منابع پایان نامه ارشد درمورد نهاد خانواده، مجمع البیان، حسن معاشرت، امام خمینی

انجام دهد و همین مقدار که نارضایتی مرد از اعمال زن برای زن مسجل شود کافی است و دستور به ضرب برای آن است که آخرین مرحله منع از کار غیرشرعی و ناشایست است؛ البته شارع به شوهر اجازه نداده است که برای تشفی (دل خنک کردن) و انتقام همسر را به باد کتک بگیرد .

بند دوم: ضرب باید به قصد اصلاح باشد
نکته دومی که در کلام فقها به چشم می خورد این است که زدن باید به قصد اصلاح باشد نه آن که به قصد تشفی و انتقام . بنابراین، اگر مردی با سوء استفاده از این قانون بخواهد عقده خویش را خالی کند و هر چه توان دارد همسر را به باد کتک بگیرد او در حقیقت در پی تخلیه خویش است نه جاری نمودن حکم الهی و چنین کسی در صورت نبود چنین حکمی هم، کار خویش را انجام می داد . به چند نمونه از کلمات فقها اشاره می کنیم تا روشن شود در چه صورتی مرد حق دارد زن را بزند .
الف) مرحوم سبزواری می نویسد: در زدن، قصد تشفی و انتقام نداشته باشد، بلکه قصد اصلاح و تأدیب داشته باشد و اگر به قصد انتقام بزند حرام است . (محقق سبزواری، بی تا، ص 189)
ب) حضرت امام رحمه الله در تحریر الوسیله می نویسد: باید ضرب مقتصر باشد و نباید باعث کبودی یا سرخی بدن شود و لازم این است که به قصد اصلاح باشد و به قصد تشفی و انتقام نباشد.( امام خمینی ، 1385، ج 2، ص 305)
ج) مرحوم شیخ طوسی در مبسوط می نویسد: در صورت زدن باید تأدیبی باشد نه تعزیری و تعزیر پایین تر از حد است . (طوسی، محمد بن حسن ، 1387، ج 8، ص 69)
د) در کلمات فقها تنها به زدن مختصر و قصد تشفی و انتقام نداشتن اکتفا نشده است، بلکه برای ضرب، قیدی اضافه می کنند که دقیقا حد شرعی ضرب را مشخص کنند:
1 – مرحوم شیخ در مبسوط می نویسد: «یضربها ضربا خفیفا» (همان، ص 66 ) یعنی: زن را می زند در حالی که این زدن باید خفیف و آرام باشد .
2 – ابن زهره حلبی می نویسد: «ضربا رفیقا» و آنگاه خود آن را چنین معنا می کند، یعنی: در بدنش اثری باقی نگذارد . (حلبی، ابن زهره ، 1417 ق ، ص 352)
3 – ابن حمزه طوسی در الوسیله می نویسد: «ضربا رقیقا» (طوسی، ابن حمزه، 1408 ق . ، ص 332) یعنی: زدن به نرمی وملایمت باشد .
بنابراین، آنچه در شرع مقدس اسلام از زدن زن وارد شده است در حد بسیار جزئی و آن هم به قصد اصلاح باید باشد نه چیز دیگری و اگر کسی بترسد در صورت زدن نتواند حدود الهی را رعایت کند و زدن صورت تشفی و انتقام پیدا کند باید از آن صرف نظر نماید؛ چرا که در این صورت نه تنها حکم الهی را انجام نداده است، بلکه مرتکب فعل حرام شده است . چقدر دور است اذهان کسانی که خیال می کنند اسلام اجازه می دهد مرد هر گونه می خواهد با زن خویش رفتار نماید و آن گاه بدون آن که دست کم به کتب فقهی یا تفسیری مراجعه کنند بر اسلام اشکال می کنند که اسلام زن را برده وار در اختیار مرد قرار داده است . گرچه این بحث، دامنه دار است و ورود در آن باعث خروج از موضوع می شود، اما مگر کتک خوردن فرزند توسط پدر و یا شاگرد توسط معلم به قصد تادیب به معنای مملوک بودن آنهاست؟ آن هم ضربی که با این همه قیود ذکر شده است .
بند سوم: توصیه به اغماض از زدن
با آنچه گذشت بخوبی روشن شد ضرب در آیه شریفه با آنچه در ذهن خطور می کند بسیار متفاوت است، اما نکته جالب این که برخی از فقها معتقدند همین مقدار را بهتر است ترک کند و معتقدند از آنجا که زدن حقی است که شوهر دارد، بهتر است از حق خویش بگذرد و ضرب مقتصر را نیز ترک نماید .
الف) مرحوم فاضل هندی در کشف اللثام می نویسد: بهتر است زوج زدن را ترک کند و زن را عفو نماید؛ زیرا تأدیب به زدن، مصلحت خود اوست . ( فاضل هندی، 1405، ج 2، ص 100)
ب) مرحوم بهوتی ترک کتک زدن توسط شوهر را چنین توجیه می کند که موجب باقی ماندن مودت بین آن دو خواهد شد: بهتر ترک زدن است، برای باقی ماندن مودت بین زن و شوهر . (بهوتی، 1418 ق . ، ج 5، ص 238)
هر چند در برخی از تفاسیر آمده است که شاید این حکم اختصاص به برخی از زنان داشته باشد نه به همه آنها؛ مثلا در تفسیر نمونه چنین آمده است: «روانکاوان امروز معتقدند که جمعی از زنان دارای حالتی به نام «مازوشیم » (آزارطلبی) هستند و گاه که این حالت در آنها تشدید می شود تنها راه آرامش آنان تنبیه مختصر بدنی است .
بنابراین، ممکن است ناظر به چنین افرادی باشد که تنبیه خفیف بدنی در مورد آنان جنبه آرام بخشی دارد و یک نوع درمان روانی است .» (ناصر مکارم شیرازی و دیگران، 1381، ج 3، ص 369)

بند چهارم: بیان ابزار ضرب
علاوه بر توصیه بر ترک ضرب و تاکید بر چگونگی ضرب، در برخی از روایات و بیانات فقها حتی ابزار و وسیله ای که مرد می تواند زن را به وسیله آن بزند مشخص شده است تا برای کسی شبهه ای در این باره باقی نماند که به چند مورد از این بیانات اشاره می کنیم:
1 – زدن به گرسنگی
در حدیثی که مرحوم محدث نوری در مستدرک الوسائل از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند، زدن را به گونه ای دیگر معنا می کند و آن حدیث شریف این است:
«جامع الاخبار عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال: انِّی اَتَعجَبُ مِمَن یَضرِبُ ِامرَاَتهُ وَ هُوَ ِبالضّرِبِ اوُلی مِنهَا لا تَضرَبُوا ِنسَاءَکُم بِالخَشَبِ فِاِنَّ ِفیِه الِقصَاصَ وَ َلکِن اضرِبُوهُنَّ بِالجُوعِ وَ العَری حَتَّی تَربِحوا فِی الّدَُنیا وَ الَاخِرَهِ .» (حسین نوری، بی تا، ص 463)
یعنی: من تعجب می کنم از کسی که همسرش را می زند در حالی که خود اولی از او به کتک خوردن است؛ زنانتان را با چوب نزنید؛ زیرا در آن قصاص است؛ ولی آنها را به گرسنگی و ندادن پوشاک بزنید تا در دنیا و آخرت سود برید .
2 –
زدن به وسیله مسواک
مرحوم طبرسی در مجمع البیان حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل می کند که مراد از زدن، زدن به وسیله مسواک است.(طبرسی، بی تا، همان صفحه)
مرحوم شهید ثانی رحمه الله در مسالک الافهام می نویسد: علت زدن به مسواک شاید حکمتش این باشد که زن خیال کند مرد قصد شوخی و ملاعبه دارد . (شهید ثانی، 1416 ق . ، ج 8، ص 357 )
باید توجه داشت که اولا، چوب های مسواک معمولا 20 تا 30 سانت یا بیشتر طول داشت و لذا در چنین مواردی – به قصد تادیب جدی شبیه به شوخی – قابل استفاده بود . و ثانیا، چوب مسواک از درختی ویژه تهیه می شد که شاخه های آن باریک و طولانی و حتی پس از خشک شدن نرم و ملایم و انعطاف پذیر است . بنابراین می بینیم در این دستور اجتماعی خانوادگی – هر چند فردی و شخصی – چه نکات ریز و ظریف و جاذبه دار با دقت مورد توجه و سفارش قرار گرفته، و به تعبیری دیگر: در عین حالی که شخص متمرد و نافرمانی وادار به عمل و وفا به تعهد خود و انجام وظیفه خود در برابر تحفظ بر کیان نهاد خانواده می شود، شیوه و روشی اتخاذ شده که نه فقط آثار سوء جسمی و روانی نداشته باشد بلکه حسن اثر تربیتی خواهد داشت .
در نتیجه، زدن اینچنین با دستور جدی و حکیمانه «امساک به معروف » همخوانی و هماهنگی کامل را داراست . پس خداوند، علاوه بر امر به «امساک به معروف » راه و رسم آن را نیز آموخته است .
و در کل، اینچنین برخورد – برای پیشگیری از متلاشی شدن کانون گرم خانه و خانواده و بی سرپناه شدن زن و شوهر و فرزندان و از بین رفتن کل سرمایه گذاری های فکری و مالی به منظور تاسیس و نگهداری آن – قابل قبول است .
3 – زدن به وسیله دستمال پیچیده
شیخ طوسی در مبسوط می گوید: مراد از ضرب، زدن به وسیله دستمال پیچیده شده است، که منجر به کبودی نشود . (شیخ طوسی، بی تا، ج 4، ص 338)
مرحوم بهوتی می گوید: در کلام بعضی از بزرگان آمده است که به وسیله «مخراق » زن را بزند؛ که مراد از «مخراق » دستمال پیچیده شده است . ( بهوتی، بی تا، همان صفحه)
گفتار سوم: تمکین و نشوز زن در حقوق
در کتب فقهی، تمکین را از وظایف زن می دانند، و از تمکین مرد سخنی به میان نیامده است. همین طور است در قانون مدنی. اما در باب نشوز، فقیهان، آن را تعمیم داده و به مرد نیز نسبت داده اند. محقق در شرایع فرموده است: «نشوز خروج از طاعت است که گاه از مرد سر می زند و گاه از زن».( حلی، بی تا، ص338)
همین معنا را صاحب جواهر، به تفصل شرح کرده است.(نجفی. 1371، ج 31، ص200 ـ 201)
با این وصف، از آثار حقوقی نشوز مرد به اختصار و گاه در حد یک جمله سخن گفته اند. بدین معنا که تعریف را عام گرفته و سپس از اماره های نشوز زن، و آثار حقوقی آن، به تفصیل سخن گفته اند.
حقیقت آن است که اگر زن و مرد، هر کدام در قبال دیگری وظایفی دارد و هر کدام بر دیگری حقی دارد، تمکین و نشوز عنوانی عام خواهد بود که باید از قلمرو آن نسبت به زن و شوهر به طور مشترک بحث کرد، گرچه حقوق یکی از آنان بیشتر یا وظایفش سنگین تر باشد.
همان گونه که زن در قبال شوهر وظایفی دارد، مرد نیز چنان است. و همان طور که زن ممکن است تخلف ورزد مرد نیز ممکن است، قصور و تقصیر داشته باشد.
در کتب فقه وظایف زن و مرد بدین شرح آمده است:
الف ـ وظایف زن
1ـ تمکین جنسی
2ـ عدم خروج از منزل بدون اذن شوهر
ب ـ وظایف مرد
1ـ انفاق
2ـ پرداخت مهر
3ـ حق قسم
4ـ آمیزش
در کتب حقوقی نیز همین موارد با اندک اختلافی آمده است و علاوه بر آن از حقوق و وظایف مشترکی چون:
1ـ حسن معاشرت
2ـ تشیید مبانی خانواده
3ـ معاضدت در تربیت اولاد
4ـ وفاداری(کاتوزیان، 1374، ص213 ـ 214)
نیز بحث شده است.
این موارد نشان دهنده آن است که نمی توان بحث تمکین و نشوز را در قلمرو وظایف زن منحصر کرد.
پنج. آثار حقوقی تمکین و نشوز
برای تمکین و نشوز زن در منابع فقهی، آثاری بدین شرح (با پاره ای اختلاف نظرها) به چشم می خورد:
1ـ زن در صورت تمکین، مستحق نفقه است و اگر ناشزه شد وظیفه انفاق از مرد برداشته می شود.
2ـ با نشوز زن، مرد می تواند از مضاجعت با وی خودداری کند.
3ـ با نشوز زن، مرد می تواند وی را تنبیه کند.
و اگر مرد نشوز کرد یعنی از وظایفش سرپیچی داشت این آثار بر آن مترتب شده است:
1ـ اگر مرد از پرداخت مهر سر باز زد، زن می تواند از تمکین خودداری کند.
هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه می تواند او را به شلاق تا 74 ضربه محکوم نماید.
2ـ اگر مرد از دیگر وظایفش، سر باز زد، زن می تواند از او نزد حاکم شکایت کند و خود نمی تواند اقدامی کند.
نسبت به رابطه تمکین و نشوز با نفقه و اینکه آیا وجوب انفاق مرد با عقد نکاح حاصل می شود و نشوز مانع آن است یا اینکه وجوب نفقه مشروط به تمکین است باید در مبحث نفقه مورد بحث قرار گیرد.
نسبت به خودداری از مضاجعت و تنبیه بدنی مستند آن آیه 34 از سوره نساء است. در این آیه به مردان امر شده که در صورت خوف از نشوز زنان، ابتدا آنان را پند دهند و سپس از مضاجعت روی گردانند در پایان آنان را تنبیه کنند.
در باب امتناع شوهر از پرداخت مهر فقیهان چنین نظر داده اند:
«وَ کَیفَ کانَ فَلَهَا اِن تَمَتَنع قَبلَ الدُّخوُلِ ِبها مِن تَسلِیمِ نَفسِهَا حَتّی تَقبَضَ مَهرِهَا اِتفَاقَاً کَمَا فِی کَشفِ اللثّامِ و غَیرِه … ََسواءٌ کانَ الّزوجُ مُوسرًا اَو مُعسراً… وَ هَل لََهَا ذَلِکَ بَعدَ الدّخوُلِ؟ قِیل وَالقَائلُ المُفِیدُ فِیما حُک
ِیَ عَن مَقنعَتَهِ و َالشّیخ فِیما حَکَیَ عَن مَبسُوطِِ نَعَم لَهَا ذَلِکَ َوقِِیل لا وَ هُوَ ا شَبَه بِاصولِ المَذهَبِ و َقواعِد.»( نجفی، محمد حسن، 1371، ج31، ص41 ـ 44)
بهرحال زن می تواند قبل از زفاف از تسلیم خود، امتناع ورزد تا مهرش را از شوهر بستاند این رأی اتفاقی است در کشف اللثام و دیگر کتب فقهی نیز بدان تصریح شده است. خواه شوهر توانمند باشد یا ناتوان. آیا پس از زفاف نیز این حق را دارد؟ برخی مانند شیخ مفید و شیخ طوسی رأی مثبت دارند و برخی دیگر مخالف آن می باشند. رأی مخالف با اصول و مبانی شیعه سازگارتر است.
این حق برای زنان در قانون مدنی، ماده 1085 پذیرفته شده است:
«زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفا وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حالّ باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود».
از این حق، در کتب حقوقی، به

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *