دانلود پایان نامه

مقدس اسلام بین افراد اجتماع اسلامی به رسمیت شناخته است. تأیید کننده این امر این است که در برخی از متونی که فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بیان می‌کنند نخست از ولایت مؤ‌منین سخن به میان آمده و سپس این فریضه متفرع بر آن آورده شده است‌‌. در تعالیم اسلامی‌، کسانی که اصل دین اسلام را پذیرفته و اصول آن را باور نموده‌اند‌، «مؤمن»‌نامیده می‌شوند‌. خداوند در آیه 71 سوره توبه، امر به معروف و نهی از منکر را برای مؤمنین مطرح می‌نماید‌. استاد شهید مطهری در توضیح این آیه آورده است که این دو عمل، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، ناشی از علاقه ایمانی است و به همین دلیل این دو جمله ‌(‌یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر‌) بی‌فاصله به دنبال ولای ایمانی مسلمانان آورده شده‌است؛ (مطهری، 1371، ج 3، ص 264).

6-1-3- حدود و ثغور (شرایط ) امر به معروف ونهی از منکر

در کتاب‌های فقهی‌، برای امر به معروف و نهی از منکر‌، شرایطی بیان شده است‌، اما چه بسا در بیش‌تر موارد نتوان طبقه بندی منسجمی در این زمینه مشاهده نمود. شاید آن چه عبدالقادر عوده در کتاب خویش (عوده، بی‌تا، ج 1، ص 495) آورده است، منطقی‌تر جلوه کند، گر چه جامع نیست‌. به نظر می‌رسد با توجه به این که امر به معروف و نهی از منکر از سه رکن: 1. آمر و ناهی؛ 2. مأمور و منهی؛ 3. فرآیند (عمل) تشکیل می‌شود‌، باید از سه دسته شرایط سخن گفت‌. این شرایط، در حقیقت‌، راه‌کارهایی است که شرع مقدس اسلام برای کارآمدتر کردن و ثمربخشی هر چه بیش‌تر و بهتر این آموزه ارایه کرده است‌.
الف. شرایط آمر و ناهی‌
در کلام فقها برای آمر و ناهی‌، اعم از آن که یک فرد باشد یا گروهی از اجتماع‌، شرایطی ذکر شده است که البته توافق کلی درباره همه آن‌ها وجود ندارد.
الف: امر به معروف و نهی از منکر از جمله واجبات است و طبعاً برعهده کسی است که شرایط عامه تکلیف را داشته باشد‌؛ یعنی به لحاظ شرعی «مکلف» باشد.
ب: پیش از این گفته شد که وجود این فریضه به لحاظ ولایت و مسئولیتی است که مسلمانان نسبت به یکدیگر دارند و از این رو‌، طبق نصوص شرعی این فریضه بر غیر مسلمانان واجب نیست، زیرا در غیر این صورت‌، غیر مسلمان ملزم به گفتار و اعتقاد و عمل یک مسلمان می‌شود و این چیزی جز اکراه و اجبار در دین نیست که در تعالیم اسلامی به صراحت نفی شده است‌. حال جای این پرسش هست که آیا نسبت به برخی امور که در معروف و منکر بودن آن میان ادیان توافق وجود دارد یا از مسلّمات عقلی است، حکومت اسلامی می‌تواند غیر مسلمان را به عنوان یک شهروند مکلف به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن نماید؛‌بدون شک پاسخ مثبت است‌، البته مشروط بر این­که اولاً‌فرد شرط نخست را داشته باشد، یعنی در سن مسئولیت کیفری باشد‌؛ ثانیاً‌عمل به این قانون به هیچ وجه‌با معتقدات دینی او تضاد نداشته باشد. در این صورت است که می‌توان همه افراد اجتماع را به نوعی در عمل به این آموزه مهم بسیج کرد و زمینه تحقق اصل هشتم قانون اساسی ایران‌را فراهم نمود.
ج: ‌قدرت نیز یکی از شرایط عامه تکلیف است که با نبودن آن تکلیف نیز ساقط می‌شود‌. در امر به معروف و نهی از منکر نیز آمر و ناهی باید عملاً‌قدرت انجام این مهم را داشته باشد. نهایت این که‌، در فرض عدم قدرت بر انجام هیچ یک از مراتب سه گانه (چهره‌ای‌، گفتاری‌و رفتاری)، برخی معتقداند بایستی در قلب خود معروف را نیک دانسته و از منکر بیزار باشد، ولی برخی دیگر معتقداند این امر در راستای امر به معروف و نهی ازمنکر نیست بلکه از لوازم و تبعات ایمان است که اساساً قابل امر و نهی نیست.
د: برخی از فقیهان معتقداند در امر به معروف و نهی از منکر شرط است که آمر و ناهی عادل باشد و بر انسان فاسق، تکلیفی از این نظر نیست‌. اینان برای اثبات مدعای خویش به آیاتی از قرآن (2 و 3 سوره صف و 44 سوره بقره‌) تمسک جسته‌اند و نیز گفته‌اند: «هدایت دیگران فرع بر هدایت یافتن است و مستقیم کردن دیگران فرع بر استقامت است و کسی که عاجز از اصلاح خویشتن است از اصلاح دیگران عاجزتر است»‌؛ (عوده، بی‌تا، ج 1، ص 499)‌. اما رأی بیش‌تر فقیهان، جز این است؛ زیرا در غیر این صورت‌، به طور کلی بایستی این فریضه را کنار گذاشت. سعید بن جبیر در این‌باره می‌گوید: «اگر لازم باشد تنها انسان بدون اشکال‌، امر به معروف ونهی از منکر کند‌، هیچ کس امر به هیچ چیز نخواهد کرد»؛ (همان‌). نتیجه این‌که عدالت شرط تأثیرگذاری است نه شرط وجوب.
هـ: برخی‌، شرط پنجمی را نیز به شرایط آمر و ناهی اضافه کرده‌اند و آن اجازه داشتن از امام یا حاکم است‌. در این که چنین سخنی به اطلاق خود باطل است تردیدی نیست‌، زیرا این آموزه از واجبات و فرایض الهی است‌، ولی نسبت به برخی از مراتب عمل به این آموزه‌، به ویژه مرتبه یدی، جای تأمل وجود دارد؛ چون سخن از یک وظیفه همگانی است، نه یک وظیفه خاص که از سوی حاکم به افراد محول می‌شود (نظیر آن چه در حسبه گذشت‌).
ب: شرایط شخص امر یا نهی شونده‌
آیا شخص امر یا نهی شونده لزوماً‌باید مسلمان باشد؟ آیا می‌توان ـ و نیز واجب است ـ که یک فرد غیر مسلمان را امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ در ابتدا ممکن است پاسخ به چنین سؤالی منفی باشد، چون از سویی امر به معروف و نهی از منکر بر پایه ولایت مؤمنین بر یکدیگر استوار است، هم چنان که در بحث از مبانی گذشت، و از سوی دیگر، از جمله شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر آن است و بدیهی است نسبت به غیر مسل
مان چنین احتمالی کم‌تر می‌تواند معنا داشته باشد. و بالاخره امر به معروف و نهی از منکر بر حسب آن چه شریعت در باب معروف یا منکر گفته است معنا می‌شود و غیر مسلمان را نمی‌توان به پذیرش چنین تفسیری ملزم کرد.
اما در نقطه مقابل، نکاتی وجود دارد که پذیرش مطلب بالا را مخدوش می‌سازد؛ زیرا اولاً معروف و منکر در همه موارد آن چیزی نیست که شریعت مقدس اسلام تفسیر کرده باشد؛ بسیاری از مصادیق معروف و منکر اموری‌است که عقل انسان‌ها آن را معروف و منکر می‌شناسد و وجود آن‌ها را برای جامعه بشری مفید و ضروری یا خطرناک می‌پندارد. بسیاری از مسایلی که امروزه در اخلاق شهروندی و اجتماعی مطرح است اموری نیست که عقل آدمی از تصدیق آن‌ها ناتوان باشد؛ اموری هم چون رعایت نظافت و پاکیزگی، حسن هم‌جواری، رعایت نظم و انضباط و …، حال اگر در حوزه روابط اجتماعی، غیرمسلمانانی یافت شوند که این گونه امور را رعایت ننمایند می‌توان دست روی دست گذاشت و هیچ رویارویی اجتماعی را نپذیرفت؟
مکلف بودن امر یا نهی شونده: آیا می‌توان فرد غیر مکلف را از ارتکاب منکرات بازداشت یا به انجام معروفات امر نمود و آیا این امری واجب است یا خیر. در قسمت بازداشتن از منکرات، قول پاره‌ای از فقیهان بر وجوب آن می‌باشد. مثلاً عبدالقادر عوده می‌نویسد: «تفاوتی ندارد که فاعل منکر مکلف باشد یا غیر مکلف، پس اگر کسی کودک یا دیوانه‌ای را در حال شراب‌خواری مشاهده کند، وظیفه دارد شراب او را بریزد و او را از شراب‌خواری منع کند و هم‌چنین اگر مجنونی را مشاهده کند که با زن دیوانه‌ای زنا می‌کند و یا با حیوانی نزدیکی می‌کند بر وی واجب است که او را از آن عمل منع نماید»؛ (همان، ص 501 و 502).
از ظاهر عبارت سیوری (معروف به فاضل مقداد) در کنز العرفان نیز چنین قولی استفاده می‌شود؛ وی می‌نویسد: «در کسی که به او امر و نهی می‌شود شرط نیست مکلف باشد، زیرا هر گاه دانسته شود که غیر مکلف به غیر خود ضرر می‌زند باید از کار او جلوگیری کرد و هم‌چنین کودک، از کارهای حرام نهی می‌شود تا عادت به آن‌ها نکند»؛ (فاضل مقداد، 1365، ج1، ص 408).
ولی پاره‌ای دیگر از فقیهان وجوب چنین بازداشتنی را نه از باب نهی از منکر که از باب جلوگیری از وقوع ضرری که شارع به وجود آن راضی نیست می‌دانند، اعم از این که این ضرر به خود فرد باشد یا به دیگران، و این جلوگیری را همانند جلوگیری از حیواناتی می‌دانند که به مثل خود ضرر می‌رسانند؛ (نوری طبرسی، 1408 ق، ج 12، ص 252).
حقیقت این است که جلوگیری از ضرر ـ چه به خود یا دیگری ـ از جمله اهدافی است که بر نهی از منکر مترتّب است و جدا کردن آن از بحث نهی از منکر چندان روشن نیست. البته در این باره، هم چنان که گفته شد، کلمات فقها بیش‌تر بر عدم وجوب قرار گرفته است و تنها پاره‌ای از فقیهان که تعداد آن‌ها به شمار انگشتان یک دست هم نمی‌رسد از وجوب سخن گفته‌اند، که البته به لحاظ پیامدهای تربیتی آن جای بحث بیش‌تری را می‌طلبد.
اصرار شخص نهی شونده بر ارتکاب گناه: برخی از شرط سومی برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته‌اند و آن این که گنهکار و ترک کننده واجب، اصرار بر ادامه گناه و منکر داشته باشد. در مورد این اصل دلیل تعبدی (آیات و روایات ) وجود ندارد و از این رو هیچ کس به روایتی از ائمه تمسک نکرده است. صاحب جواهر در مورد این شرط استدلال به «عدم اختلاف»؛ (نجفی، محمد حسن بن باقر، 1372، ج 21، ص 370) نموده است، ولی این دلالتی بر اجماعی بودن این مسئله ندارد، زیرا همه فقها بر وجوب این شرط اتفاق نظر ندارند و حتی برخی مانند علامه حلی اساساً از این شرط سخنی به میان نیاورده‌اند. بنابراین، در این مسئله باید به حکم عقل مراجعه نمود.
برخی از فقها در این‌باره گفته‌اند: «دلیل ما بر وجوب این شرط، منحصر به «حکم عقل» است، زیرا عقل، حکم به سقوط وجوب امر به معروف و نهی از منکر در صورت عدم اصرار بر گناه می‌کند. بر این اساس که در این صورت، امر و نهی، لغو و بیهوده خواهد بود و با این دلیل عقلی، اطلاق ادله‌ای که دلالت بر وجوب این دو فریضه می‌کند مقید می‌گردد»؛ (نوری، 1375، ص 163). اما این که چگونه می‌توان دریافت که فرد بر گناه اصرار ندارد بین فقها اتفاق نظر وجود ندارد و پاره‌ای از فقیهان مثل ابن ادریس و محقق حلی عدم وجود اماره ـ و نه بینه ـ بر این مطلب را کافی دانسته‌اند.
ضمن این­که ادله امر به معروف و نهی از منکر مطلق است و وجود چنین شرطی محل تأمل است، به ویژه آن که حتی کسانی که قائل به وجود چنین شرطی شده‌اند چنان معنای موسعی برای آن در نظر گرفته‌اند که با نبود آن چندان تفاوتی ندارد، زیرا «استمرار گناه» را در مقابل «امتناع» قصد و استمرار به تصمیم بر ارتکاب گناه دانسته و گفته‌اند پس اگر کسی شراب بخورد و بعد بتوان فهمید که او قصد دارد فقط یک بار دیگر بخورد واجب است او را نهی از منکر کرد.
ج. شرایط مربوط به فرایند(امر به معروف و نهی از منکر)
سومین دسته از شرایط، شرایطی است که به خود امر به معروف و نهی از منکر، و نه آمر و مأمور یا ناهی و منهی، مربوط می شود. عبدالقادر عوده در این باره می نویسد: «برای امر به معروف شرایط و زمان‌های خاصی وجود ندارد، زیرا امر به معروف نصیحت، هدایت و تعلیم است و تمام این‌ها در هر وقت و هر مناسبتی جایز است اما نهی از منکر و تغییر منکر شرایط خاصی دارد که برای جواز نهی از منکر یا تغییر منکر، تحقق آن ها واجب است»؛ (همان، ص 501).
اما این تفصیل در کلام فقها دیده نمی شود و آن‌ها شرا
یط را به طور کلی مطرح کرده‌اند؛ هر چند شرایطی که آن‌ها بیان نموده­اند، با آن‌چه عبدالقادر عوده گفته است یکی نیست. به نظر می‌رسد حتی امر به معروف نیز آن چنان که عوده تصور کرده است مطلق نباشد و برای آن نیز شرایطی وجود داشته باشد، مثلاً «احتمال تأثیر» از جمله شرایطی است که هم در باب امر به معروف مطرح است و هم در باب نهی از منکر، یا مثلاً «تمسک به کم‌ترین وسیله» که عبدالقادر عوده در باب رفع از منکر بیان کرده است در باب امر به معروف نیز مطرح می‌باشد، زیرا در باب امر به معروف نیز رعایت مراتبی که ذکر آن گذشت ضرورت دارد. یا مثلاً «رعایت موازین و حدود الهی» در هر دو بحث امر به معروف و نهی از منکر جاری است.
احتمال تأثیر: از جمله شرایط ناظر به امر به معروف و نهی از منکر آن است که باید احتمال داده شود که امر و نهی به نوعی مؤثر واقع شود. در بین فقهای شیعی هیچ گونه خلافی در این مورد وجود ندارد و علامه در کتاب «منتهی» فرموده است: «این مسئله اجماعی است، بلکه به قدری روشن است که نیاز به

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهنفس الامر، صدق و کذب

دیدگاهتان را بنویسید