج کنید که ولود باشد؛ ولود صیغه مبالغه است؛ یعنی زیاد بچهدارشوید؛ تا آنجا که بین بچهدار شدن و نداشتن جمال و حسن و حتی قبیح بودن تزاحم باشد، بچهدار قبیح در مقایسه با زن دارای جمال ظاهری و نازا اولی است.
ائمه تشویق کردهاند با زنی ازدواج کنید که «سواء و لوداً» باشد.«تَزَوَج سَوءَاءَ وَ لِوداً فَاِنِی مُکَاثِرٌبِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیَامَهِ قَالَ فَقُلتُ لِابِی عَبدِ اللَهِ مَاالسَوءَاءُ قَالَ القَبِیحَه»58
از رسول گرامی(ص) اسلام نقل شده است که فرمودند با زنی ازدواج کنید که سواء باشد؛ یعنی کامل و بیعیب باشد و زیاد بچهدار شود. بعد هم تعلیل فرمودهاند که من در روز قیامت برای افزایش تعداد امتم بر دیگران مباهات میکنم.
بعد سائل میپرسد سواء چیست؟ یعنی –بدون نقل قال القبیحه- خانم زشتمنظری که بچهدار میشود، بهتر است. چهبسا برخی بگویند در آن زمان تعداد مسلمانان کم بوده است و به تدریج باید زیاد میشدند و در حال حاضر که میلیاردها مسلمان داریم، دیگر نیازی به افزایش جمعیت نیست؛ اما
اینگونه نیست؛ زیرا در روایت میفرماید «یوم القیامه.»
پس این جریان به همین صورت ادامه دارد و به زمان خاصی مربوط نیست. در روایت دیگری آمده است:«مَا یَمنَعُ المُومِن اَن یَتَخِذَ اهلاً» چرا ازدواج نمیکنید؟ چه چیزی مانع مؤمن است تا زن بگیرد؟
«لعل الله یرزقه تسمه»؛ شاید خداوند تبارک و تعالی رزق و روزی و بچه ای نصیب او کند که زمین را با گفتن لاالهالاالله سنگین کند.
از مجموع این روایات درمییابیم که بچهدار شدن مستحب مؤکد است. ازدیاد نسل واجب عینی نیست؛ اما مطلوبیت ذاتی دارد. حال که مطلوبیت ذاتی دارد، وظیفه دولت چیست؟ اصل اول در وظیفه دولت و حکومت اسلامی، ترغیب و تشویق در عمل کردن به این استحباب است؛ یعنی سیاستهای جمعیتی باید براساس ارزشهای مطلوب شارع مقدس تنظیم شود؛ مگر اینکه موانعی وجود داشته باشد؛ یعنی اضطرار آن بهگونهای باشد که جلوی آن مطلوبیت را بگیرد.
اگر اضطرار هم باشد، میتوان سیاستها را به صورت موقتی تغییر داد،نه به صورت دائمی؛امااصل بر این است که دولت اسلامی باید بچهدار شدن و ازدیاد نسل را

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژه های کلیدیسازمان ملل، مواد مخدر، روانگردان

پاسخی بگذارید