دانلود پایان نامه

. ازاین زمان به بعد بود که استفاده از چنین پرچمهایی به عنوان مشکل آفرین در مقابل پرچمهای معمولی تلقی گردید. بیداری درمقابل وجود این مشکل زمانی به وجود آمد که کشتیرانی بین المللی با بحران رکود در بازار حمل و نقل دریایی و یا به عبارتی با ازدیاد بی رویه حجم ناوگانهای تجاری و پیشی گرفتن عرضه بر تقاضا روبرو شد1. در این هنگام که محور اصلی فعالیتها در جهت پیدا کردن راههای خروج از بحران بود، صنعت دریایی به نگرانی هایش در مورد پرچمهای مصلحتی و نقش آن در به وجود آوردن بحرانهای جهانی پرداخت و اثرات سوء این گونه پرچمها، بر اقتصاد جهان هویدا گردید و مخالفت با چنین پرچمهایی آغاز شد.
در گزارش کمیته راچدیل2 در 1970 که به توضیح پرچمهای مصلحتی پرداخت است، در این خصوص تعریف دقیق ارائه نگردیده بلکه به جای آن از 6 مشخصه که در مورد این پرچمها عمومیت داشته، نام برده شده که به شرح زیر است:
دولت ثبت کننده اجازه می دهد که مالکیت و کنترل کشتیهای تجاری آن به وسیله افراد غیر تبعه صورت گیرد.
دسترسی به ثبت آسان بوده و انتقال از یک ثبت به ثبت دیگر، در مورد تمایل مالک کشتی آزاد است.
مالیات ناشی از درآمد، از کشتیها اخذ نشده و یا به مقدار خیلی کمتر از مالیات محلی گرفته می شود. مخارج ثت و همچنین مخارج سالیانه که بر پایه تناژ هستند، معمولاً تنها مخارجی هستند که توسط دولت صاحبت پرچم اخذ می گردند.
دولت ثبت کننده قدرت کوچکی است بدون اینکه بخواهد تحت شرایط قابل پیش بینی در آینده، شرایط و مقررات ملی خاصی را برای کشتیهایی که ثبت می شوند وضع نماید. ولی دریافتهای کمی که از تناژهای بالای ثبت شده اخذ می نماید، می تواند اثر مهمی در درآمدهای ملی آن داشته باشد.
تأمین پرسنل کشتی از افراد غیر تبعه کشور، به طور آزادانه مجاز است.
دولت ثبت کننده دارای قدرت و ماشین اداری مؤثری نیست که بتواند هرگونه قانون ملی و یا بین المللی را اعمال نماید و همچنین این دولت نه تمایل ونه قدرت کنترل کمپانیها را دارد1.
گزارش مزبور عنوان می کند که یک یا چند بند از مشخصات مذکور، ممکن است در سیاستهای بسیاری از کشورهای دریایی نقش داشته باشد، ولی در مورد کشورهای با پرچم مصلحتی است که تمام مشخصات فوق صدق نموده و با هم عمل می نمایند.
در این مورد دکتر Metaxas اینطور شرح می دهد که ثبت کشتی در بسیاری از کشورها و مناطق می تواند یک یا تعداد بیشتری از مشخصات فوق را دارا باشد. برخی مانند کشورهای برمودا، باهاماس و هنگ کنگ می توانند چندین مشخصه را با هم دارا باشند. بالنتیجه وی به اصطلاح پرچمهای «شبه مصلحتی»2 اشاره نموده و بدین صورت آن راتعریف می نماید:
«پرچم آندسته از کشورها که برخی یا تمامی منافع پرچمهای مصلحتی را ارائه می نمایند تا بتوانند به جذب تناژ به ثبت خود بپردازند، ولی با پرچمهای مصلحتی به جهات زیر تفاوت دارند:
قادر به ایجاد ماشین اداری برای اعتمال هر نوع قانون دولتی یا بین المللی به صورت مؤثر می باشند.
دارای شرایط و الزامات خاص، برای قبول ثبت می باشند1.
ضمناً تعریفی که دکتر Metaxas از پرچمهای مصلحتی ارائه می دهد چنین است:
«پرچم های مصلحتی، پرچم ملی کشورهایی هستند که بنگاهها و شرکتهای کشتیرانی، کشتی هایشان را تحت آن پرچمها ثبت می کنند. با این هدف که سود شخصی (خصوصی) خود را افزایش داده و هزینه های شخصی خود را کاهش دهند، از طریق احتراز از:
مقررات اقتصادی و دیگر مقررات اداری
شرایط و مقررات در به کارگیری فاکتورهای تولیدی که اگر کشتی هایشان را در کشور دیگر ثبت می کردندو جود می داشت2.
بزعم وی، همانطوری که پرچمهای مصلحتی رشد می نماید، تعداد ثبت تحت پرچمهای شبه مصلحتی هم توسعه می یابند.
اخیراً در بسیاری از متون، اصطلاح «پرچمهای مصلحتی» بنا به دلایل خاصی، جای خود را به «ثبت آزاد» داده است. تا جایی که ما اطلاع داریم اولین بار، واژۀ «ثبت آزاد» در کمیته کشتیرانی «انکتاد»3 سازمان ملل متحد در بازنگری حمل و نقل دریایی در 1972 تا 1973 به کار برده شد»4.
این تغییر نام، احتمالاً ناشی از تحولی در سیاست کشورهای صنعتی غرب در مورد پرچمهای مصلحتی بوده است. چرا که با شناسایی دقیقتری، آنها این پدیده را در چارچوب یک اقتصاد آزاد، موّجه دانسته و حتی بعضی از اقتصاددانان غربی، ثبت آزاد را عامل حیات ناوگانهای کشورهای پیشرفته دانستند1.
درنتیجه، این تغییر عقیده، تغییر نامگذاری را نیز ایجاب می نمود. زیرا که اصطلاح «پرچمهای مصلحتی» در واقع یک برچسب رسواکننده محسوب می شد. در حالی که «ثبت آزاد» یک ترم دارای محتوی اقتصادی و در واقع توجیه پذیر بود.
همچنین برخی از صاحبنظران بین دو اصطلاح «ثبت آزاد» و «پرچمهای مصلحتی» تمایز قائل شده اند. در این رابطه آقای Stanley G. Sturmey در شرح تفاوت این دو واژه اینطور می گوید که:
«اصطلاح ثبت آزاد، ظاهراً دقت بیشتری از واژه گنگ «پرچمهای مصلحتی» دارد. یک پرچم ثبت آزاد بدون شک مصلحتی هم هست. در حالی که نه تمامی ثبتهای مصلحتی آزاد هستند، دیگر اینکه راحتی و مصلحتی بودن یک ثبت آزاد ممکن است در بعضی از موارد کمتر و یا برای بعضی از صاحبان کشتی از یک ثبت معمولی کمتر باشد»2.
بنا به عقیده نویسنده مذکور، ثبت آزاد می تواند یک حالت تشدید شده پرچمهای مصلحتی دانسته شود و هر دوی آنها را می توان بخشی از یک طیف پیوسته (که از شرایط ثبت کاملاً بسته با شرایط بدون قید و بند ثبت مطلقاً آزاد است) فرض نمود. در دنیا تعدادی از ثبتهای آزا
د مشخص شده بین المللی وجود دارند که در انها گروهی مثل لیبریا و پاناما تنها اعضای زنده به نظر می رسند. ولی همچنین، تعداد دیگری از ثبتها وجود دارند که فقط اندکی با ثبتهای آزاد تفاوت داشته، ولی به صورت رسمی مشخص نشده اند. تعداد بیشتری از ثبها نیز هست که می توانند کشتیهای غیر تبعه را به شرط مشاهده و بازبینی کشتی قبول نمایند و بالاخره، تعداد محدودی از ثبتها نیز، وجود دارند که به هیچ وجه مصلحتی را ارائه نمی نمایند. به این ترتیب به عقیده نویسنده مذکور، درجه مصلحتی بودن از یک ثبت معمولی تا یک ثبت کاملاً آزاد، متغیر است و آزادی ثبت همواره، امری نسبی است.
به هر طریق به نظر می رسد که دو واژۀ مذکور از نظر کابرد، کاملاً یکسان عمل می نمایند و همانطور که قبلاً نیز گفته شد جهت محود برچسب رسوا کننده «پرچمهای مصلحتی» و توجیه اقتصادی آن، به کوشش کشورهای صنعتی غرب، اصطلاح «ثبت آزاد» متداول گردید.
نهایتاً می توان گفت: عبارت پرچمهای مصلحتی یا پرچمهای ترجیحی در مورد آن گروه از کشورها که به سادگی و در برابر دریافت مبلغی ناچیز، تسهیلات ثبت و اجازه استفاده از پرچم خود را به کشتیهای خارجی اعطا می کنند، به کار می رود. به طوری که قوانین و تسهیلاتی که این کشورها برای ثبت کشتی ارائه می نمایند، موجب جذب بسیاری از صاحبان شرکتهای کشتیرانی گردیده است.
همچنین قابل ذکر است که از پرچمهای مصلحتی تحت عناوین گوناگون، به وسیله گروههایی که از امکانات این پرچمها سود می بردند و گروههایی که مخالف وجود یک چنین پرچمهایی بودند، نام برده شده است.
برای مثال کشتی داران آمریکایی از واژه «پرچمهای مصلحتی» تحت عنوان «پرچمهای ضروری»1 نام برده اند و این اصطلاح جایگزین، که معرفی شده بود این مفهوم را برای صاحبان کشتیها، در بر داشت که ضروری است کشتیهای خود را تحت اینگونه پرچمها ثبت نمایند تا قابلیت رقابت و ادامه حیات داشته باشند.
از طرف دیگر اتحادیه های دریایی ایالات متحده که به شدت مخالف این عمل بودند از این پرچمها به عنوان «پرچمهای الفرار»2 نام بردند3 که این ترم در تلاشهای اتحادیه های دریایی برای سازماندهی و اعمال استانداردهای کارگری و ایمنی در مورد این کشتیها به وجود آمد. چرا که این منظور را می رساند که کشتیهایی که اینگونه پرچمها را حمل می کردند در واقع از پرچم ایالات متحده که تحت آن می بایستی به درستی به دریانوردی بپردازند فرار کرده اند.
اصطلاحات متعدد دیگری مثل «پرچمهای پناه دهنده»4، «پرچمهای بدون مالیات»5، «پرچمهای اسمی»6، «پرچمهای آزاد» ، «پرچمهای فرصت طلبی» ، «پرچمهای عملی» ، «پرچم های تسهیلاتی» ، «پرچمهای سایه» و «پرچمهای ارزان» در همین زمینه برای توصیف پرچمهای مصلحتی استفاده شده است .
بخش دوم:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ مقاله:تحقیقات مقدماتی

رشد و توسعه پرچمهای مصلحتی بعد از جنگ جهانی دوم

فصل اول : تاریخچه ثبت آزاد

اعمال برافراشتن پرچمهای خارجی (غیر ملی) توسط کشتیها که عبارت است از ثبت کشتیهای تجاری، در کشوهایی که دارای قوانین و یا سیاستهای مناسبتری در امور کشتیرانی هستند، پدیده جدیدی نیست. دلایل مستند تاریخی حکایت از آن دارند که تعویض پرچم و یا انتقال از یک پرچم به پرچم دیگر توسط کشتیهای تجاری در حین فعالیتهای دریایی قدمت زیادی داشته است.
تاریخ، موارد زیادی را که شبیه عملکرد امروز پرچمهای مصلحتی است، نشان می دهد. در گذشته صاحبان کشتیهایی که به دنبال منافعشان بودند از اینکه کشتی هایشان را به یک ناوگان تجاری خارجی بچسبانند، تردید نمی کردند. برای مثال در قرون 16 بسیاری از تاجران انگلیسی سودطلب، تحت پرچم اسپانیا دریانوردی می کردند که بتوانند از مقررات انحصاری اسپانیا که بر تجارت با سرخ پوستان غربی حکومت می کرد و بر روی کشتیهای غیر اسپانیایی اعمال می شد، پرهیز نمایند1.

در قرن 17، «ماهیگیران نیوفاندلند»2 که با تبعید از طرف مقامات کشورشان، یعنی انگلستان مواجه بودند و می ترسیدند که به رقابت در ماهیگیری با آنها ادامه دهند، تحت پرچم فرانسه به این امر می پرداختند3.
نمونۀ دیگری از این عمل را می توان در مدیترانه شرقی در قرن 18 جستجو نمود که در آنجا تجارت دریایی از شبه جزیره «پلوپن سبن»1 آغاز می شود.
شواهدی وجود دادر مبنی بر اینکه پرچم یک کشتی نشانه ای از تابعیت و یا ملیت کاپیتان آن که احتمالاً ممکن بود مالک آن باشد، نبوده است به عنوان مثال تمام کشتیهایی که به منافع فرانسه مربوط می شده و در منطقۀ پوپلن سین به تجارت مشغول بودند، در طول قرن 18 تحت پرچم فرانسه دریانوردی می نمودند2.
از سویی دیگر شرکتهای کشتیرانی که عمدتاً از دولت «گنوآ»3 نشأت می گرفتند. در همان منطقه با پرچم فرانسه به دریانوردی مشغول بودند. مدتی بعد هنگامی که دولت فرانسه مالیاتهای کنسولی و غیره را افزایش داد، کشتیهای گنوآیی برای فرار از مالیات به پرچم اتریش روی آوردند. در همان موقع پرچم امپراتوری اطریش نیز توسط تعدادی از کشتیهای ناپلی که در بنادر جنوب یوان به دریانوردی اشتغال داشتند مورد استفاده قرار می گرفت4.
همچنین شواهدی وجود دارد که بیان می کند که در طی سالهای 1770 بنگاههای کشتیرانی که از جزیره «هایدرا»5 (یونان) نشأت می گرفتند، همزمان از اسناد ترکی و روسیه تزاری بر حسب موقعیت استفاده می کردند6.
به جز موارد ذکر شده، شواهدی وجود دارد که مبین تغییر از یک پرچم به پرچم دیگر توسط کشتیها، به هنگام تغییر محل می باشد. مثلاً کشتی های گنوآیی قبل از اینکه وارد خلیج کورنت7 شوند، متوسل به پرچم انگلیس می شدند که این مورد توسط سیاست دولت انگلیس تشویق می شده است. بدان جهت که با قرار دادن کشتیها در منطقۀ مذکور، تت حمایت پرچم انگلیس به مقابله با برتری تجاری فرانسه در منطقه پلوپن سین بپردازد1.
در طول نیمۀ اول قرن 18 کشتیهای یونانی از پرچم ترکیۀ عثمانی استفاده می کردند (یونان یکی از مستعمرات عثمانی در آن زمان بود). ولی بتدریج پرچم ترک موقعیت و برتری خود را در بنادر مدیترانه شرقی به نفع پرچم روسیه تزاری از دست داد و تا پایان قرن 18 تعداد پرچم روسیه در منطقه پلوپن سین به سرعت افزایش یافت. از اواسط همین قرن نیز از پرچم مالت توسط شرکتهای کشتیرانی یونانی استفاده می شده است2.
ضمناً، دلایل تاریخی موجود حکایت از آن دارد که انتقال فعالیتهای دریایی از یک پرچم به پرچم دیگر در مناطق دیگری نیز، عمومیت داشته و منحصراً محدود به مدیترانه شرقی نبوده است. برای مثال در طول سالهای 1760 تا 1770 صاحبان کشتیهای عمدتاً ایرلندی که در انگلستان زندگی می کردند کشتیهای آنها پرچم فرانسه را حمل می نمود و همینطور ماهیگیران انگلیسی در نیوفاندلند با پرچم فرانسه حرکت می کردند.
به علاوه در اواسط قرن 19 بسیاری از ماهیگیران انگلیسی کشتیهایشان را تحت پرچم نروژ می راندند که از پرداخت هزینۀ ثبت نام ماهیگیری معاف باشند3.
به کرات نیز اتفاق افتاده است هک پرچم کشورهای دیگر به هنگام جنگ به صورت وسیع به وسیله صاحبان کشتی کشورهای متخاصم مورد استفاده قرار گرفته است تا بتوانند از تصرف کشتی هایشان به وسیله طرفین دیگر جنگ جلوگیری نمایند. بدین منظور به هنگام بلوکه کردن قاره ای ناپلئون تعداد زیادی از کشتیهای انگلیسی تحت پرچمهای رنگی دوک نشینهای مختلف آلمانی به ثبت رسیدند1. همینطور در سال 1812 که جنگ بین اتازونی و انگلستان شروع شد بخشی از ناوگان ماساچوست مدارک پرتغالی را به عنوان حفاظی در مقابل تصرف احتمالی انگلیسها به کار بردند2.
اعطای پرچم فرانسه به تابعین سلطان مسقط که تحت الحمایه انگلیس بود نمونۀ بارز دیگری از پرچمهای مصلحتی است. همانطور که بعداً بحث خواهد شد این مورد که به لنجهای مسقط معروف است تا مدتها دعوای بین انگلیس و فرانسه تا 1905 بود3.
به طور کلی می توان گفت در قرن بیستم با رشد بین المللی شدن سرمایه که به طور عمده نتیجۀ توسعه مالکیت تراستها و کارتلها بود رشد کشتیهایی که ملیت آنها از ملیت مالکین واقعی یا نهایی آنها منفک بود نیز، افزایش یافت. در این رابطه در سال 1911 اداره کمیساریای دریاداری ایالات متحده ذکر کرد که: «استفاده از سرمایه گذاری آمریکایی در پرچمهای تحت نفوذ انگلیس مورد استثنایی نیست. بطوری که مشخص گردیده مقادیر زیادی از سرمایه انگلیس تحت کمپانیهای کشتیرانی اسپانیا به کار گرفته شده است و همینطور سرمایه های ژاپن و آمریکا در کشتیهای تحت پرچم برزیل سرمایه گذاری شده اند و بدون تردید موارد دیگر را می توان نام برد»4.
به علاوه قبل از جنگ جهانی اول، ناگان دریایی ایالات متحده در موقعیت اضمحلال کامل قرار داشت. چرا که عمده کشتیهای آمریکایی تحت پرچمهای مختلف خارجی به ثبت رسیده بودند و یک چنین پرچمهای خارجی بدون شک بخشی از عملکرد پرچمهای مصلحتی را احراز می نمودند، در عین حال در دوره قبل از ظهور پرچمهای لیبریا، پاناما و هندوراس، کشورهای دیگری نیز بودند که در آن تابعیت مالک هیچ مسئله ای را در باطه با ثبت کشتی ایجاد نمی نمود.
برای مثال تعدادی از کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی که مایل به جذب سرمایه خارجی بودند تا مدتها به کشتیها با مالکیت خارجی اجازه دخول به ناوگانهای دریایی خود می دادند1.
منشأ ناوگانهای پرچم مصلحتی به همین صورت در سالهای بعد از جنگ اول قابل ریشه یابی است.
در 1922 زمانی که فروش و حمل نوشابه های الکلی
در عرشه کشتیهای با پرچم آمریکایی توسط ایالات متحده ممنوع شد «کمپانی یونایتد امریکن لاین»2 تصمیم گرفت که کشتی هایش را از ثبت ایالات متحده به پاناما منتقل نماید که قابل قبول ترین نوع ثبت از نظر منافع آمریکا بود. به این منظور با سازمان دادن یک کمپانی پایه تحت قواعد تجارت آزاد پاناما مالکیت دو کشتی آمریکایی «ری سولوت»3 و«ری لاینس»4بدون هیچ مشکلی به آن کمپانی منتقل گشت و در 5 دسامبر 1922 پرچم ستاره دار آمریکا از عرشه کشتیها به هنگامی که در بندر نیویورک قرار داشتند پائین کشیده شد و پرچم پاناما بر فراز آنها به اهتزاز درآمد5.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کمپانی انتقال دهنده عمل خود را با اشاره به این نکته که بدون این کار، رقابت با کمپانیهای خارجی که حکومتهایشان فروش نوشابه های الکلی را در عرشه کشتیهایشان مجاز دانسته بودند، غیر ممکن می گردید تشریح نمود.


پاسخی بگذارید